جعبه اسرار – Telegram
جعبه اسرار
86.1K subscribers
22K photos
10.5K videos
4 files
4.3K links

※ جعبه اسرار می‌کوشد تا بدور از هرگونه فعالیت سیاسی و غیراخلاقی، در راستای نقد اجتماعی با زبان طنز تولید محتوا کند. ※ با احترام، این کانال، مسئولیتی بابت کامنت کاربران ندارد.

ارتباط : 📢 @Secrets_ads
Download Telegram
واقعیت امروز جامعه ما...!!!


@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در محلات فرودست نشین تهران صندوق های گدائی را که با نام صدقه و ... نصب بود جمع کرده اند زیرا نه تنها کسی در آنها پولی نمی انداخت بلکه اغلب این صندوق ها را مردم گرسنه و درمانده با هر وسیله ممکن باز می کردند تا بلکه اگر پولی در آن هست برداشته و به زخم زندگیشان بزنند.
این فیلم نمونه ای از این تلاش در کنار زباله گردی برای یافتن لقمه ای نان را نشان میدهد!


@Secrets_Box
توی یکی از فیلم های جیمز باند، یک دیالوگ جالب بود!

هنرپیشه نقش منفی به جیمز باند گفت:
“وقتی بچه بودم موش های صحرائی به مزرعمون حمله کردند و تمام محصول هامون را خوردند. مادر بزرگم چند تاشون را انداخت توی یک قفس و بهشون غذا نداد تا از گشنگی شروع کردند هم دیگه را بخورند. دو سه تا موشی که آخر سر موندند را آزاد کرد…

بهش گفتم: مادر بزرگ چرا آزادشون میکنی؟
گفت: ” این ها دیگه موش خور شدند و هر موشی وارد مزرعه بشه تیکه تیکه اش میکنند!”

آری اینست حکایتی تلخ از یک جامعه آفت زده ، مواظب باشیم بخوردن همدیگه عادتمون ندهند.


@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با جهل و خرافات نميتوان پيشرفت كرد

عکس العمل مسافران به هنگام سوار شدن تاکسی های بدون راننده و تمام اتوماتیک دبی را ببینید...!!


@Secrets_Box
اسب سواری ، مرد فلجی را سر راه خود دید ڪه عصا بدست پیاده میرود ،
مرد سوار دلش به حال او سوخت ، از اسب پیاده شد او را از جا بلند ڪرد و بر روی اسب گذاشت تا او را به مقصد برساند!

مرد افلیج ڪه اڪنون خود را سوار بر اسب میدید دهنه ی اسب را ڪشید و گفت:
اسب را بردم ... و با اسب گریخت!
پیش از آنڪه دور شود صاحب اسب داد زد:
" تو تنها اسب را نبردی ، جوانمردی را هم بردی!
اسب مال تو ؛ اما گوش ڪن ببین چه می گویم"
مرد افلیج اسب را نگه داشت
مرد سوار گفت: هرگز به هیچ ڪس نگو چگونه اسب را به دست آوردی! می ترسم ڪه دیگر "هیچ سواری" به پیاده ای رحم نڪند

حڪایت ، حڪایت روزگار ماست!!
به قدرتمندان و ثروت اندوزان و ڪاخ نشینان بگویید: شما ڪه با جلب اعتماد مستمندان و بیچارگان و ستمدیدگان ؛ اسب قدرت بدستتان افتاده ...
شماها ؛
نه فقط اسب ،
ڪه ایمان ،
اعتماد ،
اعتقاد
و ...
نان سفره مان را بردید ...
فقط به ڪسی نگوئید چگونه سوار اسب قدرت شدید!!!
افسوس... ڪه دیگر نه بر اعتمادها اعتقادیست و نه بر اعتقادها اعتمادی!‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌


@Secrets_Box
به این تصویر خوب دقت کنید.
هم امنیت داره هم زنده س ولی زندگی نمیکنه...
حکایت ما ایرانیاست...!!


