This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جا داره يادى كنيم از بهترين سكانس تاريخ سينماى ايران و شاهكار پرويز خان پرستويی!
آخه بهشت که زورکی نمیشه عزیز برادر !
@Secrets_Box
آخه بهشت که زورکی نمیشه عزیز برادر !
@Secrets_Box
سال ٥٨ مناظره اي داغ بين مهندس بازرگان و شهيد بهشتي تحت عنوان تخصص بالاتر است يا تعمد و تقوا! برگزار شد و بازرگان اعتقاد داشت تخصص بهتر است. در لابلاي بحث , مرحوم بازرگان سوالي از شهيد بهشتي پرسيد: آقاي دكتر فرض كنيم كه قصد داريد با اتوبوس از شهري به تهران بياييد، راننده اي داريم كه جاده را مثل كف دست ميشناسه ولی اهل همه جور معصيتی ست و راننده ديگری كه تازه كار است ولي بسيار متدين و اهل دين است شما خانواده تون رو با كدام راننده راهی ميكنيد؟ در اين هنگام شهيد بهشتي مكثي طولاني كرد و سپس به علامت تاييد نظر مرحوم بازرگان بزرگوارانه فرمودند اقا من ديگر صحبتي ندارم! هر چند مرحوم بازرگان برنده اين مناظره بود ولي اين پارادوكس هيچ گاه براي شخص بنده حل نشد و همواره احساسم ميگفت كه قطعا تقوا و تعهد بالاتر است! تا اينكه پست بسيار قشنگي ديدم با اين مضمون: از شهيد چمران سوال كردند آقاي دكتر تقوا بالاتر است يا تخصص!؟ شهيد چمران فرمودند: تقوا بالاتر است! ولي اگر كسي تخصص كاري را نداشته باشد و منصبی را قبول كند، قطعا انسان بي تقوايي است!
@Secrets_Box
@Secrets_Box
اگر مستضعفی دیدی
ولی از نان امروزت
به او چیزی نبخشیدی.
به انسان بودنت شک کن
اگر چادر به سر داری
ولی از زیر آن چادر
به یک دیوانه خندیدی
به انسان بودنت شک کن
اگر قاری قرآنی
ولی در درکِ آیاتش
دچارِ شک و تردیدی
به انسان بودنت شک کن
اگر گفتی خدا ترسی
ولی از ترس اموالت
تمام شب نخوابیدی
به انسان بودنت شک کن
اگر هر ساله در حجّی
ولی از حال همنوعت
سوالی هم نپرسیدی
به انسان بودنت شک کن
اگر مرگِ کسی دیدی
ولی قدرِ سَری سوزن
ز جای خود نجنبیدی
به انسان بودنت شک کن
@Secrets_Box
ولی از نان امروزت
به او چیزی نبخشیدی.
به انسان بودنت شک کن
اگر چادر به سر داری
ولی از زیر آن چادر
به یک دیوانه خندیدی
به انسان بودنت شک کن
اگر قاری قرآنی
ولی در درکِ آیاتش
دچارِ شک و تردیدی
به انسان بودنت شک کن
اگر گفتی خدا ترسی
ولی از ترس اموالت
تمام شب نخوابیدی
به انسان بودنت شک کن
اگر هر ساله در حجّی
ولی از حال همنوعت
سوالی هم نپرسیدی
به انسان بودنت شک کن
اگر مرگِ کسی دیدی
ولی قدرِ سَری سوزن
ز جای خود نجنبیدی
به انسان بودنت شک کن
@Secrets_Box
زمانی که حاکم دبی به ایران آمده بود
روزی برای صرف ناهار مهمان شاه ایران میشود و بطور خصوصی صحبت هایی می کنند.
بعد از صرف ناهار اسداله علم [ وزیر دربار ] از شاه می پرسد؛ شيخ راشد آل مكتوم چطور آدمی بود؟
شاه در جواب می گوید
این شخص نسبت به دیگر عرب ها بسیار روشنفکر و مترقی تر است...
به زبان انگلیسی کاملا مسلط است.
