مادرم انارها را دانه میکرد
تا در طولانی ترین شب سال
زیباترین و خوشمزه ترین خاطرات را برای ما رقم بزند...
من اما آرزو میکردم
ای کاش عمرش همچون یلدا طولانی باشد...
به یاد همه ی مادران
چه اونها که هستند
و چه اونها که سفر کردن ❣
@Secrets_Box
تا در طولانی ترین شب سال
زیباترین و خوشمزه ترین خاطرات را برای ما رقم بزند...
من اما آرزو میکردم
ای کاش عمرش همچون یلدا طولانی باشد...
به یاد همه ی مادران
چه اونها که هستند
و چه اونها که سفر کردن ❣
@Secrets_Box
✦ انسانیت با لباس یا اندیشه !!
یک کشیش، خود را شبیه به یک شخص فقیر و بی خانمان با لباسهای ژولیده در می آورد و روزی که قرار بوده اسمش به عنوان کشیش جدید یک کلیسای ده هزار نفری اعلام شود با همین قیافه به کلیسا می رود.
خودش ماجرا را این طور تعریف می کند:
نیم ساعت قبل از شروع جلسه به کلیسا رفتم، به خیلی ها سلام کردم اما فقط ۳ نفر از این همه جمعیت جواب سلام من را دادند...
به خیلی ها گفتم ، گرسنه هستم اما هیچ کس حاضر نشد یک دلار به من کمک کند... سپس وقتی رفتم در ردیف جلو بنشینم، انتظامات کلیسا از من خواست که از آن جا بلند شوم و به عقب برگردم...
به هر حال وقتی شبان کلیسا اسم کشیش جدید را اعلام می کند، تمام کلیسا شروع به کف زدن می کنند و این مرد ژولیده از جای خود بلند می شود و با همین قیافه به جلوی کلیسا دعوت می شود...
مردم با دیدن او سرهایشان را از خجالت خم می کنند، عده ای هم گریه می کنند و این مرد سخنانش را با خواندن بخشی از انجیل آغاز می کند:
گرسنه بودم، غذا ندادید...
تشنه بودم، آب ندادید...
مریض بودم به عیادتم نیامدید...
خیلی ها به کلیسا می روند،
اما شاگرد و پیرو راستین عیسی مسیح نیستند...
خدا به دنبال جمعیت نیست،
خدا به دنبال دستیست که کمک می کند،
قلبی که محبت می کند،
چشمی که برای دیگران نگران است
و پایی که برای ناتوانان برداشته می شود...
@Secrets_Box
یک کشیش، خود را شبیه به یک شخص فقیر و بی خانمان با لباسهای ژولیده در می آورد و روزی که قرار بوده اسمش به عنوان کشیش جدید یک کلیسای ده هزار نفری اعلام شود با همین قیافه به کلیسا می رود.
خودش ماجرا را این طور تعریف می کند:
نیم ساعت قبل از شروع جلسه به کلیسا رفتم، به خیلی ها سلام کردم اما فقط ۳ نفر از این همه جمعیت جواب سلام من را دادند...
به خیلی ها گفتم ، گرسنه هستم اما هیچ کس حاضر نشد یک دلار به من کمک کند... سپس وقتی رفتم در ردیف جلو بنشینم، انتظامات کلیسا از من خواست که از آن جا بلند شوم و به عقب برگردم...
به هر حال وقتی شبان کلیسا اسم کشیش جدید را اعلام می کند، تمام کلیسا شروع به کف زدن می کنند و این مرد ژولیده از جای خود بلند می شود و با همین قیافه به جلوی کلیسا دعوت می شود...
مردم با دیدن او سرهایشان را از خجالت خم می کنند، عده ای هم گریه می کنند و این مرد سخنانش را با خواندن بخشی از انجیل آغاز می کند:
گرسنه بودم، غذا ندادید...
تشنه بودم، آب ندادید...
مریض بودم به عیادتم نیامدید...
خیلی ها به کلیسا می روند،
اما شاگرد و پیرو راستین عیسی مسیح نیستند...
خدا به دنبال جمعیت نیست،
خدا به دنبال دستیست که کمک می کند،
قلبی که محبت می کند،
چشمی که برای دیگران نگران است
و پایی که برای ناتوانان برداشته می شود...
@Secrets_Box
Forwarded from تصاویر ماندگار
شب یلدا موقعی خوب بود که خانواده ها اینطوری جمع میشدن ؛ نه الان که ۳ نفرن اونم سرشون تو گوشیه
@Tasavire_Mandegar
@Tasavire_Mandegar
از حکیمی پرسیدند:
چرا هیچ از عیب مردم سخن نمیگویی ؟
حکیم گفت: هنوز از محاسبه
عیب های خــودم
فارغ نشدم تا
به عیب های دیگران بپردازم ...!
