جعبه اسرار – Telegram
جعبه اسرار
88.1K subscribers
21.8K photos
10.3K videos
3 files
4.3K links

※ جعبه اسرار می‌کوشد تا بدور از هرگونه فعالیت سیاسی و غیراخلاقی، در راستای نقد اجتماعی با زبان طنز تولید محتوا کند. ※ با احترام، این کانال، مسئولیتی بابت کامنت کاربران ندارد.

ارتباط : 📢 @Secrets_ads
Download Telegram
در سرزمین من
زن و نفت
تاریخ مشترڪی دارند
نفت به استعمار
انگلیس درآمد
و زن به استعمار عقاید؛
در سرزمین من
این دو میسوزند ،
تا سرزمینم روشن
و امن بماند...

@Secrets_Box
ایدهٔ «بهشت» معقولانه‌ترین وعده‌ای بود که میتوانست «غنی» را از شر «فقیر» در اَمان نگهدارد !!!

@Secrets_Box
دوستى در بازگشت از سفر چين تعريف ميكرد كه در آنجا مدير شركت چينى از وى سؤال كرده بوده كه:
" دين و مذهب شما ايرانيان چيست؟ "

اين دوست بنده براى او شرح داده بود و سپس از آن مدير چينی علت سؤالش را پرسيده بود؛
او هم جواب داده كه:
چندى پيش چند تن از بازاريان تهران نزد او رفته بودند برای واردات اجناس چين؛ وقت ناهار براى آنان مرغ سوخارى آورده بوده، ولى آنان از خوردن آن خوددارى كرده بودند؛ چون كه حرام است و ذبح شرعی نشده است...
ولى از وى با اصرار خواسته بودند كه بر روى آن اجناس چينی بنويسد:
"Made in Japan"

مرد چينی ميخواست با اين دين آشنا شود!

@Secrets_Box
هر مادر ، یک پیامبر است !
پیامبری با معجزه های بی همتایِ آفرینش و عشق ،
پیامبری که رسالتش سخت ترین و شیرین ترین رسالتِ دنیاست ،
پیامبری که می توان در حریمِ آغوشِ خداگونه اش به معراج رفت ،
با نوازش های مادرانه اش ، جان گرفت ،
و در سخت ترین شرایط ، با لبخندها و نگاه آسمانی اش ، آرام گرفت .
و من دستانِ پیامبرِ زمانم را هزاران بار بوسیده ام ،
و من به رسالتش ایمان آورده ام ،
پیامبرِ من ، از همان اولش بویِ خدا می داد ،
و من خدا را هزاران بار لابلای لبخندهایِ او دیده ام ...
آری من خودم دیده ام که زن ها می توانند پیامبر باشند .
من بهترینشان را ، مهربان ترینشان را و اصیل ترینشان را دیده ام ...
وقتی که مرا در آغوش می گرفت و با شیره ی جانش ، هستی ام را ضمانت می کرد ، وقتی نگرانم می شد ، اشک می ریخت و برای خوشبختی ام دعا می کرد ،
وقتی مراقبم بود ، نوازشم می کرد و آغوشش امن ترین سرپناهِ جهانم می شد ،
وقتی برای من از خوبی ها می گفت و به من درسِ انسانیت و آزادگی می داد ...
و من به این باور رسیده ام که زن ها دستانِ آفریننده ی خدا رویِ این سیاره اند .
آری ؛
زن ها آمده اند که پیامبر باشند ...

✦ نرگس صرافیان طوفان

@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آلات موسیقی حرام است بجز یکی و آن یکی هم مشروط


+ افسردگی به انسان فرصت اندیشیدن نمیدهد ؛ بنابراین انسان را برای اینکه نادان بماند ، باید اندوهگین ساخت

✦ فردریش نیچه

@Secrets_Box
دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.

چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از اقصی نقاط دنیا، عالمان و عرفا و زهاد به دیدارش شتافتند و آن دیگری که خدمت مادر می‌کرد فرصت همنشینی با دوستان قدیم هم را نیز از دست داد و یکسره به امور مادر می‌پرداخت.

برادر صومعه نشین کم کم به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادر است چرا که او در اختیار مخلوق است و من در خدمت خالق، و من از او برترم!

همان شب که این کلام در خاطر او بگذشت، پروردگار را در خواب دید که وی را خطاب کرد و گفت: «برادر تو را بیامرزیدم و تو را به حرمت او بخشیدم.»