از ما در راه پیشرفت دبی درخواست كمک کرده که تا دبی هم مثل کشور ما آباد بشود ...
حتی در خواست کردند کنترل امنیت آنها را ما بدست بگیریم ...!!
@Secrets_Box
روزی برای صرف ناهار مهمان شاه ایران میشود و بطور خصوصی صحبت هایی می کنند.
بعد از صرف ناهار اسداله علم [ وزیر دربار ] از شاه می پرسد؛ شيخ راشد آل مكتوم چطور آدمی بود؟
شاه در جواب می گوید
این شخص نسبت به دیگر عرب ها بسیار روشنفکر و مترقی تر است...
به زبان انگلیسی کاملا مسلط است.
از ما در راه پیشرفت دبی درخواست كمک کرده که تا دبی هم مثل کشور ما آباد بشود ...
حتی در خواست کردند کنترل امنیت آنها را ما بدست بگیریم ...!!
@Secrets_Box
مردان ترکیه برای حفاظت از زنان کاروانشان در کنار خانه خدا اینگونه دیوار انسانی ساخته اند!
مردان ایرانی هم برای حفاظت از زنانشان توی مشهد هتل های عفاف و حجاب ساخته اند!
@Secrets_Box
مردان ایرانی هم برای حفاظت از زنانشان توی مشهد هتل های عفاف و حجاب ساخته اند!
@Secrets_Box
روزی دُم یک روباه در حادثهای قطع شد.
روباههای گروه پرسیدند دمات چه شد؟
چون روباهها از نسلی مکار میباشند، گفت خودم قطعاش کردم
گفتند چرا؟ این که بسیار بد است و معلوم میشود.
روباه گفت: خیر! حالا آزادم و سبک.
احساس راحتی میکنم! وقتی راه میروم فکر میکنم که دارم پرواز میکنم.
یک روباه دیگر که بسیار ساده بود، رفت و دُم خود را قطع کرد.
چون درد شدیدی داشت و نمیتوانست تحمل کند، نزد روباه اولی رفت و گفت: برادر تو که گفته بودی سبک شدهام و احساس راحتی میکنم ، من که بسیار درد دارم!
روباه اولی گفت: صدایش را درنیاور
اگر نه تمام روز روباههای دیگر به ما میخندند! هر لحظه ابراز خشنودی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود؛ وگر نه تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت
همان بود که تعداد دمبریدهها آنقدر زیاد شد که بعداً به روباههای دمدار میخندیدند.
✔️وقتی در یک جامعه افراد مفسد زیاد میشوند ، آنگاه به افراد باشرف و باعزت میخندند.
گاهی هم آنها را دیوانه میدانند.
@Secrets_Box
روباههای گروه پرسیدند دمات چه شد؟
چون روباهها از نسلی مکار میباشند، گفت خودم قطعاش کردم
گفتند چرا؟ این که بسیار بد است و معلوم میشود.
روباه گفت: خیر! حالا آزادم و سبک.
احساس راحتی میکنم! وقتی راه میروم فکر میکنم که دارم پرواز میکنم.
یک روباه دیگر که بسیار ساده بود، رفت و دُم خود را قطع کرد.
چون درد شدیدی داشت و نمیتوانست تحمل کند، نزد روباه اولی رفت و گفت: برادر تو که گفته بودی سبک شدهام و احساس راحتی میکنم ، من که بسیار درد دارم!
روباه اولی گفت: صدایش را درنیاور
اگر نه تمام روز روباههای دیگر به ما میخندند! هر لحظه ابراز خشنودی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود؛ وگر نه تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت
همان بود که تعداد دمبریدهها آنقدر زیاد شد که بعداً به روباههای دمدار میخندیدند.
✔️وقتی در یک جامعه افراد مفسد زیاد میشوند ، آنگاه به افراد باشرف و باعزت میخندند.
گاهی هم آنها را دیوانه میدانند.
