عالی و فوق العادست، حتما بخونید و برای عزیزانتون هم بفرستید!
يک پروفسور فرانسوی در جشن بازنشستگی اش در دانشگاه سوربن فرانسه چنین گفت:
من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم و برای اینکه به شما اساتید و روشنفکران جهان توضیح دهم که این ادبیات عجیب چیست، چاره ای ندارم جز اینکه به مقایسه بپردازم و بگویم که ادبیات فارسی بر چهار ستون اصلی استوار است: فردوسی ،سعدی ،حافظ و مولانا!
فردوسی ، هم سنگ و همتای هومر یونانی است و برتر از او ...
سعدی ، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد و داناتر از او ...
حافظ با گوته ی آلمانى قابل قیاس است ، که او خود را ، شاگرد حافظ و زنده به نسیمی که از جهان او به مشامش رسیده ، میشمارد!
اما مولانا ، در جهان هیچ چهره ای را نیافتم ، که بتوانم مولانا را به او تشبیه کنم ، او یگانه است و یگانه باقی خواهد ماند ، او فقط شاعر نیست ، بلکه بیشتر جامعه شناس است و روانشناسی کامل ، که ذات بشر و خداوند را دقیق می شناسد ، قدر او را بدانید و به وسیله ی او خود و خدا را بشناسید!
من اگر تا پایان عمرم دیگر حرفی نزنم ، همین شعر برای همیشه کافی است:
باران که شدى مپرس ، اين خانه کيست
سقف حرم و مسجد و ميخانه يکيست
باران که شدى، پياله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پيمانه يکيست
باران! تو که از پيش خدا مى آیی !
توضيح بده عاقل و فرزانه يکيست
بر درگه او چونکه بيفتند به خاک
شير و شتر و پلنگ و پروانه يکيست
با سوره ى دل، اگر خدا را خواندى
حمد و فلق و نعره ى مستانه يکيست
از قدرت حق، هر چه گرفتند به کار
در خلقت حق، رستم و موریانه يکيست
گر درک کنى، خودت خدا را بينى
درکش نکنى، کعبه و بتخانه يکيست!
این پیام را منتشر کنید! مهربانی هیچ هزینه ای ندارد و رساندن دانش عبادت است!
@Secrets_Box
يک پروفسور فرانسوی در جشن بازنشستگی اش در دانشگاه سوربن فرانسه چنین گفت:
من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم و برای اینکه به شما اساتید و روشنفکران جهان توضیح دهم که این ادبیات عجیب چیست، چاره ای ندارم جز اینکه به مقایسه بپردازم و بگویم که ادبیات فارسی بر چهار ستون اصلی استوار است: فردوسی ،سعدی ،حافظ و مولانا!
فردوسی ، هم سنگ و همتای هومر یونانی است و برتر از او ...
سعدی ، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد و داناتر از او ...
حافظ با گوته ی آلمانى قابل قیاس است ، که او خود را ، شاگرد حافظ و زنده به نسیمی که از جهان او به مشامش رسیده ، میشمارد!
اما مولانا ، در جهان هیچ چهره ای را نیافتم ، که بتوانم مولانا را به او تشبیه کنم ، او یگانه است و یگانه باقی خواهد ماند ، او فقط شاعر نیست ، بلکه بیشتر جامعه شناس است و روانشناسی کامل ، که ذات بشر و خداوند را دقیق می شناسد ، قدر او را بدانید و به وسیله ی او خود و خدا را بشناسید!
من اگر تا پایان عمرم دیگر حرفی نزنم ، همین شعر برای همیشه کافی است:
باران که شدى مپرس ، اين خانه کيست
سقف حرم و مسجد و ميخانه يکيست
باران که شدى، پياله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پيمانه يکيست
باران! تو که از پيش خدا مى آیی !
توضيح بده عاقل و فرزانه يکيست
بر درگه او چونکه بيفتند به خاک
شير و شتر و پلنگ و پروانه يکيست
با سوره ى دل، اگر خدا را خواندى
حمد و فلق و نعره ى مستانه يکيست
از قدرت حق، هر چه گرفتند به کار
در خلقت حق، رستم و موریانه يکيست
گر درک کنى، خودت خدا را بينى
درکش نکنى، کعبه و بتخانه يکيست!
این پیام را منتشر کنید! مهربانی هیچ هزینه ای ندارد و رساندن دانش عبادت است!
