جعبه اسرار – Telegram
جعبه اسرار
87K subscribers
21.9K photos
10.4K videos
7 files
4.31K links

※ جعبه اسرار می‌کوشد تا بدور از هرگونه فعالیت سیاسی و غیراخلاقی، در راستای نقد اجتماعی با زبان طنز تولید محتوا کند. ※ با احترام، این کانال، مسئولیتی بابت کامنت کاربران ندارد.

ارتباط : 📢 @Secrets_ads
Download Telegram
نامه یک مدیر مدرسه در آلمان به والدین در آستانه امتحانات !

والدین عزیز

امتحانات فرزندان شما نزدیک است. می دانم که همه شما امیدوارید که بچه شما از عهده آنها به خوبی برآید. اما لطفا به این فکر کنید که از بین دانش آموزان در امتحان هنرمندی وجود دارد که نباید لزوما چیزی از ریاضی بداند. یا یک کارآفرینی وجود دارد که تاریخ ادبیات انگلیسی برای او اهمیتی ندارد. یا یک موسیقی دان که نمره شیمی برای او اهمیتی ندارد.

اگر فرزند شما نمره خوبی کسب کند، که چه عالیست! اگر نه، لطفا اعتماد به نفس و کرامت را از او نگیرید. به فرزندتان بگوئید که مشکلی نیست. این تنها یک امتحان است. فرزند شما برای چیزهای بزرگتری ساخته شده است. به او بگوئید که به او عشق می ورزید و او را بخاطر نمراتش سرزنش نمی کنید.

خواهید دید که فرزند شما دنیا را فتح می کند. تنها یک امتحان یا یک نمره بد استعداد او را از او نمی گیرد. لطفا اینطور تصور نکنید که تنها پزشکان و مهندسان خوشبخت ترین انسان های روی زمین هستند.

با درود
مدیر مدرسه

@Secrets_Box
بلاد كفر اومده يه ماشين زده نصفش ميتونه سقف كروك باشه نصفش نباشه ... !

ما تو صف عابر بانك هم همچين حريم خصوصى نداريم ...‌!

@Secrets_Box
شخصی تعریف میکرد: توی رستوران نشسته بودم که یک دفعه یه مرده که با تلفن صحبت میکرد فریاد کشید و خیلی خوشحالی کرد و بعد از تمام شدن تلفن، رو به گارسون گفت: همه کسانی که در رستورانند، مهمان من هستن به ""باقالی پلو و ماهیچه""

""بعد از ۱۸ سال دارم بابا میشم""

چند روز بعد تو صف سینما ، همون مرد رو دیدم که دست بچه ی ۳ یا ۴ ساله ای را گرفته بود که به او بابا میگفت
پیش مرد رفتم و علت کار اون روزشو پرسیدم !

مرد با شرمندگی زیاد گفت: آن روز در میز بغل دست من، پیرمردی با همسرش نشسته بودند پیر زن با دیدن منوی غذاها گفت: ای کاش میشد امروز باقالی پلو با ماهیچه میخوردیم، شوهرش با شرمندگی ازش عذر خواهی کرد و خواست به خاطر پول کمشان، فقط سوپ بخورند
من هم با آن تلفن ساختگی خواستم که همه مهمان من باشند تا اون پیرمرد بتونه بدون شرمندگی، غذای دلخواه همسرش را فراهم کنه.

تو نیکی می کن و در دجله انداز
كه ايزد در بیابانت دهد باز

@Secrets_Box
زندانی در برزیل وجود دارد ڪه زندانیان با خواندن یک کتاب و نوشتن برداشت خود از ڪتاب می توانند چهار روز از مدت زمان حبس خود کم کنند !!!

مردی که به جرم سرقت مسلحانه به زندان محکوم شده بود با خواندن حدود سیصد جلد کتاب ، مدت حبس خود را از ده سال به کمتر از هفت سال کاهش داد.

این مرد پس از آزادی از زندان ، به لطف مطالعات و دانش کسب شده در مدت حبس ، بلافاصله در آزمون ورودی معتبر ترین دانشگاه این کشور پذیرفته شد و اکنون پس از گذشت ده سال از آزادی خود و اخذ مدرک دکتری، به عنوان استاد و مدرس دانشگاه مشغول به کار است.

او بر بسیاری از دوستان متخلف خود اثرات مثبت گذاشت و فرزندان او نیز تحت تاثیر این اقدام پدر ، تغییر مسیر داده و در دانشگاه های معتبر پذیرفته شدند.

او با این عمل خود الهام بخش افراد زیادی در گرایش به مطالعه و تغییر مسیر زندگی خود شده است.

برای همینه که میگن مردمی که کتاب بخوانند هرگز برده نخواهند شد ...!!