@Secrets_Box
اعضاء بدن تصميم ميگيرن براى خودشون رئيس جمهور تعيين كنن
مغز و قلب رو كانديد ميكنن
روده ميگه منم نامزد ميشم
رأى گيرى شروع ميشه و قلب با اكثريت آرا رئيس جمهور ميشه
به روده بر ميخوره و ميگه من بايد رئيس جمهور بشم ولی اعضاء قبول نميكنن
روده هم ميگه حالا كه اينطور شد منم ديگه كار نميكنم و نميرينم !
ديگر اعضاء بهش ميگن نرين...
روز اول همه تحمل ميكنن و روز دوم هم همينطور روز سوم ميبينن نميشه به همه جا داره فشار مياد
كليه ، كبد ، قلب ، مغز همه دارن از كار ميافته
ميرن پيش روده ميگن برين
ميگه نميرينم
ميگن بابا برين همه داريم از كار ميافتيم
ميگه به شرطى كه رئيس جمهور بشم
همه ميگن باشه تو رئيس جمهور!
روده ميگه خب حالا من بايد چيكار كنم؟
اعضاء ميگن هیچی تو فقط برین !
@Secrets_Box
مغز و قلب رو كانديد ميكنن
روده ميگه منم نامزد ميشم
رأى گيرى شروع ميشه و قلب با اكثريت آرا رئيس جمهور ميشه
به روده بر ميخوره و ميگه من بايد رئيس جمهور بشم ولی اعضاء قبول نميكنن
روده هم ميگه حالا كه اينطور شد منم ديگه كار نميكنم و نميرينم !
ديگر اعضاء بهش ميگن نرين...
روز اول همه تحمل ميكنن و روز دوم هم همينطور روز سوم ميبينن نميشه به همه جا داره فشار مياد
كليه ، كبد ، قلب ، مغز همه دارن از كار ميافته
ميرن پيش روده ميگن برين
ميگه نميرينم
ميگن بابا برين همه داريم از كار ميافتيم
ميگه به شرطى كه رئيس جمهور بشم
همه ميگن باشه تو رئيس جمهور!
روده ميگه خب حالا من بايد چيكار كنم؟
اعضاء ميگن هیچی تو فقط برین !
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاش آن قدر طلا داشتم که حرف به حرف این ۵۹ ثانیه را با آب طلا می نوشتم و بر در و دیوار مساجد و خانه های شهر می آویختم! صحبتهای شنیدنی درباره خرافات در اسلام که الحق و الانصاف صاف وسط خال را نشانه گرفت! هیچکس حق ندارد مردم را در جهل و بی سوادی نگه دارد تا مردم از آنان اطاعت کنند!
@Secrets_Box
@Secrets_Box
❤1
چنگیز مغول پس از فجایع در نیشابور به همدان رفت و به مردم آنجا گفت:
یک سوال از شما می پرسم اگر جواب درست و خوبی بدهید، در امان هستید.
پرسید:
" من از جانب خدا آمده ام یا خودم ؟"
چوپانی دلیر و نترس گفت:
" تو نه از جانب خدا آمده ای و نه از جانب خود. بلکه « اعمال ما » است که تو را به اینجا آورده است.
وقتی ما برای اندیشمندان و عاقلان خود احترام قائل نشدیم و به عده ای فرومایه و نادان مقام و منزلت دادیم و احترامش نمودیم، نتیجه اش لشکرکشی تو به اینجاست...!!
@Secrets_Box
یک سوال از شما می پرسم اگر جواب درست و خوبی بدهید، در امان هستید.
پرسید:
" من از جانب خدا آمده ام یا خودم ؟"
چوپانی دلیر و نترس گفت:
" تو نه از جانب خدا آمده ای و نه از جانب خود. بلکه « اعمال ما » است که تو را به اینجا آورده است.
وقتی ما برای اندیشمندان و عاقلان خود احترام قائل نشدیم و به عده ای فرومایه و نادان مقام و منزلت دادیم و احترامش نمودیم، نتیجه اش لشکرکشی تو به اینجاست...!!
@Secrets_Box
روزی باران شدیدی می بارید.