@Secrets_Box
شعری که سبب تعطیل شدن روزنامه قانون شد !!!
خر وصیّت کرد : فرزندم! بیا و خر نباش!
این همه خر بوده ای ، کافی ست ، پس دیگر نباش!
یا تلاشت را بکن با پارتی پُستی بگیر!
یا فرار مغزها کن! توی این کشور نباش!
کار کردن مثل خر در شأن ما هرگز نبود!
همتی کن وارثِ این شغل زجرآور نباش!
سعی کن یا رانت خواری یا زمین خواری کنی!
هر چه می خواهی بخور اما پی عرعر نباش!
آخورت را پُر کن و تنها خودت از آن بخور!
بیخودی دلسوز اسب و قاطر و اشتر نباش!
از مترسک هم نترس ، اصلا به او جفتک بزن!
لیک روی خط قرمزهای گاو نر نباش!
کهنه پالانی به تن کن ، حفظ ظاهر کن ولی
در تجمّل از الاغ کدخدا کمتر نباش!
گوسفندان را بترسان از جهان آخرت!
باطناً اما خودت هرگز بر این باور نباش!
هر چه در دِه یونجه موجود است ، یک شب جمع کن! صبحش از اینجا برو ، یک لحظه هم اینور نباش!
تیز اگر باشی دُمَت را هم نمیگیرد کسی
حال و حولت را بکن ، دلواپس کیفر نباش!
پ.ن: وصیت مسئولین به خر زاده هاشونه
@Secrets_Box
خر وصیّت کرد : فرزندم! بیا و خر نباش!
این همه خر بوده ای ، کافی ست ، پس دیگر نباش!
یا تلاشت را بکن با پارتی پُستی بگیر!
یا فرار مغزها کن! توی این کشور نباش!
کار کردن مثل خر در شأن ما هرگز نبود!
همتی کن وارثِ این شغل زجرآور نباش!
سعی کن یا رانت خواری یا زمین خواری کنی!
هر چه می خواهی بخور اما پی عرعر نباش!
آخورت را پُر کن و تنها خودت از آن بخور!
بیخودی دلسوز اسب و قاطر و اشتر نباش!
از مترسک هم نترس ، اصلا به او جفتک بزن!
لیک روی خط قرمزهای گاو نر نباش!
کهنه پالانی به تن کن ، حفظ ظاهر کن ولی
در تجمّل از الاغ کدخدا کمتر نباش!
گوسفندان را بترسان از جهان آخرت!
باطناً اما خودت هرگز بر این باور نباش!
هر چه در دِه یونجه موجود است ، یک شب جمع کن! صبحش از اینجا برو ، یک لحظه هم اینور نباش!
تیز اگر باشی دُمَت را هم نمیگیرد کسی
حال و حولت را بکن ، دلواپس کیفر نباش!
پ.ن: وصیت مسئولین به خر زاده هاشونه
@Secrets_Box
حکایت آفتابه و انتخابات !!!
میگویند مسجد شاه تعداد قابل توجهی توالت داشت که نه تنها مورد استفادۀ مسجد بروها و نمازگزاران قرار میگرفت بلکه به داد عابرین هم می رسید و حداقل باعث میشد این دسته نیز گذارشان به مسجد بیفتد .
حکایت میکنند که آفتابه داری آنجا بود که آفتابه ها را پس از مصرف یکی یکی پر میکرد و در اختیار مراجعین قرار میداد.
اگر شما میخواستید که آفتابۀ قرمز رنگ را بردارید به شما میگفت آن آبی را بردار ؛
اگر میخواستید آفتابۀ آبی را بردارید میگفت آن مسی را بردار ؛
اگر دستتان به سمت مسی میرفت میگفت آن سبز را بردار ....!
یک نفر از او پرسید که چه فرقی میکند که من کدام آفتابه را بردارم ؟
گفت اگر من تعیین نکنم که کدام را برداری ، پس من اینجا بوق هستم !
حالا حکایت ملت ماست ...
با داریه و دنبک میروند پای صندوق رأی که رنگ آفتابه را تعیین کنند ، تا بلکه از حس دردناک بوق بودن رها شوند!