برادر صومعه نشین اشک در چشمانش آمد و گفت: «خداوندا، من در خدمت تو بودم و او به خدمت مادر، چگونه است مرا به حرمت او می‌بخشی، آنچه کرده‌ام مایه رضای تو نیست؟!»

ندا رسید: «آنچه تو می‌کنی ما از آن بی‌نیازیم ولی مادرت از آنچه او می‌کند، بی‌نیاز نیست. تو خدمت بی‌نیاز می‌کنی و او خدمت نیازمند. بدین حرمت، مرتبت او را از تو فزونی بخشیدیم.»

کتاب فارسی اول دبستان سال ۱۳۲۴

@Secrets_Box
زنان زود پیر می شوند
چون از کودکی مادرند!
اول مادر عروسکهایشان
و بعد مادر عزیزانشان
و بعد مادر فرزندانشان
و بعد مادر پدر و مادرشان...


@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آهوی مادر وقتی بچه‌اش را در خطر مرگ می‌بیند خودش را فدا می‌کند تا بچه‌ آهو زنده بماند.

فداکاری با نام #مادر عجین است


@Secrets_Box
نمیدونم ما کی قراره از این سایه شوم رها بشیم... این متن از سیاحت‌نامه ابراهیم بیگ ۱۲۰ سال قبله انگار که هیچ چیزی تغییر نکرده:

‏”ایران را دیدم دلم خون شد. همه جا ملک پریشان، ملت پریشان، تجارت پریشان، خیال پریشان، عقاید پریشان، شهر پریشان، شهریار پریشان، خدایا این چه پریشانی است؟!”

@Secrets_Box
تا دیروز میگفتن هر کسی ما رو دوست نداره جمع کنه بره
الان میگن هر کی ما رو هم دوست نداره بیاد رأی بده...
عجیب ترش اینه که میگن کسایی که ما رو دوست ندارن، باید بیان به کسایی که ما رو دوست دارن رأی بدن!!!
امروز شرکت در انتخابات را حاصل بصیرت تو می دانند،
فردا اوضاع بد کشور که خودشون ایجاد می کنند را حاصل انتخاب بد تو می دانند!!!

@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اولین سرود ملی حماسی ایران
اجرا شده توسط بانوی شمالی دریا دادور

خیلی جالبه حتماً ببینید 👌

@Secrets_Box
ماندلا و قذافے هر دو آفریقایے بودند ، هر دو آزادے خواه بودند ، هر دو مبارز بودند ، هر دو در مبارزه پیروز شدند ، هر دو به محبوبیتِ فراوان رسیدند و هر دو موفق شدند ڪه رهبرے ڪشورهایشان را به دست بگیرند ، ماندلا امّا بدون خون ریزے به پیروزے رسید و بدون خون ریزے ادامه داد و قدافے با خون بر مسند نشست و با خون ادامه داد ، ماندلا گوشش را براے شنیدن صداے مردم باز ڪرد و قذافے دهانش را به نعره گشود تا گوش مردم از صدایش پر باشد ، ماندلا ڪتابِ مردم را خواند و قذافے ڪتابے نوشت و مردم را وادار به خواندن آن ڪرد ، ماندلا خودش را ڪشت تا مردمش زنده باشند و قذافے مردم را ڪشت تا خودش زنده باشد ، ماندلا گفت : « ما » و قذافے گفت : « من » ، ماندلا مردم را فرزندان خود خواند و قذافے مردم را سوسک و موش خطاب ڪرد ، ماندلا پیش از این ڪه از زندگے ڪناره بگیرد از قدرت ڪناره گرفت و قذافے تا آخرین لحظات به تخت و خیمه اش مے اندیشید.

و حالا نلسون ماندلا و معمّر قذافے - هر دو نفر - در پیشگاهِ ابدیّت تاریخ ایستاده اند و ما تنها به احترام ماندلا مے ایستیم...

@Secrets_Box
من يك مادر بزرگ داشتم زمان انقلاب ميگفت:" شاه خوبه نه رئیس جمهور...!

"ميگفتيم: عزيز چرا ؟
خيلى ساده اما با يك جواب دندان شكن ميگفت: " شاه مثل صاحب خونه ميمونه "ولى رئيس جمهور مثل مستاجره هر چهار سال بايد جاش رو عوض كنه.

