Forwarded from تصاویر ماندگار
تبليغ پيكان جوانان در سال ۵۱
زمانى كه از لاكچرىترين خودروهاى ايران محسوب میشد! پيكان جوانان در آن زمان ٤٣ هزار تومان قيمت داشت!
@Tasavire_Mandegar
تبليغ پيكان جوانان در سال ۵۱
زمانى كه از لاكچرىترين خودروهاى ايران محسوب میشد! پيكان جوانان در آن زمان ٤٣ هزار تومان قيمت داشت!
@Tasavire_Mandegar
کشورِ اصحاب کهف!!
قیمتها متعلق به سال ۱۳۸۵ است!
دلار آمریکا، امروز از مرز ۲۰ هزار تومن رد شد!
📡 @Secrets_Box
کشورِ اصحاب کهف!!
قیمتها متعلق به سال ۱۳۸۵ است!
دلار آمریکا، امروز از مرز ۲۰ هزار تومن رد شد!
📡 @Secrets_Box
جهل مذهبی پهنایی به درازای تاریخ دارد!
زکریای رازی در اواخر عمر بهخاطر اعتقاداتش در دادگاههای مذهبی بارها محاکمه شد. اما ناراحت کننده است که بدانید در این محاکمهها آنقدر کتابهایش بر سرش کوبیده شد که بینایی خود را ازدست داد و نابینا ازدنیا رفت!!
میگویند شاگردانش به او گفتند حکیم شما بدتر از این را معالجه نمودی پس چرا خود را معالجه نمیکنید. در جواب، حکیم گفت: بینا شوم که چه چیز را ببینم؟ سیاهی جهل، قدرت فاسد و روزگار بد و سخت مردمان؟! گمان کنم همان کور باشم کمتر زجر میکشم!
📡 @Secrets_Box
جهل مذهبی پهنایی به درازای تاریخ دارد!
زکریای رازی در اواخر عمر بهخاطر اعتقاداتش در دادگاههای مذهبی بارها محاکمه شد. اما ناراحت کننده است که بدانید در این محاکمهها آنقدر کتابهایش بر سرش کوبیده شد که بینایی خود را ازدست داد و نابینا ازدنیا رفت!!
میگویند شاگردانش به او گفتند حکیم شما بدتر از این را معالجه نمودی پس چرا خود را معالجه نمیکنید. در جواب، حکیم گفت: بینا شوم که چه چیز را ببینم؟ سیاهی جهل، قدرت فاسد و روزگار بد و سخت مردمان؟! گمان کنم همان کور باشم کمتر زجر میکشم!
📡 @Secrets_Box
به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روانپزشک پرسیدم : شما چطور میفهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟ روانپزشک گفت : ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چای خورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند. من گفتم: آهان، فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتر است. روانپزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را برمیدارد. حالا شما هم میخواهید تختتان کنار پنجره باشد؟
نتیجه:
راهحل همیشه در گزینههای پیشنهادی نیست.
در حل مشکل و در هنگام تصمیمگیری هدفمان یادمان نرود. در حکایت فوق هدف خالی کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پیشنهادی!
راه حل همیشه جلوی چشم نیست.
📡 @Secrets_Box
به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روانپزشک پرسیدم : شما چطور میفهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟ روانپزشک گفت : ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چای خورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند. من گفتم: آهان، فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتر است. روانپزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را برمیدارد. حالا شما هم میخواهید تختتان کنار پنجره باشد؟
نتیجه:
راهحل همیشه در گزینههای پیشنهادی نیست.
در حل مشکل و در هنگام تصمیمگیری هدفمان یادمان نرود. در حکایت فوق هدف خالی کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پیشنهادی!
راه حل همیشه جلوی چشم نیست.
📡 @Secrets_Box
زن ملا نصرالدين از ملا پرسيد:
سياست چیست؟
ملا گفت: يادته قبل از ازدواج گفتم همه آرزوهايت را برآورده میسازم؟
زن گفت: بلی!
ملا گفت: بعد از ازدواج چه شد؟
زن گفت: هيچ !
ملا گفت: خب سياست هم اينطور چيزىست
میگن ولی عمل نمیكنن ...
📡 @Secrets_Box
زن ملا نصرالدين از ملا پرسيد:
سياست چیست؟
ملا گفت: يادته قبل از ازدواج گفتم همه آرزوهايت را برآورده میسازم؟
زن گفت: بلی!