@Secrets_Box
میگویند مسجد شاه تعداد قابل توجهی توالت داشت که نه تنها مورد استفادۀ مسجد بروها و نمازگزاران قرار میگرفت بلکه به داد عابرین هم می رسید و حداقل باعث میشد این دسته نیز گذارشان به مسجد بیفتد .
حکایت میکنند که آفتابه داری آنجا بود که آفتابه ها را پس از مصرف یکی یکی پر میکرد و در اختیار مراجعین قرار میداد.
اگر شما میخواستید که آفتابۀ قرمز رنگ را بردارید به شما میگفت آن آبی را بردار ؛
اگر میخواستید آفتابۀ آبی را بردارید میگفت آن مسی را بردار ؛
اگر دستتان به سمت مسی میرفت میگفت آن سبز را بردار ....!
یک نفر از او پرسید که چه فرقی میکند که من کدام آفتابه را بردارم ؟
گفت اگر من تعیین نکنم که کدام را برداری ، پس من اینجا بوق هستم !
حالا حکایت ملت ماست ...
با داریه و دنبک میروند پای صندوق رأی که رنگ آفتابه را تعیین کنند ، تا بلکه از حس دردناک بوق بودن رها شوند!
@Secrets_Box
چرا #زن زود پیر میشود ...!
در رحم مادر خداوند بچه را در آبی بسیار شور قرار داده تا جسمش تمیز بماند و مادر سنگینی بچه را کمتر احساس کند، و خداوند روزی جنین را از طریق بند ناف که به مادر وصل است به او میرساند.
پس اگر مادر در غذا خوردن کوتاهی کند.
از غذای جنین چیزی کم نمیشود.
بخاطر وجود غده هایی که با گرفتن مواد لازم از دندانها و استخوان مادر غذای جنین را تأمین میکند و به همین دلیل است که مادران با پیشروی در سن، دندان و پا و زانو درد میگیرند، و در آخر میگویند:
زن زودتر از مرد پیر میشود...
اگر آدمها بدانند که مادرشان بخاطر آنها استخوانش آب میشده در این میمانند که چگونه قدردانی بکنند ...
#پیشاپیش روز مادر مبارک ❣
@Secrets_Box
در رحم مادر خداوند بچه را در آبی بسیار شور قرار داده تا جسمش تمیز بماند و مادر سنگینی بچه را کمتر احساس کند، و خداوند روزی جنین را از طریق بند ناف که به مادر وصل است به او میرساند.
پس اگر مادر در غذا خوردن کوتاهی کند.
از غذای جنین چیزی کم نمیشود.
بخاطر وجود غده هایی که با گرفتن مواد لازم از دندانها و استخوان مادر غذای جنین را تأمین میکند و به همین دلیل است که مادران با پیشروی در سن، دندان و پا و زانو درد میگیرند، و در آخر میگویند:
زن زودتر از مرد پیر میشود...
اگر آدمها بدانند که مادرشان بخاطر آنها استخوانش آب میشده در این میمانند که چگونه قدردانی بکنند ...
#پیشاپیش روز مادر مبارک ❣
@Secrets_Box
جالبه بدونید که وقتی یک کلاغ می میرد کلاغ های دیگر شروع به تحقیق و تفحص میکنند تا علت مرگش را پیدا کنند تا در آینده به همان دلیل نمیرند و از آن دوری کنند!
+ یعنی اگه بجای مسئولین ما، کلاغا هم کشورو اداره میکردن، دیگه اجازه تولید پرایدو نمیدادن!
@Secrets_Box
+ یعنی اگه بجای مسئولین ما، کلاغا هم کشورو اداره میکردن، دیگه اجازه تولید پرایدو نمیدادن!
@Secrets_Box
آدم احساس میکنه که زنده یاد فرخی یزدی امروز صبح این شعر رو سروده:
هرکه شد خام، بهصد شعبده خوابش کردند
هرکه در خواب نشد، خانه خرابش کردند...
بازی اهل سیاست که فریبست و دروغ
خدمتِ خلقِ ستمدیده، خطابش کردند...
اول کار بسی وعدهیِ شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقشِ برآبش کردند...
آنچه گفتند شود سرکهیِ نیکو و حلال
در نهانخانهیِ تزویر، شرابش کردند...
پشت دیوار خری داغ نمودند و به ما
وصفِ آن طعم دلانگیز کبابش کردند...
سالها هرچه که رِشتیم به امّید و هوس
بر سرِ دارِ مجازات، طنابش کردند...
