This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۵ سال حبس بخاطر شوخی وحشتناک با كرونا !!
فردی که با زدن ماسک و وانمود کردن به ابتلا به ویروس کرونا در متروی روسیه باعث ایجاد رعب و وحشت شده بود به ۵ سال حبس محکوم شد.
@Secrets_Box
فردی که با زدن ماسک و وانمود کردن به ابتلا به ویروس کرونا در متروی روسیه باعث ایجاد رعب و وحشت شده بود به ۵ سال حبس محکوم شد.
@Secrets_Box
عزیز نسین ، مترجم و طنز نویس اهل ترکیه:
“ اگر از مبلغین متعصب دینی کسی پیدا شود و بگوید که توالت رفتن حرام است ، در این مملکت تعداد کسانی که در پیروی از این فتوا در جایشان خواهند رید ، به اندازه ای زیاد هست که نمیتوان شمرد!”
——
عربها تاکنون چیزی تولید نکرده اند
اما ثروتمندترین مردم هستند.
زیرا آنها دین خود را به جاهلان و
نفت را به ثروتمندان می فروشند.
@Secrets_Box
“ اگر از مبلغین متعصب دینی کسی پیدا شود و بگوید که توالت رفتن حرام است ، در این مملکت تعداد کسانی که در پیروی از این فتوا در جایشان خواهند رید ، به اندازه ای زیاد هست که نمیتوان شمرد!”
——
عربها تاکنون چیزی تولید نکرده اند
اما ثروتمندترین مردم هستند.
زیرا آنها دین خود را به جاهلان و
نفت را به ثروتمندان می فروشند.
@Secrets_Box
خبرنگاری طی مصاحبه ای از پیرمردی یهودی که بمدت ۶۰ سال و هر بار ۴۵ دقیقه کنار دیوار مقدس غربی اورشلیم به نیایش پرداخته بود پرسید :
دعای روزانه شما طی این ۶۰ سال چه بوده؟
پیر مرد گفت دعا میکنم برای:
" صلح بین مسیحیان - کلیمیان و مسلمانان ؛ از بین رفتن تمام تنفر ها و جنگ ها ، رشد توام با بی خطری جوانها و تبدیل آنها به افراد با مسئولیتی که انسانها را دوست داشته باشند و بالاخره اینکه سیاستمداران به ما راست بگویند و منافع جامعه را فراتر از منافع خودشان قرار دهند.
خبرنگار پرسید:
در نهایت احساس شما چیست؟
پیرمرد گفت:
احساس میکنم دارم با دیوار حرف میزنم."
@Secrets_Box
دعای روزانه شما طی این ۶۰ سال چه بوده؟
پیر مرد گفت دعا میکنم برای:
" صلح بین مسیحیان - کلیمیان و مسلمانان ؛ از بین رفتن تمام تنفر ها و جنگ ها ، رشد توام با بی خطری جوانها و تبدیل آنها به افراد با مسئولیتی که انسانها را دوست داشته باشند و بالاخره اینکه سیاستمداران به ما راست بگویند و منافع جامعه را فراتر از منافع خودشان قرار دهند.
خبرنگار پرسید:
در نهایت احساس شما چیست؟
پیرمرد گفت:
احساس میکنم دارم با دیوار حرف میزنم."
@Secrets_Box
اگر شما هم متولد اواخر دهه پنجاه یا دهه شصت باشید، حتما به خاطر دارید که نام ژاپن در جنگ دوم با هالهای از مظلومیت و حتی حقانیت در اذهان مردم حک شده بود. برخی رسانههای اسلامگر از جنگ بزرگ و طولانی اقیانوس آرام، تنها همین جمله را روایت میکرد که آمریکای امپریالیست ژاپن را با بمب اتمی ویران کرد. اما نکتهای که بیان نمیشد این بود که ژاپنیها بدون هیچ تردیدی آغازگر جنگ بوده و کشورهای چین، فیلیپین، مالزی، سنگاپور، تایلند و... را اشغال کردند. جنایاتی که ژاپنیها پس از تسلیم و اعلام آتش بس در این کشورها مرتکب شدند، از لحاظ کمیت و کیفیت در سراسر تاریخ بشر نظایر بسیار معدودی دارد.