@Secrets_Box
چرا وقتی ماشینت جوش می آره ،
حرکت نمی کنی ؟
کنار میزنی و می ایستی ؟
چون ممکنه آتیش بگیره
و به خودت و دیگران صدمه بزنه !

خودت هم همینطوری ...
وقتی جوش می آری ، عصبی و عصبانی می شی در این حال تخته گاز نرو !
بزن کنار ، ساکت باش ، و هیچ نگو ...!
وگرنه هم به خودت آسیب میزنی هم به اطرافیان ...

@Secrets_Box
در بلاد کفر اینجوری بچه رو میفرستن اتاق عمل

تو ايران هم بابای بچه پول نداره بده بخیه های دست بچه ش رو میکشن میندازنش بیرون ... !!

@Secrets_Box
* ماجرای دختر جوان در اتاق خواب رضاشاه در ترکیه

رضاشاه تنها یک بار به عنوان یک فرمانروا به خارج سفر کرد و آن هم سفر به ترکیه بود ...
وقتی که شاه در این سفر شب هنگام بعد از صرف شام و پذیرائی برای استراحت به اتاق خواب خود میرود در آنجا دختر جوان و زیبا روی تُرک را میبیند که منتظر اوست ...
شاه با ناراحتی صدا میزند که کسی بیاید و میپرسد: این خانم اینجا چه میکند؟
آن فرد میگوید: که جناب " آتاتورک " فرمودند این خانم تا صبح پیش شاه باشند تا شما شب را به تنهائی سر نکنید ...
شاه از آن دخترخانم تُرک میخواهد که از اتاق بیرون رود ... !!!
هنگامی که همراهان شاه از او میپرسند که چرا این دختر را از اتاق بیرون کردید شاه جواب میدهد :
اگر امشب را تا بامداد با این دختر تُرک سر میکردم ، فردا " آتا تورک " که به ایران می آمد ... من کدام دختر ایرانی را پیش او میفرستادم ؟
همه دختران و زنان ایران ناموس من هستند !

@Secrets_Box
آنانی که دستی را که نانشان میداد گاز گرفتند،
محکومند به بوسیدن پاهایی که لگدشان میزند ...

اریک هافر

@Secrets_Box
حالا دیگه فهمیدین چرا پیکان جوانان اینقدر خاطرخواه داشت :))

@Secrets_Box
صد دانه مسئول، دسته به دسته
بی نظم و ترتیب، هر‌جا نشسته!

هر دانه ای هست، خوشحال و خندان
جیبِ گشادی، در جامه ی آن!

مسئول ها را پیچیده با هم
در لایه ی "رانْت"، پروردگارم

هم‌ با نفوذ و هم مایه دارند
با گونیِ پول، فکرِ فرارند!

@Secrets_Box
قدرت مغز ؛

چروک شدن انگشتان دست و پا هنگام استحمام یک ترفند طبیعی و از رازهای بقا میباشد که به دستور مغز انجام میشود تا بتوانیم اشیا را در زیر آب بهتر بگیریم و دست و پای ما لیز نخورد !👌


@Secrets_Box
🙏2
️فاضلاب سیاسی

پیری تعریف میکرد که در زمان قدیم تخلیه چاه به معنای امروزی وجود نداشت. هر وقت چاه فاضلاب پر میشد، تکه ای گوشت یا جگر ( به عنوان استارتر ) درون آن مینداختند و در چاه را گِل میگرفتند و چاه دیگری برای استفاده روزمره در کنارش حفر میکردند.

استارتر باعث شروع کرم گذاری می شد. با افزایش کرمهای درون چاه، کرمها از فضولات تغذیه میکردند و به دیواره ها نفوذ میکردند و باعث خشک شدن چاه و باز شدن منافذ می شدند تا جاییکه دیگر چیزی برای خوردن باقی نمیماند. پس از آن کرم های قوی تر شروع میکردند به خوردن کرمهای کوچکتر و بدین ترتیب طی یک فرایند چند ساله، هیچ فضله ای در چاه باقی نمی ماند و در نهایت کرمهای بزرگتر هم بدون غذا می ماندند و می مردند و چاه تخلیه میشد.
حالا وضعیت مملکت امروز مانند همون چاهه. تمام منابع را خوردند. حالا افتاده اند به جان هم !!

@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه بگم این کشور ، ۳۰ سال پیش بیابان خشک و بی آب بود که آدماش با شُتر جا به جا می شدند باور می کنید !!

و اما اکنون و حال فعلی شهروندان دُبی رو ببینید و کف کنید ...!!

@Secrets_Box
چرا نماد استرالیا کانگورو و شتر مرغ است !

