جعبه اسرار – Telegram
جعبه اسرار
86.9K subscribers
21.9K photos
10.4K videos
7 files
4.31K links

※ جعبه اسرار می‌کوشد تا بدور از هرگونه فعالیت سیاسی و غیراخلاقی، در راستای نقد اجتماعی با زبان طنز تولید محتوا کند. ※ با احترام، این کانال، مسئولیتی بابت کامنت کاربران ندارد.

ارتباط : 📢 @Secrets_ads
Download Telegram
در دهه‌ی چهل ریزعلی خواجوی معروف به دهقان‌ٍفداکار با اقدام به‌موقع خود از تصادف قطار با ریزش کوه جلوگیری کرد و جان ده‌ها انسان را نجات داد.
در روزهای اخیر در یکی از استان‌های کشورمان دزدیٍ پیچ و مهره‌های ریل قطار باعث شد قطار از مسیر خود خارج گردیده و جان ده‌ها مسافر به خطر افتد!
گذر تاریخ به این شکل چقدر تاسف آور است!
چه کرده‌ایم و چه جور انسان‌هایی را پرورش داده‌ایم؟ کسی که داستان ریزعلی را خوانده پیچ ریل را باز می‌کند!

اندیشمند بزرگ جبران خلیل جبران میگوید :

برای انهدام یک تمدن ۳ چیز لازم است؛
خانواده
نظام آموزشی
الگوها
برای اولی منزلت زن را باید شکست ،
دومی منزلت معلم
برای سومی منزلت بزرگان و اسطوره‌ها ...

📡 @Secrets_Box
گويند يكى از شاهان به علت افراط در خوردن دچار بیماری معده شد. طبیب آوردند و طبیب با توجه به امکانات آن زمان اماله ( تنقیه ) تجویز کرد.
اماله وسیله ای به شکل قیف است که انتهایی دراز دارد و نوک آن کج میباشد مایعات روان کننده به وسیله آن از پایین به روده بیمار وارد می گردد .
شاه که فردی متعصب بود و اماله را باعث تحقیر و توهین به‌خود می‌پنداشت فریاد زد: چه کسی را اماله کنند؟! حکیم ترسید و گفت: هیچ قربان گفتم بنده را اماله کنند تا شما خوب شوید.
شاه بدون تفکر و شاید از روی عصبانیت دستور به اماله حکیم داد ، در همین زمان درد معده شاه نیز فرو کش کرد. شاه این را به فال نیک گرفت و از آن به بعد هر گاه شاه مریض می‌شد دستور می‌داد طبیب را دراز کنند و طبیب بیچاره مجبور بود در حضور شاه اماله شود.

حكايت ماست ، هر گاه فسادی برملا می‌شود ، دستور می‌رسد که افشاکننده را دراز کنند و اماله نمایند تا فساد از مملکت رخت بربندد!

📡 @Secrets_Box
کردم از عقل سوالی که بگو ایمان چیست
عقل بر گوش دلم گفت که ایمان، ادب است
آدمیزاد اگر بی‌ادب است، انسان نیست
فرق مابین بنی آدم و حیوان، ادب است...


