جعبه اسرار – Telegram
جعبه اسرار
87K subscribers
21.9K photos
10.4K videos
7 files
4.31K links

※ جعبه اسرار می‌کوشد تا بدور از هرگونه فعالیت سیاسی و غیراخلاقی، در راستای نقد اجتماعی با زبان طنز تولید محتوا کند. ※ با احترام، این کانال، مسئولیتی بابت کامنت کاربران ندارد.

ارتباط : 📢 @Secrets_ads
Download Telegram
از بهلول پرسیدند :
علت سنگینی خواب چیست؟

بهلول پاسخ داد :
سبک بودن اندیشه! و هر چه اندیشه سبکتر باشد، خواب سنگین تر گردد ...

📡 @Secrets_Box
ایشون فیدل کاسترو در حال بازدید از مدرسه پسرشه که در نیویورک مشغول تحصیل بوده!

پسر کاسترو در حالی در نیویورک تحصیل میکرد که پدرش مشغول رهبری مبارزه با آمریکا بود.

آشنا نیست براتون این وضعیت؟

📡 @Secrets_Box
آن زمان هنوز با کفش به اتاق آمدن قبیح بود، و روی صندلی نشستن معمول نشده بود، بدون لباس بلند از قبیل عبا یا لباده به حضور بزرگان رفتن بی ادبی بود... بسا بود که در بعضی کوچه‌ها و محله‌ها متعرض فوکولی‌ها می‌شدند و اگر فحش و کتک در کار نمی‌آمد مضمون و استهزاء فراوان بود... عینک زدن جوان‌ها آن زمان خیلی به نظر غریب می آمد و حمل بر خودنمایی و فرنگی‌مآبی می‌شد... وقتی یکی از کسان من که او هم عینک می‌زد روز نهم محرم در کوچه‌ای شنید یکی به دیگری می گوید این کافر را ببین که روز تاسوعا هم عینک می زند!... با کارد و چنگال غذا خوردن آن زمان معمول نبود و با دست غذا می‌خوردیم... تصور نفرمایید که این قصه‌ها خارج از موضوع است. اینها تاریخ است و تاریخ مفید همین است... می‌دانید که امروز در تعلیم تاریخ بیشتر نظر دارند به چگونگی احوال و اخلاق و آداب و رسوم مردم و تفاوت‌هایی که به مرور زمان میکند.

محمد علی فروغی، جلد اول مقالات چاپ انتشارات طوس

📡 @Secrets_Box
مردی با لباس و کفشهای گرانقیمت به دیواری خیره شده بود و میگریست.
نزدیکش شدم و به نقطه ای که خیره شده بود با دقت نگاه کردم ، نوشته شده بود: " این هم میگذرد "
علت اش را پرسیدم گفت: این دست خط من است که چندین سال پیش در این نقطه هیزم میفروختم ؛ حال صاحب چندین کارخانه‌ام .
پرسیدم ، پس چرا دوباره اینجا برگشتی ؟
گفت آمدم تا باز بنویسم : این هم میگذرد ...

گر به دولت برسی مست نگردی مردی
گر به ذلت برسی پست نگردی مردی
اهل عالم همه بازیچه دست هوسند
گر تو بازیچه این دست نگردی مردی

📡 @Secrets_Box
گفته شده هنگام رانندگی در ماشین معروف رولز رویس، در سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت، بلندترین صدایی که در داخل کابین خودرو شنیده میشود، صدای تیک تاک ساعت است!

تو ماشین های ایرانی هم بالای ۵۰ تا صدا به صدا نمیرسه!

📡 @Secrets_Box
دو شیر از باغ وحشی می‌گریزند و هر کدام راهی را در پیش می‌گیرند ،
یکی از شیرها به یک پارک جنگلی پناه می‌برد ، اما به محض آن‌که بر اثر فشار گرسنگی رهگذری را می‌خورد به دام می‌افتد!

ولی شیر دوم موفق می‌شود چند ماهی در آزادی به سر ببرد و هنگامی هم که گیر می‌افتد و به باغ وحش بازگردانده می‌شود حسابی چاق و چله است!

شیر نخست که در آتش کنجکاوی می‌سوخت از او پرسید : کجا پنهان شده بودی که این همه مدت گیر نیفتادی؟!

شیر دوم پاسخ می‌دهد :
توی یکی از ادارات دولتی!!

هر سه روز در میان یکی از کارمندان اداره را می‌خوردم و کسی هم متوجه نمی‌شد ،
پس چطور شد که گیر افتادی؟!
شیر دوم پاسخ می‌دهد : اشتباها آبدارچی را خوردم چون تنها کسی بود که کاری انجام میداد و غیبت او را متوجه شدند!