کانگورو‌ها و شترمرغ‌های استرالیایی نمی‌توانند به عقب حرکت کنند . به همین دلیل به عنوان نماد استرالیا انتخاب شدند که نشان می‌دهد این کشور همیشه رو به جلو حرکت می‌کند .

+ به عقب برنمیگردیم ... !
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
@Secrets_Box
حكايت ...

می‌گویند روزی برای سلطان محمود غزنوی كبكی را آوردند كه لنگ بود.
فروشنده برای فروشش قیمت زياد می‌خواست.
سلطان محمود حكمت قيمت زياد كبك لنگ را جويا شد.
فروشنده گفت: « وقتی دام پهن می‌كنيم برای كبک‌ها ، اين كبک را نزديک دام‌ها رها می‌كنم. آواز خوش سر می‌دهد و كبک‌های ديگر به سراغش می‌آيند و در اين وقت در دام گرفتار می‌شوند.
هر بار كه كبک را برای شكار ببريم ، حتما تعدادی زياد كبک گرفتار دام می‌شوند.»

سلطان محمود امر به خريدن كرد و خواستار كبک شد.
چون قیمت به فروشنده دادند و كبک به سلطان، سلطان تيغی بر گردن كبک لنگ زد و سرش را جدا كرد.
فروشنده كه ناباوارنه سر قطع شده و تن بی‌جان كبک را می‌ديد، گفت اين كبک را چرا سر بريديد؟

سلطان محمود گفت: « هر كس ملت و قوم خود را بفروشد، بايد سرش جدا شود! »

@Secrets_Box
اکثر انسان ها حتی جسارت دور ريختن لباس هايی كه مدتهاست بدون استفاده در كمدهايشان آويخته شده را ندارند ، بعد از آنها توقع داريم كه باورهای غلطی را كه قرن هاست در ذهنشان زنجير شده است به راحتی كنار بگذارند و دور بريزند ...!!!

"جهل" نرم ترين بالشی ست كه بشر ميتواند سر خود را بگذارد و آرام بخوابد ...!

گاندی

@Secrets_Box
⁣مشکل اصلی مملکت ما برمیگردد به
زمان دبیرستان و انتخاب رشته
که اکثرا کسانی که درس ضعیفی دارند
میروند رشته انسانی
متوسط ها تجربی
و زرنگ ها ریاضی

بعد تو دانشگاه ها
ضعیف ها میشن وکیل و وزیر
و برای مردم تعیین تکلیف میکنند،
متوسط ها میشن پزشک
و با جون مردم بازی میکن،‌
و زرنگ ها میشن مهندس
و تو مملکت بیکار میگردن ...!

@Secrets_Box
در این تصویر اگر ۴ نفر می‌بینید یعنی آلزایمر دارید ، اگر ۶ نفر می‌بینید در حال گرفتن آلزایمر هستید ، اگر ۸ نفر می بینید عادی هستید ، اگر ۱۰ نفر دیدید یعنی مغزتون مثل ساعت فعاله


https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAE2FzLKh58kovDcegA
@Secrets_Box
در زمان قديم چپ دست‌ها را فلك ميكردند! دست چپ در باور علماء برای طهارت بود و معتقد بودند نبايد اسما خدا را با دست چپ نوشت! در مكتب ها انقدر بچه ‌ها را میزدن تا با دست راست بنویسند ...!!

@Secrets_Box
روزی که به دخترت یاد دادی تا ازدواج نکرده تنها سفر نره ، تنها زندگی نکنه ، اون لباسی که دوست داره نپوشه ، اونجوری که دوست داره نخنده ، اون حرفی که تو دلشه نزنه و ...

همون روز به دخترت یاد دادی که جنس درجه دو باشه! چون دختره!!
همون روز اونو به این باور رسوندی که برای زندگی کردن به یک انسانی از جنس مخالفش نیاز داره تا خوشبخت باشه ...
همون روز پر پرواز دخترت رو شکستی و اون رو آماده کردی که برای یک عمر با باور درجه دو بودن زندگی کنه!

و امروز به سختی میشه اینجور خانم ها رو به باور برابری رسوند و قانون برابری رو بهشون آموزش داد ... !
در عادلانه ترین جامعه کماکان در باور جنس درجه ی دو بودنشون به زندگی ادامه میدن!
هنوز به مرد به چشم یک نردبان نگاه میکنند تا به آرزوهای دست نیافتنیشون برسند ...
و من هنوز نمی دونم چطور می شه به این دسته از خانم ها تفاوت بین عشق و نردبان رو توضیح داد!
چطور میشه اعتماد بنفس به یغما رفته شون رو دوباره بازسازی کرد و چطور میشه ازشون یک انسان سالم و مستقل ساخت ...!!!

👤دکتر هلاکویی

@Secrets_Box
Audio
پدرم كله صبح است برو داد نزن ...


@Secrets_Box