جعبه اسرار – Telegram
جعبه اسرار
87K subscribers
21.9K photos
10.4K videos
5 files
4.3K links

※ جعبه اسرار می‌کوشد تا بدور از هرگونه فعالیت سیاسی و غیراخلاقی، در راستای نقد اجتماعی با زبان طنز تولید محتوا کند. ※ با احترام، این کانال، مسئولیتی بابت کامنت کاربران ندارد.

ارتباط : 📢 @Secrets_ads
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئو ۳۳ سال پیش تلوزیون فرانسه!

ارزش این ویدئو فقط بخاطر رقص منظم آن نیست، بلکه به دلیل این است که این پسر داخل ویدئو رئیس جمهور کنونی فرانسه ایمانوئل مکرون است و معلم رقص، زن کنونی اوست!

📡 @Secrets_Box
👍1
فرق علم و جهالت :

جهل + فقر = جُرم
جهل + ثروت = فساد
جهل + آزادی = هرج و مرج
جهل + قدرت = استبداد
جهل + دين = تروریسم

علم + فقر = قناعت
علم + ثروت = نوآوری
علم + آزادی = خوشبختی
علم + قدرت = عدالت
علم + دين = استقامت


📡 @Secrets_Box
درد است به جانم ،
چه کنم نیست طبیبی
پنهان شده در خنده ی من بُغضِ عجیبی!



📡 @Secrets_Box
.
دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست
بر لبش جام شرابی و سبویی در دست
گفتم نکنی شرم از این می خواری؟
گفتا که مگر حکم به جلبم داری؟!
گفتم تو ندانی که خدا مست ملامت کرده؟
در روز جزا وعده به آتش کرده؟
گفتا که برو بی خبر از دینداری
خود را به از باده خوران پنداری؟!
من می خورمو هیچ نباشد شرمم
زیرا به سخاوت خدا دل گرمم
من هرچه کنم گنه از این می خواری
صد به ز تو ام که دایما هشیاری
عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت
او ندانست که در ترک تمناست بهشت
این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت


✦ صائب تبریزی

📡 @Secrets_Box
به مختارالسلطنه گفتند که ماست در تهران خیلی گران شده است. فرمان داد تا ارزان کنند. پس از چندی ناشناس به یکی از دکان‌های شهر سر زد و ماست خواست.
ماست فروش که او را نشناخته بود پرسید : چه جور ماستی می‌خواهی ؟ ماست خوب یا ماست مختارالسلطنه !
وی شگفت‌زده از این دو گونه ماست پرسید.
ماست فروش گفت: ماست خوب همان است که از شیر می‌گیرند و بدون آب است و با بهای دلخواه می‌فروشیم. ماست مختارالسلطنه همین تغار دوغ است که در جلوی دکان می‌بینی که یک سوم آن ماست و دو سوم دیگر آن آب است و به بهایی که مختارالسلطنه گفته می‌فروشیم. تو از کدام می‌خواهی؟!
مختارالسلطنه دستور داد ماست فروش را جلوی دکانش وارونه از درختی آویزان کرده و بند تنبانش را دور کمر سفت ببندند. سپس تغار دوغ را از بالا در لنگه‌های تنبانش بریزند و آنقدر آویزان نگهش دارند تا همه آب‌هایی که به ماست افزوده از تنبان بیرون بچکد!
چون دیگر فروشنده‌ها از این داستان آگاه شدند، همگی ماست‌ها را کیسه کردند!
وقتى ميگن فلانى ماستشو كيسه كرده يعنى اين!!

حیف که دیگر مختارالسلطنه ای نیست!

📡 @Secrets_Box
عمق فاجعه اینجاست که هر درخت بلوط بعد از ۴۰ سال میوه میده! شما اگر یک دونه بلوط بکاری بعد از ۵ سال ۷۰ سانت بیشتر رشد نمیکنه! سال ۹۴ ارزش هر درخت بلوط ۱۶۹ میلیون تومان برآورد شده!

و در بعضی کشورها تا ۲۰۰ هزار دلار ارزش گذاری شده! یعنی برابر با دیه ۵ انسان! ببین چه سرمایه‌ای در آتش زاگرس سوخت... جا نداره عزای عمومی اعلام کنید؟!

📡 @Secrets_Box
حکایت اخراج مورچه!!

داستان مورچه و کارمند شدن او را شنیده‌اید؟ اگر شنیده یا خوانده‌اید، یک بار دیگر بخوانید، ضرر نمی‌کنید.