✦ پیتر اوانز
📚 توسعه یا چپاول

📡 @Secrets_Box
توماس جفرسون از نویسنده اصلی اعلامیه استقلال آمریکا و سومین رئیس جمهور آمریکا معتقد بود چون هیچ نسلی نباید برای نسل بعد خود تعیین و تکلیف کند، قانون اساسی هر ۱۹ سال باید عوض شود!

📡 @Secrets_Box
.
آورده اند که شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت كعبه رود، با كاروانی همراه شد و چون توانایی پرداخت برای مركبی نداشت ، پیاده سفر كرده و خدمت دیگران می كرد! تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع‌آوری هیزم به اطراف رفت.
زیر درختی ، مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید و از احوال وی جویا شد، دریافت كه از خجالت اهل و عیال در عدم كسب روزی به اینجا پناه آورده است و هفته ای است كه خود و خانواده اش در گرسنگی به سر برده اند.
شیخ چند درهم اندوخته خود را
به وی داد و گفت برو ... مرد بینوا گفت : مرا رضایت نیست تو در سفر حج در حرج باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم!

شیخ گفت : حج من تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف كنم به ز آنكه هفتاد بار زیارت آن بنا كنم .

همه روز روزه بودن ، همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن ، سفر حجاز کردن

شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش ، طلب نیاز کردن

به خدا که هیچ کس را ، ثمر آنقدر نباشد
که به روی نا امیدی در بسته باز کردن

📡 @Secrets_Box
ﻫﻔﺪﻩ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ،
ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻗﺎﯾﻢ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﭘﺪﺭﻡ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ آﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﺗﺮﺳﺎﻧﺪﻣﺶ، ﺑﻬﺶ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ،
ﺍﻭ ﻫﻢ ﺧﻨﺪﯾﺪ...

ﺩﺭ آﻥ ﺳﻦ ﻭ ﺳﺎﻝ ﺳﯿﮕﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻡ؛ آﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ، ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﮑﺸﻢ، ﺳﯿﮕﺎﺭ ﮐﺸﯿﺪﻧﻢ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﺦ!!

ﻧﺦ آﺧﺮ ﺭﺍ ﮐﻪ ﮐﺸﯿﺪﻡ، ﺳﯿﮕﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﭘﺪﺭ ﺩﺭ ﭼﺎﻩ ﺣﻤﺎﻡ ﻓﺮﻭ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﮐﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ آﻣﺪﻡ، ﭘﺪﺭﻡ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ
آﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺑﺘﺮﺳﺎﻧﺪ ...
ﺑﻐﻠﺶ ﮐﺮﺩﻡ
ﺑﻮﺳﯿﺪﻣﺵ
ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ
ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻧﮑﺸﯿﺪﻡ ...

✦ گاندی

📡 @Secrets_Box
هیتلر در جنگ جهانی دوم به تنها قشری که اجازه وارد شدن به جنگ در کشورش نداد معلمین بودند و دستور داد معلمین را در سنگرهای زیرزمینی محبوس کنند دلیلش را از او پرسیدند...
او گفت: اگر در جنگ پیروز شویم برای جهانگشایی به آنها نیاز داریم و اگر شکست بخوریم برای ساختن کشور به آنها نیاز داریم...
آینده نگری اش درست از آب درآمد و معلمان بخوبی موجب آبادانی آلمان شدند...


📡 @Secrets_Box
تفاوت مردها و زن‌ها از زبان جرج برنارد شاو :

مردها آنچه را که می شنوند از یک گوش وارد و از گوش دیگر خارج می سازند، اما زنان از دو گوش وارد و از دهان خارج می کنند.


📡 @Secrets_Box
هیچکس برتر نیست
هیچکس پست تر نیست ،
اما هیچکس برابر هم نیست!
انسانها منحصر به فرد هستند ،
غیر قابل مقایسه
تو، تو هستی
من، من هستم

✦ اشو

📡 @Secrets_Box
اگر عقیده مخالف ، شما را عصبانی میکند نشانه آن است که شما ناخودآگاه میدانید که دلیل مناسبی برای آنچه فکر می کنید ندارید!
اگر کسی مدعی باشد که دو بعلاوه دو میشود پنج ، یا این که ایسلند در خط استوا قرار دارد ، شما به جای عصبانی شدن احساس دلسوزی می کنید ، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافی شما آن قدر کم باشد که این حرفها در افکار شما تزلزل ایجاد کند ...

