در ایران باستان فردای " شب یلدا " ، روز برابری بود و همه از جمله پادشاه لباس ساده اى میپوشیدند تا یکسان باشند و کسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و کارها داوطلبانه انجام میگرفت.
@Secrets_Box
@Secrets_Box
خدا خر را آفرید و به او گفت:
تو بار خواهی برد ، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.
خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا من می خواهم خر باشم ، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد .
خدا سگ را آفرید و به او گفت:
تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.
سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا سی سال زندگی عمری طولانی است کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد...
خدا میمون را آفرید و به او گفت:
و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد و یک میمون خواهی بود.
میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است ، من می خواهم ده سال عمر کنم و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.
و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت:
تو انسان هستی تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی و تو بیست سال عمر خواهی کرد.
انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم ، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند ، به من بده.
و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد...!
و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند !!!!!
و پس از آن ، ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند ، و مثل خر بار می برد !
و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند ، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند ، نگهبانی می دهد و هر چه به او بدهند میخورد...!!!
و وقتی پیر شد ، ده سال مثل میمون زندگی می کند ؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند...!!!
@Secrets_Box
تو بار خواهی برد ، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.
خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا من می خواهم خر باشم ، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد .
خدا سگ را آفرید و به او گفت:
تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.
سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا سی سال زندگی عمری طولانی است کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد...
خدا میمون را آفرید و به او گفت:
و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد و یک میمون خواهی بود.
میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است ، من می خواهم ده سال عمر کنم و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.
و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت:
تو انسان هستی تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی و تو بیست سال عمر خواهی کرد.
انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم ، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند ، به من بده.
و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد...!
و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند !!!!!
و پس از آن ، ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند ، و مثل خر بار می برد !
و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند ، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند ، نگهبانی می دهد و هر چه به او بدهند میخورد...!!!
و وقتی پیر شد ، ده سال مثل میمون زندگی می کند ؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند...!!!
@Secrets_Box
یاد دارم در غروبی سرد سرد
می گذشت از کوچه ما دوره گرد
داد می زد: کهنه قالی می خرم
دست دوم، جنس عالی می خرم
کوزه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری، شیشه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟!!!
سوختم، دیدم که بابا پیر بود
بدتر از او، خواهرم دلگیر بود
بوی نان تازه هوش اش برده بود
اتفاقا مادرم هم، روزه بود
صورت اش دیدم که لک برداشته
دست خوش رنگ اش، ترک برداشته
باز هم بانگ درشت پیرمرد
پرده اندیشه ام را پاره کرد
دوره گردم، کهنه قالی می خرم
دست دوم، جنس عالی می خرم
کوزه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری، شیشه خالی می خرم
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت: " آقا ، سفره خالی می خرید؟!! "
✦ قیصر امین پور
@Secrets_Box
می گذشت از کوچه ما دوره گرد
داد می زد: کهنه قالی می خرم
دست دوم، جنس عالی می خرم
کوزه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری، شیشه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟!!!
سوختم، دیدم که بابا پیر بود
بدتر از او، خواهرم دلگیر بود
بوی نان تازه هوش اش برده بود
اتفاقا مادرم هم، روزه بود
صورت اش دیدم که لک برداشته
دست خوش رنگ اش، ترک برداشته
باز هم بانگ درشت پیرمرد
پرده اندیشه ام را پاره کرد
دوره گردم، کهنه قالی می خرم
دست دوم، جنس عالی می خرم
کوزه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری، شیشه خالی می خرم
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت: " آقا ، سفره خالی می خرید؟!! "
✦ قیصر امین پور
@Secrets_Box
بهترين فرشته شيطان بود
چون ایستاد و سجده نکرد ؛
اما اين آدمها گویی از گِل متعفن ساخته شدند که زمين و زمان را به كثافت كشیدهاند ؛
موجوداتی حقیر که برای پول و شكم دست میبوسند !
✦ شریعتی
@Secrets_Box
چون ایستاد و سجده نکرد ؛
اما اين آدمها گویی از گِل متعفن ساخته شدند که زمين و زمان را به كثافت كشیدهاند ؛
موجوداتی حقیر که برای پول و شكم دست میبوسند !
✦ شریعتی
@Secrets_Box
درد من تنهایی نیست ؛
بلکه مرگ ملتی است
که گدایی را قناعت ؛
بی عرضگی را صبر
و با تبسمی بر لب
این حماقت را
حکمت خداوند
می نامند.