پسرم هميشه صاحب خونه به فكر خونشه، اما مستاجر هيچوقت به فكر خونه اى كه نشسته نيست، چون مال خودش نيست و دلش نميسوزه..."

@Secrets_Box
اسماعیل بیشکچی ، نویسنده‌ی ترک میگوید: در یکی از مساجد ترکیه از شیخی شنیدم که در نماز جمعه با صدای بلند میگفت: "به خدا هر کس ترکی نداند بهشت را به چشم نخواهد دید"

در آن جلسه مردی به شدت میگریست، من که چنین دیدم به نزد او رفتم و گفتم : مگر تو ترک نیستی و ترکی نمی‌دانی؟
مرد گفت: برای خودم گریه نمی‌کنم
برای پیامبر اسلام گریه می‌کنم که ترکی نمیدانست!!

@Secrets_Box
👍1
بچه که بودیم بهمون میگفتن: هر کی دزدی کنه میره جهنم ،
بزرگتر که شدیم فهمیدیم میرن کانادا ...


@Secrets_Box
میدونستین اگه سال ۹۲ یک میلیون تومن بیت‌کوین میخریدین
الان معادل بیست میلیارد تومن شده بود؟🙂
گفتم وسط بقیه‌ی حسرت‌هایی که میخوریم این رو هم اضافه کنم جا نمونه

@Secrets_Box
شاهکاری از بانو سیمین بهبهانی ...

ما امت بیچاره و در بند نمازیم،
دنبال خرافات و سوی قبله درازیم،

رفته است ز یاد همگی ایزد دانا،
با سنگ سیاهی همه در راز و نیازیم!!

از علم گذشتیم و ز دانش ببریدیم،
دنبال روایات عرب های حجازیم،

کشتند به کوفه عربی را به قساوت،
ما سینه زنان در تب و در سوز و گدازیم!!!

افتاده به چاهی عربی بدو تولد،
هر روز سر چاه بدنبال نیازیم!!

گویند حلال است زنا با زن کافر،
علاف حلالیت خوکیم و گرازیم!!!

محروم ز دیدار زن و صحبت آنیم،
با شیر و شتر حال نمودن، مجازیم!

با صیغه و تزویر گرفتند بکارت،
ما در پی مهریه و عقدیم و جهازیم!!

باطل شود "ارکان دیانت" همه با گوز !!
تقصیر من و توست، چو ما منبع گازیم !!!

رفتن به خلا تابع فتوای امام است،
در مذهب ما، ما همگی گله غازیم!!!

از یاد ببردیم همه، غیرت و همت،
بیچاره و درمانده نذریم و نیازیم!!!

بردند همه ثروت ما را به چپاول،
ما امت فقریم و همه دست درازیم!!!

این امت بیچاره اگر عقل و خرد داشت،
می شد که دوباره وطن از پایه بسازیم...

@Secrets_Box
روزگاری در یک جایی مردی برای دزدی از دیوار خانه ای بالا رفت و خواست از پنجره وارد شود که پنجره کنده شد و دزد به زمین افتاد و پایش شکست. شکایت نزد حاکم عادل برد.

حاکم صاحبخانه را خواست و گفت چرا پنجره سست بوده که این بنده خدا از طلب روزی خود و سهم خود (؟) باز ماند و صدمه ببیند.
مرد گفت نجار پنجره را سست ساخته است من بیگناهم.
حاکم نجار را خواست و عتاب کرد
نجار گفت من پنجره را محکم ساختم، بنا آن را خوب نصب نکرده.
حاکم بنا را خواست و علت جویا شد.
بنا گفت مصالح فروش مصالح نامناسب فروخته است.
حاکم مصالح فروش را خواست کرد. او که نتوانست دیگری را مقصر نشان دهد، محکوم شد و حاکم فرمود دارش بزنند.
وقتی مصالح فروش را پای چوبه دار بردند، چون قدش کوتاه بود به طناب دار نمی رسید. موضوع را به حاکم گفتند،
فرمود یک نفر که قدش بلند است پیدا کنید و اعدامش کنید تا موضوع ختم به خیر شود و صدای کسی در نیاید!!

@Secrets_Box
ﺳﮓ ﮔﻠﻪ ﺍﻯ ﺑﻤﺮﺩ، ﭼﻮﻥ ﺻﺎﺣﺒﺶ ﺧﻴﻠﻰ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﺑﺮ ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ ﺩﻓﻦ ﻛﺮﺩ.