گفته بودند که سازیم، وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند...
زِ که نالیم که شد غفلت و نادانیِ ما
آنچه سرمایهیِ ایجاد سرابش کردند...
لب فروبسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گرچه خرسندی و تسلیم، حسابش کردند...
@Secrets_Box
هرکه شد خام، بهصد شعبده خوابش کردند
هرکه در خواب نشد، خانه خرابش کردند...
بازی اهل سیاست که فریبست و دروغ
خدمتِ خلقِ ستمدیده، خطابش کردند...
اول کار بسی وعدهیِ شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقشِ برآبش کردند...
آنچه گفتند شود سرکهیِ نیکو و حلال
در نهانخانهیِ تزویر، شرابش کردند...
پشت دیوار خری داغ نمودند و به ما
وصفِ آن طعم دلانگیز کبابش کردند...
سالها هرچه که رِشتیم به امّید و هوس
بر سرِ دارِ مجازات، طنابش کردند...
گفته بودند که سازیم، وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند...
زِ که نالیم که شد غفلت و نادانیِ ما
آنچه سرمایهیِ ایجاد سرابش کردند...
لب فروبسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گرچه خرسندی و تسلیم، حسابش کردند...
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#دیالوگ ماندگار فیلم ستارخان
• حیدرخان: این مملکت از دوسو داره غارت میشه ؛ یکی انگلیسیها و روس ها ، یکی هم خودی ها !
• ستار خان: دسته سوم رو فراموش کردید، بی طرفها، بلاتکلیفها، آدمهایی که سکوت می کنند و فقط ناظرند، بی تفاوتها، اونا بیشتر از همه من رو رنج میدن وگرنه آدم تکلیفش با دوست و دشمن روشنه...
@Secrets_Box
• حیدرخان: این مملکت از دوسو داره غارت میشه ؛ یکی انگلیسیها و روس ها ، یکی هم خودی ها !
• ستار خان: دسته سوم رو فراموش کردید، بی طرفها، بلاتکلیفها، آدمهایی که سکوت می کنند و فقط ناظرند، بی تفاوتها، اونا بیشتر از همه من رو رنج میدن وگرنه آدم تکلیفش با دوست و دشمن روشنه...
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر برایت بمیرم! فی الواقع این را عشق می گویند! تصاویری که برای اولین بار می بینید! هرچیزی درباره عشق تا حالا دیدید از یاد ببرید و اینو ببینید! هر چشمی در دنیا شایستگی دیدن این تصاویر خارق العاده و بکر را دارد! خیلی بی معرفتی است اگر برای تمام مادران نفرستاد! 🙏
@Secrets_Box
@Secrets_Box
دلیل ترس از تغییر چیست؟!
ﺍﺯ ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:
ﭼﺮﺍ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻣﺘﻌﺼﺐ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺶ ﺷﮏ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﺪ؟
ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻫﺪ:
ﭼﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩش ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﭼﻪ ﺟﻮﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭﻟﻬﺎﯼ ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ؛ ترس از تغییر!!
@Secrets_Box
ﺍﺯ ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:
ﭼﺮﺍ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻣﺘﻌﺼﺐ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺶ ﺷﮏ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﺪ؟
ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻫﺪ:
ﭼﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩش ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﭼﻪ ﺟﻮﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭﻟﻬﺎﯼ ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ؛ ترس از تغییر!!
@Secrets_Box
خیلی جالبه ...
ﺍﺗﻮﺑﻮﺳﯽ ﺯﺍﺋﺮﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ را ﮐﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﻫﻢ ﺑﯿﻨﺸﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﻮﺭﯾﻪ ﻣﯽ ﺑُﺮﺩ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﻬــﺮﻫﺎﯼ ﺗﺮﮐﯿـﻪ ﭘﻨﭽـﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﯿـﺮﮔﺎﻩ، ﺟﻬﺖ ﻣﺮﻣّﺖ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻣﯿﻨﻤﺎﯾﺪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻓﺮﺻﺖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﭘﯿﺎﺩﻩ میشوند
ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻐـﺎﺯﻩ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺿﻤﻦ ﭘﻨﭽﺮﮔﯿــﺮﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ میپرسد ﺷﻐﻞ ﺷﻤﺎ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﭘﺎﺳﺦ میدهد ﮐﻪ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻧﻤــﺎﺯ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺍﻗﺎﻣﻪ میکنم ، ﺩﺭ ﻣﺴﺎﺟﺪ ﻭ ﻣﺤﺎﻓﻞ ﺳﺨﻨـﺮﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﻢ ﻭ ...
