رونق بازار رباتها در سایه بحران کرونا!
کرونا تحولات عجیبی در جهان پدید آورده است. یکی از عجیبترین این تحولات رونق بخشیدن به بازار کالاهای جنسی است. تولید عروسکها و رباتهای مربوط به خدمات جنسی افزایش یافته است. رباتهایی با چهره و رفتاری شبیه به انسان. رباتها را شاید دیگر نتوان از زندگی انسانها حذف کرد. جهان مدرن سالهاست که شاهد افزایش نقش رباتها در صنایع تولیدی و در خدمات است. اما، تحول رباتهای انساننما و طراحیشده برای خدمات جنسی، پدیدهای جدید و مناقشهبرانگیز است.
📡 @Secrets_Box
رونق بازار رباتها در سایه بحران کرونا!
کرونا تحولات عجیبی در جهان پدید آورده است. یکی از عجیبترین این تحولات رونق بخشیدن به بازار کالاهای جنسی است. تولید عروسکها و رباتهای مربوط به خدمات جنسی افزایش یافته است. رباتهایی با چهره و رفتاری شبیه به انسان. رباتها را شاید دیگر نتوان از زندگی انسانها حذف کرد. جهان مدرن سالهاست که شاهد افزایش نقش رباتها در صنایع تولیدی و در خدمات است. اما، تحول رباتهای انساننما و طراحیشده برای خدمات جنسی، پدیدهای جدید و مناقشهبرانگیز است.
📡 @Secrets_Box
در هلند که بزرگترین صادرکنندهی گل جهان است، دانشمندان تستی را انجام دادند: بچههای مهد کودکی را به مزارع گلها بردند، و به آنها گفتند كه در مسیرهایی که بین ردیفهای گل وجود داشت بازی کنند يا راه بروند يا حتی بدوند ولی مواظب باشند كه به گلها صدمه نزنند. نتيجهی اين آزمون بسيار جالب بود؛ آنها ملاحظه میكنند جاهایی که بچهها در آن بازی کردند، گلها با نشاطتر و شادابتر شدند و زودتر هم رشد کردند! دانشمندان نتیجهی تحقیقاتشان را به دولت هلند اعلام کردند. دولت هلند بخشنامهای به مهد کودکها داد که هر مهد کودک موظف شد هفتهای یک روز، مهد را تعطيل کرده و بچهها را به مراکز پرورش گل برده و اجازه بدهند تا در آنجا به بازی مشغول شوند. اين كار باعث شد كه محصول گلها به طرز چشمگيری افزايش پيدا كند و كودكان نيز دارای نشاطی مضاعف شدند.
نشاط و شادابی نه فقط انسانها بلکه به تمام موجودات زنده انرژی مثبت میدهد و عشق به زيستن را افزايش میبخشد، و برعكس... محزون بودن، دنبال غم و غصه رفتن باعث پایين آمدن كيفيت زندگی شده و در نتيجه احساس منفی به زندگی افزايش میيابد.
📡 @Secrets_Box
در هلند که بزرگترین صادرکنندهی گل جهان است، دانشمندان تستی را انجام دادند: بچههای مهد کودکی را به مزارع گلها بردند، و به آنها گفتند كه در مسیرهایی که بین ردیفهای گل وجود داشت بازی کنند يا راه بروند يا حتی بدوند ولی مواظب باشند كه به گلها صدمه نزنند. نتيجهی اين آزمون بسيار جالب بود؛ آنها ملاحظه میكنند جاهایی که بچهها در آن بازی کردند، گلها با نشاطتر و شادابتر شدند و زودتر هم رشد کردند! دانشمندان نتیجهی تحقیقاتشان را به دولت هلند اعلام کردند. دولت هلند بخشنامهای به مهد کودکها داد که هر مهد کودک موظف شد هفتهای یک روز، مهد را تعطيل کرده و بچهها را به مراکز پرورش گل برده و اجازه بدهند تا در آنجا به بازی مشغول شوند. اين كار باعث شد كه محصول گلها به طرز چشمگيری افزايش پيدا كند و كودكان نيز دارای نشاطی مضاعف شدند.
نشاط و شادابی نه فقط انسانها بلکه به تمام موجودات زنده انرژی مثبت میدهد و عشق به زيستن را افزايش میبخشد، و برعكس... محزون بودن، دنبال غم و غصه رفتن باعث پایين آمدن كيفيت زندگی شده و در نتيجه احساس منفی به زندگی افزايش میيابد.