مورچه کوچکی بود که هر روز صبح زود سر کار خود حاضر می‌شد و بلافاصله کارش را شروع می‌کرد، مورچه خیلی کار می‌کرد و تولید زیادی داشت و از کارش هم راضی بود و همیشه خدا را شکر می‌کرد.

سلطان جنگل، آقای شیر از اینکه مورچه بدون رئیس کار می‌کرد بسیار متعجب بود و این همه فعالیت را باور نمی‌کرد، شیر پیش خودش فکر کرد که اگر مورچه بدون نظارت می‌تواند این‌همه تولید داشته باشد به‌طور مسلم اگر رئیس داشته باشد، تولید بیشتری خواهد داشت. بنابراین آقای شیر یک سوسک را که تجربه ریاست داشت و به نوشتن گزارش‌های خوب مشهور بود به‌عنوان رئیس مورچه استخدام کرد. سوسک در نخستین اقدام خود برای کنترل مورچه ساعت ورود و خروج نصب کرد و چون به همکاری برای تایپ گزارش‌ها و بایگانی و پاسخگویی به تلفن‌ها و... نیاز داشت، یک عنکبوت استخدام کرد. آقای شیر از گزارش‌های سوسک راضی بود و از او خواست که از نمودار هم برای تجزیه و تحلیل نرخ و روند رشد تولیدی که به‌وسیله مورچه انجام می‌شود استفاده کند تا شیر بتواند این نمودارها را در شورای معاونان و مدیران نمایش دهد. سوسک برای انجام این امور یک رایانه و پرینتر لیزری خرید و برای اداره فناوری و اطلاعات یک پروانه زیباروی استخدام کرد. شیر به سوسک دستور پیگیری کارها را صادر کرد و سوسک به عنکبوت گفت و عنکبوت از پروانه، گزارش آمار روزانه خواست و پروانه هم به مورچه دستور داد که هر روز گزارش کار خود را ارائه کند تا نتیجه نهایی به آقای شیر داده شود تا شیر هم بتواند در جلسه هیات‌مدیره گزارش مناسب ارائه کند. مورچه که تا چند وقت پیش بسیار فعال بود و در محیط کارش احساس آرامش می‌کرد از این‌همه کاغذبازی اداری و جلسات مکرر و نوشتن گزارش روزانه و داشتن روسای متعدد، حسابی خسته و کلافه شده بود و نمی‌توانست به‌خوبی کارش را انجام دهد. شیر وقتی از نارضایتی مورچه آگاه شد به این نتیجه رسید تا فردی را به‌عنوان مدیر داخلی واحدی که مورچه در آن کار می‌کرد بگمارد و به همین منظور ملخ استخدام شد. نخستین کار مدیر داخلی خریداری یک فرش و میز و صندلی اداری برای کارش بود. ملخ همچنین احتیاج به رایانه و کارمند داشت آنها را از اداره قبلی خودش به این اداره مامور کرد تا به او در تهیه و کنترل کارها و بهینه‌سازی فعالیت مورچه کمک کنند. محیطی که مورچه در آن کار می‌کرد به‌مرور شلوغ و به مکانی فاقد شورونشاط تبدیل‌شده بود و همه نگران و پر استرس شده بودند و گزارش‌های رسیده نشان می‌داد که تولیدات مورچه به طور مرتب کمتر از قبل شده به همین دلیل ملخ، آقای شیر را قانع کرد که برای رونق دوباره کار باید به مطالعات هواشناسی پرداخت و شرایط زیست‌محیطی و مکان‌یابی را بازهم مورد بررسی قرار داد تا شاید با تغییر اکوسیستم منطقه یا جابه‌جایی محل کار، بازده کار مورچه افزایش یابد. بنابراین شیر یک جغد باپرستیژ را که به زبان دوم زرگری هم آشنایی داشت و خارجه هم رفته بود به‌عنوان مشاور عالی استخدام کرد تا امور را دوباره بررسی کند و مشکلات پیش روی مورچه را مشخص و راه‌حل نهایی ارائه کند. جغد سریع مرکز تحقیقات و آموزش را به کمک استادان بزرگ همچون زرافه و الاغ و فیل و گاو راه‌اندازی کرد و بعد از ۳ ماه صرف وقت، گزارشی در چند جلد تهیه کرد و در آخر نتیجه گرفت که مشکلات پیش‌آمده ناشی از وجود تعداد زیاد کارمند است و طرح بهینه‌سازی نیروی انسانی و چارت سازمانی مشاغل با تعریف پست‌ها و عناوین شغلی را تقدیم آقای شیر کرد تا با کاهش نیروی انسانی، بهره‌وری افزایش یابد.
درست حدس زدید، نخستین کسی که به‌عنوان نیروی مازاد از سوی آقای رئیس اخراج شد همان مورچه بدبختی بود که روزگاری بدون آقابالاسر داشت کارش را انجام می‌داد، حالا هم تشخیص کاملا درست بود، زیرا مورچه به راستی دیگر انگیزه‌ای برای کار کردن نداشت.

