تصویری واقعی که در سال۱۸۸۹ میلادی در دمشق گرفته شد.
کوتوله معلولِ مسیحی بنام سمیر، بر دوش دوست نابینای مسلمان خود بنام عبدالله بود.
سمیر بر دوش عبدالله , در رفت و آمدهایش به او وابسته بود و نقش چشم عبدالله نابینا را داشت و در کوچه پس کوچههای دمشق با راهنمایی وی، عبدالله از چالهها و پستی بلندیها میگذشت. یکی میدید و دیگری راه میرفت، اینچنین همدیگر را کامل میکردند.
هر دو در کودکی یتیم شدند و بدون سرپرست در اتاقی با هم زندگی میکردند و با هم کار میکردند.
سمیر قصهگو بود و در یکی از قهوه خانههای قدیمی و معروف دمشق برای مردم قصه میگفت و عبدالله روشندل کنار قهوهخانه نخود و لوبیای داغ میفروخت.
سمیر قبل از عبدالله درگذشت و عبدالله به شدت متاثر شد، طوری که یک هفته تمام در اتاقش گریست، تا جائی که جسد بیجانش که از شدت اندوه فوت شده بود را در اتاقش پیدا کردند.
این دو مرد ساده دل، که دین یکدیگر را نفهمیدند، با هم زندگی کردند و به انسانها ثابت کردند که ما به همدیگر نیاز داریم بدون اینکه دین و باور یکدیگر را در نظر بگیریم.
ملت عشق از همه دین ها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست
مولانا
@Secrets_Box
کوتوله معلولِ مسیحی بنام سمیر، بر دوش دوست نابینای مسلمان خود بنام عبدالله بود.
سمیر بر دوش عبدالله , در رفت و آمدهایش به او وابسته بود و نقش چشم عبدالله نابینا را داشت و در کوچه پس کوچههای دمشق با راهنمایی وی، عبدالله از چالهها و پستی بلندیها میگذشت. یکی میدید و دیگری راه میرفت، اینچنین همدیگر را کامل میکردند.
هر دو در کودکی یتیم شدند و بدون سرپرست در اتاقی با هم زندگی میکردند و با هم کار میکردند.
سمیر قصهگو بود و در یکی از قهوه خانههای قدیمی و معروف دمشق برای مردم قصه میگفت و عبدالله روشندل کنار قهوهخانه نخود و لوبیای داغ میفروخت.
سمیر قبل از عبدالله درگذشت و عبدالله به شدت متاثر شد، طوری که یک هفته تمام در اتاقش گریست، تا جائی که جسد بیجانش که از شدت اندوه فوت شده بود را در اتاقش پیدا کردند.
این دو مرد ساده دل، که دین یکدیگر را نفهمیدند، با هم زندگی کردند و به انسانها ثابت کردند که ما به همدیگر نیاز داریم بدون اینکه دین و باور یکدیگر را در نظر بگیریم.
ملت عشق از همه دین ها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست
مولانا
@Secrets_Box
شما نمی توانید انسانی را
برده سازید مگر آنکه او را وادار کنید احساس گناه کند.
احساس گناه نیرنگی است، که با آن می توان هر کسی را به بردگی درآورد!
👤اُشو
@Secrets_Box
برده سازید مگر آنکه او را وادار کنید احساس گناه کند.
احساس گناه نیرنگی است، که با آن می توان هر کسی را به بردگی درآورد!
👤اُشو
@Secrets_Box
یارانه ۴۵۰۰۰ تومانی با ملت ایران چه کرد ؟
سکه
سال ۸۴ 👈 ۹۹ هزار تومان
سال ۹۸ 👈 ۴میلیون تومان
سیمان
سال ۸۴ 👈 پاکتی ۳۵۰۰ تومان
سال ۹۸ 👈 پاکتی ۱۵ هزار تومان
دلار آمریکا
سال ۸۴ 👈 ۹۰۲ تومان
سال ۹۸ 👈 ۱۱ هزار تومان
گاز
سال ۸۴ 👈 متر مکعبی ۱۰ تومان
سال ۹۸ 👈 متر مکعبی ۵۴۵ تومان
پراید
سال ۸۴ 👈 ۶ میلیون تومان
سال ۹۸ 👈 ۴۵ میلیون تومان
برق
سال ۸۴ 👈 کیلو وات ۱۶.۵ تومان
سال ۹۸ 👈 کیلو وات ۲۱۵
بنزین
سال ۸۴ 👈 ۸۰ تومان
سال ۹۸ 👈 ۱۰۰۰ تومان
گازوئیل
سال ۸۴ 👈 ۱۶ تومان
سال ۹۸ 👈 ۳۵۰ تومان
گفتم غم تو دارم ، گفتا غمت سرآید ...
گفتم که نان گران شد ، گفتا گرانتر آید !
گفتم ز نرخ قصاب، فریاد ما بلند است ...
گفتا که گوشت کم خور ، تا حاجتت بر آید !