ملا گفت: بعد از ازدواج چه شد؟
زن گفت: هيچ !
ملا گفت: خب سياست هم اينطور چيزىست
میگن ولی عمل نمیكنن ...
📡 @Secrets_Box
در معبدی گربهای زندگی میکرد که هنگام عبادتِ راهبها مزاحم تمرکز آنها میشد. بنابراین استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه میرسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد.
این روال سالها ادامه پیدا کرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد! سالها بعد استاد بزرگ درگذشت و گربه هم مرد. راهبانِ آن معبد گربهای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام عبادت به درخت ببندند تا اصول عبادت را درست بهجا آورده باشند! سالها بعد استاد بزرگ دیگری رسالهای نوشت دربارهی اهمیت بستن گربه هنگام عبادت!
بسیاری از باورهای ما اینگونه به اصل و قانون تبدیل میشوند!
📡 @Secrets_Box
در معبدی گربهای زندگی میکرد که هنگام عبادتِ راهبها مزاحم تمرکز آنها میشد. بنابراین استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه میرسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد.
این روال سالها ادامه پیدا کرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد! سالها بعد استاد بزرگ درگذشت و گربه هم مرد. راهبانِ آن معبد گربهای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام عبادت به درخت ببندند تا اصول عبادت را درست بهجا آورده باشند! سالها بعد استاد بزرگ دیگری رسالهای نوشت دربارهی اهمیت بستن گربه هنگام عبادت!
بسیاری از باورهای ما اینگونه به اصل و قانون تبدیل میشوند!
📡 @Secrets_Box
شعری که سبب تعطیل شدن روزنامه قانون شد :
خر وصیّت کرد : فرزندم! بیا و خر نباش!
این همه خر بودهای ، کافیست ، پس دیگر نباش!
یا تلاشت را بکن با پارتی پُستی بگیر!
یا فرار مغزها کن! توی این کشور نباش!
کار کردن مثل خر در شأن ما هرگز نبود!
همتی کن وارثِ این شغل زجرآور نباش!
سعی کن یا رانتخواری یا زمینخواری کنی!
هر چه میخواهی بخور اما پی عرعر نباش!
آخورت را پُر کن و تنها خودت از آن بخور!
بیخودی دلسوز اسب و قاطر و اشتر نباش!
از مترسک هم نترس ، اصلا به او جفتک بزن!
لیک روی خط قرمزهای گاو نر نباش!
کهنه پالانی به تن کن ، حفظ ظاهر کن ولی
در تجمّل از الاغ کدخدا کمتر نباش!
گوسفندان را بترسان از جهان آخرت!
باطناً اما خودت هرگز بر این باور نباش!
هر چه در دِه یونجه موجود است، یک شب جمع کن!
صبحش از اینجا برو ، یک لحظه هم اینور نباش!
تیز اگر باشی دُمَت را هم نمیگیرد کسی
حال و حولت را بکن ، دلواپس کیفر نباش!
پ.ن: وصیت مسئولین به خرزادههاشونه
📡 @Secrets_Box
شعری که سبب تعطیل شدن روزنامه قانون شد :
خر وصیّت کرد : فرزندم! بیا و خر نباش!
این همه خر بودهای ، کافیست ، پس دیگر نباش!
یا تلاشت را بکن با پارتی پُستی بگیر!
یا فرار مغزها کن! توی این کشور نباش!
کار کردن مثل خر در شأن ما هرگز نبود!
همتی کن وارثِ این شغل زجرآور نباش!
سعی کن یا رانتخواری یا زمینخواری کنی!
هر چه میخواهی بخور اما پی عرعر نباش!
آخورت را پُر کن و تنها خودت از آن بخور!
بیخودی دلسوز اسب و قاطر و اشتر نباش!
از مترسک هم نترس ، اصلا به او جفتک بزن!
لیک روی خط قرمزهای گاو نر نباش!
کهنه پالانی به تن کن ، حفظ ظاهر کن ولی
در تجمّل از الاغ کدخدا کمتر نباش!
گوسفندان را بترسان از جهان آخرت!
باطناً اما خودت هرگز بر این باور نباش!
هر چه در دِه یونجه موجود است، یک شب جمع کن!
