مجسمه پدر و پسر در برزیل .
جذابیت این مجسمه به این خاطر است که تمام اجزای پسر از تکه های بریده شده از پدر درست شده است که در واقع فداکاری پدر را نشان می دهد!
@Secrets_Box
جذابیت این مجسمه به این خاطر است که تمام اجزای پسر از تکه های بریده شده از پدر درست شده است که در واقع فداکاری پدر را نشان می دهد!
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این دختر فقط ۶ سالشه!
ببینید چه اجرائی میکنه،
حرکات بدنش غیرقابل تصور و باوره!!!
@Secrets_Box
ببینید چه اجرائی میکنه،
حرکات بدنش غیرقابل تصور و باوره!!!
@Secrets_Box
این خیلی خوب است که مردم ما از سیستم بانکداری سر درنمیآورند؛ زیرا اگر به آن پی میبردند، پیش از طلوع فردا انقلاب میکردند!
✦ هنری فورد
@Secrets_Box
✦ هنری فورد
@Secrets_Box
با پنجاه، شصت ساله های امروز مهربان باشیم .
در روزگاری نه چندان دور، پنجاه شصت سالگی سن آرام و قرار بود.
پنجاه شصت ساله ها جزو بزرگان فامیل و خانواده بودند و برای خودشان احترام و برو و بیایی داشتند. زندگیشان کاملا تثبیت شده بود و امنیتی داشت و ثباتی.
برای نوجوانان و جوانان فامیل، الگو بودند!!
امروز اما پنجاه شصت ساله های ایرانی وضع ديگرى دارند...!!!
نه مانند پنجاه شصت ساله های جوامع سنتی و سالیان قبل احترام بزرگتری و ریش سفیدی دارند و نه همچون پنجاه شصت سالههای جوامع پیشرفته ثبات مالی و امنیت اجتماعی!!!!
پنجاه شصت ساله امروز ایرانی هنوز دارد زبان خارجی یاد میگیرد!!
در حالی که ذهنش دیگر ذهن بیست سالگی نیست!! اما نگرانیهای یک آدم بیست ساله را در جسم و روح خود به دوش میکشد!!
پنجاه شصت ساله امروز هم پدر و مادر است برای فرزندانش و هم گاهی برای پدر و مادرش باید پدر مادری کند!!!
باید ستون محکم بزرگترها و کوچکترها باشد. سفت و محکم بایستد و اصلاً احساس ضعف نکند!! خیلی هم احساساتی نشود!!
در روزگاری که فرزندانش، خیلی برایش تره خُرد نمیکنند و پدر و مادرش بمثابه زمان خود از فرزند، انتظارات زیادی ازجمله با آنها بودن رادارن!!
ولی خانواده و جامعه آن را نمیپسندد او باید حواسش به همهآنها باشد و باید مشکلات همه را سر و سامان بدهد و مشکلات خودش را نیز به تنهایی بدوش بکشد!!
پنجاه شصت ساله امروز باید مسائل سن بلوغ فرزند، حتی نوه اش را حل کند!!. باید برای آینده فرزندش ، آن هم در این اوضاع آشفته، تدبیر به خرج دهد و به فکر تامین مسکن و شغل و برآورده کردن کوهی از توقعات ریز و درشت باشد!!!!!!!
هیچکس حال و روزگار او را درک نمی کند و نمیفهمد!! اگر چه هنوز جسم و روحش هزاران طلب از دنیای پیرامونش دارد!!
باید با تنهایی کنار بیاید!! چرا که حتی اگر بتواند رابطه پیچیده ای که در زندگی خود دارد او را زنده و شاداب نگه دارد باز هم تنهاست...!!!
چون وقت ندارد و امکانش نیست به این چیزها فکر کند. همه منتظر او و متوقع از اوهستند!!!!!
پنجاه شصت ساله روزگار ما همچنان باید چهار نعل کار کند!!
اگر بازنشسته شود تازه شروع کار در دو شیفت برایش آغاز میشود نباید یک روز در خانه بماند!!
ماندن درخانه همان و اوقات تلخی های سرزنش کننده همان!!
روزگارش ثبات اقتصادی ندارد و آیندهاش نيز هنوووووز مبهم است!!