گفتم چرا کم است این ، یارانه های نقدی ...
گفتا خموش غافل ، این نیز هم نیاید !
گفتم که از گرانی ، جانم به لب رسیده ...
گفتا تحملش کن ، تا جان تو درآید ... !!
@Secrets_Box
سکه
سال ۸۴ 👈 ۹۹ هزار تومان
سال ۹۸ 👈 ۴میلیون تومان
سیمان
سال ۸۴ 👈 پاکتی ۳۵۰۰ تومان
سال ۹۸ 👈 پاکتی ۱۵ هزار تومان
دلار آمریکا
سال ۸۴ 👈 ۹۰۲ تومان
سال ۹۸ 👈 ۱۱ هزار تومان
گاز
سال ۸۴ 👈 متر مکعبی ۱۰ تومان
سال ۹۸ 👈 متر مکعبی ۵۴۵ تومان
پراید
سال ۸۴ 👈 ۶ میلیون تومان
سال ۹۸ 👈 ۴۵ میلیون تومان
برق
سال ۸۴ 👈 کیلو وات ۱۶.۵ تومان
سال ۹۸ 👈 کیلو وات ۲۱۵
بنزین
سال ۸۴ 👈 ۸۰ تومان
سال ۹۸ 👈 ۱۰۰۰ تومان
گازوئیل
سال ۸۴ 👈 ۱۶ تومان
سال ۹۸ 👈 ۳۵۰ تومان
گفتم غم تو دارم ، گفتا غمت سرآید ...
گفتم که نان گران شد ، گفتا گرانتر آید !
گفتم ز نرخ قصاب، فریاد ما بلند است ...
گفتا که گوشت کم خور ، تا حاجتت بر آید !
گفتم چرا کم است این ، یارانه های نقدی ...
گفتا خموش غافل ، این نیز هم نیاید !
گفتم که از گرانی ، جانم به لب رسیده ...
گفتا تحملش کن ، تا جان تو درآید ... !!
@Secrets_Box
نصیحت آغا محمدخان قاجار خطاب به ولیعهدش فتحعلی شاه :
رعیت چون آسوده گردد در فکر عزل رئیس و ضابط افتد و علی هذا القیاس . چون عموم اهالی ملک را فراغت روی دهد به عمال و حکام تمکین نکنند و در فکرهای دور و دراز درافتند،
این گروه فرومایه را باید به خود مشغول کردن که از کار رعیتی و گرفتاری فارغ نگردند؛
ارباب زراعت و فلاحت باید چنان باشد که هر ده خانه را یک دیگ نباشد تا به جهت طبخ آشی یک روز به عطلت و انتظار بسر برند و الا رعیتی نکنند و نقصان در ملک روی کند .... !!
روضهالصفای ناصری، تصحیح جمشید کیان فر، ۱۳، ص ۷۴۲۱
@Secrets_Box
رعیت چون آسوده گردد در فکر عزل رئیس و ضابط افتد و علی هذا القیاس . چون عموم اهالی ملک را فراغت روی دهد به عمال و حکام تمکین نکنند و در فکرهای دور و دراز درافتند،
این گروه فرومایه را باید به خود مشغول کردن که از کار رعیتی و گرفتاری فارغ نگردند؛
ارباب زراعت و فلاحت باید چنان باشد که هر ده خانه را یک دیگ نباشد تا به جهت طبخ آشی یک روز به عطلت و انتظار بسر برند و الا رعیتی نکنند و نقصان در ملک روی کند .... !!
روضهالصفای ناصری، تصحیح جمشید کیان فر، ۱۳، ص ۷۴۲۱
@Secrets_Box
به دنبال خدا نگرد ...
خدا در بتكده و مسجد و کعبه نیست ،
لابلای کتاب های کهنه نیست ، لابلای سنگ و ضریح و دیوار و خانه گلی نیست ، خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دوری از انسان ها نگرد آنجا نیست ... !
خدا در دستی است که به یاری می گیری ، در قلبی است که شاد می کنی ، در لبخندی است که به لب می نشانی ، در فاصله نفس های من و توست که به هم آمیخته ، در قلبیست که برای تو می تپد ،
در میان گرمای دستان ماست که به هم پیچیده ، در اندیشه رهایی انسان از جهل و خرافات است ، در اندیشه رهایی انسان از استبداد و تاریکی است ...
در پندار نیک توست
در کردار نیک توست
در گفتار نیک توست ...
@Secrets_Box
خدا در بتكده و مسجد و کعبه نیست ،
لابلای کتاب های کهنه نیست ، لابلای سنگ و ضریح و دیوار و خانه گلی نیست ، خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دوری از انسان ها نگرد آنجا نیست ... !
خدا در دستی است که به یاری می گیری ، در قلبی است که شاد می کنی ، در لبخندی است که به لب می نشانی ، در فاصله نفس های من و توست که به هم آمیخته ، در قلبیست که برای تو می تپد ،
در میان گرمای دستان ماست که به هم پیچیده ، در اندیشه رهایی انسان از جهل و خرافات است ، در اندیشه رهایی انسان از استبداد و تاریکی است ...