صبحش از اینجا برو ، یک لحظه هم اینور نباش!
تیز اگر باشی دُمَت را هم نمیگیرد کسی
حال و حولت را بکن ، دلواپس کیفر نباش!
پ.ن: وصیت مسئولین به خرزادههاشونه
📡 @Secrets_Box
در مراسم ختمی
مردان زیادی جمع شده بودند،
شخصی از صاحب عزا پرسید: چه شده؟
گفت: الاغم جفتک زده زنم را کشت،
گفت: این همه جمعیت برای تسلیت آمدن؟
گفت: نه، برای خریدن الاغ آمدن
✦ عبید زاکانی
📡 @Secrets_Box
در مراسم ختمی
مردان زیادی جمع شده بودند،
شخصی از صاحب عزا پرسید: چه شده؟
گفت: الاغم جفتک زده زنم را کشت،
گفت: این همه جمعیت برای تسلیت آمدن؟
گفت: نه، برای خریدن الاغ آمدن
✦ عبید زاکانی
📡 @Secrets_Box
گاهی برای نابودی يک کشور نیازی به جنگ نیست، تنها کافیست جای افراد آگاه و برجستهی آن کشور را با تعدادى سياستمدار نادان عوض کنید!
✦ وینستون چرچیل
📡 @Secrets_Box
گاهی برای نابودی يک کشور نیازی به جنگ نیست، تنها کافیست جای افراد آگاه و برجستهی آن کشور را با تعدادى سياستمدار نادان عوض کنید!
✦ وینستون چرچیل
📡 @Secrets_Box
اگر گفتید اولین کسی که قمه زنی کرد چه کسی بود؟!
باور نمیکنید اگر بگویم اولین نفر سفیر فخیمه انگلیس بود که در سال ۱۲۹۶ در باغ سفارت انگلیس قمه زد و این جهل را هم، همانند بسیاری دیگر از خرافه و گمراهی به خورد ملت مسلمان داد و خدا میداند چقدر بابت این حق خدمت پاداش گرفت و امکانات نصیب خود کرد! این هم عکس این سفیر قمه زن انگلیس که چندی پیش٬ اسناد سوخته سالهای دور MI6 منتشر کرد! در یکی از گزارشات این اسناد٬ در ارتباط با سنجش حماقت مردم٬ مربوط به سال ۱۳۲۸ آمده که خزینهای در شوش بوده که بسیار آبی کثیف و متعفن داشته است! ماموری انگلیسی از MI6 ، خود را به کوری میزند و در حضور مردم٬ از آب گندیده خزینه میخورد و به چشمهایش میمالد و ادعا میکند که شفا پیدا کرده است! بعد از آن واقعه ٬مردم برای تبرّک٬ به خزینه هجوم میآورند و با نوشیدن آب آلوده و مالیدن آن بر سر و صورت خود از آن شفا طلب میکنند! در انتهای این سند آمده است که حماقت مردم هنوز به حدی هست که تا سالهای سال میشود آنها را بازی داد و سوارشان شد!
📡 @Secrets_Box
اگر گفتید اولین کسی که قمه زنی کرد چه کسی بود؟!
باور نمیکنید اگر بگویم اولین نفر سفیر فخیمه انگلیس بود که در سال ۱۲۹۶ در باغ سفارت انگلیس قمه زد و این جهل را هم، همانند بسیاری دیگر از خرافه و گمراهی به خورد ملت مسلمان داد و خدا میداند چقدر بابت این حق خدمت پاداش گرفت و امکانات نصیب خود کرد! این هم عکس این سفیر قمه زن انگلیس که چندی پیش٬ اسناد سوخته سالهای دور MI6 منتشر کرد! در یکی از گزارشات این اسناد٬ در ارتباط با سنجش حماقت مردم٬ مربوط به سال ۱۳۲۸ آمده که خزینهای در شوش بوده که بسیار آبی کثیف و متعفن داشته است! ماموری انگلیسی از MI6 ، خود را به کوری میزند و در حضور مردم٬ از آب گندیده خزینه میخورد و به چشمهایش میمالد و ادعا میکند که شفا پیدا کرده است! بعد از آن واقعه ٬مردم برای تبرّک٬ به خزینه هجوم میآورند و با نوشیدن آب آلوده و مالیدن آن بر سر و صورت خود از آن شفا طلب میکنند! در انتهای این سند آمده است که حماقت مردم هنوز به حدی هست که تا سالهای سال میشود آنها را بازی داد و سوارشان شد!