اما دیگر بدنش طاقت این جور کار کردن ها را ندارد!! گاهی فشارش بالا میرود و گاهی پایین. گاهی تپش قلب میگیرد..!! وگاهی بی حوصله !! و خلاصه ......
پنحاه و شصت سالههاى این روزگار همانهایی هستند که در بلاتکلیفترین دوران این سرزمین رشد کرده اند!!
تمامی آزمون و خطاها ، روی آنها صورت گرفته بدیهیترین تفریحات دوران نوجوانی و جوانی برای آنها جرم محسوب میشد!! خندیدن ، دلهره و ترس و نگرانی جزئی از وجودشان شده و با آن ها بزرگ شده اند. به جای لذت دوران جوانی تیر و ترکش نصیبشان شده و به جای نجوای عاشقانه های یار، نفیر موحش آژیر خطر و سوت کر کننده خمپاره و بمب و موشک!!!
در بچگی مطیع بودند وپر کار، در بزرگسالی نیز مطیع هستند و آماده به کار!!!! همیشه منتظر سرابی به نام آیندهبهتر بوده اند .
پنجاه شصت ساله عزیز!! اگر بخت با تو یار بوده و با این همه رنج و فلاکت به هر حالتی هنوز زنده مانده ای !! قوی باش!!خیلی قوی !!
زندگی هنوز برای تو بازی ها دارد...
و خدا را چه دیدی شاید برنده بزرگترین بازی روزگار " تو " باشی!!
زندگی هنوز با تو خيلى كار دارد!!
زنده باش و به زندگی همچنان امیدوار!
روزگار به امثال تو خیلی نیازمند است!
@Secrets_Box
در روزگاری نه چندان دور، پنجاه شصت سالگی سن آرام و قرار بود.
پنجاه شصت ساله ها جزو بزرگان فامیل و خانواده بودند و برای خودشان احترام و برو و بیایی داشتند. زندگیشان کاملا تثبیت شده بود و امنیتی داشت و ثباتی.
برای نوجوانان و جوانان فامیل، الگو بودند!!
امروز اما پنجاه شصت ساله های ایرانی وضع ديگرى دارند...!!!
نه مانند پنجاه شصت ساله های جوامع سنتی و سالیان قبل احترام بزرگتری و ریش سفیدی دارند و نه همچون پنجاه شصت سالههای جوامع پیشرفته ثبات مالی و امنیت اجتماعی!!!!
پنجاه شصت ساله امروز ایرانی هنوز دارد زبان خارجی یاد میگیرد!!
در حالی که ذهنش دیگر ذهن بیست سالگی نیست!! اما نگرانیهای یک آدم بیست ساله را در جسم و روح خود به دوش میکشد!!
پنجاه شصت ساله امروز هم پدر و مادر است برای فرزندانش و هم گاهی برای پدر و مادرش باید پدر مادری کند!!!
باید ستون محکم بزرگترها و کوچکترها باشد. سفت و محکم بایستد و اصلاً احساس ضعف نکند!! خیلی هم احساساتی نشود!!
در روزگاری که فرزندانش، خیلی برایش تره خُرد نمیکنند و پدر و مادرش بمثابه زمان خود از فرزند، انتظارات زیادی ازجمله با آنها بودن رادارن!!
ولی خانواده و جامعه آن را نمیپسندد او باید حواسش به همهآنها باشد و باید مشکلات همه را سر و سامان بدهد و مشکلات خودش را نیز به تنهایی بدوش بکشد!!
پنجاه شصت ساله امروز باید مسائل سن بلوغ فرزند، حتی نوه اش را حل کند!!. باید برای آینده فرزندش ، آن هم در این اوضاع آشفته، تدبیر به خرج دهد و به فکر تامین مسکن و شغل و برآورده کردن کوهی از توقعات ریز و درشت باشد!!!!!!!
هیچکس حال و روزگار او را درک نمی کند و نمیفهمد!! اگر چه هنوز جسم و روحش هزاران طلب از دنیای پیرامونش دارد!!
باید با تنهایی کنار بیاید!! چرا که حتی اگر بتواند رابطه پیچیده ای که در زندگی خود دارد او را زنده و شاداب نگه دارد باز هم تنهاست...!!!