ﺧﺒﺮ ﺑﻪ ﻗﺎﺿﻰ ﺷﻬﺮ ﺭﺳﻴﺪ و ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺣﻀﺎﺭ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﻨﺪ، ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻭ ﺳﮓ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﺨﺎﻙ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭﻗﺘﻰ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻧﺰﺩ ﻗﺎﺿﻰ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ، ﮔﻔﺖ:
ﺍﻯ ﻗﺎﺿﻰ، ﺍﻳﻦ ﺳﮓ ﻭﺻﻴﺘﻰ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻋﺮﺽ ﻛﻨﻢ ﺗﺎ ﺑﺮ ﺫﻣﻪ ﻣﻦ ﭼﻴﺰﻯ ﺑﺎﻗﻰ ﻧﻤﺎﻧﺪ.

ﻗﺎﺿﻰ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﻭﺻﻴﺖ ﭼﻴﺴﺖ؟
ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺳﮓ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﻮﺕ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﻭﺻﻴﺖ ﻛﻦ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻛﺴﻰ ﺑﺪﻫﻢ و ﺳﮓ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻤﺎ ﻛﻪ ﻗﺎﺿﻰ ﺷﻬﺮ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩ. ﺍﻳﻨﻚ ﮔﻠﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﺍﺳﺖ.

ﻗﺎﺿﻰ ﺑﺎ ﺗﺎﺛﺮ ﻭ ﺗﺎﺳﻒ ﮔﻔﺖ:
ﻋﻠﺖ ﻓﻮﺕ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺳﮓ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؟ ﺁﻳﺎ ﺑﻪ ﭼﻴﺰ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻭﺻﻴﺖ ﻧﻜﺮﺩ؟ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﻧﻌﻤﺎﺕ ﺍُﺧﺮﻭﻯ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻣﻨّﺖ ﻧﻬﺪ ﻭ ﺗﻮ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺮو، ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻭﺻﺎﻳﺎﻯ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺁﮔﺎﻩ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺗﺎ بدان ﻋﻤﻞ ﻛﻨﻴﻢ ...

✦ عبید زاکانی

@Secrets_Box
گفته میشه ماهی های قرمز سفره هفت سین که هر ساله یک ماه قبل از عید، از کشور چین وارد ایران میشوند، میتوانند باعث شیوع ویروس کرونای چینی در ایران شوند. ماهی های قرمز سفره هفت سین و ویروس کرونا هشداری است که در کمین سفره های هفت سین ایرانیان قرار گرفته است. زمان ورود این ماهی های کوچک قرمز از چین به ایران، حدود یک ماه قبل از عید است و از چند روز دیگر آغاز می شود و افراد سودجو بدون توجه به خطراتی که ورود این جانوران آبزی دارند، از راههای مختلف چه قانونی و چه قاچاق، مقادیر زیادی از این ماهی های قرمز را به ایران وارد می کنند. لذا بهتر است بیشتر احتیاط کنیم.

لطفا نشر دهید.

@Secrets_Box
دهه‌ی شصت بود. در یک سمنیار پزشکی، آخوندی هم دعوت شده بود.

طبق برنامه پشت تریبون رفت و شروع کرد به سخنرانی. پس از خواندن چند آیه و حدیث، گفت: «اگر دو نوزاد از شیر یک مادر بخورند، قطعاً چهره‌ی آن‌ها شبیه یکدیگر خواهد شد!»

بعد از او نوبت به سخنرانی دکتر جلال مجیبیان رسید. ایشان کلامش را این‌گونه آغاز کرد: حضار گرامی، هنگامی که نوزاد بودم شیر مادرم کفاف سیر کردنم را نمی‌داد و مجبور شدند به من شیر بز بدهند. آیا اکنون من شباهتی به بز دارم؟!

پس از خنده‌ی طولانی و ممتد حضار، ایشان رو به آخوند حاضر در سمینار کرد و گفت: همان‌طور که ما پزشکان در کار دین و فقه و حلال و حرام دخالتی نمی‌کنیم، از شما نیز خواهشمندیم به امور پزشکی و طبابت ورود ننمایید.

✦ خاطره ای از زبان دکتر محمود کویر


@Secrets_Box