📡 @Secrets_Box
یک دوچرخه سوار برای اقتصاد فاجعه است :
خودرو نمیخرد
وام خودرو نمیگیرد
دیر مریض میشود
بنزین نمیخرد
قطعات یدکی نمیخرد
پول پارکینگ نمیدهد
چاق نمیشود
جریمه نمیشود
📡 @Secrets_Box
یک دوچرخه سوار برای اقتصاد فاجعه است :
خودرو نمیخرد
وام خودرو نمیگیرد
دیر مریض میشود
بنزین نمیخرد
قطعات یدکی نمیخرد
پول پارکینگ نمیدهد
چاق نمیشود
جریمه نمیشود
📡 @Secrets_Box
بعد از دستگیری میرزا رضا کرمانی و هنگام بازجویى از او پرسیدند
چرا حضرت ناصرالدین شاه را کشتی؟
او پاسخ داد: سراسر مملکت را فساد و فقر گرفته و همه تقصیر از او بود، چرا که سر رشتهی همه چیز در مملکت به او ختم میشد. گفتند این ربطی به والا حضرت ندارد و اطرافیان او مقصرند، او از خیلی امور ناراست بیاطلاع بود.
ميرزا گفت: اگر اطلاع داشت که حقش بود و اگر بیاطلاع بود، وای به حال مملکتی که شاهش از این همه ناراستی و فقر و فساد بىاطلاع باشد همان به كه بميرد.
📡 @Secrets_Box
بعد از دستگیری میرزا رضا کرمانی و هنگام بازجویى از او پرسیدند
چرا حضرت ناصرالدین شاه را کشتی؟
او پاسخ داد: سراسر مملکت را فساد و فقر گرفته و همه تقصیر از او بود، چرا که سر رشتهی همه چیز در مملکت به او ختم میشد. گفتند این ربطی به والا حضرت ندارد و اطرافیان او مقصرند، او از خیلی امور ناراست بیاطلاع بود.
ميرزا گفت: اگر اطلاع داشت که حقش بود و اگر بیاطلاع بود، وای به حال مملکتی که شاهش از این همه ناراستی و فقر و فساد بىاطلاع باشد همان به كه بميرد.
📡 @Secrets_Box
"یکی از راههای مهار ایرانیها، مشغول کردن آنها با فقر است..."
اين متن از یادداشتهای "هربرت چیک" معاون کنسول بریتانیا در بوشهر در سالهای جنگ جهانی اول است كه ايران دچار قحطى و مشكلات زيادى شده بود.
📡 @Secrets_Box
"یکی از راههای مهار ایرانیها، مشغول کردن آنها با فقر است..."
اين متن از یادداشتهای "هربرت چیک" معاون کنسول بریتانیا در بوشهر در سالهای جنگ جهانی اول است كه ايران دچار قحطى و مشكلات زيادى شده بود.
📡 @Secrets_Box
Forwarded from تصاویر ماندگار
در چهارم تیرماه سال ۱۳۸۶ خورشیدی، افتخار دده بالا با نام هنری "مهستی" بر اثر ابتلا به سرطان روده، درگذشت. مهستی کار هنری خود را زودتر از خواهر بزرگش هایده با خواندن تصنیف "آنکه دلم را برده خدایا" در برنامه گلهای رنگارنگ آغاز کرد و به شهرت رسید. برادر او با کار او مخالف بود و حتی او را تهدید کرد که در صورت خوانندگی او را خواهد کشت. مهستی علیرغم مخالفت خانوادهاش به کار هنری ادامه داد و ترانههای زیبا و خاطرهانگیزی از خود به یادگار گذاشت. او از همسر اولش کوروس ناظمیان صاحب یک فرزند به نام سحر میباشد.