@Secrets_Box
فرانسه‌ بمیرد زیبایی‌ می‌میرد
آلمان بمیرد قدرت می‌میرد
بریتانیا بمیرد سیاست ‌می‌میرد
ایران بمیرد تمدن می‌میرد
و عرب بمیرد خیانت می‌میرد !!

چرچيل


@Secrets_Box
برای انسانی که گرسنه است،
از معنویت سخن گفتن
و از کمال ارزش های اخلاقی
دم زدن فریب و فاجعه است!!


@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ کوتاه رو حتما ببینید 👌

واقعا عالیه


@Secrets_Box
زنان قربانی سنت عجیب!

تبعید در دوران عادت ماهیانه، مرگ زن چهل ساله‌ای را در نپال رقم زد. او که دوران تبعید عادت ماهیانه‌اش را در یک آلونک فرسوده می‌گذراند، بر اثر کمبود امکانات جان سپرد.
تبعید زنان به خارج از خانه‌هایشان در دوران عادت ماهیانه، یکی از سنّت‌های مشهور هندو‌های نپال است زیرا بر این باورند آنان در این زمان نجس و با لمس هر چیزی این نجاست را منتقل می‌کنند و برای دیگران بدیُمنی به بار می‌آورند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌..!

#جهل

@Secrets_Box
اتیوپی۵۴ و سودان ۴۲میلیون گاو دارد
ولی از کشورهای فقیر دنیا هستند.
هلند ۱۱میلیون گاو دارد ولی شیرولبنیات جهان را تامین میکند!
مشکل گاوها نیستند
مشکل گاوههایی هستند که اقتصاد را اداره میکنند!!


@Secrets_Box
دو پادشاه زن بر ایران حکومت کردند. پوراندخت و خواهرش آذرميدخت که درسال ۶۲۹_۶۳۲ م بر امپراتوری بزرگ ساسانی فرمانروایی کردند
درهمان زمان اعراب دختران خود را زنده به گور میکردند!

@Secrets_Box
مهارت های کلامی

ﻧﮕﻮ: ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺰﺍﺣﻤﺘﺎﻥ ﺷﺪﻡ!
ﺑﮕﻮ: ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻣﻦ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﺪ ﻣﺘﺸﮑﺮﻡ!

ﻧﮕﻮ: ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﻡ! ﺑﮕﻮ : ﺩﺭ ﻓﺮﺻﺘﻰ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻮﺩ!

ﻧﮕﻮ: ﺧﺪﺍ ﺑﺪ ﻧﺪﻩ! ﺑﮕﻮ: ﺧﺪﺍ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺑﺪﻩ!

ﻧﮕﻮ: ﻗﺎﺑﻞ ﻧﺪﺍﺭﻩ! ﺑﮕﻮ: ﻫﺪﯾﻪ ﺍﻯ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ!

ﻧﮕﻮ: ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮﺭﺩﻡ! ﺑﮕﻮ : ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻛﺮﺩﻡ!

ﻧﮕﻮ: ﺯﺷﺘﻪ! ﺑﮕﻮ: ﻗﺸﻨﮓ ﻧﯿﺴﺖ!

ﻧﮕﻮ: ﺑﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ! ﺑﮕﻮ : ﺧﻮﺑﻢ!

ﻧﮕﻮ: ﭼﺮﺍ ﺍﺫﯾﺖ ﻣﻴﻜﻨﻰ؟ ﺑﮕﻮ: ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﭼﻪ ﻟﺬﺗﯽ ﻣﯽﺑﺮﯼ؟

ﻧﮕﻮ: ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯽ! ﺑﮕﻮ: ﺷﺎﺩ ﻭ ﭘﺮ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺑﺎﺷﯽ!

ﻧﮕﻮ: ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ! ﺑﮕﻮ: ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ!

ﻧﮕﻮ: ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ! ﺑﮕﻮ: ﺁﺳﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ!

ﻧﮕﻮ: ﺟﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﻟﺒﻢ ﺭﺳﯿﺪ! ﺑﮕﻮ: ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻧﺒﻮﺩ!

ﻧﮕﻮ: ﺑﻪ ﺗﻮ ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ! ﺑﮕﻮ: ﺧﻮﺩﻡ ﺣﻠﺶ ﻣﯽﮐﻨﻢ!