در پندار نیک توست
در کردار نیک توست
در گفتار نیک توست ...
@Secrets_Box
همیشه خودت را " نقد " بدان
تا دیگران تو را به "نسیه" نفروشند ...
سعی کن استاد "تغییر" باشی
نه قربانی "تقدیر" ...
در زندگی به کسی اعتماد کن که به او "ایمان" داری نه "احساس"...
هرگز به خاطر مردم "تغییر" نکن
این جماعت هر روز تو را "جور دیگری" می خواهند ...
شهری که همه در آن "می لنگند"
به کسی که "راست" راه می رود می خندند ...
یاد بگیر تنها کسی که لبخند تو را می خواهد "عکاس" است
به چیزی که دل ندارد "دل نبند" ...
هرگز تمامت را برای کسی "رو نکن"…
بگذار کمی "دست نیافتنی" باشی...
آدم ها "تمامت" که کنند، "رهایت" می کنند ...
و در آخر ""خودت باش""
@Secrets_Box
تا دیگران تو را به "نسیه" نفروشند ...
سعی کن استاد "تغییر" باشی
نه قربانی "تقدیر" ...
در زندگی به کسی اعتماد کن که به او "ایمان" داری نه "احساس"...
هرگز به خاطر مردم "تغییر" نکن
این جماعت هر روز تو را "جور دیگری" می خواهند ...
شهری که همه در آن "می لنگند"
به کسی که "راست" راه می رود می خندند ...
یاد بگیر تنها کسی که لبخند تو را می خواهد "عکاس" است
به چیزی که دل ندارد "دل نبند" ...
هرگز تمامت را برای کسی "رو نکن"…
بگذار کمی "دست نیافتنی" باشی...
آدم ها "تمامت" که کنند، "رهایت" می کنند ...
و در آخر ""خودت باش""
@Secrets_Box
خری به درختی بسته بود
رهگذری خر را باز کرد.
خر وارد مزرعه همسایه شد و تر و خشک را با هم خورد.
زن همسایه وقتی خر را در حال خوردن سبزیجات دید ؛ تفنگ را برداشت و یک گلوله خرج خر نمود و کشتش.
صاحب خر وقتی صحنه را دید؛ عصبانی شد و زن صاحب مزرعه را کشت.
صاحب مزرعه وقتی با جسد خونین همسرش روبرو شد
صاحب خر را از پای درآورد!
به رهگذر گفتند چکار کردی؟!!!
گفت من فقط یک خر را رها کردم!
*هرگاه میخواهید یک ویرانی به بار آورید؛
خران را ازاد کنید...!
@Secrets_Box
رهگذری خر را باز کرد.
خر وارد مزرعه همسایه شد و تر و خشک را با هم خورد.
زن همسایه وقتی خر را در حال خوردن سبزیجات دید ؛ تفنگ را برداشت و یک گلوله خرج خر نمود و کشتش.
صاحب خر وقتی صحنه را دید؛ عصبانی شد و زن صاحب مزرعه را کشت.
صاحب مزرعه وقتی با جسد خونین همسرش روبرو شد
صاحب خر را از پای درآورد!
به رهگذر گفتند چکار کردی؟!!!
گفت من فقط یک خر را رها کردم!
*هرگاه میخواهید یک ویرانی به بار آورید؛
خران را ازاد کنید...!
@Secrets_Box
در کشور دانمارک با قطار سفر میکردم. بچه ای بسیار شلوغ میکرد...
خواستم او را آرام کنم به او گفتم اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید. آن بچه قبول کرد و آرام شد. قطار به مقصد رسید و من هم خیلی عادی از قطار پیاده شده و راهم را کشیدم و رفتم...
ناگهان پلیس مرا خواند و اعلام نمود شکایتی از شما شده مبنی بر اینکه به این بچه دروغ گفته ای. به او گفته ای شکلات میخرم ولی نخریدی!!
با کمال تعجب بازداشت شدم! در آنجا چند مجرم دیگر بودند مثل دزد و قاچاقچی!! آنها با نظر عجیبی به من می نگریستند که تو دروغ گفته ای آن هم به یک بچه!! به هر حال جریمه شده و شکلات را خریدم و عبارتی بر روی گذرنامه ام ثبت کردند که پاک نمودن آن برایم بسیار گران تمام شد!!
آنها گدای یک بسته شکلات نبودند. آنها نگران بدآموزی بچه شان بودند و اینکه اعتمادش را نسبت به بزرگترها از دست بدهد و فردا اگر پدر و مادرش حرفی به او زدند او باور نکند! اما در کشور ما، گول زدن به عنوان روش تربیتی استفاده می شود.