+ نکتهای که جالب توجه است این است که تمام تاریخ اینگونه تحریف شده و میشود!!!
@Secrets_Box
+ نکتهای که جالب توجه است این است که تمام تاریخ اینگونه تحریف شده و میشود!!!
@Secrets_Box
چه کسی گفت زمان طلاست ؟
من مزه مزهاش کردم زمان عین الکل ثانیه ثانیه میسوزاند ،
مست که شدی چشمهایت را باز میکنی
و میبینی عمرت گذشته و تو ماندی و خماری از دست رفتن یک عمر!
✦ فروغ فرخزاد
۲۴ بهمن ماه سالروز درگذشت شاهدخت شعر ایران "فروغ فرخزاد "
فروغ فرخزاد در ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ هنگام رانندگی در جاده دروس قلهک، برای تصادف نکردن با اتوموبیل مهدکودک، از جاده منحرف شد و جان باخت!
روحش شاد و یادش همیشه سبز ...
@Secrets_Box
من مزه مزهاش کردم زمان عین الکل ثانیه ثانیه میسوزاند ،
مست که شدی چشمهایت را باز میکنی
و میبینی عمرت گذشته و تو ماندی و خماری از دست رفتن یک عمر!
✦ فروغ فرخزاد
۲۴ بهمن ماه سالروز درگذشت شاهدخت شعر ایران "فروغ فرخزاد "
فروغ فرخزاد در ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ هنگام رانندگی در جاده دروس قلهک، برای تصادف نکردن با اتوموبیل مهدکودک، از جاده منحرف شد و جان باخت!
روحش شاد و یادش همیشه سبز ...
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکلمه فوق العاده جالب با صدای گرم فروغ فرخزاد 👌
"پدرم کله صبح است برو داد نزن"
مومن واقعی آنست که الگو باشد
هرکه پیشانی او زخم شده مومن نیست
@Secrets_Box
"پدرم کله صبح است برو داد نزن"
مومن واقعی آنست که الگو باشد
هرکه پیشانی او زخم شده مومن نیست
@Secrets_Box
"علی خسرو شاهی" مدیر و کارخانه دار، صاحب کارخانجات پارس مینو در کتاب خاطراتش آورده است:
یک کارخانه شکلات سازی سوئیسی گاهی به دلیل ایراد دستگاه هایش در خط تولید، بسته بندی خالی رد می کرده، بدون اینکه در داخل بسته شکلات بگذارد و همین بسته های خالی احتمالی، باعث نارضایتی مشتریان می شده است.
مسئولان این کارخانه سوئیسی آمدند کلی تحقیق کردند٬ و دست آخر پس از حدود یک و نیم میلیون دلار هزینه، به این نتیجه رسیدند که سر راه دستگاه نوعی وسیله لیزری بگذارند که بسته بندی های خالی را به طور اتوماتیک شناسایی کند و بردارد.
با شنیدن این خبر نگران شدم. چون دستگاه ما هم مشابه همان کارخانه شکلات سازی، ساخت همان شرکت سوئیسی بود، دستور تحقیق دادم، بعد از یک هفته سرپرست ماشینها آمد و گفت:
بله درست است، در دستگاههای ما هم چنین ایرادی دیده شده و حتی ممکن است چنین محصولاتی به بازار هم راه پیدا کرده باشد.
نگرانی ام زیادتر شد و تصمیم گرفتم در جلسه هیئت مدیره روی موضوع بحث کنیم. می خواستم نظر هیئت مدیره را در مورد یک و نیم میلیون دلار خرج احتمالی اخذ کنم.
فردای آن روز با اعضای هیئت مدیره برای بازدید از ماشین به کارگاه تولید رفتیم و دیدیم یک پنکه روی صندلی جلو میز ماشین قرار دارد. از کارگر ساده٬ بالا سر ماشین پرسیدم: این برای چه است؟
گفت: ماشین گاهی بسته خالی میزنه. من هم این پنکه را که تو انبار بود آوردم، گذاشتم سر راه دستگاه که بسته های خالی از شکلات را با باد پرت کنه بیرون.
نگاهی به هیئت مدیره کردم، تمامشان رنگشان پریده بود.