چون وقت ندارد و امکانش نیست به این چیزها فکر کند. همه منتظر او و متوقع از اوهستند!!!!!
پنجاه شصت ساله روزگار ما همچنان باید چهار نعل کار کند!!
اگر بازنشسته شود تازه شروع کار در دو شیفت برایش آغاز میشود نباید یک روز در خانه بماند!!
ماندن درخانه همان و اوقات تلخی های سرزنش کننده همان!!
روزگارش ثبات اقتصادی ندارد و آیندهاش نيز هنوووووز مبهم است!!
اما دیگر بدنش طاقت این جور کار کردن ها را ندارد!! گاهی فشارش بالا میرود و گاهی پایین. گاهی تپش قلب میگیرد..!! وگاهی بی حوصله !! و خلاصه ......
پنحاه و شصت سالههاى این روزگار همانهایی هستند که در بلاتکلیفترین دوران این سرزمین رشد کرده اند!!
تمامی آزمون و خطاها ، روی آنها صورت گرفته بدیهیترین تفریحات دوران نوجوانی و جوانی برای آنها جرم محسوب میشد!! خندیدن ، دلهره و ترس و نگرانی جزئی از وجودشان شده و با آن ها بزرگ شده اند. به جای لذت دوران جوانی تیر و ترکش نصیبشان شده و به جای نجوای عاشقانه های یار، نفیر موحش آژیر خطر و سوت کر کننده خمپاره و بمب و موشک!!!
در بچگی مطیع بودند وپر کار، در بزرگسالی نیز مطیع هستند و آماده به کار!!!! همیشه منتظر سرابی به نام آیندهبهتر بوده اند .
پنجاه شصت ساله عزیز!! اگر بخت با تو یار بوده و با این همه رنج و فلاکت به هر حالتی هنوز زنده مانده ای !! قوی باش!!خیلی قوی !!
زندگی هنوز برای تو بازی ها دارد...
و خدا را چه دیدی شاید برنده بزرگترین بازی روزگار " تو " باشی!!
زندگی هنوز با تو خيلى كار دارد!!
زنده باش و به زندگی همچنان امیدوار!
روزگار به امثال تو خیلی نیازمند است!
@Secrets_Box
در بناهای بزرگ جهان مانند دیوار چین دست نوشته هایی یافت شده که این عبارت در آن حکاکی شده؛ ٰ
" اگر برده ای در هنگام کار آسیب دید او را گردن بزنید! "
یا بر روی اهرام مصر نوشته شده؛
"کارگرانی را که هنگام کار ، توان کار کردن را نداشتند از بدن آنان مثل مصالح ، در ساخت اهرام بهره ببرید!!"
ولی در تخت جمشید ( پارسه ) و در کتیبه های کشف شده نوشته شده؛ ٰ
"اگر کارگری در هنگام کار در این بنا آسیب دید موظف هستیم وسایل امرار معاش او را تا پایان زندگانیش بی هیچ چشم داشتی فراهم و پرداخت کنیم ..."
هویت ما این است.
@Secrets_Box
" اگر برده ای در هنگام کار آسیب دید او را گردن بزنید! "
یا بر روی اهرام مصر نوشته شده؛
"کارگرانی را که هنگام کار ، توان کار کردن را نداشتند از بدن آنان مثل مصالح ، در ساخت اهرام بهره ببرید!!"
ولی در تخت جمشید ( پارسه ) و در کتیبه های کشف شده نوشته شده؛ ٰ
"اگر کارگری در هنگام کار در این بنا آسیب دید موظف هستیم وسایل امرار معاش او را تا پایان زندگانیش بی هیچ چشم داشتی فراهم و پرداخت کنیم ..."
هویت ما این است.
@Secrets_Box
فردی مسلمان همسایه ای کافر داشت هر روز و هر شب با صدای بلند همسایه کافر رو لعن و نفرین می کرد :
خدایا ! جان این همسایه کافر من را بگیر, مرگش را نزدیک کن (طوری که مرد کافر می شنید)
زمان گذشت و مسلمان بیمار شد. دیگر نمی توانست غذا درست کند ولی در کمال تعجب غذایش سر موقع در خانه اش ظاهر می شد .