📚 چرا عقب ماندهایم
👤 علی محمد ایزدی
@Secrets_Box
خواستم او را آرام کنم به او گفتم اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید. آن بچه قبول کرد و آرام شد. قطار به مقصد رسید و من هم خیلی عادی از قطار پیاده شده و راهم را کشیدم و رفتم...
ناگهان پلیس مرا خواند و اعلام نمود شکایتی از شما شده مبنی بر اینکه به این بچه دروغ گفته ای. به او گفته ای شکلات میخرم ولی نخریدی!!
با کمال تعجب بازداشت شدم! در آنجا چند مجرم دیگر بودند مثل دزد و قاچاقچی!! آنها با نظر عجیبی به من می نگریستند که تو دروغ گفته ای آن هم به یک بچه!! به هر حال جریمه شده و شکلات را خریدم و عبارتی بر روی گذرنامه ام ثبت کردند که پاک نمودن آن برایم بسیار گران تمام شد!!
آنها گدای یک بسته شکلات نبودند. آنها نگران بدآموزی بچه شان بودند و اینکه اعتمادش را نسبت به بزرگترها از دست بدهد و فردا اگر پدر و مادرش حرفی به او زدند او باور نکند! اما در کشور ما، گول زدن به عنوان روش تربیتی استفاده می شود.
📚 چرا عقب ماندهایم
👤 علی محمد ایزدی
@Secrets_Box
در ﻋﺼﺮ ﯾﺨﺒﻨﺪﺍﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﯾﺦ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﺮﺩﻧﺪ.
ﺧﺎﺭﭘﺸﺘﻬﺎ ﻭﺧﺎﻣﺖ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻨﺪ
ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ :
ﺩﻭﺭﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﮐﻨﻨﺪ.
ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮔﺮﻣﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ. ﻭﻟﯽ ﺧﺎﺭﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺯﺧﻤﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ، ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺩﻭﺭ ﺷﻮﻧﺪ، ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﯾﺦ ﺯﺩﻩ ﻣﯽ ﻣﺮﺩﻧﺪ.
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﺮﮔﺰﯾﻨﻨﺪ ﯾﺎ ﺧﺎﺭﻫﺎﯼ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻨﺪ، ﯾﺎ ﻧﺴﻠﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮ ﮐﻨﺪﻩ ﺷﻮﺩ .
ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﺮﺩﻫﻢ ﺁﯾﻨﺪ. ﺁﻣﻮﺧﺘﻨﺪ ﮐﻪ
ﺑﺎ ﺯﺧﻢ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺰﯾﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﭼﻮﻥ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺳﺖ .
ﻭ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ ...
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺑﯽ ﻋﯿﺐ ﻭ ﻧﻘﺺ ﺭﺍ ﮔﺮﺩ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻫﺮ ﻓﺮﺩ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﺩ ﺑﺎ ﻣﻌﺎﯾﺐ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﯾﺪ ﻭ ﻣﺤﺎﺳﻦ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﻧﻤﺎﯾﺪ.
ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻨﻬﺎﻳﻴﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻳﻢ، ﭘﻴﺪﺍﻳﺶ ﻛﻪ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻋﻴﺐ ﻫﺎﻳﺶ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻳﻢ، ﻭﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﺩﺍﺩﻳﻢ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎیی ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ میگردیم...
✍🏻 ژان پل سارتر
@Secrets_Box
ﺧﺎﺭﭘﺸﺘﻬﺎ ﻭﺧﺎﻣﺖ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻨﺪ
ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ :
ﺩﻭﺭﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﮐﻨﻨﺪ.
ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮔﺮﻣﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ. ﻭﻟﯽ ﺧﺎﺭﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺯﺧﻤﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ، ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺩﻭﺭ ﺷﻮﻧﺪ، ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﯾﺦ ﺯﺩﻩ ﻣﯽ ﻣﺮﺩﻧﺪ.
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﺮﮔﺰﯾﻨﻨﺪ ﯾﺎ ﺧﺎﺭﻫﺎﯼ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻨﺪ، ﯾﺎ ﻧﺴﻠﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮ ﮐﻨﺪﻩ ﺷﻮﺩ .
ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﺮﺩﻫﻢ ﺁﯾﻨﺪ. ﺁﻣﻮﺧﺘﻨﺪ ﮐﻪ
ﺑﺎ ﺯﺧﻢ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺰﯾﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﭼﻮﻥ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺳﺖ .
ﻭ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ ...
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺑﯽ ﻋﯿﺐ ﻭ ﻧﻘﺺ ﺭﺍ ﮔﺮﺩ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻫﺮ ﻓﺮﺩ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﺩ ﺑﺎ ﻣﻌﺎﯾﺐ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﯾﺪ ﻭ ﻣﺤﺎﺳﻦ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﻧﻤﺎﯾﺪ.
ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻨﻬﺎﻳﻴﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻳﻢ، ﭘﻴﺪﺍﻳﺶ ﻛﻪ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻋﻴﺐ ﻫﺎﻳﺶ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻳﻢ، ﻭﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﺩﺍﺩﻳﻢ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎیی ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ میگردیم...
✍🏻 ژان پل سارتر
@Secrets_Box
استاد ...!
خریدار برای خرید طوطی به پرنده فروشی رفت ، قیمت طوطی را سؤال کرد ، فروشنده گفت ۵ میلیون تومان! خریدار گفت چه خبره! چقدر گران! مگر این طوطی چه میکند! جواب شنید که او دیوان حافظ را از حفظ دارد! خریدار گفت خوب آن طوطی دیگر چقدر میارزد؟ پاسخ شنید آن هم ده میلیون قیمت دارد ، چون دیوان مولوی را حفظ کرده!
خریدار که دیگر مأیوس شده بود از قیمت طوطی سوم سؤال کرد و پاسخ شنید ۲۰ میلیون تومان! سؤال کرد این یکی، دیگر چه هنری دارد؟
پاسخ شنید این طوطی هیچ هنری ندارد! فقط دو طوطی دیگر به او میگویند استاد!!
حکایت بعضی افراد در روزگار ماست ...!
@Secrets_Box
خریدار برای خرید طوطی به پرنده فروشی رفت ، قیمت طوطی را سؤال کرد ، فروشنده گفت ۵ میلیون تومان! خریدار گفت چه خبره! چقدر گران! مگر این طوطی چه میکند! جواب شنید که او دیوان حافظ را از حفظ دارد! خریدار گفت خوب آن طوطی دیگر چقدر میارزد؟ پاسخ شنید آن هم ده میلیون قیمت دارد ، چون دیوان مولوی را حفظ کرده!
خریدار که دیگر مأیوس شده بود از قیمت طوطی سوم سؤال کرد و پاسخ شنید ۲۰ میلیون تومان! سؤال کرد این یکی، دیگر چه هنری دارد؟
پاسخ شنید این طوطی هیچ هنری ندارد! فقط دو طوطی دیگر به او میگویند استاد!!
حکایت بعضی افراد در روزگار ماست ...!
@Secrets_Box
رکورد رضازاده بالاخره شکسته شد ؛
لاشا تالاخادزه، وزنه بردار گرجستانی در دسته فوق سنگین رقابتهای جهانی 2019 با بالا بردن وزنه 220 کیلوگرم در یکضرب، 264 کیلوگرم در دوضرب و ثبت 484 کیلوگرم در مجموع رکوردهای جدیدی را به نام خود ثبت کرد. او اولین وزنه برداری بود که بعد از سال های طولانی توانست وزنهای سنگینتر از رکورد تاریخی حسین رضازاده یعنی 263.5 کیلوگرم را بالای سر ببرد .
پ.ن: رکورد رضازاده هم شکسته شد. حالا تنها چیزایی که دست ماست رکورد علی دایی، رکورد بیکاری، رکورد عصبانیت، رکورد افسردگی، رکورد اختلاس و منشور کوروشه ...!!!
@Secrets_Box
لاشا تالاخادزه، وزنه بردار گرجستانی در دسته فوق سنگین رقابتهای جهانی 2019 با بالا بردن وزنه 220 کیلوگرم در یکضرب، 264 کیلوگرم در دوضرب و ثبت 484 کیلوگرم در مجموع رکوردهای جدیدی را به نام خود ثبت کرد. او اولین وزنه برداری بود که بعد از سال های طولانی توانست وزنهای سنگینتر از رکورد تاریخی حسین رضازاده یعنی 263.5 کیلوگرم را بالای سر ببرد .
پ.ن: رکورد رضازاده هم شکسته شد. حالا تنها چیزایی که دست ماست رکورد علی دایی، رکورد بیکاری، رکورد عصبانیت، رکورد افسردگی، رکورد اختلاس و منشور کوروشه ...!!!
@Secrets_Box
اثر كبری يا تصميم كبری ؟! 🐍
در قرن ١٨ زمانی که انگلیس ، هند را به استعمار خود درآورده بود تعداد مارهای کبری در سطح شهر دهلی زیاد بودند
و دولت هم برای مدیریت بحران تصمیم گرفت برای هر مار مُردهای که مردم تحویل دهند جایزۀ نقدی به آنها پرداخت کند.
این تصمیم در ابتدا با تحویل مارهای مردۀ زیادی توسط مردم موفق به نظر میرسید و همه منتظر بودند که در طول زمان تعداد مارهای کبری کمتر شود
اما در نهایت تعجب تنها تعداد مارهای مردهای که مردم تحویل میدادند هر روز بیشتر میشد .
دولت از پیامد این کار غافل شده بود زیرا بسیاری از مردم فقیر دهلی با تصور اینکه این کار درآمد خوبی دارد به پرورش مار روی آورده بودند.
البته این آخر ماجرا نبود و زمانی که دولت اعلام کرد که دیگر برای مارها جایزه نمیدهد فقرا نیز مارهایی که پرورش داده بودند در هر طرف شهر رها کردند .