به کارگر خلاق که ما را از شر٬ یک و نیم میلیون دلار، خرج اضافی رهانیده بود٬ یک تشویق نامه به اضافه یک ماه حقوق و یک خانه در کرج هدیه دادم ...
+ گاهى ساده ترين راه حل پيش روى ماست اگر مشكلات را بزرگ و پيچيده نبينيم ...
@Secrets_Box
یک کارخانه شکلات سازی سوئیسی گاهی به دلیل ایراد دستگاه هایش در خط تولید، بسته بندی خالی رد می کرده، بدون اینکه در داخل بسته شکلات بگذارد و همین بسته های خالی احتمالی، باعث نارضایتی مشتریان می شده است.
مسئولان این کارخانه سوئیسی آمدند کلی تحقیق کردند٬ و دست آخر پس از حدود یک و نیم میلیون دلار هزینه، به این نتیجه رسیدند که سر راه دستگاه نوعی وسیله لیزری بگذارند که بسته بندی های خالی را به طور اتوماتیک شناسایی کند و بردارد.
با شنیدن این خبر نگران شدم. چون دستگاه ما هم مشابه همان کارخانه شکلات سازی، ساخت همان شرکت سوئیسی بود، دستور تحقیق دادم، بعد از یک هفته سرپرست ماشینها آمد و گفت:
بله درست است، در دستگاههای ما هم چنین ایرادی دیده شده و حتی ممکن است چنین محصولاتی به بازار هم راه پیدا کرده باشد.
نگرانی ام زیادتر شد و تصمیم گرفتم در جلسه هیئت مدیره روی موضوع بحث کنیم. می خواستم نظر هیئت مدیره را در مورد یک و نیم میلیون دلار خرج احتمالی اخذ کنم.
فردای آن روز با اعضای هیئت مدیره برای بازدید از ماشین به کارگاه تولید رفتیم و دیدیم یک پنکه روی صندلی جلو میز ماشین قرار دارد. از کارگر ساده٬ بالا سر ماشین پرسیدم: این برای چه است؟
گفت: ماشین گاهی بسته خالی میزنه. من هم این پنکه را که تو انبار بود آوردم، گذاشتم سر راه دستگاه که بسته های خالی از شکلات را با باد پرت کنه بیرون.
نگاهی به هیئت مدیره کردم، تمامشان رنگشان پریده بود.
به کارگر خلاق که ما را از شر٬ یک و نیم میلیون دلار، خرج اضافی رهانیده بود٬ یک تشویق نامه به اضافه یک ماه حقوق و یک خانه در کرج هدیه دادم ...
+ گاهى ساده ترين راه حل پيش روى ماست اگر مشكلات را بزرگ و پيچيده نبينيم ...
@Secrets_Box
آورده اند که مردی از دیوانه ای پرسید اسم اعظم خدا را می دانی؟
دیوانه گفت: نام اعظم خدا نان است اما این را جایی نمیتوان گفت.
مرد گفت: نادان شرم کن! چگونه اسم اعظم خدا نان است؟
دیوانه گفت: در قحطی نیشابور چهل شبانه روز می گشتم، نه هیچ جایی صدای اذان شنیدم و نه درِ هیچ مسجدی را باز دیدم. از آنجا بود که فهمیدم.
✦ مصیبت نامهٔ، عطار نیشابوری
@Secrets_Box
دیوانه گفت: نام اعظم خدا نان است اما این را جایی نمیتوان گفت.
مرد گفت: نادان شرم کن! چگونه اسم اعظم خدا نان است؟
دیوانه گفت: در قحطی نیشابور چهل شبانه روز می گشتم، نه هیچ جایی صدای اذان شنیدم و نه درِ هیچ مسجدی را باز دیدم. از آنجا بود که فهمیدم.
✦ مصیبت نامهٔ، عطار نیشابوری
@Secrets_Box
۵٠ سال پيش از عـلامـه طباطبايی پرسیدند: چطور ما مسلمانان نماز میخوانيم ولی بارانش در غـرب و سرزمینهای اروپایی میبارد؟!