خوشا به حال آن کس که عیب خودش، او را از پرداختن به عیب دیگران ، باز می دارد
@Secrets_Box
چرا هیچ از عیب مردم سخن نمیگویی ؟
حکیم گفت: هنوز از محاسبه
عیب های خــودم
فارغ نشدم تا
به عیب های دیگران بپردازم ...!
خوشا به حال آن کس که عیب خودش، او را از پرداختن به عیب دیگران ، باز می دارد
@Secrets_Box
متن زیر برنده جایزه بهترین متن سال شده
ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ !
ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﻡ !
ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﮔﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ !
ﻭﻟﯽ ﺣﺮﯾﻒ ﺍﻓﮑﺎﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻡ !
ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ !!!...
ﺧﻮﺵ ﺑﺤﺎﻝ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺑﻪ ﺁﯾﻨﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ،
ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺴﺘﯽ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺮﻗﺼﺪ !!!...
ﮐﺎﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺯ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩ ...
ﭘﯿﺮ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﯾﻢ ...
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﺭﺧﺪﺍﺩ ﯾﮏ ﻋﺸﻖ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﯿﺸﺪﯾﻢ..
ﺳﭙﺲ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ
ﻭﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺒﯽتاریک ،
ﺑﺎ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺁﺭﺍﻡ
ﻣﯿﻤﺮﺩﯾﻢ ...
@Secrets_Box
ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ !
ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﻡ !
ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﮔﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ !
ﻭﻟﯽ ﺣﺮﯾﻒ ﺍﻓﮑﺎﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻡ !
ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ !!!...
ﺧﻮﺵ ﺑﺤﺎﻝ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺑﻪ ﺁﯾﻨﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ،
ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺴﺘﯽ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺮﻗﺼﺪ !!!...
ﮐﺎﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺯ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩ ...
ﭘﯿﺮ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﯾﻢ ...
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﺭﺧﺪﺍﺩ ﯾﮏ ﻋﺸﻖ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﯿﺸﺪﯾﻢ..
ﺳﭙﺲ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ
ﻭﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺒﯽتاریک ،
ﺑﺎ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺁﺭﺍﻡ
ﻣﯿﻤﺮﺩﯾﻢ ...
@Secrets_Box
اگر به ظالم رو بدهی و بگذاری یک انگشت به حقت تجاوز کند، به هزار انگشت هم اکتفا نخواهد کرد!
این خود ما هستیم که باید حریم خود را بزرگ در نظر بگیریم.
✦ چارلز ديكنز
@Secrets_Box
این خود ما هستیم که باید حریم خود را بزرگ در نظر بگیریم.
✦ چارلز ديكنز
@Secrets_Box
👍1
اسب سواری ، مرد فلجی را سر راه خود دید ڪه عصا بدست پیاده میرود ،
مرد سوار دلش به حال او سوخت ، از اسب پیاده شد او را از جا بلند ڪرد و بر روی اسب گذاشت تا او را به مقصد برساند!
مرد افلیج ڪه اڪنون خود را سوار بر اسب میدید دهنه ی اسب را ڪشید و گفت:
اسب را بردم ... و با اسب گریخت!
پیش از آنڪه دور شود صاحب اسب داد زد:
" تو تنها اسب را نبردی ، جوانمردی را هم بردی!
اسب مال تو ؛ اما گوش ڪن ببین چه می گویم"
مرد افلیج اسب را نگه داشت
مرد سوار گفت: هرگز به هیچ ڪس نگو چگونه اسب را به دست آوردی! می ترسم ڪه دیگر "هیچ سواری" به پیاده ای رحم نڪند
✦ كليله و دمنه
حڪایت ، حڪایت روزگار ماست!!
به قدرتمندان و ثروت اندوزان و ڪاخ نشینان بگویید: شما ڪه با جلب اعتماد مستمندان و بیچارگان و ستمدیدگان ؛ اسب قدرت بدستتان افتاده ...
شماها ؛ نه فقط اسب ، ڪه ایمان ،
اعتماد ، اعتقاد و ...
نان سفره مان را بردید ...
فقط به ڪسی نگوئید چگونه سوار اسب قدرت شدید!!!
افسوس... ڪه دیگر نه بر اعتمادها اعتقادیست و نه بر اعتقادها اعتمادی!
@Secrets_Box
مرد سوار دلش به حال او سوخت ، از اسب پیاده شد او را از جا بلند ڪرد و بر روی اسب گذاشت تا او را به مقصد برساند!
مرد افلیج ڪه اڪنون خود را سوار بر اسب میدید دهنه ی اسب را ڪشید و گفت:
اسب را بردم ... و با اسب گریخت!
پیش از آنڪه دور شود صاحب اسب داد زد:
" تو تنها اسب را نبردی ، جوانمردی را هم بردی!