بنابراین جمعیت مارهای کبری نه تنها کاهشی پیدا نکرد بلکه وضعیـت از روز اولش هم بحرانیتر شد، از این پدیده در علوم سیاسی به نام اثر کبری یاد میشود .
اثر کبری یعنی نداشتن افق تصمیمگیری مناسب درحل مسائل که میتواند عواقب پیشبینی نشده و خطرناکی را به همراه داشته باشد .
ما تاکنون نمونههای بسیار زیادی از این گونه تصمیمات را در طول قرن های اخیر در عرصههای سیاسی و اقتصادی از دولتمردان کشور شاهد بودهایم ...!!
@Secrets_Box
در قرن ١٨ زمانی که انگلیس ، هند را به استعمار خود درآورده بود تعداد مارهای کبری در سطح شهر دهلی زیاد بودند
و دولت هم برای مدیریت بحران تصمیم گرفت برای هر مار مُردهای که مردم تحویل دهند جایزۀ نقدی به آنها پرداخت کند.
این تصمیم در ابتدا با تحویل مارهای مردۀ زیادی توسط مردم موفق به نظر میرسید و همه منتظر بودند که در طول زمان تعداد مارهای کبری کمتر شود
اما در نهایت تعجب تنها تعداد مارهای مردهای که مردم تحویل میدادند هر روز بیشتر میشد .
دولت از پیامد این کار غافل شده بود زیرا بسیاری از مردم فقیر دهلی با تصور اینکه این کار درآمد خوبی دارد به پرورش مار روی آورده بودند.
البته این آخر ماجرا نبود و زمانی که دولت اعلام کرد که دیگر برای مارها جایزه نمیدهد فقرا نیز مارهایی که پرورش داده بودند در هر طرف شهر رها کردند .
بنابراین جمعیت مارهای کبری نه تنها کاهشی پیدا نکرد بلکه وضعیـت از روز اولش هم بحرانیتر شد، از این پدیده در علوم سیاسی به نام اثر کبری یاد میشود .
اثر کبری یعنی نداشتن افق تصمیمگیری مناسب درحل مسائل که میتواند عواقب پیشبینی نشده و خطرناکی را به همراه داشته باشد .
ما تاکنون نمونههای بسیار زیادی از این گونه تصمیمات را در طول قرن های اخیر در عرصههای سیاسی و اقتصادی از دولتمردان کشور شاهد بودهایم ...!!
@Secrets_Box
تا حالا پشیز دیده بودین ؟
خردترین واحد پول دوره ساسانیان ... الان تو زبان عامیانه به چیزی که خیلی کم ارزش باشه پشیز میگن .
@Secrets_Box
خردترین واحد پول دوره ساسانیان ... الان تو زبان عامیانه به چیزی که خیلی کم ارزش باشه پشیز میگن .
@Secrets_Box
سرگشت ریال ...
در زمان شاه طهماسب صفوى، ارزش هر تومان ایران برابر با ١٠ پوند انگليس بود یعنی تومان ایران تقریبا با ارزش ترین پول جهان بود! آن زمان هنوز آمریکایی و دلاری وجود نداشت.
در دوران سلطنت فتحعلیشاه و محمد شاه قاجار، دو پوند استرلینگ برابر با یک تومان ایران شد. در این زمان یک پوند برابر بود با ۲۵ فرانک فرانسه و ۱۰ روپیه هند. در همین زمان، یک تومان ایران با دو دلار و پنجاه سنت آمریکا برابر بود.
در اواخر سلطنت ناصرالدینشاه ارزش پوند بریتانیا ۳.۲۵ برابر تومان ایران و پس از قتل او، در زمان سلطنت مظفرالدینشاه، حدود ۴.۸۵ برابر تومان ایران شد و پس از انقلاب مشروطه یک پوند برابر با ۶۰ قران بود یعنی ارزش پوند انگلیس ۶ برابر تومان ایران شد.
در اواخر سده نوزدهم و اوائل سده بیستم میلادی تا جنگ اوّل جهانی، یک پوند انگلیس تقریباً برابر با ۵ دلار آمریکا بود. بنابراین در دوران مظفرالدینشاه ارزش دلار آمریکا و تومان ایران تقریباً یکسان بود.
در زمان سقوط رضا خان و ورود ارتشهای متفقین به ایران، دلار آمریکا تقریباً یک و نیم تومان ایران بود. در سال ۱۳۳۲ یعنی در اواخر دولت مصدق، یک دلار آمریکا معادل ۹ تومان و یک پوند استرلینگ برابر با ۲۳ تومان بود.
در پایان سلطنت محمدرضاشاه و در دورهای که صادرات نفت خام در قله تاریخی قرار داشت، یک دلار آمریکا تقریباً ۷ تومان ایران و یک پوند انگلیس تقریباً ۱۰ تومان ایران ارزش داشت.