علامه طباطبایی فرمود: با توجه به آيۀ [وَلَو اَنَّ اَهل القُری] آنچه موجب نزول باران و رحمت می شود «رعايت حقوق شهروندان» است نه رعایت حقوق الهی ! ڪه این حقوق نیز در غـرب و اروپـا بهتر و بيشتر از سرزمینهای ما رعايت ميشود
@Secrets_Box
علامه طباطبایی فرمود: با توجه به آيۀ [وَلَو اَنَّ اَهل القُری] آنچه موجب نزول باران و رحمت می شود «رعايت حقوق شهروندان» است نه رعایت حقوق الهی ! ڪه این حقوق نیز در غـرب و اروپـا بهتر و بيشتر از سرزمینهای ما رعايت ميشود
@Secrets_Box
همه فکر میکنن هیولا مال افسانه هاست
نه دوست عزیز ...
هیولا خود تویی که از قوانین پوسیده هزاران سال پیش پیروی می کنی .
✦ جرج کارلین
@Secrets_Box
نه دوست عزیز ...
هیولا خود تویی که از قوانین پوسیده هزاران سال پیش پیروی می کنی .
✦ جرج کارلین
@Secrets_Box
زشتترین کار سیاست این است که میتواند احمقترین آدمها را به عنوان خردمند و دانشمند به مردم تحمیل کند!
✦ دالایی لاما
@Secrets_Box
✦ دالایی لاما
@Secrets_Box
آیا ميدانستيد كه در ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ روزهای هفته بدین گونه بوده است؟
ﮐﯿﻮﺍﻥ ﺷﯿﺪ = ﺷﻨﺒﻪ
ﻣﻬﺮﺷﯿﺪ = ﯾﮑﺸﻨﺒﻪ
ﻣﻪ ﺷﯿﺪ = ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ
ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺷﯿﺪ = ﺳﻪ ﺷﻨﺒﻪ
ﺗﯿﺮﺷﯿﺪ = ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ
ﻫﺮﻣﺰﺷﯿﺪ = ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ
ﻧﺎﻫﯿﺪﺷﯿﺪ ﯾﺎ ﺁﺩﯾﻨﻪ = ﺟﻤﻌﻪ
اکنون به نام روزهای هفته دقت کنید:
ﮐﯿﻮﺍﻥ ﺷﯿﺪ = ﺷﻨﺒﻪ
Saturday = Satur + day
Saturn = ﮐﯿﻮﺍﻥ
—
ﻣﻬﺮﺷﯿﺪ = ﯾﮑﺸﻨﺒﻪ
Sunday = Sun + day
Sun = ﺧﻮﺭ (ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ) = ﻣﻬﺮ
—
ﻣﻪ ﺷﯿﺪ = ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ
Monday = Mon + day
Moon = ﻣﺎﻩ
ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺷﯿﺪ = ﺳﻪ ﺷﻨﺒﻪ
Tuesday = Tues + day
Tues = God of war = Mars
Mars = ﺑﻬﺮﺍم
—
ﺗﯿﺮﺷﯿﺪ = ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ
Wednesday = Wednes + day
Wednes = day of Mercury
Mercury = ﺗﯿﺮ
—
ﻫﺮﻣﺰﺷﯿﺪ = ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ
Thursday = Thurs + day
Thurs = Thor = day of Jupiter
Jupiter = ﻫﺮﻣﺰ
—
ﻧﺎﻫﯿﺪﺷﯿﺪ ﯾﺎ ﺁﺩﯾﻨﻪ = ﺟﻤﻌﻪ
Friday = Fri + day
Fri = Frig = day of Venues
Venues = ﻧﺎﻫﯿﺪ!
بسیار جالب است که غرب هم نام روز هاى هفته را از فرهنگ و تاريخ غنی ایران گرفته است!