✦ سعدی

📡 @Secrets_Box
پیرمردی با چهره‌ای نورانی وارد یک مغازه طلا فروشی شد. فروشنده با احترام از شیخ نورانی استقبال کرد. پیرمرد گفت: من عمل صالح تو هستم... مرد زرگر قهقهه‌ای زد و با تمسخر گفت: درست است که چهره‌ای نورانی دارید اما هرگز گمان نمی‌کنم عمل صالح چنین هیبتی داشته باشد!! در همین حین یک زوج جوان وارد مغازه شدند و سفارشی دادند.
مرد زرگر از آن‌ها خواست که تا او حساب و کتاب می‌کند در مغازه بنشینند. با کمال تعجب دید که خانم جوان رفت و در بغل شیخ نورانی نشست ، با تعجب از زن سوال کرد که چرا آنجا در بغل شیخ نشستی؟! خانم جوان با تعجب گفت کدام شیخ ؟حال شما خوب است؟! از چه سخن می‌گوئید؟ کسی اینجا نیست. و با اوقات تلخی گفت: بالاخره این قطعه طلا را به ما می‌دهی یا خیر؟!... مرد طلا فروش با تعجب و خجالت طلای زوج جوان را به آن‌ها داد و مبلغ را دریافت کرد. و زوج جوان مغازه را ترک کردند. شیخ رو به زرگر کرد و گفت: غیر از تو کسی مرا نمی‌بیند و این فقط برای صالحین و خواص محقق می شود. دوباره مرد و زن دیگری وارد شدند و همان قصه تکرار شد. شیخ به زرگر گفت من چیزی از تو نمی‌خواهم . این دستمال را به صورتت بمال تا روزیت بیشتر شود. زرگر با حالت قدسی و روحانی دستمال را گرفت و بو کرد و به صورت مالید و نقش بر زمین شد ... شیخ و دوستانش هرچه پول و طلا بود برداشتند و مغازه را جارو زدند... بعد از ۴ سال شیخ با غل و زنجیر و اسکورت پلیس وارد مغازه شد. افسر پلیس شرح ماجرا را از شیخ و زرگر سوال کرد و آن‌ها به نوبت قصه را باز گفتند.
افسر پلیس گفت برای اطمینان باید دقیقا صحنه را تکرار کنید و شیخ دستمال را به زرگر داد و زرگر مالید و نقش بر زمین شد و این‌بار شیخ و پلیس و دوستان دوباره مغازه را جارو زدند...

اين حكايت چه شباهتى به انتخابات دوره‌اى در كشورها دارد...

📡 @Secrets_Box
پادشاهی خروج باد شكم را ممنوع کرده بود!
از او پرسیدند چرا اين كار را ممنوع كردى؟
گفت: تا ملت سرگرم آزادی آن هستند،
آرزوی بزرگتری را دنبال نخواهند کرد...!

📡 @Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به این گاوها نگاه کنید که چگونه از خط کشی وسط خیابان می‌پرند فقط به این علت که اولی پرید!

حیوانات و بالاخص گاوها بی‌دلیل از دیگران تقلید می‌کنند و هیچ‌گاه سوال نمی‌پرسند و این فرق بارز انسان و حیوان است!


📡 @Secrets_Box
می‌گويند كه در زمان موسی خشکسالی پيش آمد.
آهوان در دشت، خدمت موسی رسيدند كه ما از تشنگی تلف می‌شويم و از خداوند متعال در خواست باران كن... موسی به درگاه الهی شتافت و داستان آهوان را نقل نمود... خداوند فرمود: موعد آن نرسيده، موسی هم برای آهوان جواب رد آورد.
تا اينكه يكی از آهوان داوطلب شد كه برای صحبت و مناجات بالای كوه طور رود. به دوستان خود گفت: اگر من جست و خیز کنان پایین آمدم بدانيد كه باران می‌آيد وگرنه اميدی نيست. آهو به بالای كوه رفت و حضرت حق به او هم جواب رد داد. اما در راه برگشت وقتی به چشمان منتظر دوستانش نگاه كرد ناراحت شد. شروع به جست و خیز کرد و با خود گفت: دوستانم را خوشحال می‌كنم و توكل می‌نمایم. تا پایین رفتن از کوه هنوز امید هست. تا آهو به پائين كوه رسيد باران شروع به باريدن كرد! موسی معترض پروردگار شد.
خداوند به او فرمود: همان پاسخ تو را آهو نیز دریافت کرد با این تفاوت که آهو دوباره با توکل حرکت کرد و اين پاداش توكل او بود.

هیچوقت نا امید نشويد... شايد لحظه آخر نتيجه عوض شود، پس مجددا توكل كنيد...

📡 @Secrets_Box
سال‌ها بود که می‌خواستم از فردا شروع کنم، اما همیشه فردا یک روز از من جلوتر بود. سال‌ها گذشت تا فهمیدم باید از همین الان شروع کنم!

✦ ديل كارنگى

📡 @Secrets_Box
این عکس ۱۰ سال قبل از تاج‌گذاری رضا شاه ، توسط گردشگر انگلیسی از اصفهان گرفته شده است!

این‌ها اجداد ما بودن قبل از مدرنیته!