اسب مال تو ؛ اما گوش ڪن ببین چه می گویم"
مرد افلیج اسب را نگه داشت
مرد سوار گفت: هرگز به هیچ ڪس نگو چگونه اسب را به دست آوردی! می ترسم ڪه دیگر "هیچ سواری" به پیاده ای رحم نڪند
✦ كليله و دمنه
حڪایت ، حڪایت روزگار ماست!!
به قدرتمندان و ثروت اندوزان و ڪاخ نشینان بگویید: شما ڪه با جلب اعتماد مستمندان و بیچارگان و ستمدیدگان ؛ اسب قدرت بدستتان افتاده ...
شماها ؛ نه فقط اسب ، ڪه ایمان ،
اعتماد ، اعتقاد و ...
نان سفره مان را بردید ...
فقط به ڪسی نگوئید چگونه سوار اسب قدرت شدید!!!
افسوس... ڪه دیگر نه بر اعتمادها اعتقادیست و نه بر اعتقادها اعتمادی!
@Secrets_Box
واسه دزدیدن پول مردم لازم نیست روی صندوقدار بانک اسلحه بکشی!!
راه بهترش اینه که خودت بانک تاسیس کنی!
✦ برتولت برشت
@Secrets_Box
راه بهترش اینه که خودت بانک تاسیس کنی!
✦ برتولت برشت
@Secrets_Box
بزرگترین تصویر از ریا در جامعه هنگامیست که به فقرا لباس کهنه و غذای ماندهات را میدهی اما به ثروتمندان هدایای گران بها که به آنها محتاج نیستند ...!!
@Secrets_Box
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از خطوط هوایی آلمان برای اینکه به مردم این پیام رو برسونه که در کنار هم بودن خیلی با ارزشه ، این طرح رو توی چند تا فرودگاه آلمان پیاده کرد !
بسیار زیباست!
@Secrets_Box
بسیار زیباست!
@Secrets_Box
وکیلی دزدی را دید که برای اعدام میبردنش ؛
با خود بگفت: در حقیقت کشتن این دزد واجب است، چون بدون لباس رسمی و منصب دولتی می خواهد دزدی کند.
✦ میرزا آقا کرمانی
@Secrets_Box
با خود بگفت: در حقیقت کشتن این دزد واجب است، چون بدون لباس رسمی و منصب دولتی می خواهد دزدی کند.
✦ میرزا آقا کرمانی
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو مدارس چین به بچه یاد میدن که اگر کسی بهشون حمله کرد ، چطوری باید از خودشون دفاع کنند !
ببینید و به بچههاتون یاد بدین .
@Secrets_Box
ببینید و به بچههاتون یاد بدین .
@Secrets_Box
عارفی ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ " ﺗِﺮِﺩﻣﯿﻞ " ﭼﯿﺴﺖ؟
وی ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ : ﻧﻤﻮﻧﻪ ﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺷﺪﻩی ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ؛ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﮓ ﺩﻭ
ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﯽ ...!
@Secrets_Box
وی ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ : ﻧﻤﻮﻧﻪ ﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺷﺪﻩی ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ؛ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﮓ ﺩﻭ
ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﯽ ...!
@Secrets_Box
نمکدان را که پر میکنی توجهی به ریختن نمکها نداری…
اما زعفران راکه میسابی به دانه دانه اش توجه میکنی…!!
حال آنکه بدون نمک هیچ غذایی خوشمزه نیست. ولی بدون زعفران ماهها و سالها میتوان آشپزی کرد و غذا خورد.
مراقب نمکهای زندگیتان باشید.
ساده و بیریا و همیشه دم دست…
که اگر نباشند وای بر سفره زندگی .
@Secrets_Box
اما زعفران راکه میسابی به دانه دانه اش توجه میکنی…!!
حال آنکه بدون نمک هیچ غذایی خوشمزه نیست. ولی بدون زعفران ماهها و سالها میتوان آشپزی کرد و غذا خورد.
مراقب نمکهای زندگیتان باشید.
ساده و بیریا و همیشه دم دست…
که اگر نباشند وای بر سفره زندگی .
@Secrets_Box
از جمله اعتقادات عوام در دوره قاجار این بود که مسلمان باید شپش داشته باشد!! مقدار ایمان هر مسلمان هم منوط به تعداد شپشهایی بود که در تن داشت! این عقیده از هندوها که آزار جانوران را جزو گناه کبیره میدانستند رسوخ کرده بود و تنبلی و فقر مالی و نداشتن خرج حمام و شستشو نیز این اندیشه را قوت میبخشیده...!