روحش شاد، یادش گرامی 🥀
@Tasavire_Mandegar
در چهارم تیرماه سال ۱۳۸۶ خورشیدی، افتخار دده بالا با نام هنری "مهستی" بر اثر ابتلا به سرطان روده، درگذشت. مهستی کار هنری خود را زودتر از خواهر بزرگش هایده با خواندن تصنیف "آنکه دلم را برده خدایا" در برنامه گلهای رنگارنگ آغاز کرد و به شهرت رسید. برادر او با کار او مخالف بود و حتی او را تهدید کرد که در صورت خوانندگی او را خواهد کشت. مهستی علیرغم مخالفت خانوادهاش به کار هنری ادامه داد و ترانههای زیبا و خاطرهانگیزی از خود به یادگار گذاشت. او از همسر اولش کوروس ناظمیان صاحب یک فرزند به نام سحر میباشد.
روحش شاد، یادش گرامی 🥀
@Tasavire_Mandegar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم کوتاه ”بی عرضه”، فیلمی بسیار آموزنده و تاثيرگذار نوشته آنتوان چخوف
باید بعد دیدن این کلیپ ایستاد و برای کارگردانش کف زد! بیشک آموزنده و تاثیرگذار است! این کلیپ را چندین سال قبل ساختند و امروزه این سکانس به واقعیت تبدیل شده است!
📡 @Secrets_Box
فیلم کوتاه ”بی عرضه”، فیلمی بسیار آموزنده و تاثيرگذار نوشته آنتوان چخوف
باید بعد دیدن این کلیپ ایستاد و برای کارگردانش کف زد! بیشک آموزنده و تاثیرگذار است! این کلیپ را چندین سال قبل ساختند و امروزه این سکانس به واقعیت تبدیل شده است!
📡 @Secrets_Box
زمانی که دوچرخه به تهران آمد برخی مردم به آنهایی که دوچرخه سوار میشدند "بچهشیطان" و "تخم جن" میگفتند و معتقد بودند که راکبین از طرف شیاطین و پریان کمک میشوند چون بهغیر از این کسی نمیتواند روی دو چرخ حرکت بکند و دلیلشان هم این بود که میگفتند مرکبی که اگر کسی آنرا نگه ندارد، خودش نمیتواند خودش را نگه دارد چگونه میتواند یکی را هم بالای خود نشانیده راه ببرد؟!
پس این کار ممکن نیست مگر آنکه خودِ آن روروئک را جنیان ساخته و راکبین آنها نیز بچۀ جنها و شیطانها میباشند. چنانکه اولین باری که این مرکب به تهران آورده شد دو پسر بچۀ انگلیسی با شلوارهای کوتاه در میدانِ مشق آنها را به نمایش مردم گذاشتند . پیرها و سالمندانی که به تماشایشان رفتند بسمالله و لاحول گويان و شگفتزده که گویی به تماشای غول و آل و پریزاد رفتهاند باز میگشتند و آمدن دوچرخه را یکی از علائم ظهور میگفتند.
📙 طهران قدیم، جعفر شهری
📡 @Secrets_Box
زمانی که دوچرخه به تهران آمد برخی مردم به آنهایی که دوچرخه سوار میشدند "بچهشیطان" و "تخم جن" میگفتند و معتقد بودند که راکبین از طرف شیاطین و پریان کمک میشوند چون بهغیر از این کسی نمیتواند روی دو چرخ حرکت بکند و دلیلشان هم این بود که میگفتند مرکبی که اگر کسی آنرا نگه ندارد، خودش نمیتواند خودش را نگه دارد چگونه میتواند یکی را هم بالای خود نشانیده راه ببرد؟!
پس این کار ممکن نیست مگر آنکه خودِ آن روروئک را جنیان ساخته و راکبین آنها نیز بچۀ جنها و شیطانها میباشند. چنانکه اولین باری که این مرکب به تهران آورده شد دو پسر بچۀ انگلیسی با شلوارهای کوتاه در میدانِ مشق آنها را به نمایش مردم گذاشتند . پیرها و سالمندانی که به تماشایشان رفتند بسمالله و لاحول گويان و شگفتزده که گویی به تماشای غول و آل و پریزاد رفتهاند باز میگشتند و آمدن دوچرخه را یکی از علائم ظهور میگفتند.
📙 طهران قدیم، جعفر شهری
📡 @Secrets_Box
گرگی استخوانی در گلویش گیر کرده بود، به دنبال کسی میگشت که آن را در آورد تا به لکلک رسید و از او درخواست کرد تا او را نجات دهد و در مقابل، گرگ مزدی به لک لک بدهد.