مسلمان سر نماز می گفت خدایا ممنونم ک بنده ات را فراموش نکردی و غذای مرا در خانه ام ظاهر می کنی و لعنت بر آن کافر خدا نشناس ... !
روزی از روزها که خواست برود غذا را بر دارد ،دید این همسایه کافر است ک غذا برایش می آورد.
از آن شب ب بعد، مسلمان سر نماز می گفت : خدایا ممنونم که این مرتیکه شیطان رو وسیله کردی که برای من غذا بیاورد. من تازه حکمت تو را فهمیدم ک چرا جانش را نگرفتی!!!
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی
@Secrets_Box
خدایا ! جان این همسایه کافر من را بگیر, مرگش را نزدیک کن (طوری که مرد کافر می شنید)
زمان گذشت و مسلمان بیمار شد. دیگر نمی توانست غذا درست کند ولی در کمال تعجب غذایش سر موقع در خانه اش ظاهر می شد .
مسلمان سر نماز می گفت خدایا ممنونم ک بنده ات را فراموش نکردی و غذای مرا در خانه ام ظاهر می کنی و لعنت بر آن کافر خدا نشناس ... !
روزی از روزها که خواست برود غذا را بر دارد ،دید این همسایه کافر است ک غذا برایش می آورد.
از آن شب ب بعد، مسلمان سر نماز می گفت : خدایا ممنونم که این مرتیکه شیطان رو وسیله کردی که برای من غذا بیاورد. من تازه حکمت تو را فهمیدم ک چرا جانش را نگرفتی!!!
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی
@Secrets_Box
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جهش عظیم تکنولوژی در بلاد کفر!
یک جاده حیرت انگیز توسط چینی ها ، اتوبانی که چین و پاکستان را به هم وصل میکند ، طول اتوبان ۸۸۰ کیلومتر است و در مدت ۳۶ ماه ساخته شده است!
حیرت انگیز ترین بخش این اتوبان ، آن ۲۴ کیلومتری است که از دریاچه عطاآباد پاکستان می گذرد ، این اتوبان ترکستان شرقی چین را به کشمیر پاکستان متصل کرده و از قسمتهای شمالی رشته کوه هیمالیا میگذرد ، بیشتر این نواحی در زمستان برف گیر است .
@Secrets_Box
یک جاده حیرت انگیز توسط چینی ها ، اتوبانی که چین و پاکستان را به هم وصل میکند ، طول اتوبان ۸۸۰ کیلومتر است و در مدت ۳۶ ماه ساخته شده است!
حیرت انگیز ترین بخش این اتوبان ، آن ۲۴ کیلومتری است که از دریاچه عطاآباد پاکستان می گذرد ، این اتوبان ترکستان شرقی چین را به کشمیر پاکستان متصل کرده و از قسمتهای شمالی رشته کوه هیمالیا میگذرد ، بیشتر این نواحی در زمستان برف گیر است .
@Secrets_Box
دکتر علی شریعتی در خاطرات خود نوشته است ؛
به دوستی گفتم : چرا ديگر خروستان نميخواند؟!
گفت: همسايهها شاكی بودند كه صبحها ما را از خواب خوش بيدار میكند ، ما هم سرش را بُريديم!
آنجا بود كه فهميدم هر كس مردم را بيدار كند سرش را خواهند بُريد .
در دنیایی كه همه از مرغ تعريف میكنند نامی از خروس نيست ، زيرا همه به فكر سير شدن هستند ، نه به فكر بيدار شدن!
@Secrets_Box
به دوستی گفتم : چرا ديگر خروستان نميخواند؟!
گفت: همسايهها شاكی بودند كه صبحها ما را از خواب خوش بيدار میكند ، ما هم سرش را بُريديم!
آنجا بود كه فهميدم هر كس مردم را بيدار كند سرش را خواهند بُريد .
در دنیایی كه همه از مرغ تعريف میكنند نامی از خروس نيست ، زيرا همه به فكر سير شدن هستند ، نه به فكر بيدار شدن!
@Secrets_Box
رقص به روایت
دکتر عبدالحسین زرینکوب
می رقصیدیم !
پیش ﺍﺯ یورش اعراب ،
ﺑﺎﺭﺍﻥ که ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ، ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ ...