اغلب بحثهای بسیار تند ، آنهایی هستند که طرفین درباره موضوع مورد بحث دلایل کافی ندارند .
شکنجه در الاهیات به کار می رود ، نه در ریاضیات زیرا ریاضیات با علم سر و کار دارد ، اما در الاهیات تنها عقیده وجود دارد بنابراین هنگامی که پی میبرید از تفاوت آرا عصبانی هستید ، مراقب باشید، احتمالا با بررسی بیشتر درخواهید یافت که برای باورتان دلایل تضمین کننده ای ندارید!

✦ برتراند راسل
📚 چگونه از عقايد احمقانه بپرهيزيم

📡 @Secrets_Box
Forwarded from جعبه اسرار
یک دانشجوی خاورمیانه ای میگفت: زمان تحصیلم در سوئیس با یکی از اساتید دانشگاهمون رفتیم کافه نزدیک دانشگاه تا قهوه بخوریم؛ حرف از حکومت و اوضاع بد خاورمیانه شد که استادم حرف جالبی زد که همواره توی ذهنم نقش بست.

استادم گفت: فکر نکن برای کشورها قرعه کشی کرده اند و مردم سوئیس به خاطر شانس خوب این حکومت گیرشون اومده و مردم خاورمیانه بدشانس بودن و به این روز افتادند.
بلکه هر ملتی حکومتی که سزاوارش هست رو میسازه و مردم سوئیس شایسته داشتن حکومتی اینچنینی هستن و مردم خاورمیانه هم لیاقتشون بیشتر از اینی که دارند، نیست!

دوستم میگفت: کمی احساس تحقیر کردم، به همین خاطر پرسیدم: ما باید چه کاری انجام دهیم تا تغییر کنیم؟

استاد فنجون قهوه رو از کنار دهانش پایین آورد و لبخندی زد و گفت:
هر سوئیسی در سال ۱۰ کتاب میخواند، تو اگر کسی را از خاورمیانه دیدی، از طرف من بگو چنانچه مردم کشورت سالی یک کتاب بخوانند کشورت تغییر خواهد کرد!

📡 @Secrets_Box
.
کشیشى یک پسر نوجوان داشت و کم‌کم وقتش رسیده بود که فکرى در مورد شغل آینده‌اش بکند. پسر هم مثل تقریباً بقیه هم ‌سن و سالانش واقعاً نمی‌دانست که چه چیزى از زندگى می‌خواهد و ظاهراً خیلى هم این موضوع برایش اهمیت نداشت.
یک روز که پسر به مدرسه رفته بود، پدرش تصمیم گرفت آزمایشى براى او ترتیب دهد. به اتاق پسرش رفت و سه چیز را روى میز او قرار داد:
یک کتاب مقدس، یک سکه طلا، و یک بطرى مشروب.
کشیش پیش خود گفت :
«من پشت در پنهان می‌شوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بیاید. آنگاه خواهم دید کدامیک از این سه چیز را از روى میز بر می‌دارد. اگر کتاب مقدس را بردارد معنیش این است که مثل خودم کشیش خواهد شد که این خیلى عالیست. اگر سکه را بردارد یعنى دنبال کسب و کار خواهد رفت که آن هم بد نیست. امّا اگر بطرى مشروب را بردارد یعنى آدم دائم‌الخمر و به درد نخوری خواهد شد که جاى شرمسارى دارد.»
مدتى نگذشت که پسر از مدرسه بازگشت. در خانه را باز کرد و در حالى که سوت می‌زد کاپشن و کفشش را به گوشه‌اى پرت کرد و یک راست راهى اتاقش شد. کیفش را روى تخت انداخت و در حالى که می‌خواست از اتاق خارج شود چشمش به اشیاء روى میز افتاد. با کنجکاوى به میز نزدیک شد و آن‌ها را از نظر گذراند.
کارى که نهایتاً کرد این بود که کتاب مقدس را برداشت و آن را زیر بغل زد. سکه طلا را توى جیبش انداخت و در بطرى مشروب را باز کرد و یک جرعه بزرگ از آن خورد!
کشیش که از پشت در ناظر این ماجرا بود زیر لب گفت:
«خداى من! چه فاجعه بزرگی، پسرم سیاستمدار خواهد شد...!»