@Tasavire_Mandegar
هیچگاه مردمانت را دشمن یا عناصر دشمن مخوان، زیرا دو اصل را در مورد خودت روشن کردی :
یا اینقدر ظالم بودی که مردم خودت دشمنت شده‌اند، یا آنقدر ضعیف بودی که دشمنانت مردمت را کنترل می‌کنند!

✦ جوزف گوبلز

📡 @Secrets_Box
دانا، نادان را می‌شناسد چرا که خود زمانی نادان بوده است، اما نادان دانا را نمی‌شناسد چرا که هرگز دانا نبوده است!

✦ افلاطون

📡 @Secrets_Box
کوک چهارم را بزن!

کسی کفشش را برای تعمیر نزد کفاش می‌برد. کفاش با نگاهی می‌گوید این کفش سه کوک می‌خواهد و هر کوک ده تومان و خرج کفش می‌شود سی تومان.
مشتری هم قبول می‌کند. پول را می‌دهد و می‌رود تا ساعتی دیگر برگردد و سوار کفش تعمیر شده بشود.
کفاش دست به کار می‌شود. کوک اول، کوک دوم و در نهایت کوک سوم و تمام ... اما با یک نگاه عمیق در میابد اگر چه کار تمام است ولی یک کوک دیگر اگر بزند عمر کفش بیشتر می‌شود و کفش کفشتر خواهد شد. از یک سو قرار مالی را گذاشته و نمی‌شود طلب اضافه کند و از سوی دیگر دو دل است که کوک چهارم را بزند یا نزد... او میان نفع و اخلاق میان دل و قاعده توافق مانده است. یک دوراهی ساده که هیچ کدام خلاف عقل نیست. اگر کوک چهارم را نزند هیچ خلافی نکرده. اما اگر بزند به انسانیت تعظیم کرده است...

دنیا پر از فرصت کوک چهارم است
و من و تو کفاش‌های دو دل..


📡 @Secrets_Box
همین یه بیت سعدی سرلوحه زندگیمون باشه کافیه برا همه عمرمون :

تیغ بُرّان گر به دستت داد چرخ روزگار ،
هر چه می‌خواهی بِبُر، اما مَبُر نان کسی ...



📡 @Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا ایران در ۴۲ سال پیش است!
باور کنید اگر آن صحنه که ماشین پیکان منتظر ایستاد تا بچه‌ها عبور کنند در کلیپ نمی‌بود، کسی باور نمی‌کرد که این مدرسه در ایران بوده باشد! خودتان تا انتها این کلیپ را مشاهده کنید و غرق در خاطرات خوب گذشته‌تان شوید!👌



@Tasavire_Mandegar
خرافات هیچوقت حد و مرز نداره...
همونجوری که تو ایران عده زیادی علاقه وافری به خرافات دارن بد نیست بدونید که تو تایلند یه عده این حفره رو میپرستن و معتقدن که جای پای “هانومان” یکی از اساطیر هندوست که هزاران سال پیش پاشو اینجا گذاشته و رد پاش جا مونده...

📡 @Secrets_Box
با صدای بلند زندگی نکنید...

به دیگران چه ارتباطی دارد شما دیشب شام را در کدام رستوران خورده‌اید؟
جشن و شادی‌ها و عاشقانه‌های حقیقی یا دروغی خود را به نمایش نگذارید. خیلی‌ها جای خالی کسی را در زندگی‌شان حس می‌کنند، آن‌ها را غصه‌دار نکنید. یا اینکه امروز دلتان گرفته می‌نشینید جلوی دوربین زار می‌زنید، شاید همین امروز کسی بعد از روزها غصه‌داشتن دلش می‌خواهد شاد باشد، لطفا روزش را خراب نکنید.

این تغییر حال و هوای درونی را درون خود نگه دارید، لطفا این‌قدر با صدای بلند زندگی نکنید‌...

📡 @Secrets_Box
مردم قطر هم پیکان را انتخاب کردند!