@Secrets_Box
ﮐﯿﻮﺍﻥ ﺷﯿﺪ = ﺷﻨﺒﻪ
ﻣﻬﺮﺷﯿﺪ = ﯾﮑﺸﻨﺒﻪ
ﻣﻪ ﺷﯿﺪ = ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ
ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺷﯿﺪ = ﺳﻪ ﺷﻨﺒﻪ
ﺗﯿﺮﺷﯿﺪ = ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ
ﻫﺮﻣﺰﺷﯿﺪ = ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ
ﻧﺎﻫﯿﺪﺷﯿﺪ ﯾﺎ ﺁﺩﯾﻨﻪ = ﺟﻤﻌﻪ
اکنون به نام روزهای هفته دقت کنید:
ﮐﯿﻮﺍﻥ ﺷﯿﺪ = ﺷﻨﺒﻪ
Saturday = Satur + day
Saturn = ﮐﯿﻮﺍﻥ
—
ﻣﻬﺮﺷﯿﺪ = ﯾﮑﺸﻨﺒﻪ
Sunday = Sun + day
Sun = ﺧﻮﺭ (ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ) = ﻣﻬﺮ
—
ﻣﻪ ﺷﯿﺪ = ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ
Monday = Mon + day
Moon = ﻣﺎﻩ
ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺷﯿﺪ = ﺳﻪ ﺷﻨﺒﻪ
Tuesday = Tues + day
Tues = God of war = Mars
Mars = ﺑﻬﺮﺍم
—
ﺗﯿﺮﺷﯿﺪ = ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ
Wednesday = Wednes + day
Wednes = day of Mercury
Mercury = ﺗﯿﺮ
—
ﻫﺮﻣﺰﺷﯿﺪ = ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ
Thursday = Thurs + day
Thurs = Thor = day of Jupiter
Jupiter = ﻫﺮﻣﺰ
—
ﻧﺎﻫﯿﺪﺷﯿﺪ ﯾﺎ ﺁﺩﯾﻨﻪ = ﺟﻤﻌﻪ
Friday = Fri + day
Fri = Frig = day of Venues
Venues = ﻧﺎﻫﯿﺪ!
بسیار جالب است که غرب هم نام روز هاى هفته را از فرهنگ و تاريخ غنی ایران گرفته است!
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هوشمندی ایرانی ها را در چند هزار سال قبل ببینید تا چشم هایتان چهارتا شود! این کوزه عجیب مربوط به اشیای کشف شده در شهر سوخته می باشد! قدمت این کوزه مربوط به هزاره سوم ماقبل میلاد است! فقط باید بر هوش و ذکاوت ایرانیان باستان آفرین گفت! 👍
@Secrets_Box
@Secrets_Box
🔥1
وای که ردپای دزد آبادی ما، چقدر شبیه چکمه های کدخداست!!
دزدی مرتبا به دهكده ای ميزد ؛ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﺩﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ ، ﺷﺒﻴﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ ﻣﯿﮕﻔﺖ: ﺩﺯﺩ ، ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ، ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﺵ ﺷﺒﯿﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩﻩ ؛ ﻫﺮﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻃﺮﯾﻘﯽ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ! ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ: ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ؛ ﺩﺯﺩ، ﺧﻮﺩ ﮐﺪﺧﺪﺍﺳﺖ! ﻣﺮﺩﻡ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪﯼ ﺯﺩﻥ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻪﺩﻝ ﻧﮕﯿﺮ، ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﯽ ﻓﻘﻂ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺎﻗﻞ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺍﻭﺳﺖ.
ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪ ﻭقتی ﺍﺣﻮﺍﻟﺶ ﺭﺍ ﺟﻮﯾﺎ می ﺷﺪﻧﺪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻣﯿﮕﻔﺖ:
ﺩﺯﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ ، ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺭﮎ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ، ﻓﺮسنگها ﻓﺎﺻﻠﻪﺩﺍﺷﺖ ، ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ.
ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺑﺎﺩﯼ، ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ ﺑﻬﺎﻳﺶ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻭﻟﯽ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ، ﺍﻧﻌﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ!!
✦ سيمين بهبهانی
@Secrets_Box
دزدی مرتبا به دهكده ای ميزد ؛ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﺩﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ ، ﺷﺒﻴﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ ﻣﯿﮕﻔﺖ: ﺩﺯﺩ ، ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ، ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﺵ ﺷﺒﯿﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩﻩ ؛ ﻫﺮﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻃﺮﯾﻘﯽ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ! ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ: ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ؛ ﺩﺯﺩ، ﺧﻮﺩ ﮐﺪﺧﺪﺍﺳﺖ! ﻣﺮﺩﻡ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪﯼ ﺯﺩﻥ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻪﺩﻝ ﻧﮕﯿﺮ، ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﯽ ﻓﻘﻂ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺎﻗﻞ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺍﻭﺳﺖ.
ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪ ﻭقتی ﺍﺣﻮﺍﻟﺶ ﺭﺍ ﺟﻮﯾﺎ می ﺷﺪﻧﺪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻣﯿﮕﻔﺖ:
ﺩﺯﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ ، ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺭﮎ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ، ﻓﺮسنگها ﻓﺎﺻﻠﻪﺩﺍﺷﺖ ، ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ.
ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺑﺎﺩﯼ، ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ ﺑﻬﺎﻳﺶ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻭﻟﯽ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ، ﺍﻧﻌﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ!!
✦ سيمين بهبهانی
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اوج جهل و خرافات !!!
فرقه مذهبی تو هند که قاشقایی که ملاهاشون باهاشون غذا خوردن رو لیس میزنن چون تبرکه!
شاید جهان هستی یه جایی تموم بشه ولی بدون شک حماقت انسان هیچ وقت تمومی نداره...
@Secrets_Box
فرقه مذهبی تو هند که قاشقایی که ملاهاشون باهاشون غذا خوردن رو لیس میزنن چون تبرکه!
شاید جهان هستی یه جایی تموم بشه ولی بدون شک حماقت انسان هیچ وقت تمومی نداره...
@Secrets_Box
تصویر هوایی از پارکینگی در فرانکفورت آلمان.
اشتباه نکنید
اونا اگه اینجوری پارک میکنن، از انسانیت و شرافت و اخلاقمداری نیست!
به خاطر اینه که قانونشون درست وضع شده. وگرنه خدا پیغمبر حالیشون نیست که بخوان حقالناس رعایت کنن!
قانونها باید درست بشه، قانونها!
@Secrets_Box
اشتباه نکنید
اونا اگه اینجوری پارک میکنن، از انسانیت و شرافت و اخلاقمداری نیست!
به خاطر اینه که قانونشون درست وضع شده. وگرنه خدا پیغمبر حالیشون نیست که بخوان حقالناس رعایت کنن!
قانونها باید درست بشه، قانونها!
@Secrets_Box
تصویری از اداره کل مدیریت بحران استان گیلان که قرار است بحران برف و سرما در گیلان را مدیریت کند!
یک مرکز راه انداختهاند به نام “مدیریت بحران استانداری گیلان”.
یک تریلی هم نمیتواند نامش را حمل کند. این همه ساز و کار و تجهیزات تدارک دیدهاند تا در چنین روزی به کار بیاید.
اما در چنین روزی، برفهای درگاهش گواه از این میدهد که مدیران روز بحران، حتی پایشان هم به مرکز نرسیده.
@Secrets_Box
یک مرکز راه انداختهاند به نام “مدیریت بحران استانداری گیلان”.
یک تریلی هم نمیتواند نامش را حمل کند. این همه ساز و کار و تجهیزات تدارک دیدهاند تا در چنین روزی به کار بیاید.
اما در چنین روزی، برفهای درگاهش گواه از این میدهد که مدیران روز بحران، حتی پایشان هم به مرکز نرسیده.
@Secrets_Box
✦ ماجرای جا انداختن باسن دختر !!
در زمان های قدیم یک دختر از روی اسب می افتد و باسنش ( لگنش ) از جایش درمیرود. پدر دختر هر حکیمی را به نزد دخترش میبرد، دختر اجازه نمیدهد کسی دست به باسنش بزند ؛ هر چه به دختر میگویند حکیم بخاطر شغل و طبابتی که میکنند محرم بیمارانشان هستند اما دختر زیر بار نمی رود و نمیگذارد کسی دست به باسنش بزند.
به ناچار دختر هر روز ضعیف تر و ناتوانتر میشود.
تا اینکه یک حکیم باهوش و حاذق سفارش میکند که به یک شرط من حاضرم بدون دست زدن به باسن دخترتان او را مداوا کنم !...
پدر دختر با خوشحالی زیاد قبول میکند و به طبیب یا همان حکیم میگوید شرط شما چیست؟ حکیم میگوید برای این کار من احتیاج به یک گاو چاق و فربه دارم ، شرط من این هست که بعد از جا انداختن باسن دخترت گاو متعلق به خودم شود؟
پدر دختر با جان و دل قبول میکند و با کمک دوستان و آشنایانش چاقترین گاو آن منطقه را به قیمت گرانی میخرد و گاو را به خانه حکیم میبرد ؛ حکیم به پدر دختر میگوید دو روز دیگر دخترتان را برای مداوا به خانه ام بیاورید.