و امروز اگر واژه lowest currency را در گوگل سرچ کنید میبینید که ریال ایران بیارزش ترین پول جهان است. یعنی هر دلار امروز برابر بود با ۱۱۰ هزار ریال یا ۱۱ هزار تومان ... .
@Secrets_Box
در زمان شاه طهماسب صفوى، ارزش هر تومان ایران برابر با ١٠ پوند انگليس بود یعنی تومان ایران تقریبا با ارزش ترین پول جهان بود! آن زمان هنوز آمریکایی و دلاری وجود نداشت.
در دوران سلطنت فتحعلیشاه و محمد شاه قاجار، دو پوند استرلینگ برابر با یک تومان ایران شد. در این زمان یک پوند برابر بود با ۲۵ فرانک فرانسه و ۱۰ روپیه هند. در همین زمان، یک تومان ایران با دو دلار و پنجاه سنت آمریکا برابر بود.
در اواخر سلطنت ناصرالدینشاه ارزش پوند بریتانیا ۳.۲۵ برابر تومان ایران و پس از قتل او، در زمان سلطنت مظفرالدینشاه، حدود ۴.۸۵ برابر تومان ایران شد و پس از انقلاب مشروطه یک پوند برابر با ۶۰ قران بود یعنی ارزش پوند انگلیس ۶ برابر تومان ایران شد.
در اواخر سده نوزدهم و اوائل سده بیستم میلادی تا جنگ اوّل جهانی، یک پوند انگلیس تقریباً برابر با ۵ دلار آمریکا بود. بنابراین در دوران مظفرالدینشاه ارزش دلار آمریکا و تومان ایران تقریباً یکسان بود.
در زمان سقوط رضا خان و ورود ارتشهای متفقین به ایران، دلار آمریکا تقریباً یک و نیم تومان ایران بود. در سال ۱۳۳۲ یعنی در اواخر دولت مصدق، یک دلار آمریکا معادل ۹ تومان و یک پوند استرلینگ برابر با ۲۳ تومان بود.
در پایان سلطنت محمدرضاشاه و در دورهای که صادرات نفت خام در قله تاریخی قرار داشت، یک دلار آمریکا تقریباً ۷ تومان ایران و یک پوند انگلیس تقریباً ۱۰ تومان ایران ارزش داشت.
و امروز اگر واژه lowest currency را در گوگل سرچ کنید میبینید که ریال ایران بیارزش ترین پول جهان است. یعنی هر دلار امروز برابر بود با ۱۱۰ هزار ریال یا ۱۱ هزار تومان ... .
@Secrets_Box
روزنامه نگاری از بنیانگذار سنگاپور، لی کوان یو پرسید: تفاوت سنگاپور با دیگر کشورهای آسیایی جهان سوم چیست؟
لی کوان گفت: ما مدارس و پژوهشکده های علمی بیان میکنیم و آنها فقط معبد و پرستشگاه میسازند، ما بودجه کشور را صرف تعلیم و آموزش میکنیم، آنها صرف خرید و ساخت سلاح میکنند. ما با رأس هرم فساد مبارزه میکنیم، ولی آنها دزدان کوچک را زندانی میکنند اما به سردمداران فساد نزدیک هم نمیشوند.
@Secrets_Box
لی کوان گفت: ما مدارس و پژوهشکده های علمی بیان میکنیم و آنها فقط معبد و پرستشگاه میسازند، ما بودجه کشور را صرف تعلیم و آموزش میکنیم، آنها صرف خرید و ساخت سلاح میکنند. ما با رأس هرم فساد مبارزه میکنیم، ولی آنها دزدان کوچک را زندانی میکنند اما به سردمداران فساد نزدیک هم نمیشوند.
@Secrets_Box
تا سال 1954، باور تمام دنيا بر این بود که انسان با توجه به محدودیت های فیزیکی که دارد ، هیچ گاه نخواهد توانست یک مایل را زیر 4 دقیقه بدود! تا اینکه راجر بنستر در مسابقه ای، یک مایل را در کمتر از 4 دقیقه دوید!
از آن پس در مدت یکسال، حدود 20 هزار نفر این رکورد را زدند و کم کم این کار به سطح دبیرستانها کشیده شد !!
چه چیزی فرق کرد در عرض یکسال؟
هیچ چیز، جز یک کلمه، “باور”، باور به شدن، باور به امکان ...
" باورتان را تغيير دهید تا زندگيتان تغيير كند "
@Secrets_Box
از آن پس در مدت یکسال، حدود 20 هزار نفر این رکورد را زدند و کم کم این کار به سطح دبیرستانها کشیده شد !!
چه چیزی فرق کرد در عرض یکسال؟
هیچ چیز، جز یک کلمه، “باور”، باور به شدن، باور به امکان ...