ﺗﻌﻤﯿﺮﮐﺎﺭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺳﺆﺍﻝ میگوید ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﺍ میدانم، ﺷﻐﻠﺘﺎﻥ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﭘﺎﺳﺦ میدهد ﺷﻐﻞ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ
ﭘﻨﭽﺮﮔﯿــﺮ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﻟﺒــﺎﺱ ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸــﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ میگوید، ﺑﻨﺪﻩ ﻫﻢ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ، ﻭﻗﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ میکنم ﻭ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﻧﻤـﺎﺯ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﭘﻮﻝ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﻡ ﺑﺮ میگردم ﻣﮕﺮ میشود ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ "ﺷﻐﻞ "ﻭ ﻣﻨﺒﻊ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺑﻪﺣﺴﺎﺏ ﺁﻭﺭﺩ؟!
ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺎﻧﻨـﺪ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﻄﺢ ﺑﺎﺷـﺪ ﻭ ﺍﮔــﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺩﯾﻦ ﺍﻧﺠـﺎﻡ میدهد ﺁﻧﺮﺍ ﻓﺮﯾﻀﻪ ﺑﺸﻤﺎﺭﺩ، ﺩﺭ ﻏﯿﺮ ﺍﯾﻨﺼﻮﺭﺕ ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻫـﺮ شخصی میتواند ﺑﺎ ﺭﯾﺎﮐﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﺩ ...!
@Secrets_Box
ﺍﺗﻮﺑﻮﺳﯽ ﺯﺍﺋﺮﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ را ﮐﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﻫﻢ ﺑﯿﻨﺸﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﻮﺭﯾﻪ ﻣﯽ ﺑُﺮﺩ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﻬــﺮﻫﺎﯼ ﺗﺮﮐﯿـﻪ ﭘﻨﭽـﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﯿـﺮﮔﺎﻩ، ﺟﻬﺖ ﻣﺮﻣّﺖ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻣﯿﻨﻤﺎﯾﺪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻓﺮﺻﺖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﭘﯿﺎﺩﻩ میشوند
ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻐـﺎﺯﻩ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺿﻤﻦ ﭘﻨﭽﺮﮔﯿــﺮﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ میپرسد ﺷﻐﻞ ﺷﻤﺎ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﭘﺎﺳﺦ میدهد ﮐﻪ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻧﻤــﺎﺯ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺍﻗﺎﻣﻪ میکنم ، ﺩﺭ ﻣﺴﺎﺟﺪ ﻭ ﻣﺤﺎﻓﻞ ﺳﺨﻨـﺮﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﻢ ﻭ ...
ﺗﻌﻤﯿﺮﮐﺎﺭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺳﺆﺍﻝ میگوید ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﺍ میدانم، ﺷﻐﻠﺘﺎﻥ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﭘﺎﺳﺦ میدهد ﺷﻐﻞ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ
ﭘﻨﭽﺮﮔﯿــﺮ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﻟﺒــﺎﺱ ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸــﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ میگوید، ﺑﻨﺪﻩ ﻫﻢ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ، ﻭﻗﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ میکنم ﻭ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﻧﻤـﺎﺯ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﭘﻮﻝ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﻡ ﺑﺮ میگردم ﻣﮕﺮ میشود ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ "ﺷﻐﻞ "ﻭ ﻣﻨﺒﻊ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺑﻪﺣﺴﺎﺏ ﺁﻭﺭﺩ؟!
ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺎﻧﻨـﺪ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﻄﺢ ﺑﺎﺷـﺪ ﻭ ﺍﮔــﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺩﯾﻦ ﺍﻧﺠـﺎﻡ میدهد ﺁﻧﺮﺍ ﻓﺮﯾﻀﻪ ﺑﺸﻤﺎﺭﺩ، ﺩﺭ ﻏﯿﺮ ﺍﯾﻨﺼﻮﺭﺕ ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻫـﺮ شخصی میتواند ﺑﺎ ﺭﯾﺎﮐﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﺩ ...!