پدر دختر با خوشحالی برای رسیدن به روز موعود دقیقه شماری میکند ؛
از آنطرف حکیم به شاگردانش دستور میدهد که تا دو روز هیچ آب و علفی را به گاو ندهند. شاگردان همه تعجب میکنند و میگویند گاو به این چاقی ظرف دو روز از تشنگی و گرسنگی خواهد مرد.
حکیم تاکید میکند نباید حتی یک قطره آب به گاو داده شود.
دو روز میگذرد گاو از شدت تشنگی و گرسنگی بسیار لاغر و نحیف میشود...
خلاصه پدر دختر با تخت روان دخترش را به نزد حکیم می آورد ، حکیم به پدر دختر دستور میدهد دخترش را بر روی گاو سوار کند. همه متعجب میشوند، چاره ای نمیبینند باید حرف حکیم را اطاعت کنند... بنابراین دختر را بر روی گاو سوار میکنند.
حکیم سپس دستور میدهد که پاهای دختر را از زیر شکم گاو با طناب به هم گره بزنند.
همه دستورات مو به مو اجرا میشود، حال حکیم به شاگردانش دستور میدهد برای گاو کاه و علف بیاورند...
گاو با حرص و ولع شروع میکند به خوردن علف ها، لحظه به لحظه شکم گاو بزرگ و بزرگ تر میشود، حکیم به شاگردانش دستور میدهد که برای گاو آب بیاورند...
شاگردان برای گاو آب میریزند، گاو هر لحظه متورم و متورم میشود و پاهای دختر هر لحظه تنگ و کشیده تر میشود ، دختر از درد جیغ میکشد...
حکیم کمی نمک به آب اضاف میکند ، گاو با عطش بسیار آب مینوشد ، حالا شکم گاو به حالت اول برگشته که ناگهان صدای ترق جا افتادن باسن دختر شنیده میشود...
جمعیت فریاد شادی سر میدهند ؛ دختر از درد غش میکند و بیهوش میشود.
حکیم دستور میدهد پاهای دختر را باز کنند و او را بر روی تخت بخوابانند.
یک هفته بعد دختر خانم مثل روز اول سوار بر اسب به تاخت مشغول اسب سواری میشود و گاو بزرگ متعلق به حکیم میشود.
این ، افسانه یا داستان نیست ؛
آن حکیم ، ابوعلی سینا بوده است ...
@Secrets_Box
در زمان های قدیم یک دختر از روی اسب می افتد و باسنش ( لگنش ) از جایش درمیرود. پدر دختر هر حکیمی را به نزد دخترش میبرد، دختر اجازه نمیدهد کسی دست به باسنش بزند ؛ هر چه به دختر میگویند حکیم بخاطر شغل و طبابتی که میکنند محرم بیمارانشان هستند اما دختر زیر بار نمی رود و نمیگذارد کسی دست به باسنش بزند.
به ناچار دختر هر روز ضعیف تر و ناتوانتر میشود.
تا اینکه یک حکیم باهوش و حاذق سفارش میکند که به یک شرط من حاضرم بدون دست زدن به باسن دخترتان او را مداوا کنم !...
پدر دختر با خوشحالی زیاد قبول میکند و به طبیب یا همان حکیم میگوید شرط شما چیست؟ حکیم میگوید برای این کار من احتیاج به یک گاو چاق و فربه دارم ، شرط من این هست که بعد از جا انداختن باسن دخترت گاو متعلق به خودم شود؟
پدر دختر با جان و دل قبول میکند و با کمک دوستان و آشنایانش چاقترین گاو آن منطقه را به قیمت گرانی میخرد و گاو را به خانه حکیم میبرد ؛ حکیم به پدر دختر میگوید دو روز دیگر دخترتان را برای مداوا به خانه ام بیاورید.
پدر دختر با خوشحالی برای رسیدن به روز موعود دقیقه شماری میکند ؛
از آنطرف حکیم به شاگردانش دستور میدهد که تا دو روز هیچ آب و علفی را به گاو ندهند. شاگردان همه تعجب میکنند و میگویند گاو به این چاقی ظرف دو روز از تشنگی و گرسنگی خواهد مرد.