ملانصرالدین پنجره خانه را باز کرده بود و داشت بیرون را نگاه میکرد. در همین حین همسایه اش را دید که داشت به سرعت از کوچه می گذشت.
ملا داد زد: آهای فلانی! کجا با این عجله؟ همسایه جواب داد: مگر نمیبینی چه بارانی دارد میبارد؟
ملا گفت: مردک خجالت نمیکشی از رحمت الهی فرار میکنی؟
همسایه خجالت کشید و آرام آرام راه خانه را در پیش گرفت. چند روزی گذشت و بر حسب اتفاق دوباره باران شروع به باریدن کرد و این دفعه همسایه ملا پنجره را باز کرده بود و داشت بیرون را تماشا میکرد که یکدفعه چشمش به ملا افتاد که قبایش را روی سر کشیده است و دارد به سمت خانه میدود.
فریاد زد: آهای ملا! مگر حرفت یادت رفته؟ تو چرا از رحمت خداوند فرار میکنی؟ ملانصرالدین گفت: مرد حسابی، من دارم می دوم که کمتر نعمت خدا را زیر پایم لگد کنم !!!
@Secrets_Box
ملانصرالدین پنجره خانه را باز کرده بود و داشت بیرون را نگاه میکرد. در همین حین همسایه اش را دید که داشت به سرعت از کوچه می گذشت.
ملا داد زد: آهای فلانی! کجا با این عجله؟ همسایه جواب داد: مگر نمیبینی چه بارانی دارد میبارد؟
ملا گفت: مردک خجالت نمیکشی از رحمت الهی فرار میکنی؟
همسایه خجالت کشید و آرام آرام راه خانه را در پیش گرفت. چند روزی گذشت و بر حسب اتفاق دوباره باران شروع به باریدن کرد و این دفعه همسایه ملا پنجره را باز کرده بود و داشت بیرون را تماشا میکرد که یکدفعه چشمش به ملا افتاد که قبایش را روی سر کشیده است و دارد به سمت خانه میدود.
فریاد زد: آهای ملا! مگر حرفت یادت رفته؟ تو چرا از رحمت خداوند فرار میکنی؟ ملانصرالدین گفت: مرد حسابی، من دارم می دوم که کمتر نعمت خدا را زیر پایم لگد کنم !!!
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی از عزاداری عمومی در چهارمین سال درگذشت کیم جونگ ايل ( پدر كيم جونگ اون ) در کره شمالی!
شدت گريه مردم رو ببينيد كه چطور از سر اجبار خودشونو پاره میکنند!
دیکتاتورها در همه جای دنیا الگویی مشابه دارند !!
#ببینید
@Secrets_Box
شدت گريه مردم رو ببينيد كه چطور از سر اجبار خودشونو پاره میکنند!
دیکتاتورها در همه جای دنیا الگویی مشابه دارند !!
#ببینید
@Secrets_Box
ﭼﺮﭼﻴﻞ می گوید: ﺭﻭﺯی ﺳﻮﺍﺭ تاکسی ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻓﺘﺮ BBC ﺑﺮﺍی ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ میﺭﻓﺘﻢ. ﻫﻨﮕﺎمی ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺟﺎ ﺭﺳﻴﺪﻡ، ﺑﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺘﻢ ﺁﻗﺎ ﻟﻄﻔﺎً ﻧﻴﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ.
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﺁﻗﺎ! ﻣﻦ میﺧﻮﺍﻫﻢ ﺳﺮﻳﻌﺎً ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﻭﻡ ﺗﺎ ﺳﺨﻨﺮﺍنی ﭼﺮﭼﻴﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﺍﺩﻳﻮ ﮔﻮﺵ ﺩﻫﻢ.
ﺍﺯ ﻋﻼﻗﻪی ﺍﻳﻦ ﻓﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻭ ﺫﻭﻕ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻳﮏ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺩﻩ ﭘﻮﻧﺪی ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻡ. ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﺩﻳﺪﻥ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﮔﻔﺖ: ﮔﻮﺭ ﺑﺎﺑﺎی ﭼﺮﭼﻴﻞ !
ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﺪ، ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ ﻫﻢ ﺍﻳﻦﺟﺎ ﻣﻨﺘﻈﺮ میﻣﺎﻧﻢ!
@Secrets_Box
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﺁﻗﺎ! ﻣﻦ میﺧﻮﺍﻫﻢ ﺳﺮﻳﻌﺎً ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﻭﻡ ﺗﺎ ﺳﺨﻨﺮﺍنی ﭼﺮﭼﻴﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﺍﺩﻳﻮ ﮔﻮﺵ ﺩﻫﻢ.
ﺍﺯ ﻋﻼﻗﻪی ﺍﻳﻦ ﻓﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻭ ﺫﻭﻕ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻳﮏ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺩﻩ ﭘﻮﻧﺪی ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻡ. ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﺩﻳﺪﻥ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﮔﻔﺖ: ﮔﻮﺭ ﺑﺎﺑﺎی ﭼﺮﭼﻴﻞ !
ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﺪ، ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ ﻫﻢ ﺍﻳﻦﺟﺎ ﻣﻨﺘﻈﺮ میﻣﺎﻧﻢ!
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مقايسه تصادف بنز با کامیون و پرايد با كاميون!
بعد پلیس میگه در هر ساعت ۲نفر در ایران در تصادف کشته میشن!
درستش اینه بگه توسط سایپا و ایرانخودرو کشته میشن!!!
@Secrets_Box
بعد پلیس میگه در هر ساعت ۲نفر در ایران در تصادف کشته میشن!
درستش اینه بگه توسط سایپا و ایرانخودرو کشته میشن!!!
@Secrets_Box
ارزش هر یک واحد پول ملی کشورها نسبت به دلار آمریکا!
فقط ارزش پول ایرانو با بقیه کشورها مقایسه کنین !!!
@Secrets_Box
فقط ارزش پول ایرانو با بقیه کشورها مقایسه کنین !!!
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استفاده ابزاری از جهل و نادانی و تجارتی پرسود برای اروپا با گیسوان موقوفی زنان هندی!
برخی زنان هندی موهای خود را وقف خدایان میکنند. گیسوان این زنان در اختیار معابد قرار میگیرد. آنها خبر ندارند که بخش قابل توجهی از این موها بعدا از سالنهای زیبایی در اروپا سر در میآورد!
@Secrets_Box
برخی زنان هندی موهای خود را وقف خدایان میکنند. گیسوان این زنان در اختیار معابد قرار میگیرد. آنها خبر ندارند که بخش قابل توجهی از این موها بعدا از سالنهای زیبایی در اروپا سر در میآورد!
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویری دیده نشده از نابود سازی مشروبات الکلی هتل بین المللی تهران به ارزش ۳ میلیون دلار توسط جوانان انقلابی
اوایل انقلاب به هتل بین المللی تهران دستور داده شده بود که مشروبات الکلی را فقط در اختیار مهمانان خارجی قرار دهد، بعد از مدت کوتاهی این دستور لغو می شود و آقای اسنپپه سعی میکند ذخایر مشروبات هتل را به خارج از کشور انتقال دهد که سرانجام موفق نمیشود.
انبار هتل مملو از ویسکی های اسکاتلندی و شامپاین و شراب های فرانسوی بود که آن زمان ۳ میلیون دلار ارزش داشت!!
@Secrets_Box
اوایل انقلاب به هتل بین المللی تهران دستور داده شده بود که مشروبات الکلی را فقط در اختیار مهمانان خارجی قرار دهد، بعد از مدت کوتاهی این دستور لغو می شود و آقای اسنپپه سعی میکند ذخایر مشروبات هتل را به خارج از کشور انتقال دهد که سرانجام موفق نمیشود.
انبار هتل مملو از ویسکی های اسکاتلندی و شامپاین و شراب های فرانسوی بود که آن زمان ۳ میلیون دلار ارزش داشت!!
@Secrets_Box