✦ گاندی
@Secrets_Box
بلکه مرگ ملتی است
که گدایی را قناعت ؛
بی عرضگی را صبر
و با تبسمی بر لب
این حماقت را
حکمت خداوند
می نامند.
✦ گاندی
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تمرین بسیار عالی برای جلوگیری از آلزایمر ؛ لطفا انجام بدین و
برای دوستانتون به اشتراک بگذارید .
@Secrets_Box
برای دوستانتون به اشتراک بگذارید .
@Secrets_Box
گماﻥ نمیکنم منطقهﺍی مهمتر از ایران رﻭی نقشه جغرافیایی جهان وجود داشته باشد ؛
ایران هم دارﺍﻯ نفت است و هم در چهار ﺭاه جهان واقع شده ؛ ایران نباید به گذشته دورﺵ بازگردد ...!
✦ ژنرال آیزنهاور
@Secrets_Box
ایران هم دارﺍﻯ نفت است و هم در چهار ﺭاه جهان واقع شده ؛ ایران نباید به گذشته دورﺵ بازگردد ...!
✦ ژنرال آیزنهاور
@Secrets_Box
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند فضای منزلتان خالی از نقاشی های کودکانه خواهد شد ؛ دیگر اثری از شکلک های خندان بر روی دیوارهای خانه، حک کردن اسامی بر روی پارچه ی دسته ی مبل ها و طرح های لرزان انگشتی بر روی شیشه های بخار گرفته ی پنجره های خانه، وجود نخواهد داشت.
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند دیگر اثری از هسته های میوه ها در زیر تخت ها وجود نخواهد داشت.
در آن روز می توانید مدادی را بر روی میز برای یادداشت كردن پیدا کنید و شیرینی داخل یخچال باقی خواهد ماند.
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند می توانید برای خود غذاهای بخارپز به جای ساندویچ هات داگ یا همبرگر درست کنید.
می توانید زیر نور شمع غذا بخورید بدون آنکه نگران دعوای فرزندانتان برای فوت کردن شمع ها باشید.
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند زندگیتان متفاوت خواهد شد آنها آشیانه تان را ترک خواهند کرد و خانه تان آرام , ساکت , خالی و تنها خواهد شد.
در آن زمان است که به جای چشم انتظاری برای فرا رسیدن «روزی» ؛دیروزها را مرور خواهید کرد , یعنی در آن روزها ؛ دلتنگ امروزتان خواهید شد
پس امروزتان را با آنها عاشقانه زندگی کنید ❣
✦ الهی قمشه ای
@Secrets_Box
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند دیگر اثری از هسته های میوه ها در زیر تخت ها وجود نخواهد داشت.
در آن روز می توانید مدادی را بر روی میز برای یادداشت كردن پیدا کنید و شیرینی داخل یخچال باقی خواهد ماند.
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند می توانید برای خود غذاهای بخارپز به جای ساندویچ هات داگ یا همبرگر درست کنید.
می توانید زیر نور شمع غذا بخورید بدون آنکه نگران دعوای فرزندانتان برای فوت کردن شمع ها باشید.
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند زندگیتان متفاوت خواهد شد آنها آشیانه تان را ترک خواهند کرد و خانه تان آرام , ساکت , خالی و تنها خواهد شد.
در آن زمان است که به جای چشم انتظاری برای فرا رسیدن «روزی» ؛دیروزها را مرور خواهید کرد , یعنی در آن روزها ؛ دلتنگ امروزتان خواهید شد
پس امروزتان را با آنها عاشقانه زندگی کنید ❣
✦ الهی قمشه ای
@Secrets_Box
مردم عجیبی هستیم ، حتی هندوانه را به شرط چاقو میخریم که مبادا کال باشد و کلاه سرمان برود ، اما در افکار و عقایدی که خانواده و جامعه از بدو تولد به ما تحمیل کردهاند ، ذرهای تأمل و تحقیق نمیکنیم و همچون هندوانهای دربسته با ایمان به شیرین و سرخ بودنش میپذیریم. در حالی که هندوانه کال و نارس آسیبی به ما نمیزند و در بدترین حالت چند هزار تومان زیان مالی میبینیم ، ولی افکار و عقایدی که از خانواده و محیط جغرافیایی که در آن زاده و رشد کردهایم به ارث بردهایم ، در صورت اشتباه بودن ، زندگی و عمرمان را تباه خواهند کرد !!