عقیده دیگری که در دوره قاجار اکثریت مردم آن را باور داشتند این بود که دختر حق ندارد موی خود را تا قبل از ازدواج شانه بزند! عدم استحمام نیز به این موارد کمک مینمود و موهای دختران شپش پشتک میزد... برای دختران هم شپش نه تنها عیب نبود بلکه فضیلت بود. مردم میگفتند دختری که سرش شپش نداشته باشد احتمالا سر و گوشش جنبیده...!
✦ منبع: طهران قدیم ، جلد اول ، نوشته جعفر شهری
@Secrets_Box
عقیده دیگری که در دوره قاجار اکثریت مردم آن را باور داشتند این بود که دختر حق ندارد موی خود را تا قبل از ازدواج شانه بزند! عدم استحمام نیز به این موارد کمک مینمود و موهای دختران شپش پشتک میزد... برای دختران هم شپش نه تنها عیب نبود بلکه فضیلت بود. مردم میگفتند دختری که سرش شپش نداشته باشد احتمالا سر و گوشش جنبیده...!
✦ منبع: طهران قدیم ، جلد اول ، نوشته جعفر شهری
@Secrets_Box
اگر بجای این مسئولا درخت کاشته بودیم الان هوا اینجوری تمیز بود!
سهراب سپهری اولین کسی بود که به علّت اصلی آلودگی هوا پی برد ...!
علّت آلودگی ، سوخت های فسیلی نیست بلکه مسئولین فسیلی است !
جای مردانِ سیاست بنشانید درخت ،
که هوا تازه شود ...
@Secrets_Box
سهراب سپهری اولین کسی بود که به علّت اصلی آلودگی هوا پی برد ...!
علّت آلودگی ، سوخت های فسیلی نیست بلکه مسئولین فسیلی است !
جای مردانِ سیاست بنشانید درخت ،
که هوا تازه شود ...
@Secrets_Box
💥 میخوای بدونی جریان این عکس چیه ؟؟
💥 اگه دلشو داری بیا ببین 🚫🔞
💥 این کانال بدون هیچ ترسی شما را با حقایق و اسرار عجیب تاریخ آشنا میکند
💥 لینک عضویت 👇👇
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAE7ShgHxWf3ksUDFWA
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAE7ShgHxWf3ksUDFWA
💥 اگه دلشو داری بیا ببین 🚫🔞
💥 این کانال بدون هیچ ترسی شما را با حقایق و اسرار عجیب تاریخ آشنا میکند
💥 لینک عضویت 👇👇
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAE7ShgHxWf3ksUDFWA
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAE7ShgHxWf3ksUDFWA
یکی از دوستان تعریف می کرد که در یکی از اتوبوس های ژاپن دوربینی کار می گذارند و می بینند کسانی که سوار اتوبوس می شوند ،
نفر اول روی اولین صندلی خالی می نشیند ، نفر دوم ، کنار او و به همین ترتیب تا کل صندلی ها پر می شود ؛
در ایران همین تست را انجام دادند و دیدند ، نفر اول روی اولین صندلی خالی می نشیند و نفر دوم با بیشترین فاصله روی صندلی خالی دیگر و تنها می نشیند.
تا وقتی صندلی خالی وجود دارد ، همه تک تک می نشینند تا صندلی های خالی پر شود و کنار دست آنها می نشینند ؛
انگار اینجا تا مجبور نباشند حاضر نیستند کنار کس دیگری بنشینند ،
در مورد تاکسی هم همینطور ؛
وقتی روی صندلی عقب نشسته ایم
دلمان نمی خواهد شخص دیگری کنارمان بنشیند ؛ علی رغم اینکه مدعی داشتن
یک جامعه ی بسیار مهربان و انسان دوست هستیم ؛ یک نفرت پنهان بینمان وجود دارد ...!
راستی چرا ...!!؟
@Secrets_Box
نفر اول روی اولین صندلی خالی می نشیند ، نفر دوم ، کنار او و به همین ترتیب تا کل صندلی ها پر می شود ؛
در ایران همین تست را انجام دادند و دیدند ، نفر اول روی اولین صندلی خالی می نشیند و نفر دوم با بیشترین فاصله روی صندلی خالی دیگر و تنها می نشیند.
تا وقتی صندلی خالی وجود دارد ، همه تک تک می نشینند تا صندلی های خالی پر شود و کنار دست آنها می نشینند ؛
انگار اینجا تا مجبور نباشند حاضر نیستند کنار کس دیگری بنشینند ،
در مورد تاکسی هم همینطور ؛
وقتی روی صندلی عقب نشسته ایم
دلمان نمی خواهد شخص دیگری کنارمان بنشیند ؛ علی رغم اینکه مدعی داشتن
یک جامعه ی بسیار مهربان و انسان دوست هستیم ؛ یک نفرت پنهان بینمان وجود دارد ...!
راستی چرا ...!!؟
@Secrets_Box