@Secrets_Box
در سرزمین من
زن و نفت
تاریخ مشترڪی دارند
نفت به استعمار
انگلیس درآمد
و زن به استعمار عقاید؛
در سرزمین من
این دو میسوزند ،
تا سرزمینم روشن
و امن بماند...
@Secrets_Box
زن و نفت
تاریخ مشترڪی دارند
نفت به استعمار
انگلیس درآمد
و زن به استعمار عقاید؛
در سرزمین من
این دو میسوزند ،
تا سرزمینم روشن
و امن بماند...
@Secrets_Box
ایدهٔ «بهشت» معقولانهترین وعدهای بود که میتوانست «غنی» را از شر «فقیر» در اَمان نگهدارد !!!
@Secrets_Box
@Secrets_Box
دوستى در بازگشت از سفر چين تعريف ميكرد كه در آنجا مدير شركت چينى از وى سؤال كرده بوده كه:
" دين و مذهب شما ايرانيان چيست؟ "
اين دوست بنده براى او شرح داده بود و سپس از آن مدير چينی علت سؤالش را پرسيده بود؛
او هم جواب داده كه:
چندى پيش چند تن از بازاريان تهران نزد او رفته بودند برای واردات اجناس چين؛ وقت ناهار براى آنان مرغ سوخارى آورده بوده، ولى آنان از خوردن آن خوددارى كرده بودند؛ چون كه حرام است و ذبح شرعی نشده است...
ولى از وى با اصرار خواسته بودند كه بر روى آن اجناس چينی بنويسد:
"Made in Japan"
مرد چينی ميخواست با اين دين آشنا شود!
@Secrets_Box
" دين و مذهب شما ايرانيان چيست؟ "
اين دوست بنده براى او شرح داده بود و سپس از آن مدير چينی علت سؤالش را پرسيده بود؛
او هم جواب داده كه:
چندى پيش چند تن از بازاريان تهران نزد او رفته بودند برای واردات اجناس چين؛ وقت ناهار براى آنان مرغ سوخارى آورده بوده، ولى آنان از خوردن آن خوددارى كرده بودند؛ چون كه حرام است و ذبح شرعی نشده است...
ولى از وى با اصرار خواسته بودند كه بر روى آن اجناس چينی بنويسد:
"Made in Japan"
مرد چينی ميخواست با اين دين آشنا شود!
@Secrets_Box
هر مادر ، یک پیامبر است !
پیامبری با معجزه های بی همتایِ آفرینش و عشق ،
پیامبری که رسالتش سخت ترین و شیرین ترین رسالتِ دنیاست ،
پیامبری که می توان در حریمِ آغوشِ خداگونه اش به معراج رفت ،
با نوازش های مادرانه اش ، جان گرفت ،
و در سخت ترین شرایط ، با لبخندها و نگاه آسمانی اش ، آرام گرفت .
و من دستانِ پیامبرِ زمانم را هزاران بار بوسیده ام ،
و من به رسالتش ایمان آورده ام ،
پیامبرِ من ، از همان اولش بویِ خدا می داد ،
و من خدا را هزاران بار لابلای لبخندهایِ او دیده ام ...
آری من خودم دیده ام که زن ها می توانند پیامبر باشند .
من بهترینشان را ، مهربان ترینشان را و اصیل ترینشان را دیده ام ...
وقتی که مرا در آغوش می گرفت و با شیره ی جانش ، هستی ام را ضمانت می کرد ، وقتی نگرانم می شد ، اشک می ریخت و برای خوشبختی ام دعا می کرد ،
وقتی مراقبم بود ، نوازشم می کرد و آغوشش امن ترین سرپناهِ جهانم می شد ،
وقتی برای من از خوبی ها می گفت و به من درسِ انسانیت و آزادگی می داد ...
و من به این باور رسیده ام که زن ها دستانِ آفریننده ی خدا رویِ این سیاره اند .
آری ؛
زن ها آمده اند که پیامبر باشند ...
✦ نرگس صرافیان طوفان
@Secrets_Box
پیامبری با معجزه های بی همتایِ آفرینش و عشق ،
پیامبری که رسالتش سخت ترین و شیرین ترین رسالتِ دنیاست ،
پیامبری که می توان در حریمِ آغوشِ خداگونه اش به معراج رفت ،
با نوازش های مادرانه اش ، جان گرفت ،
و در سخت ترین شرایط ، با لبخندها و نگاه آسمانی اش ، آرام گرفت .