✦ دکتر احمد حلت
@Secrets_Box
✦ دکتر احمد حلت
@Secrets_Box
معلمی گفت : توانا بود هر که ...؟
دانش آموزی ادامه داد :
" توانا بود هرکه دارا بود "
ز ثروت دل پیر برنا بود
تهیدست به جایی نخواهد رسید
اگر چه شب و روز کوشا بود
ندانست فردوسی پاکزاد
که شعرش در این ملک بیجا بود
گر او را خبر بود از این روزگار
که زر بر همه چیز والا بود
نمیگفت آن شعر معروف را
توانا بود هرکه دانا بود
@Secrets_Box
دانش آموزی ادامه داد :
" توانا بود هرکه دارا بود "
ز ثروت دل پیر برنا بود
تهیدست به جایی نخواهد رسید
اگر چه شب و روز کوشا بود
ندانست فردوسی پاکزاد
که شعرش در این ملک بیجا بود
گر او را خبر بود از این روزگار
که زر بر همه چیز والا بود
نمیگفت آن شعر معروف را
توانا بود هرکه دانا بود
@Secrets_Box
جالبه بدونید که ژاپنی ها هم شب یلدا دارن!
ژاپنی ها در طولانیترین شب سال كه "توئوجی" نام دارد وانى را پر از نارنج میکنند و از بخار آب با رایحهی نارنج لذت میبرند. آنها معتقدند این حمام برای شادابی و جوانی پوست و جلوگیری از سرما خوردن در زمستان بسیار موثر است...
@Secrets_Box
ژاپنی ها در طولانیترین شب سال كه "توئوجی" نام دارد وانى را پر از نارنج میکنند و از بخار آب با رایحهی نارنج لذت میبرند. آنها معتقدند این حمام برای شادابی و جوانی پوست و جلوگیری از سرما خوردن در زمستان بسیار موثر است...
@Secrets_Box
در کانادا یه نفر با ایده جالبی یک خانه سالمندان را با یک پرورشگاه ادغام کرد، نتیجه این ایده خیلی بهتر از اونی شد که انتظار داشت !
سالمندان دارای نوه و نتیجههایی شدند که هر روز در کنارشان بودند و دیگر هیچوقت احساسِ تنهایی و کنار گذاشته شدگی نمیکردند
+ این کار برای بچههای یتیم هم بی فایده نیست، آنها برای آینده خود از این پدربزرگ و مادربزرگ ها عشق و محبت بی منت را میآموزند مانندِ محبت پدری و عشقِ مادری، چیزهای مهمی که دیگران از آنها دریغ کردند
@Secrets_Box
سالمندان دارای نوه و نتیجههایی شدند که هر روز در کنارشان بودند و دیگر هیچوقت احساسِ تنهایی و کنار گذاشته شدگی نمیکردند
+ این کار برای بچههای یتیم هم بی فایده نیست، آنها برای آینده خود از این پدربزرگ و مادربزرگ ها عشق و محبت بی منت را میآموزند مانندِ محبت پدری و عشقِ مادری، چیزهای مهمی که دیگران از آنها دریغ کردند
@Secrets_Box
شکم ، نان می خواهد.
گفتگو که حالی اش نمی شود!
جای نان ، چاخان هم نمی شود
تحویلش داد ...!
✦ محمود دولت آبادی
@Secrets_Box
گفتگو که حالی اش نمی شود!
جای نان ، چاخان هم نمی شود
تحویلش داد ...!
✦ محمود دولت آبادی
@Secrets_Box
مادرم انارها را دانه میکرد
تا در طولانی ترین شب سال
زیباترین و خوشمزه ترین خاطرات را برای ما رقم بزند...
من اما آرزو میکردم
ای کاش عمرش همچون یلدا طولانی باشد...
به یاد همه ی مادران
چه اونها که هستند
و چه اونها که سفر کردن ❣
@Secrets_Box
تا در طولانی ترین شب سال
زیباترین و خوشمزه ترین خاطرات را برای ما رقم بزند...
من اما آرزو میکردم
ای کاش عمرش همچون یلدا طولانی باشد...
به یاد همه ی مادران
چه اونها که هستند
و چه اونها که سفر کردن ❣
@Secrets_Box
✦ انسانیت با لباس یا اندیشه !!