ﺑﺎﺩ که میوﺯﯾﺪ ،
ﺑﻪ ﺧﺮمنگاﻩ میرﯾﺨﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ ...
ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ ،
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ ...
ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ ...
ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺭﺍ ﺩﺭﻭ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ و میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ ...
ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ میکاﺷﺘﯿﻢ و
میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ ...
میخواستیم دفع بلا کنیم ،
جشن ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ...
ﻣﺎﻩ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯿﺸﺪ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ ...
ﻣﺎﻩ به ﭘﺎﯾﺎﻥ میرسید میرﻗﺼﯿﺪیم ...
ﺧﻼﺻﻪ اینکه ،
ﺟﺸﻦ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺭﻗﺺ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩ و ﺷﺎﺩﯼ ...
ﺗﯿﺮﮔﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﻬﺮﮔﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺁﺑﺎﻧﮕﺎﻥ
آﺫﺭﮔﺎﻥ ﻭ ﺑﻬﻤﻦﮔﺎﻥ ﻭ ﺍﺳﻔﻨﺪﮔﺎﻥ
ﻭ ﻓﺮﻭﺭﺩﮔﺎﻥ ﻭ ﺍﺭﺩﯾﺒﻬﺸﺖ ﮔﺎﻥ ﻭ ﺧﺮﺩﺍﺩﮔﺎﻥ ...
ﺳﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺳﻮﺭﯼ ﻭ ﺳﺮﻭﺵ ...
ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ
آنهم ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺮﮔﯽ ﮐﯿﻨﻪ ﻭ سنگدﻟﯽ ﺑﺮ ﭘﺎﮐﯽ ﻭ ﺳﻮﮒ ﺳﯿﺎﻭﺵ !...
ﻣُﺮﺩﮔﺎﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺳﻮﮔﻨﺎﻣﻪ ﺳﯿﺎﻭﺵ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺩ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩ ، ﺑﻪ ﺧﺎﮎ میسپرﺩﯾﻢ ...
تا اینکه ...
شمشیر وحشت عرب از راه رسید شادی رخت بربست و ماتم و کینه و بغض و دروغ ... آغاز شد!!
@Secrets_Box
دکتر عبدالحسین زرینکوب
می رقصیدیم !
پیش ﺍﺯ یورش اعراب ،
ﺑﺎﺭﺍﻥ که ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ، ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ ...
ﺑﺎﺩ که میوﺯﯾﺪ ،
ﺑﻪ ﺧﺮمنگاﻩ میرﯾﺨﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ ...
ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ ،
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ ...
ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ ...
ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺭﺍ ﺩﺭﻭ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ و میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ ...
ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ میکاﺷﺘﯿﻢ و
میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ ...
میخواستیم دفع بلا کنیم ،
جشن ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ...
ﻣﺎﻩ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯿﺸﺪ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ ...
ﻣﺎﻩ به ﭘﺎﯾﺎﻥ میرسید میرﻗﺼﯿﺪیم ...
ﺧﻼﺻﻪ اینکه ،
ﺟﺸﻦ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺭﻗﺺ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩ و ﺷﺎﺩﯼ ...
ﺗﯿﺮﮔﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﻬﺮﮔﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺁﺑﺎﻧﮕﺎﻥ
آﺫﺭﮔﺎﻥ ﻭ ﺑﻬﻤﻦﮔﺎﻥ ﻭ ﺍﺳﻔﻨﺪﮔﺎﻥ
ﻭ ﻓﺮﻭﺭﺩﮔﺎﻥ ﻭ ﺍﺭﺩﯾﺒﻬﺸﺖ ﮔﺎﻥ ﻭ ﺧﺮﺩﺍﺩﮔﺎﻥ ...
ﺳﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺳﻮﺭﯼ ﻭ ﺳﺮﻭﺵ ...
ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ
آنهم ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺮﮔﯽ ﮐﯿﻨﻪ ﻭ سنگدﻟﯽ ﺑﺮ ﭘﺎﮐﯽ ﻭ ﺳﻮﮒ ﺳﯿﺎﻭﺵ !...
ﻣُﺮﺩﮔﺎﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺳﻮﮔﻨﺎﻣﻪ ﺳﯿﺎﻭﺵ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺩ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩ ، ﺑﻪ ﺧﺎﮎ میسپرﺩﯾﻢ ...