صادرات قابل توجه اتومبیل پیکان به «دوهه» پایتخت شیخ‌نشین «قطر» گام موثر دیگری است که در جهت تثبیت صنایع ملی ما برداشته می‌شود. کشوری که خود تا قبل از انقلاب سفید ( ششم بهمن ۱۳۴۱ ) واردکننده اتومبیل بود و از هر گوشه جهان اتومبیل‌های مختلف به بازار آن سرازیر می‌شد، اکنون نه فقط نیازمندی‌های داخلی خود را تامین می‌کند؛ بلکه به کشورهای همسایه نیز اتومبیل صادر می‌نماید.
این پیشرفت قابل توجه در سایه پشتیبانی و حمایت بی‌دریغ ملت ایران از کارخانجات صنعتی ایران‌ناسیونال و تلاش و همت بلند کارگران ایرانی به دست آمده و امید می‌رود که هر سال بر تعداد صادرات پیکان افزوده شود.


✦ اطلاعات - شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۴۷


@Tasavire_Mandegar
خدا خر را آفرید و به او گفت:
تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می‌شود تا زمانی که تاریکی شب سر می‌رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود و تو علف خواهی خورد و از عقل بی‌بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.
خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا من می‌خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد .

خدا سگ را آفرید و به او گفت:
تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می‌دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.
سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا سی سال زندگی عمری طولانی است کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد...

خدا میمون را آفرید و به او گفت:
و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد و یک میمون خواهی بود.
میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می‌خواهم ده سال عمر کنم و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.

و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت:
تو انسان هستی تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می‌توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی و تو بیست سال عمر خواهی کرد.
انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده.
و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد...!

و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند!!!!!
و پس از آن، ازدواج می‌کند و سی سال مثل خر کار می‌کند مثل خر زندگی میکند و مثل خر بار می‌برد!
و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه‌ای که در آن زندگی می‌کند، نگهبانی می‌دهد و هر چه به او بدهند می‌خورد!
و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می‌کند ؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می‌رود و سعی می‌کند مثل میمون نوه‌هایش را سرگرم کند...!!!

📡 @Secrets_Box
تولستوی در بستر مرگ:

زمانی‌که بخواهید وصیت‌نامه بنویسید
متوجه خواهید شد که تنها کسی که از دارایی‌تان سهمی ندارد خودتان خواهید بود،
پس از زندگی‌تان تا می‌توانید لذت ببرید.


📡 @Secrets_Box
خیلی مهم...
اگر تایر خودرویتان ترکید ترمز نکنید!

در اغلب لحظات ترسناک رانندگی، مانند ترکیدن لاستیک، اغلب بدترین کار کوبیدن روی پدال ترمز است! تصور کنید که با سرعت ۸۰ کیلومتر در ساعت در حرکت هستید و ناگهان صدای ترکیدن تایر را می‌شنوید! خودرویتان تکانی می‌خورد، انگار که روی یک مین کوچک رفته باشد و بعد به نظر می‌رسد خیلی زود کنترلش از دست شما خارج می‌شود! اگر از غریزه پیروی کنید احتمالا ترمز می‌کنید، اما غریزه در این مورد اشتباه می‌گوید! تایر ترکیده به بند کفشی می‌ماند که زیر پا گیر می‌کند و شما را به زمین می‌زند! بنابراین ترمز کردن در آن سرعت، یعنی چپ شدن خودرو، غلت خوردن آن و برخورد با خودروهای دیگر! درست آن است کاری را کنید که شاید دیوانگی به نظر برسد! فشردن پدال گاز، اما نه با شدت، تنها دو یا سه بار، به صورت مقطع و نه چندان با فشار! خودرو کم کم مهار می‌شود و بعد فرصت دارید به احتیاط آن را به کناری بکشید! اگر خوش شانس باشید تایر ترکیده خود خودرو را متوقف می‌کند و نیازی به مهارت‌های بدلکاری نیست!

برای بقیه بفرستید، شاید جان یک نفر را نجات دادید!

📡 @Secrets_Box
مرادبیگ:
داری چه غلطی می‌کنی شعبون؟!
شعبون:
وضو میگیرم، آخه غارت بی‌وضو برکت نميكنه...


📽 دیالوگی بسیار تلخ از فیلم روزى روزگارى!
چقدر آشناست این دیالوگ...!!!


📡 @Secrets_Box