و این است حکایت سیستمهای اداری ما

📡 @Secrets_Box
وقتی نیکی میکنم احساس شادمانی دارم، هنگامی که بدی میکنم حس شرمساری، این تمام دین من است...!

✦ آبراهام لینکن

📡 @Secrets_Box
هفت پند مولانا :

➊ شب باش در پوشیدن خطای دیگران
➋ زمین باش در فروتنی
➌ خورشید باش در مهر و دوستی
➍ کوه باش در هنگام خشم و غضب
➎ رود باش در سخاوت و یاری به دیگران
➏ دریا باش در کنار آمدن با دیگران
➐ خودت باش همانگونه که می نمایی


ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺭﺍ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻧﮑﻨﯿﺪ :
ﺍﻭل ﺁﻧﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ ؛ ﺩﻭﻡ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﭽﻪ ﻫﺴﺘﯿﺪ!..

همیشه یادمان باشد که نگفته ها را میتوان گفت ولی گفته ها را نمیتوان پس گرفت!..
چه سنگ را به کوزه بزنی چه کوزه را به سنگ بزنی ؛ همیشه شکست با کوزه است!..

📡 @Secrets_Box
نمی دانم چرا مردم
حرف زدن با دهان پُر را بد می دانند ، اما حرف زدن با مغز خالی را نه ..!

✦ اورسن ولز

📡 @Secrets_Box
وظیفه حکومت یک کشور
به بهشت بردن مردم نیست
بلکه استفاده صحیح از منابع کشور
جهت رفع فقر و ایجاد رفاه برای شهروندانش است.

✦ محمد مصدق

📡 @Secrets_Box
مذهب بهترین وسیله برای ساکت نگه داشتن عوام است اگر مذهب وجود ندا‌شت ، فقرا ثروتمندان را قتل عام می‌کردند .

✦ ناپلئون بناپارت

📡 @Secrets_Box
مهم و فوری :
اخیرا مشاهده شده که بعضی از رانندگان تاکسی‌های اینترنتی، به بهانه‌های جلوگیری از پرداخت کمیسیون به شرکت، بعد از سوار شدن مسافر، از مسافر می خواهند تا سفر را لغو کند! توجه داشته باشید که در صورت همکاری با راننده و لغو سفر، امنیت شما به خطر می افتد و در صورتی‌که راننده قصد آزار، اذیت و یا حتی سرقت از شما یا قصد آدم ربایی داشته باشد، امکان پیگیری توسط پلیس مقدور نیست! چون بعد از لغو سفر، اطلاعات شما و اطلاعات سفر مانند شماره خودرو، نام راننده و ساعت سوار شدن شما در شرکت ثبت نمی شود! به هیچ‌ عنوان درخواست راننده را نپذیرید! اطلاع رسانی کنید!

📡 @Secrets_Box
میگن مغز خرچنگ تو گلوشه، سيستم عصبى‌اش تو شكمش، دندون‌هاش تو معده و معده‌ش هم تو سرش!

به نظرم بايد اسمشو میذاشتن "ایران" چون هيچيش سر جاش نيست 😐

📡 @Secrets_Box
ﭼﺮﭼﻴﻞ ‏ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ: ﺭﻭﺯی ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎکسی ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻓﺘﺮ "بی‌بی‌سی" ﺑﺮﺍی ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ میرفتم ؛ ﻫﻨﮕﺎمی ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁنﺟﺎ ﺭﺳﻴﺪﻡ ﺑﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺘﻢ ﺁﻗﺎ ﻟﻄﻔﺎً ﻧﻴﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ.
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﺁﻗﺎ! ﻣﻦ میﺧﻮﺍﻫﻢ ﺳﺮﻳﻌﺎً ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﻭﻡ ﺗﺎ ﺳﺨﻨﺮﺍنی ﭼﺮﭼﻴﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﺍﺩﻳﻮ ﮔﻮﺵ ﺩﻫﻢ! ﺍﺯ ﻋﻼﻗﻪی ﺍﻳﻦ ﻓﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻭ ﺫﻭﻕﺯﺩﻩ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻳﮏ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺩﻩ ﭘﻮﻧﺪی ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻡ... ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﺩﻳﺪﻥ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﮔﻔﺖ: ﮔﻮﺭ ﺑﺎﺑﺎیﭼﺮﭼﻴﻞ! ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﺪ، ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ ﻫﻢ ﺍینجا ﻣﻨﺘﻈﺮ میﻣﺎﻧﻢ!!

