جعبه اسرار – Telegram
جعبه اسرار
87.1K subscribers
21.9K photos
10.4K videos
4 files
4.3K links

※ جعبه اسرار می‌کوشد تا بدور از هرگونه فعالیت سیاسی و غیراخلاقی، در راستای نقد اجتماعی با زبان طنز تولید محتوا کند. ※ با احترام، این کانال، مسئولیتی بابت کامنت کاربران ندارد.

ارتباط : 📢 @Secrets_ads
Download Telegram
آری از پشت کوه آمده ام ...!

چه می‌دانستم اينور کوه بايد برای ثروت، حرام خورد... برای عشق، خيانت کرد... برای خوب ديده شدن، ديگری را بد نشان داد...
و برای به عرش رسيدن، بايد ديگری را به فرش کشاند...!

وقتی هم با تمام سادگی دليلش را می‌پرسم ، می‌گويند : " از پشت کوه آمده‌ای ...! "

ترجيح می‌دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه‌ام سالم بازگرداندن گوسفندان از دست گرگ‌ها باشد تا اينکه اينورِ کوه باشم و گرگ‌وار ، انسانیت را بدَرَم ...!

✦ محمد بهمن بيگی

📡 @Secrets_Box
از مدیر شرکت رولز رویس پرسیدند، شما چرا تبلیغات تلویزیونی نمیکنی؟ گفت : کسایی که می‌تونن رولز رویس بخرند وقت نشستن پای تلوزیون را ندارند!

از مدیر عامل سایپا پرسیدند، چرا تبلیغ پراید در تلوزیون پخش نمی‌شه؟ ایشون فرمودند : کسایی که محصولات ما رو سوار میشن به خونه نمی‌رسند تا تبلیغ ببینند!

📡 @Secrets_Box
دو دوست در بيابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا كردند، يكی به ديگری سيلی زد. دوستی كه صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هيچ حرفی روی شن نوشت:
«امروز بهترين دوستم مرا سيلی زد»

آن‌ها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه‌ای رسيدند و تصميم گرفتند حمام كنند. ناگهان دوست سيلی خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد.
او بر روی سنگ نوشت:
«امروز بهترين دوستم زندگيم را نجات داد»

دوستی كه او را سيلی زده و نجات داده بود پرسيد: چرا وقتی سيلی‌ات زدم، بر روی شن و حالا بر روی سنگ نوشتی؟! دوستش پاسخ داد :
«وقتی دوستی تو را ناراحت می‌كند بايد آن را بر روی شن بنويسی تا بادهای بخشش آن را پاک كند. ولی وقتی به تو خوبی می‌كند بايد آن را روی سنگ حک كنی تا هيچ بادی آن را پاک نكند.»

✦ پائولو کوئیلو

📡 @Secrets_Box

خبرنگاری طی مصاحبه‌ای از پیرمردی یهودی که به‌ مدت ۶۰ سال و هر بار ۴۵ دقیقه کنار دیوار مقدس غربی اورشلیم به نیایش پرداخته بود پرسید :
دعای روزانه شما طی این ۶۰ سال چه بوده؟

پیر مرد گفت دعا می‌کنم برای:
صلح بین مسیحیان، کلیمیان و مسلمانان؛ از بین رفتن تمام تنفرها و جنگ‌ها، رشد توام با بی‌خطری جوان‌ها و تبدیل آن‌ها به افراد با مسئولیتی که انسان‌ها را دوست داشته باشند و بالاخره این‌که سیاستمداران به ما راست بگویند و منافع جامعه را فراتر از منافع خودشان قرار دهند.
خبرنگار پرسید:
در نهایت احساس شما چیست؟
پیرمرد گفت:
احساس می‌کنم دارم با دیوار حرف می‌زنم.