ﺧﻮﺏ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﻗﻠﺐ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﺴﺨﯿﺮ ﻣﯽ کند.


@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصویری که از خدا به اشتباه
برای ما ترسیم کردند!


@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این حیوان ویجو نام دارد که در مناطق عربی یافت می شود وبیشتر در قبرستانهاست ، قبرها را سوراخ می کند و جنازه می خورد ، و آوازی شبیه گریه و زاری انسان سر می دهد!

نکته بسیار جالب تکاملی در رفتار این حیوان وجود دارد اونم اینکه یاد گرفته شیون انسان رو تقلید کنه یعنی اگه زمانی کسی از کنار قبرستانی رد بشه که این موجود در حال تغذیه باشه فکر میکنه مرده در حالت عذاب کشیدن هستش که به اعتقادات ما مسلمون ها و اعراب بسیار نزدیکه و کسی مزاحم حیوان نمیشه بلکه حتی ممکنه بترسه و فرار کنه و اونم راحت به کارش ادامه میده!!


@Secrets_Box
میدونید دردناک ترین
بخش فرار مغزها چیه؟
قدرت گرفتن بی مغزهاست...!!

فامیل دور

@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این شما و اینم تکنولوژی در بلاد کفر!

اونوقت ما هنوز دنبال اینیم که با پای راست بریم دسشویی یا چپ :))



@Secrets_Box
جوانی به چاقو وارد مسجد شد و گفت: "بین شما کسی هست که مسلمان باشد؟"
همه با ترس به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکم‌فرما شد، بالاخره پیرمردی با ریش سفید برخواست و گفت: " آری من مسلمانم!"
جوان گفت، همراه من بیا ,
جوان و پیرمرد چندقدمی باهم دور شدند، جوان با اشاره به گله ای از گوسفندان، به پیرمرد گفت: "میخواهم تمامی آنها را قربانی کنم و بین فقرا پخش کنم و به کمک شما احتیاج دارم"
پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت: "به مسجد بازگرد و شخص دیگری را برای کمک بیاور"
جوان با چاقو و لباس خون آلود به مسجد بازگشت و گفت: "بین شما مسلمان دیگری هم هست؟"
همه افراد حاضر در مسجد در حالی که بشدت ترسیده بودند به پیش نماز مسجد چشم دوختند!
ناگهان پیشنماز فریاد زد: "به چه نگاه میکنید؟ به عیسی مسیح قسم با چند رکعت نماز خواندن ، کسی مسلمان نمیشود!"

@Secrets_Box
مادر شهید محمدصادق رضایی به همراه استخوان های فرزندش

قابل توجه غارتگران بیت المال:
او اینگونه فداکاری نکرد
تا تو کشور را غارت کنی !


@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در زندگی بعضی لحظات پیش میاید که به آن لحظه مرگ و زندگی می گویند و این یکی از همان لحظات است ، هواپیمای غول پیکر A380 با ۸۴۰ مسافر در حال نشستن روی باند فرودگاه شهر کوالالامپور است ، چرخ های عقب هواپیما بر روی زمین می نشیند که یکباره سروکله این تانکر پر از بنزین روی باند پیدا می شود وعجیب تر آن که راننده از ترس دست وپای خود را گم می کند و موتور تانکر درست وسط باند خاموش و توقف می کند ، ثانیه ای با وقوع یک فاجعه بزرگ فاصله است ، می توان حدس زد که در این لحظات کوتاه چه بر راننده تانکر و همینطور خلبان هواپیما گذشته است ، راننده تانکر مرگ محتوم را پذیرفته و تسلیم مرگ شده است ، اما خلبان درست در آخرین لحظه بهترین تصمیم ممکن را می گیرد ودوباره هواپیما را از زمین بلند می کند و با سانتی متری فاصله از روی تانکر می گذرد و نفس ها دوباره برمی گردد وزندگی به روی ۸۴۰ سرنشین هواپیما وخدمه آن و نیزراننده خوش شانس تانکر لبخند دوباره می زند .


@Secrets_Box