" باورتان را تغيير دهید تا زندگيتان تغيير كند "
@Secrets_Box
بعد از اینکه ترامپ ورود مقامهای ایران و خانوادههای آنها به آمریکا را تعلیق کرد وزارت خارجه ایران در اقدامی تلافی جویانه سفر مسئولان آمریکایی و بستگانشان را به ایران ممنوع کرد.
گفته میشود هر سال ترامپ با خانواده جهت شفا و حاجت گرفتن به مشهد سفر میکند !
@Secrets_Box
گفته میشود هر سال ترامپ با خانواده جهت شفا و حاجت گرفتن به مشهد سفر میکند !
@Secrets_Box
از بچگی فکر میکردم مگر آدمها مجبورند با هم بجنگند و حالا میبینم بله . گاهی مجبورند ...
چون آنها که دستور جنگ را میدهند زیر باران نیستند.
میان گلولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمیمیرند.
آنها در خانههای گرمشان نشستهاند. سیگار میکشند و دستور میدهند ... کاش اسلحهام را به سمت رییسانی میگرفتم که در خانههای گرمشان نشستهاند. بچههایشان در استخر شنا میکنند و آنها با یک خودنویس گران، حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا میکنند. راحتتر از نوشتن یک سلام.
جنگ را شرورترین افراد برمی انگیزانند
و شریفترین افراد اداره میکنند.
✍🏻آندره مالرو
نویسنده و سیاستمدار فرانسوی
@Secrets_Box
چون آنها که دستور جنگ را میدهند زیر باران نیستند.
میان گلولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمیمیرند.
آنها در خانههای گرمشان نشستهاند. سیگار میکشند و دستور میدهند ... کاش اسلحهام را به سمت رییسانی میگرفتم که در خانههای گرمشان نشستهاند. بچههایشان در استخر شنا میکنند و آنها با یک خودنویس گران، حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا میکنند. راحتتر از نوشتن یک سلام.
جنگ را شرورترین افراد برمی انگیزانند
و شریفترین افراد اداره میکنند.
✍🏻آندره مالرو
نویسنده و سیاستمدار فرانسوی
@Secrets_Box
ادب باستانی ایرانیان
هرودوت مورخ یونانی چنین مینویسد که ایرانیان به فرزندان خود از پنج سالگی تا بیست سالگی تنها سه چیز می آموختند: سواری و تیر اندازی و راستگویی.
ایرانیان دروغگویی را بدترین عیب ها می دانند و حتی از قرض خواستن خوداری می کنند، زیرا مقروض ممکن است مجبور به دروغ گفتن شود.
ایرانیان از آب دهان افکندن و قضای حاجت در معابر و در حضور دیگران خودداری می کردند و حتی در آب روان دست و رو نمی شستند و آب را به کثافت نمی آلودند.
ایرانیان از قدیم جوانان را از کودکی به ورزش و دویدن و تحمل سرما و گرما و به کار بردن اسلحه ی گونان و سواری و ارابه رانی عادت می دادند و بزرگترین صفات ایشان رشادت و مردانگی و شجاعت بود.
ایرانیان اطفال را در دادگاه حاضر می کردند تا دادرسی را به چشم ببینند و به اصول عدالت و دادگستری آشنا شوند،
ایرانیان همسایگان خود محترم می داشتند. به کسانی که در راه حفظ مملکت خدماتی کرده بودند پاداش بزرگ می دادند. از گرفتن رشوه و دزدی و تصرف مال غیر خودداری می کردند. از شکم پرستی و پرخوارگی پرهیز داشتند. هنگام راه رفتن چیزی نمی خوردند.
@Secrets_Box
هرودوت مورخ یونانی چنین مینویسد که ایرانیان به فرزندان خود از پنج سالگی تا بیست سالگی تنها سه چیز می آموختند: سواری و تیر اندازی و راستگویی.
ایرانیان دروغگویی را بدترین عیب ها می دانند و حتی از قرض خواستن خوداری می کنند، زیرا مقروض ممکن است مجبور به دروغ گفتن شود.
ایرانیان از آب دهان افکندن و قضای حاجت در معابر و در حضور دیگران خودداری می کردند و حتی در آب روان دست و رو نمی شستند و آب را به کثافت نمی آلودند.
ایرانیان از قدیم جوانان را از کودکی به ورزش و دویدن و تحمل سرما و گرما و به کار بردن اسلحه ی گونان و سواری و ارابه رانی عادت می دادند و بزرگترین صفات ایشان رشادت و مردانگی و شجاعت بود.
ایرانیان اطفال را در دادگاه حاضر می کردند تا دادرسی را به چشم ببینند و به اصول عدالت و دادگستری آشنا شوند،
ایرانیان همسایگان خود محترم می داشتند. به کسانی که در راه حفظ مملکت خدماتی کرده بودند پاداش بزرگ می دادند. از گرفتن رشوه و دزدی و تصرف مال غیر خودداری می کردند. از شکم پرستی و پرخوارگی پرهیز داشتند. هنگام راه رفتن چیزی نمی خوردند.
@Secrets_Box