حکیم تاکید میکند نباید حتی یک قطره آب به گاو داده شود.
دو روز میگذرد گاو از شدت تشنگی و گرسنگی بسیار لاغر و نحیف میشود...
خلاصه پدر دختر با تخت روان دخترش را به نزد حکیم می آورد ، حکیم به پدر دختر دستور میدهد دخترش را بر روی گاو سوار کند. همه متعجب میشوند، چاره ای نمیبینند باید حرف حکیم را اطاعت کنند... بنابراین دختر را بر روی گاو سوار میکنند.
حکیم سپس دستور میدهد که پاهای دختر را از زیر شکم گاو با طناب به هم گره بزنند.
همه دستورات مو به مو اجرا میشود، حال حکیم به شاگردانش دستور میدهد برای گاو کاه و علف بیاورند...
گاو با حرص و ولع شروع میکند به خوردن علف ها، لحظه به لحظه شکم گاو بزرگ و بزرگ تر میشود، حکیم به شاگردانش دستور میدهد که برای گاو آب بیاورند...
شاگردان برای گاو آب میریزند، گاو هر لحظه متورم و متورم میشود و پاهای دختر هر لحظه تنگ و کشیده تر میشود ، دختر از درد جیغ میکشد...
حکیم کمی نمک به آب اضاف میکند ، گاو با عطش بسیار آب مینوشد ، حالا شکم گاو به حالت اول برگشته که ناگهان صدای ترق جا افتادن باسن دختر شنیده میشود...
جمعیت فریاد شادی سر میدهند ؛ دختر از درد غش میکند و بیهوش میشود.
حکیم دستور میدهد پاهای دختر را باز کنند و او را بر روی تخت بخوابانند.
یک هفته بعد دختر خانم مثل روز اول سوار بر اسب به تاخت مشغول اسب سواری میشود و گاو بزرگ متعلق به حکیم میشود.
این ، افسانه یا داستان نیست ؛
آن حکیم ، ابوعلی سینا بوده است ...
@Secrets_Box
فلسفه نامگذاری روز ولنتاين :
«ولنتاين» نام كشيشی بوده كه مخفيانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می كرد، زيرا فرمانروای روم بنام كلوديس دوم، بر اين باور بوده كه سربازی در جنگ خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد.
كلوديوس به قدری سنگدل بود كه هيچكس جرأت كمک به ازدواج سربازان را نداشت.
ولی كشيشی به نام ولنتاين، مخفيانه عقد سربازان رومی رو با دختران محبوبشان جاری می كرد. كلوديوس دوم از اين جريان خبردار شده و دستور میدهد كه ولنتاين را به زندان انداخته و به جرم جاری كردن عقد او را اعدام كنند.
از آن زمان در كشور های غربی روز ۱۴ فوريه را روز ولنتاين (روز عشاق يا روز عشق ورزی) نامیده و آن روز را جشن می گيرند.
روز عشاق مبارک ❣
@Secrets_Box
«ولنتاين» نام كشيشی بوده كه مخفيانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می كرد، زيرا فرمانروای روم بنام كلوديس دوم، بر اين باور بوده كه سربازی در جنگ خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد.
كلوديوس به قدری سنگدل بود كه هيچكس جرأت كمک به ازدواج سربازان را نداشت.
ولی كشيشی به نام ولنتاين، مخفيانه عقد سربازان رومی رو با دختران محبوبشان جاری می كرد. كلوديوس دوم از اين جريان خبردار شده و دستور میدهد كه ولنتاين را به زندان انداخته و به جرم جاری كردن عقد او را اعدام كنند.
از آن زمان در كشور های غربی روز ۱۴ فوريه را روز ولنتاين (روز عشاق يا روز عشق ورزی) نامیده و آن روز را جشن می گيرند.
روز عشاق مبارک ❣
@Secrets_Box
🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حرکات زیبا و عجیب این دختر در امریکن گات تلنت رو حتما ببینید !
ببینید چه اجرائی میکنه،
حرکات بدنش غیرقابل تصور و باوره!!!
@Secrets_Box
ببینید چه اجرائی میکنه،
حرکات بدنش غیرقابل تصور و باوره!!!
@Secrets_Box