تا اینکه ...
شمشیر وحشت عرب از راه رسید شادی رخت بربست و ماتم و کینه و بغض و دروغ ... آغاز شد!!
@Secrets_Box
این تصویر توسط یک هنرمند روس طراحی شده است!
ویژگی منحصر به فردش آن است که از نزدیک ، تصویر یک مرد و از فاصله دورتر و با چشمان نیم بسته میتوانید تصویر زنی با لبخند را مشاهده کنید!
@Secrets_Box
ویژگی منحصر به فردش آن است که از نزدیک ، تصویر یک مرد و از فاصله دورتر و با چشمان نیم بسته میتوانید تصویر زنی با لبخند را مشاهده کنید!
@Secrets_Box
.
دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست
بر لبش جام شرابی و سبویی در دست
گفتم نکنی شرم از این می خواری؟
گفتا که مگر حکم به جلبم داری !؟
گفتم تو ندانی که خدا مست ملامت کرده؟
در روز جزا وعده به آتش کرده؟
گفتا که برو بی خبر از دینداری
خود را به از باده خوران پنداری؟!
من می خورمو هیچ نباشد شرمم
زیرا به سخاوت خدا دل گرمم
من هرچه کنم گنه از این می خواری
صد به ز تو ام که دایما هشیاری
عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت
او ندانست که در ترک تمناست بهشت
این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت
✦ صائب تبریزی
@Secrets_Box
دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست
بر لبش جام شرابی و سبویی در دست
گفتم نکنی شرم از این می خواری؟
گفتا که مگر حکم به جلبم داری !؟
گفتم تو ندانی که خدا مست ملامت کرده؟
در روز جزا وعده به آتش کرده؟
گفتا که برو بی خبر از دینداری
خود را به از باده خوران پنداری؟!
من می خورمو هیچ نباشد شرمم
زیرا به سخاوت خدا دل گرمم
من هرچه کنم گنه از این می خواری
صد به ز تو ام که دایما هشیاری
عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت
او ندانست که در ترک تمناست بهشت
این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت
✦ صائب تبریزی
@Secrets_Box
چارلی چاپلین
به فرزندش گفت :
من در شعبده بازی روی
طناب راه رفته ام و
میدانم چقدر این کار دشوار است
اما به جرات به تو میگویم
که آدم بودن و روی زمین راه رفتن
از این هم سخت تر است!
@Secrets_Box
به فرزندش گفت :
من در شعبده بازی روی
طناب راه رفته ام و
میدانم چقدر این کار دشوار است
اما به جرات به تو میگویم
که آدم بودن و روی زمین راه رفتن
از این هم سخت تر است!
@Secrets_Box
دو سیاستمدار داشتند در داخل یک رستوران با هم بحث میکردند. گارسون از آنها پرسید: در مورد چه چیزی بحث میکنید؟
سیاستمدار: ما داشتیم برای کشتن پانزده هزار نفر انسان و یک الاغ برنامه ریزی میکردیم.
گارسون: چرا یک الاغ ؟!
سپس سیاستمدار رو به همکارش کرد و گفت: ببین، نگفتم با این روش هیچکس به پانزده هزار نفر انسان اهمیتی نمیدهد!
خیلی مسائل جزئی و کم اهمیت که در اخبار صدا و سیما مطرح میشود، برای این است که مسائل مهم و اصلی را به حاشیه ببرد و توجه کسی به آنها جلب نشود.
@Secrets_Box
سیاستمدار: ما داشتیم برای کشتن پانزده هزار نفر انسان و یک الاغ برنامه ریزی میکردیم.
گارسون: چرا یک الاغ ؟!
سپس سیاستمدار رو به همکارش کرد و گفت: ببین، نگفتم با این روش هیچکس به پانزده هزار نفر انسان اهمیتی نمیدهد!
خیلی مسائل جزئی و کم اهمیت که در اخبار صدا و سیما مطرح میشود، برای این است که مسائل مهم و اصلی را به حاشیه ببرد و توجه کسی به آنها جلب نشود.