لکلک منقارش را داخل دهان گرگ کرد و استخوان را درآورد و طلب پاداش کرد.
گرگ به او گفت همین که سرت را سالم از دهانم بیرون آوردی برات کافی است.
وقتی به فرد نالایقی خدمت میکنی تنها انتظارت این باشد که گزندی از او نبینی! گاهی اشتباهمان در زندگی این است که به برخی آدمها جایگاهی میبخشیم که هرگز لیاقت آن را ندارند!
✦ کارلوس فوئنتس
📡 @Secrets_Box
گرگی استخوانی در گلویش گیر کرده بود، به دنبال کسی میگشت که آن را در آورد تا به لکلک رسید و از او درخواست کرد تا او را نجات دهد و در مقابل، گرگ مزدی به لک لک بدهد.
لکلک منقارش را داخل دهان گرگ کرد و استخوان را درآورد و طلب پاداش کرد.
گرگ به او گفت همین که سرت را سالم از دهانم بیرون آوردی برات کافی است.
وقتی به فرد نالایقی خدمت میکنی تنها انتظارت این باشد که گزندی از او نبینی! گاهی اشتباهمان در زندگی این است که به برخی آدمها جایگاهی میبخشیم که هرگز لیاقت آن را ندارند!
✦ کارلوس فوئنتس
📡 @Secrets_Box
مردی وارد کاروانسرایی شد تا کمی استراحت کند کفشاشو گذاشت زیر سرش و خوابید!
طولی نکشید که دو نفر وارد آنجا شدند.
یکی از اون دو نفر گفت: طلاها رو بزاریم پشت اون جعبه... اون یکی گفت: نه اون مرد بیداره وقتی ما بریم طلاها رو بر میداره! گفتند: امتحانش کنیم کفشاشو از زیر سرش برمیداریم اگه بیدار باشه معلوم میشه! مرد که حرفای اونا رو شنیده بود، خودشو به خواب زد...
اونها کفشاشو برداشتن و مرد هیچ واکنشی نشون نداد. گفتند: پس خوابه! طلاها رو بزاریم زیر جعبه...
بعد از رفتن آن دو، مرد بلند شد و رفت که جعبه طلای اون دو رو برداره اما اثری از طلا نبود و متوجه شد که همه این حرفا برای این بوده که در عین بیداری کفشهاش رو بدزدن!!
یادمان باشد در زندگی هیچوقت خودمان را به خواب نزنیم که متضرر خواهیم شد ...
📡 @Secrets_Box
مردی وارد کاروانسرایی شد تا کمی استراحت کند کفشاشو گذاشت زیر سرش و خوابید!
طولی نکشید که دو نفر وارد آنجا شدند.
یکی از اون دو نفر گفت: طلاها رو بزاریم پشت اون جعبه... اون یکی گفت: نه اون مرد بیداره وقتی ما بریم طلاها رو بر میداره! گفتند: امتحانش کنیم کفشاشو از زیر سرش برمیداریم اگه بیدار باشه معلوم میشه! مرد که حرفای اونا رو شنیده بود، خودشو به خواب زد...
اونها کفشاشو برداشتن و مرد هیچ واکنشی نشون نداد. گفتند: پس خوابه! طلاها رو بزاریم زیر جعبه...
بعد از رفتن آن دو، مرد بلند شد و رفت که جعبه طلای اون دو رو برداره اما اثری از طلا نبود و متوجه شد که همه این حرفا برای این بوده که در عین بیداری کفشهاش رو بدزدن!!
یادمان باشد در زندگی هیچوقت خودمان را به خواب نزنیم که متضرر خواهیم شد ...
📡 @Secrets_Box
درخت نخل درخت عجیبی است! گویی این درخت اصلا نبات نیست! چیزی شبیه به آدمیزاد است! وقتی میخواهند نخلی را قطع کنند، میگویند بِکُشش! بیجهت نیست که واحد شمارش نخل هم چون آدمیان، «نفر» است...
نخل تنها درختی است که اگر سَرش را قطع کنی میمیرد! برخلاف همهی درختان که اگر سرشان را بزنی، بار و بَرگشان بیشتر هم میشود. اما نخل نه! سَرش را که قطع کردی میمیرد. مهم نیست ریشهاش در خاک، سالم باشد؛ نخلِ بی سر میمیرد!