و من دستانِ پیامبرِ زمانم را هزاران بار بوسیده ام ،
و من به رسالتش ایمان آورده ام ،
پیامبرِ من ، از همان اولش بویِ خدا می داد ،
و من خدا را هزاران بار لابلای لبخندهایِ او دیده ام ...
آری من خودم دیده ام که زن ها می توانند پیامبر باشند .
من بهترینشان را ، مهربان ترینشان را و اصیل ترینشان را دیده ام ...
وقتی که مرا در آغوش می گرفت و با شیره ی جانش ، هستی ام را ضمانت می کرد ، وقتی نگرانم می شد ، اشک می ریخت و برای خوشبختی ام دعا می کرد ،
وقتی مراقبم بود ، نوازشم می کرد و آغوشش امن ترین سرپناهِ جهانم می شد ،
وقتی برای من از خوبی ها می گفت و به من درسِ انسانیت و آزادگی می داد ...
و من به این باور رسیده ام که زن ها دستانِ آفریننده ی خدا رویِ این سیاره اند .
آری ؛
زن ها آمده اند که پیامبر باشند ...
✦ نرگس صرافیان طوفان
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آلات موسیقی حرام است بجز یکی و آن یکی هم مشروط
+ افسردگی به انسان فرصت اندیشیدن نمیدهد ؛ بنابراین انسان را برای اینکه نادان بماند ، باید اندوهگین ساخت
✦ فردریش نیچه
@Secrets_Box
+ افسردگی به انسان فرصت اندیشیدن نمیدهد ؛ بنابراین انسان را برای اینکه نادان بماند ، باید اندوهگین ساخت
✦ فردریش نیچه
@Secrets_Box
دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.
چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از اقصی نقاط دنیا، عالمان و عرفا و زهاد به دیدارش شتافتند و آن دیگری که خدمت مادر میکرد فرصت همنشینی با دوستان قدیم هم را نیز از دست داد و یکسره به امور مادر میپرداخت.
برادر صومعه نشین کم کم به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادر است چرا که او در اختیار مخلوق است و من در خدمت خالق، و من از او برترم!
همان شب که این کلام در خاطر او بگذشت، پروردگار را در خواب دید که وی را خطاب کرد و گفت: «برادر تو را بیامرزیدم و تو را به حرمت او بخشیدم.»
برادر صومعه نشین اشک در چشمانش آمد و گفت: «خداوندا، من در خدمت تو بودم و او به خدمت مادر، چگونه است مرا به حرمت او میبخشی، آنچه کردهام مایه رضای تو نیست؟!»
ندا رسید: «آنچه تو میکنی ما از آن بینیازیم ولی مادرت از آنچه او میکند، بینیاز نیست. تو خدمت بینیاز میکنی و او خدمت نیازمند. بدین حرمت، مرتبت او را از تو فزونی بخشیدیم.»
کتاب فارسی اول دبستان سال ۱۳۲۴
@Secrets_Box
چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از اقصی نقاط دنیا، عالمان و عرفا و زهاد به دیدارش شتافتند و آن دیگری که خدمت مادر میکرد فرصت همنشینی با دوستان قدیم هم را نیز از دست داد و یکسره به امور مادر میپرداخت.
برادر صومعه نشین کم کم به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادر است چرا که او در اختیار مخلوق است و من در خدمت خالق، و من از او برترم!
همان شب که این کلام در خاطر او بگذشت، پروردگار را در خواب دید که وی را خطاب کرد و گفت: «برادر تو را بیامرزیدم و تو را به حرمت او بخشیدم.»
برادر صومعه نشین اشک در چشمانش آمد و گفت: «خداوندا، من در خدمت تو بودم و او به خدمت مادر، چگونه است مرا به حرمت او میبخشی، آنچه کردهام مایه رضای تو نیست؟!»
ندا رسید: «آنچه تو میکنی ما از آن بینیازیم ولی مادرت از آنچه او میکند، بینیاز نیست. تو خدمت بینیاز میکنی و او خدمت نیازمند. بدین حرمت، مرتبت او را از تو فزونی بخشیدیم.»
کتاب فارسی اول دبستان سال ۱۳۲۴
@Secrets_Box