@Secrets_Box
رضاشاه را اگر با عرفِ امروز بسنجیم ، دیکتاتور بود . اما برایِ درکِ این مرد ، باید به دو موضوع ، دقت کرد :
••• شرایط جهان در آن دوره
••• شرایط ایران در آن دوره
•••• شرایط جهان :
- همدوره رضاشاه در شوروی ، استالین بود ، که برای تثبیتِ قدرتِ خود ، بیست میلیون نفر را اعدام کرد!
- در همان دوره در کشورِ ترکیه ، چند میلیون ارمنی کشتار شدند!
- همزمان در ژاپن پانصد هزار دختر ، از منچوری ربوده شدند!
- در ده ها کشورِ دیگر نیز ، اوضاع بدتر از این بود!
اگر اینها را بدانیم در آن شرایط ، رضاشاه را باید یکی از دموکرات ترین سرانِ حکومت های جهانِ وقت نامید که بدونِ کشتارِ مردم ، بدونِ قتلِ عام و نسل کشی ، به قدرت رسید!
•••• شرایط ايران :
رضا شاه زمانی به قدرت رسید که ايران از لحاظِ اوضاعِ سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و امنیتِ ملی ، در قهقرا به سر میبرد .
- وی زمانی شاه شد که یک سوم از جمعیتِ کشور ، در ماجرایِ قحطیِ بزرگ ، از گرسنگی ، مرده بودند .
- همچنین کشور ، هیچ در آمدی از نفت و گاز و منابعِ معدنی ، نداشت .
- مملکت فاقدِ ارتش ، پلیس و هر ارگانِ حکومتی و نظامی بود .
- نیروهایِ تجزیه طلب از خراسان تا گیلان ، از آذربایجان تا کردستان و از خوزستان تا بلوچستان ، با تمامِ قدرت داعیه ی جدایی ، سر داده بودند .
اگر او با خشونت ، این گروه ها را سرکوب نمیکرد ، ایرانِ فعلی شاملِ کشورهای جمهوری سوسیالیستیِ گیلان ، جمهوری دموکراتِ کردستان ، آذربایجان ، عربستان (خوزستان) و ... می شد .
• به تمامِ این مواردِ ملی ، اضافه کنید :
- بنیانگذاریِ دانشگاه تهران ،
- تهیه و تصویبِ نخستین قانونِ مدنیِ ایران ،
- بنیانگذاری ثبتِ اسناد و ثبت احوال و اجباری کردنِ صدورِ شناسنامه ،
- لغو کاپیتولاسیون دوره ی قاجار ، برای انگلیس و روسیه ،
- ملی کردنِ جنگل ها و مراتعِ ایران ،
- براندازیِ سیستم خان سالاری و تعطیل کردنِ حرم سرایِ قجری ،
- متحدکردنِ نیروهایِ نظامی و تشکیلِ ارتش ایران ،
- بنیانگذاریِ سیستم بانکی کشور ،
- بنیانگذاری سیستم بیمه در ایران ،
- ساخت راه آهنِ سراسری ،
- تغییر تقویم رسمی از تقویم قمری به خورشیدی،
و دهها اصلاحات و اقداماتِ ملیِ دیگر که باید توجه داشت ، با توجه به جو سنتی و مخالفت هایِ جامعه مذهبی ایران در آن دوره ، هرکدام از این اقدامات در نوعِ خود ، یک "معجزه" بود .
• رضا شاه تنها یک بار تاج گذاری کرد و دیگر هرگز نه تاج نهاد و نه بر تخت نشست . وی اولین حاکم ایران پس از اسلام بود که حرم سرا نداشت و در اولین روز سلطنتش حرم سرای بزرگ قاجاری را با ده ها زن و دختر تعطیل کرد ، در حالی که می توانست از خزانه ی مملکت به عیش و نوش بپردازد اما این کار را نکرد .
تنها یک سفرِ خارجه به ترکیه داشت و در تقریبا تمامِ دورانِ پادشاهیِ خود ، به جایِ استفاده از تاج و لباس شاهی ، "یونیفرم نظامی و خدمت" بر تن کرد .
✦ بهمن انصاری (پژوهشگرِ تاریخ)
@Secrets_Box
••• شرایط جهان در آن دوره
••• شرایط ایران در آن دوره
•••• شرایط جهان :
- همدوره رضاشاه در شوروی ، استالین بود ، که برای تثبیتِ قدرتِ خود ، بیست میلیون نفر را اعدام کرد!