یک کشیش، خود را شبیه به یک شخص فقیر و بی خانمان با لباسهای ژولیده در می آورد و روزی که قرار بوده اسمش به عنوان کشیش جدید یک کلیسای ده هزار نفری اعلام شود با همین قیافه به کلیسا می رود.
خودش ماجرا را این طور تعریف می کند:
نیم ساعت قبل از شروع جلسه به کلیسا رفتم، به خیلی ها سلام کردم اما فقط ۳ نفر از این همه جمعیت جواب سلام من را دادند...
به خیلی ها گفتم ، گرسنه هستم اما هیچ کس حاضر نشد یک دلار به من کمک کند... سپس وقتی رفتم در ردیف جلو بنشینم، انتظامات کلیسا از من خواست که از آن جا بلند شوم و به عقب برگردم...
به هر حال وقتی شبان کلیسا اسم کشیش جدید را اعلام می کند، تمام کلیسا شروع به کف زدن می کنند و این مرد ژولیده از جای خود بلند می شود و با همین قیافه به جلوی کلیسا دعوت می شود...
مردم با دیدن او سرهایشان را از خجالت خم می کنند، عده ای هم گریه می کنند و این مرد سخنانش را با خواندن بخشی از انجیل آغاز می کند:
گرسنه بودم، غذا ندادید...
تشنه بودم، آب ندادید...
مریض بودم به عیادتم نیامدید...
خیلی ها به کلیسا می روند،
اما شاگرد و پیرو راستین عیسی مسیح نیستند...
خدا به دنبال جمعیت نیست،
خدا به دنبال دستیست که کمک می کند،
قلبی که محبت می کند،
چشمی که برای دیگران نگران است
و پایی که برای ناتوانان برداشته می شود...
@Secrets_Box
یک کشیش، خود را شبیه به یک شخص فقیر و بی خانمان با لباسهای ژولیده در می آورد و روزی که قرار بوده اسمش به عنوان کشیش جدید یک کلیسای ده هزار نفری اعلام شود با همین قیافه به کلیسا می رود.
خودش ماجرا را این طور تعریف می کند:
نیم ساعت قبل از شروع جلسه به کلیسا رفتم، به خیلی ها سلام کردم اما فقط ۳ نفر از این همه جمعیت جواب سلام من را دادند...
به خیلی ها گفتم ، گرسنه هستم اما هیچ کس حاضر نشد یک دلار به من کمک کند... سپس وقتی رفتم در ردیف جلو بنشینم، انتظامات کلیسا از من خواست که از آن جا بلند شوم و به عقب برگردم...
به هر حال وقتی شبان کلیسا اسم کشیش جدید را اعلام می کند، تمام کلیسا شروع به کف زدن می کنند و این مرد ژولیده از جای خود بلند می شود و با همین قیافه به جلوی کلیسا دعوت می شود...
مردم با دیدن او سرهایشان را از خجالت خم می کنند، عده ای هم گریه می کنند و این مرد سخنانش را با خواندن بخشی از انجیل آغاز می کند:
گرسنه بودم، غذا ندادید...
تشنه بودم، آب ندادید...
مریض بودم به عیادتم نیامدید...
خیلی ها به کلیسا می روند،
اما شاگرد و پیرو راستین عیسی مسیح نیستند...
خدا به دنبال جمعیت نیست،
خدا به دنبال دستیست که کمک می کند،
قلبی که محبت می کند،
چشمی که برای دیگران نگران است
و پایی که برای ناتوانان برداشته می شود...
@Secrets_Box
Forwarded from تصاویر ماندگار
شب یلدا موقعی خوب بود که خانواده ها اینطوری جمع میشدن ؛ نه الان که ۳ نفرن اونم سرشون تو گوشیه
@Tasavire_Mandegar
@Tasavire_Mandegar
از حکیمی پرسیدند:
چرا هیچ از عیب مردم سخن نمیگویی ؟
حکیم گفت: هنوز از محاسبه
عیب های خــودم
فارغ نشدم تا
به عیب های دیگران بپردازم ...!
خوشا به حال آن کس که عیب خودش، او را از پرداختن به عیب دیگران ، باز می دارد
@Secrets_Box
چرا هیچ از عیب مردم سخن نمیگویی ؟
حکیم گفت: هنوز از محاسبه
عیب های خــودم
فارغ نشدم تا
به عیب های دیگران بپردازم ...!
خوشا به حال آن کس که عیب خودش، او را از پرداختن به عیب دیگران ، باز می دارد
@Secrets_Box