پول حتی علايق و احساسات انسان ها را عوض میكند!

📡 @Secrets_Box
اخبار صداوسیما رو نگاه میکنی خداروشکر میکنی ساکن شهرِ پر از گرسنه و بدون امکاناتی مثل نیویورک سیتی یا واشنگتن نیستی و در کشور فوق پیشرفته و شهروندمداری همچون ایران زندگی میکنی!

📡 @Secrets_Box
جالب است بخوانید

وقتی یکی در بانک سپرده میذاره یعنی توانمنده و کسی که از بانک وام میگیره محتاجه ...
در سوئیس ، بانک‌ها ماهيانه یک درصد جهت حق نگهدارى پول از مشتری می گیرد ، ولی سود بانکی از وام گیرنده‌ها نمی گیرد .
بانک‌های ايران ، ماهيانه سودى حدود ٢٠ درصد به سپرده ثروتمندان اضافه ميكند ، در عوض ٢٨ درصد بهره از وام گیرندگان « افراد محتاج » ميگيرد. یعنی: در ايران اسلامی ، از محتاج ميگيرند و به غنى ميدهند، ولى در سوئیس، از غنى میگیرند و به محتاج میدهند .
گويا كفّار از ما مسلمان ترند!!

بهشت مکان نیست، زمان است، زمانی که اندیشه های مثبت و میل به نیکی و عشق ورزی در وجودمان است و جهنم مکان نیست، زمان است، زمانی‌که اندیشه‌های منفی و کینه‌ورزی وجودمان را می آلاید .
«خودمان خالق بهشت باشیم»

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
📡 @Secrets_Box
نصیحت حضرت مولانا :

در این عمری که میدانی
فقط چندی تو مهمانی!
به جان و دل تو عاشق باش
رفیقان را مراقب باش!
مراقب باش تو به آنی
دل موری نرنجانی …
که در آخر تو میمانی و
مشتی خاک که از آنی …!
دلا یاران سه قسمند گر بدانی
زبانی اند و نانی اند و جانی
به نانی نان بده از در برانش
محبت کن به یاران زبانی
ولیکن یار جانی را نگه دار
به پایش جان بده تا میتوانی ...

✦ مولانا

📡 @Secrets_Box
اگه دعاش نگیره واقعا ظلمه !


📡 @Secrets_Box
لطفا آشغال نریزید!

ذهن کودکان ما زباله دان افکار کهنه و پوسیده، و آموزه های غلط ما نیست!
فرهنگ یعنی زباله‌هاى ذهنمان، باورهای پوسيده‌مان را به نسل بعد منتقل نکنیم.

📡 @Secrets_Box
چهارشنبه بود که استاد ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻧﺶ ﮔﻔﺖ: ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﺷﻔﺎﻫﯽ! ﻫﻤﺎﻥ لحظه ﮔﻔﺖ: ﺍﺻﻼ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﺍﻭﻥ ﻫﻢ ﮐﺘﺒﯽ!
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﺮﺩﻧﺪ اما استاد ﮔﻔﺖ: همین ﮐﻪ ﻫﺴﺖ!! ﻫﺮﮐﺲ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﯿﺎﺩ ﺟﻠﻮ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﺑﺎﯾﺴﺘﻪ! ﺍﺯ ۵۰ ﻧﻔﺮ فقط ۳ ﻧﻔﺮ ﺭﻓﺘﻦ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﻭ استاد ﺍﺯ ﺑﻘﯿﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮔﺮﻓﺖ!
ﺑﻌﺪ از امتحان رو ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺷﻤﺎ ۱۰ ﻧﻤﺮﻩ ﮐﻢ ﻣﯿﮑﻨﻢ!
ﻫﻤﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﺮﺩﻧﺪ... استاد ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ: ﻧﻤﺮﻩ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺍﯾﻦ ۳ ﻧﻔﺮ ﻫﻢ ۲۰ ﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﻢ!
ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻫﺎ ﺑﺎ ﺷﺪﺕ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﺮﺩﻧﺪ که چرا ... استاد ﮔﻔﺖ: ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭ ﻇﻠﻢ ﺭﻓﺘﯿﺪ ... ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺭﺱ ﻇﻠﻢ ﺳﺘﯿﺰﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ؛ یاد بگیرید هیچ وقت زیر بار حرف زور نروید.

آن استاد کسی جز دکتر حسابی نبود!

📡 @Secrets_Box