- در همان دوره در کشورِ ترکیه ، چند میلیون ارمنی کشتار شدند!
- همزمان در ژاپن پانصد هزار دختر ، از منچوری ربوده شدند!
- در ده ها کشورِ دیگر نیز ، اوضاع بدتر از این بود!
اگر اینها را بدانیم در آن شرایط ، رضاشاه را باید یکی از دموکرات ترین سرانِ حکومت های جهانِ وقت نامید که بدونِ کشتارِ مردم ، بدونِ قتلِ عام و نسل کشی ، به قدرت رسید!
•••• شرایط ايران :
رضا شاه زمانی به قدرت رسید که ايران از لحاظِ اوضاعِ سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و امنیتِ ملی ، در قهقرا به سر میبرد .
- وی زمانی شاه شد که یک سوم از جمعیتِ کشور ، در ماجرایِ قحطیِ بزرگ ، از گرسنگی ، مرده بودند .
- همچنین کشور ، هیچ در آمدی از نفت و گاز و منابعِ معدنی ، نداشت .
- مملکت فاقدِ ارتش ، پلیس و هر ارگانِ حکومتی و نظامی بود .
- نیروهایِ تجزیه طلب از خراسان تا گیلان ، از آذربایجان تا کردستان و از خوزستان تا بلوچستان ، با تمامِ قدرت داعیه ی جدایی ، سر داده بودند .
اگر او با خشونت ، این گروه ها را سرکوب نمیکرد ، ایرانِ فعلی شاملِ کشورهای جمهوری سوسیالیستیِ گیلان ، جمهوری دموکراتِ کردستان ، آذربایجان ، عربستان (خوزستان) و ... می شد .
• به تمامِ این مواردِ ملی ، اضافه کنید :
- بنیانگذاریِ دانشگاه تهران ،
- تهیه و تصویبِ نخستین قانونِ مدنیِ ایران ،
- بنیانگذاری ثبتِ اسناد و ثبت احوال و اجباری کردنِ صدورِ شناسنامه ،
- لغو کاپیتولاسیون دوره ی قاجار ، برای انگلیس و روسیه ،
- ملی کردنِ جنگل ها و مراتعِ ایران ،
- براندازیِ سیستم خان سالاری و تعطیل کردنِ حرم سرایِ قجری ،
- متحدکردنِ نیروهایِ نظامی و تشکیلِ ارتش ایران ،
- بنیانگذاریِ سیستم بانکی کشور ،
- بنیانگذاری سیستم بیمه در ایران ،
- ساخت راه آهنِ سراسری ،
- تغییر تقویم رسمی از تقویم قمری به خورشیدی،
و دهها اصلاحات و اقداماتِ ملیِ دیگر که باید توجه داشت ، با توجه به جو سنتی و مخالفت هایِ جامعه مذهبی ایران در آن دوره ، هرکدام از این اقدامات در نوعِ خود ، یک "معجزه" بود .
• رضا شاه تنها یک بار تاج گذاری کرد و دیگر هرگز نه تاج نهاد و نه بر تخت نشست . وی اولین حاکم ایران پس از اسلام بود که حرم سرا نداشت و در اولین روز سلطنتش حرم سرای بزرگ قاجاری را با ده ها زن و دختر تعطیل کرد ، در حالی که می توانست از خزانه ی مملکت به عیش و نوش بپردازد اما این کار را نکرد .
تنها یک سفرِ خارجه به ترکیه داشت و در تقریبا تمامِ دورانِ پادشاهیِ خود ، به جایِ استفاده از تاج و لباس شاهی ، "یونیفرم نظامی و خدمت" بر تن کرد .
✦ بهمن انصاری (پژوهشگرِ تاریخ)
@Secrets_Box
باور کنید جوری که مردم ایران با این افزایش قیمتها تو این ده سال سورپرایز شدن اصحاب کهف بعد از ۳۰۰ سال نشدن!
ما چه کار به آمریکا داریم باید بزنیم تو دهن مسئولین خودمون! 😐
@Secrets_Box
ما چه کار به آمریکا داریم باید بزنیم تو دهن مسئولین خودمون! 😐
@Secrets_Box