📡 @Secrets_Box

مردى مجوز مهاجرت از آلمان به روسیه را کسب کرد. هنگام خروج از آلمان در فرودگاه، مامور وسایل او را چک کرد یک مجسمه دید از او پرسید: این چیه؟
مرد گفت: شکل سوالت اشتباهه آقا؟
بپرس این کیه، این مجسمه هیتلر مرد بزرگ آلمان است که توی تمام کشور عدالت و دموکراسی برقرار کرد. من هم برای بزرگداشت این شخص مجسمه‌اش همیشه همراهمه... مامور گمرک گفت درسته آقا، بفرمایید.

در فرودگاه روسیه مامور گمرک هنگام تفتیش مجسمه را دید و از مرد پرسید: این چیه؟ مرد گفت: بگو این کیه؟ گفت این مجسمه مرد منفور و دیوانه‌ای است که مرا مجبور کرد از آلمان برم بیرون. مجسمه‌اش همیشه همرامه که تف و لعنتش کنم.
مامور گمرک گفت: بله درسته آقا، بفرمایید.

چند روز بعد که آن مرد توی خونه اش همه فامیل را دعوت کرد؛ پسر برادرش مجسمه را روی طاقچه دید و پرسید: این کیه؟
مرد گفت پسرم سوالت اشتباهه، بپرس این چیه؟
این ده کیلوگرم طلای ۲۴ عیاره که بدون عوارض گمرکی از آلمان به اینجا آوردم!!

« سیاست یعنی این‌که یک حرف را به مردم به صورت‌های مختلف بیان کنی »‌

@Secrets_Box
‏شیطونا بالاخره یه‌جوری می‌کُشمتون :
یا با کویید ۱۹ یا دلار ۱۹


دلار به عدد تاریخی ۱۹ هزار تومان رسید
علی برکت الله

📡 @Secrets_Box

دلم می‌خواهد به همه عقاید احترام بگذارم؛ ولی احترام به بعضی از آن‌ها توهین به شعور خودم محسوب می‌شود. پس در بهترین حالت تحمل‌شان می‌کنم و هیچ نمی‌گویم!

✦ آنتونی هاپکینز

📡 @Secrets_Box

بهشت دولتمندان
از دوزخ فقرا
پدید آمده است....

✦ ویکتور هوگو

📡 @Secrets_Box

جنبش ضد گران‌فروشی مردم پیش از انقلاب!
دعوت مردم به تحریم خرید اجناس گران آن هم در روزنامه!



📡 @Secrets_Box
‌‌
توی یکی از فیلم‌های جیمز باند، یک دیالوگ جالب بود! هنرپیشهٔ نقش منفی به جیمز باند گفت: “وقتی بچه بودم موش‌های صحرائی به مزرعمون حمله کردند و تمام محصول‌هامون رو خوردند… مادر بزرگم چندتاشون رو انداخت توی یک قفس و بهشون غذا نداد تا از گشنگی شروع کردند هم دیگه رو بخورند… دو سه تا موشی که آخر سر موندند رو آزاد کرد… بهش گفتم، مادر بزرگ چرا آزادشون میکنی؟ گفت: این‌ها دیگه موش خور شدند و هر موشی وارد مزرعه بشه تیکه تیکه‌اش می‌کنند!”

آری اینست حکایتی تلخ از یک جامعه آفت زده! مواظب باشیم به خوردن همدیگه عادتمون ندهند!

📡 @Secrets_Box


دزدی میلیون‌ها تومان از بانڪ دزدید ، دزد دیگری هم به ڪاه دان زد و مقداری ڪاه دزدید ... هر دو را گرفتند و نزد قاضی بردند .

قاضی دزد بانڪ را آزاد ڪرد و دزد ڪاه را به دو سال حبس با اعمال شاقه محڪوم ڪرد . ڪاه‌دزد به وڪیلش گفت : چرا اونی ڪه پول دزدیده بود را آزاد ڪرد و من ڪه فقط مقداری ڪاه دزدیدم به دو سال حبس با اعمال شاقه محڪوم شدم؟!
وڪیل گفت : آخه قاضی، ڪاه نمی‌خورد!