آب هم اگر از سَر نخل بگذرد و به زیر آب فرو رود، خفه میشود و میمیرد! مثل آدمیزاد. درخت مقدسی است... ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ «ﺩﮐﺘﺮ ﮐﺮﯾﻢ ﻣﺠﺘﻬﺪﯼ» ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﻠﺴﻔﻪی ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ!
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽﮔﻔﺖ:
ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻣﺜﻞ ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺨﻞ ﺍﺳﺖ! ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﯾﺸﻪﺍﺕ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺧﺎﮎِ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺳﺖ. ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳَﺮَﺕ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﯾﻌﻨﯽ ﻧِﻤﻮﺩِ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽِ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪﺍﺕ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺷﺪ، ﺁﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ میمیرد، ﻭَﻟﻮ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ باشد...
✦ دکتر حسام صالح
📡 @Secrets_Box
درخت نخل درخت عجیبی است! گویی این درخت اصلا نبات نیست! چیزی شبیه به آدمیزاد است! وقتی میخواهند نخلی را قطع کنند، میگویند بِکُشش! بیجهت نیست که واحد شمارش نخل هم چون آدمیان، «نفر» است...
نخل تنها درختی است که اگر سَرش را قطع کنی میمیرد! برخلاف همهی درختان که اگر سرشان را بزنی، بار و بَرگشان بیشتر هم میشود. اما نخل نه! سَرش را که قطع کردی میمیرد. مهم نیست ریشهاش در خاک، سالم باشد؛ نخلِ بی سر میمیرد!
آب هم اگر از سَر نخل بگذرد و به زیر آب فرو رود، خفه میشود و میمیرد! مثل آدمیزاد. درخت مقدسی است... ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ «ﺩﮐﺘﺮ ﮐﺮﯾﻢ ﻣﺠﺘﻬﺪﯼ» ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﻠﺴﻔﻪی ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ!
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽﮔﻔﺖ:
ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻣﺜﻞ ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺨﻞ ﺍﺳﺖ! ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﯾﺸﻪﺍﺕ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺧﺎﮎِ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺳﺖ. ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳَﺮَﺕ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﯾﻌﻨﯽ ﻧِﻤﻮﺩِ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽِ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪﺍﺕ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺷﺪ، ﺁﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ میمیرد، ﻭَﻟﻮ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ باشد...
✦ دکتر حسام صالح
📡 @Secrets_Box
بادهی ناب ...
نگذارید که بی باده بمانم گاهی
نگذارید که از سینه برآرم آهی
تا که جان دارم و از سینه برآید نفسم
نگذارید که بی باده سرآید نفسم
همه جا هر شب و هر روز شرابم بدهید
آخرین لحظه ی عمرم می نابم بدهید
عاقبت مست و خرابم ز می ناب کنید
راحت آن موقع مرا تا به ابد خواب کنید
بگذارید مرا داخل یک تابوتی
تخته هایش همه از خوب رز یاقوتی
هر که پرسید که مرده است جوابش بکنید
از می خالص انگور خرابش بکنید
مزد غسال مرا سیر شرابی بدهید
مست مست از همه جا حال خرابی بدهید
بعد غسلم وسط سینه ی من چاک کنید
اندرون دل من یک قلم تاک کنید
به نمازم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالین سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید
هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید
روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت
📡 @Secrets_Box
بادهی ناب ...
نگذارید که بی باده بمانم گاهی
نگذارید که از سینه برآرم آهی
تا که جان دارم و از سینه برآید نفسم
نگذارید که بی باده سرآید نفسم
همه جا هر شب و هر روز شرابم بدهید
آخرین لحظه ی عمرم می نابم بدهید
عاقبت مست و خرابم ز می ناب کنید
راحت آن موقع مرا تا به ابد خواب کنید
بگذارید مرا داخل یک تابوتی
تخته هایش همه از خوب رز یاقوتی
هر که پرسید که مرده است جوابش بکنید
از می خالص انگور خرابش بکنید
مزد غسال مرا سیر شرابی بدهید
مست مست از همه جا حال خرابی بدهید
بعد غسلم وسط سینه ی من چاک کنید
اندرون دل من یک قلم تاک کنید
به نمازم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالین سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید
هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید
روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت
📡 @Secrets_Box