📡 @Secrets_Box
مردی پنج سکه به قاضی شهر داد تا در محکمه‌ی روز بعد به نفع او رأی صادر کند ؛ ولی در روز مقرر ، قاضی خلاف وعده کرد و به نفع دیگری رأی داد .
مرد ، برای یادآوری در جلسه دادگاه به قاضی گفت: « مگر من دیروز شما را به پنج تن آل عبا قسم ندادم که حق با من است؟! »
قاضی پاسخ داد: « چرا ... ولیکن پس از تو ، شخص دیگری مرا به چهارده معصوم سوگند داد...!! »

📡 @Secrets_Box
خود را چکاپ کن!!

هنگامی که در رستوران یا هتل هستید و شکر ، شیر یا چای خود را بیشتر از مقداری که در خانه مصرف می کردید، مصرف می کنید بیانگر این است که شما زمینه فساد را دارید.

وقتی که در رستوران یا اماکن عمومی هستید و مقدار زیادی دستمال کاغذی، صابون یا عطر استفاده می کنید، در حالی که در منزل خودتان این گونه نیستید، بدین معنا است که اگر شرایط اختلاس برای شما فراهم شود اختلاس می کنید.

اگر در جشن ها و بوفه های مفتوح زیاد می خورید در حالی که می دانید شخص دیگری آن را حساب می کند، بدین معناست که اگر فرصت خوردن مال دیگران را پیدا کنید این کار را انجام خواهید داد.

اگر معمولا هنگامی که در صف ‌هستید و حقوق در صف بودن را رعایت نمی کنید، پس شما زمینه این را دارید که برای رسیدن به هدف خود از کول دیگران هم بالا بروید.

اگر بر این باور هستید که هر چه را در خیابان پیدا کردید حق شما است در حالی که مال دیگران بوده است، پس قابلیت دزدی در شما وجود دارد.

اگر جزء کسانی هستید که نام خانوادگی دیگران بیشتر از اسم آن ها برای شما اهمیت دارد، یعنی این که در شما زمینه نژاد پرستی وجود دارد و احتمال دارد که تنها با توجه به اصل و نسب دیگران به آن ها کمک کنید، هم چنین ایده و افکار دیگران برای شما مهم نیست بلکه تنها خود شخص، برای شما اهمیت دارد.

هنگامی که به قوانین راهنمایی و رانندگی توجهی ندارید و به آن اعتنایی نمی کنید، بیانگر این است که شما زمینه تجاوز و سرکشی را دارید حتی اگر قرار باشد اشخاص بی گناهی هم در این بین صدمه ببینند.

هنگامی که این پیام را خواندید و از خود سوال کردید که این مسائل ضروری نیستند، یعنی این که شما مصلحت خود را بر مصلحت جمع ترجیح می دهید.

+ مبارزه با فساد را از خودتان شروع کنید.


📡 @Secrets_Box
من به کسانی که از مذهب خود با دیگران سخن می‌گویند و تبلیغ میکنند ،
مخصوصا وقتی که منظورشان این است که آنها را به دین خود در آورند ، هیچ اعتقادی ندارم ...

مذهب و اعتقاد به دین با گفتار شکل نمی‌گیرد بلکه در کردار و اعمال هر کسی آشکار است ، و در این صورت عمل هر کسی عامل تبلیغ مذهبش خواهد بود ...

✦ گاندی

📡 @Secrets_Box
مارادونا مدتی به خاطر افسردگی پس از ترک اعتیاد در بیمارستان بستری بود وقتی مرخص شد حرف قشنگی زد :

اونجا دیوانه های زیادی بودند، یكی میگفت من چگوارا هستم همه باور میكردن، یكی میگفت من گاندی ام همه قبول میكردن.
ولی وقتی من گفتم مارادونا هستم همه خندیدن و گفتن هیچ كس مارادونا نمیشه...!!
اونجا بود كه من خجالت كشیدم كه چه بر سر خودم آوردم...
در این دنیا غرور دمار از روزگار آدم در میاره و دقیقا گرفتار چیزی میشی كه فكر میكنی هرگز در دامش نخواهی افتاد...
مراقب خودتان باشید برگ ها همیشه زمانی میریزند كه فكر میكنند طلا شدند...

✦ دیگو آرماندو مارادونا


📡 @Secrets_Box
کسی که فقط چکُش در اختیار دارد ، همه‌ی دنیا را میخ می‌بیند!

تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه‌ی خبری خاص، مطالعه‌ی پیوسته‌ی کتاب‌ها یا نشریات خاص، گوش کردنِ مداومِ یک سخنرانیِ خاص، شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص، و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودی‌های مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم، و فقط یک مَجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن، به تدریج و چه‌بسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک رُباتِ برنامه‌ریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل می‌کند.

زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن، و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف ...

✦ آبراهام هَرولد مَزلو

📡 @Secrets_Box