✦ عبید زاڪانی

📡 @Secrets_Box

از تيمورلنگ سوال کردند كه چگونه امنيتی در كشور پهناور خود ايجاد نمودی، كه وقتی زنی با طبقی از جواهرات طول كشور را طی می ‌كند، كسی به او تعرضی نکرده و جسارتی نمی‌كند؟

در جواب جمله كوتاه ولی با تاملی می‌گويد :
در هر شهری که دزدی ديدم گردن داروغه را زدم چون یا دزد و داروغه هم‌دست بوده‌اند یا داروغه در خواب ...


📙 منم تیمور جهان گشا

📡 @Secrets_Box
دانشجویان دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۰







@Tasavire_Mandegar

روزی ملانصرالدين در مجلسی نشسته بود.
از ملا پرسيدند: خورشيد بهتر است يا ماه؟!
ملانصرالدين قيافه متفکرانه‌ای به خود گرفت و گفت: اين ديگر چه سوالی است که شما می‌پرسيد؟ خب معلوم است که ماه بهتر است!!! چون خورشيد در روزِ روشن در می‌آيد به همين علت وجودش منفعتی ندارد! اما ماه شب‌ها را روشن می‌کند! پس ماه بهتر است!


این حکایت زندگی ماست
محبت زیاد دیده نخواهد شد! کم که باشی دیده می‌شوی! محبت زیاد دل نمی‌بره، دل می‌زنه...



📡 @Secrets_Box
مانع یا فرصت؟!

دو فروشندهٔ کفش برای فروش کفش‌های فروشگاه‌ِشان به جزیره‌ای اعزام شدند. فروشندهٔ اول پس از ورود به جزیره با حیرت فهمید که هیچ‌کس کفش نمی‌پوشد. فورا تلگرافی به دفتر فروشگاه در شیکاگو فرستاد و گفت: فردا برمی‌گردم. اینجا هیچ‌کس کفش نمی‌پوشد. فروشنده دوم هم از دیدن همان واقعیت حیرت کرد. فورا این تلگراف را به دفتر فروشگاه خود فرستاد: لطفا هزار جفت کفش بفرستید، اینجا همه کفش لازم دارند.

فرق بین مانع و فرصت چیست؟
نگرش ما نسبت به آن.


✦ جان سی مکسول
📙 اصول نگرش


📡 @Secrets_Box

مردی در کنار چاه زنی زیبا دید، از او پرسید :
زیرکی زنان به چیست؟
زن داد و فریاد کرد و مردم را فراخواند ،
مرد که بسیار وحشت کرده بود پرسید:
چرا چنین می‌کنی؟ من که قصد اذیت کردن شما را نداشتم، دیدم خانم محترم و زیبارویی هستی، خواستم از شما سوالی بپرسم.
در این هنگام تا قبل از اینکه مردم برسند زن سطل آبی از چاه بیرون کشید و آن را بر سر خود ریخت، مرد با تعجب پرسید : چرا چنین کردی؟ زن خطاب به مردم که برای کمک آمده بودند گفت: ای مردم من در چاه افتاده بودم و این مرد جان مرا نجات داد، مردم از آن مرد تشکر کرده و متفرق شدند.
در این هنگام زن خطاب به مرد گفت :
این است زیرکی زنان، اگر اذیتشان کنی تو را به کام مرگ می‌کشند و اگر احترامشان کنی خوشبختت می‌کنند .

شیطان كه نظاره‌گر ماجرا بود، نعره‌ها كشيده و راه بيابان پيش گرفت...

📡 @Secrets_Box

از دكتر ﻣﺼﺪﻕ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:
ﻓﺮﻕ ﺑﻴﻦ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ فاسد ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭ یک ﻣﺪﯾﺮ فاسد ﻏﺮﺑﻰ ﭼﻴﺴﺖ؟
ﮔﻔﺖ: ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﻓﺮﻧﮕﯽ ﺍﺳﺖ!
ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻣﻨﻈﻮﺭتان ﭼﻴﺴﺖ؟
ﮔﻔﺖ: ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻰ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻓﺮﻧﮕﯽ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﻛﻨﻰ ﺑﺎﯾﺪ ﻓﻘﻂ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﻴﺞ ﺁن‌رﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻰ ، ﻭﻟﻰ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻰ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﻫﻰ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻞ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻭ ﻛﺎﺷﻰ ﻭ ﺳﺮﺍﻣﯿﮏ‌ﻫﺎﻯ ﺩﻭﺭ ﻭ ﻭﺭ ﺁن‌رﺍ ﺑشکنی ﻭ ﺳﻴﻤﺎﻥ ﺯﻳﺮ ﺁﻧﺮﺍ ﻫﻢ ﺧﺮﺩ ﻛﻨﻰ و بوى گندى را تحمل کنی، ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﻰ ﺁﻧﺮﺍ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﻫﻰ..!


بسيارى اين گفته را به مرحوم دكتر مصدق منتسب می‌دانند.

📡 @Secrets_Box
👍1

آنانی که دستی را که نانشان می‌داد گاز گرفتند، محکومند به بوسیدن پاهایی که لگدشان می‌زد...

✦ اریک هافر

📡 @Secrets_Box

مردی ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮﺯﯾﻊ ﮔﻮﺷﺖ ﮐﺎﺭ می‌کرد، ﯾﮏﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺑﻪ تنهايی ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﮐﺸﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭِ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﺘﻪ شد ﻭ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﮔﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩ ...
ﺁﺧﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﮔﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺶ ﺩﺭ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺪ، بعد ﺍﺯ ۵ ﺳﺎﻋﺖ، ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﮒ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ نگهبان ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺩﺭِ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ.
پس از بهبود حالش، ﺍﺯ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻄﻮﺭ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺳﺮ ﺯد؟
ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﻣﻦ ۳۵ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ که ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺁﯾﻨﺪ ﻭ ﻣﯽﺭﻭﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻌﺪﻭﺩ ﮐﺎﺭﮔﺮﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﻗﻊ ورود با من ﺳﻼﻡ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﻣن خداحافظی ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽﺷﻮﯼ، ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮﻫﺎ ﺑﺎ من ﻃﻮﺭﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ نیستم!
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﻢ ﻣﺎﻧﻨﺪ روزهای ﻗﺒﻞ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩﯼ ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ سری ﺑﺰﻧﻢ. ﻣﻦ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮسی ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ چون ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺗﻮ، ﻣﻦ ﻫﻢ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻡ...

ﻣﺘﻮﺍضعانه‌تر و دوستانه‌تر وجود هم را لمس کنیم، بی‌تفاوت بودن خصلت زیبایی نیست.

📡 @Secrets_Box

سياست‌مداران اگر با هم توافق كنند
دارائی‌ِمان را می‌دزدند و اگر به
اختلاف برسند جانمان را ...!


✦ کارل مارکس

📡 @Secrets_Box
👍1
‌‌

همهٔ ما نابینائیم، هر کداممان به نوعی...
آدم‌های خسیس نابینا هستند چون فقط طلا را می‌بینند،
آدم‌های ولخرج نابینا هستند چون امروزشان را می‌بینند،
آدم‌های کلاهبردار نابینا هستند، چون خدا را نمی‌بینند،
آدم‌های شرافتمند نابینا هستند، چون کلاهبردارها را نمی‌بینند، خود من هم نابینا هستم چون حرف می‌زنم اما نمی‌بینم که شما گوش‌هایی شنوا ندارید.


✦ ویکتور هوگو
📗 مردى كه می‌خندد

📡 @Secrets_Box