📡 @Secrets_Box
Forwarded from Quiz
گیاه مرگبار در آپارتمان ایرانیها!
اگر کسی یک تکه از برگ ”دیفن باخیا” را بجود، اگر کودک باشد، در عرض یک دقیقه میمیرد و اگر بزرگسال باشد، در مدت پانزده دقیقه میمیرد! جویدن برگهای این گیاه چون به شدت سمّی است، سبب خفگی و مرگ کودکان میشود! مردم برای زیبایی در خانهها و دفترکار، از دیفن باخیا زیاد استفاده میکنند و از سمّی و کشنده بودنش خبر ندارند! دیفن باخیا را در کشورهای مدیترانه به اسم ”گل اشک مادر” هم میشناسند، چون سهلانگاری در مورد این گیاه اشک مادران زیادی را درآورده است! بهجز دیفن باخیا، خرزهره، لاله و سنبل، زبان گاوی، نرگس و داوودی هم از مرگبارترین و کشندهترین گلهایی است که ما زیاد با آنها سر و کار داریم و خوردن آن حتی میتواند باعث کما و مرگ شود! متاسفانه جدای از خانوادهها، این گیاهان را شهرداریها بدون اینکه آگاه باشند حتی گاهی نزدیک محل بازی کودکان میکارند! اطلاع رسانی در این مورد واجب است!
📡 @Start_Quiz
گیاه مرگبار در آپارتمان ایرانیها!
اگر کسی یک تکه از برگ ”دیفن باخیا” را بجود، اگر کودک باشد، در عرض یک دقیقه میمیرد و اگر بزرگسال باشد، در مدت پانزده دقیقه میمیرد! جویدن برگهای این گیاه چون به شدت سمّی است، سبب خفگی و مرگ کودکان میشود! مردم برای زیبایی در خانهها و دفترکار، از دیفن باخیا زیاد استفاده میکنند و از سمّی و کشنده بودنش خبر ندارند! دیفن باخیا را در کشورهای مدیترانه به اسم ”گل اشک مادر” هم میشناسند، چون سهلانگاری در مورد این گیاه اشک مادران زیادی را درآورده است! بهجز دیفن باخیا، خرزهره، لاله و سنبل، زبان گاوی، نرگس و داوودی هم از مرگبارترین و کشندهترین گلهایی است که ما زیاد با آنها سر و کار داریم و خوردن آن حتی میتواند باعث کما و مرگ شود! متاسفانه جدای از خانوادهها، این گیاهان را شهرداریها بدون اینکه آگاه باشند حتی گاهی نزدیک محل بازی کودکان میکارند! اطلاع رسانی در این مورد واجب است!
📡 @Start_Quiz
👍1
ترشی بخورید، کرونا نگیرید!
نتایج تحقیقات محققان اروپایی نشان میدهد، در کشورهایی که از نظر سنتی، افراد سبزیهای تخمیر شدهٔ بیشتری مصرف میکنند، آمار مرگومیر کرونا نیز پایینتر است! محققان اعلام کردند که از بین تمام متغیرهای مورد بررسی موثر در کرونا، فقط سبزیهای تخمیر شده تاثیر معنیداری بر میزان مرگومیر کشورها دارند. مصرف روزانه هر گرم از این مواد، خطر مرگومیر بیماری کووید۱۹ را تا ۳۴.۵ درصد کاهش میدهد!
📡 @Secrets_Box
ترشی بخورید، کرونا نگیرید!
نتایج تحقیقات محققان اروپایی نشان میدهد، در کشورهایی که از نظر سنتی، افراد سبزیهای تخمیر شدهٔ بیشتری مصرف میکنند، آمار مرگومیر کرونا نیز پایینتر است! محققان اعلام کردند که از بین تمام متغیرهای مورد بررسی موثر در کرونا، فقط سبزیهای تخمیر شده تاثیر معنیداری بر میزان مرگومیر کشورها دارند. مصرف روزانه هر گرم از این مواد، خطر مرگومیر بیماری کووید۱۹ را تا ۳۴.۵ درصد کاهش میدهد!
📡 @Secrets_Box
مردم در این عصر و زمانه، سراغ دارایی و ثروت را بیش از علم و معرفت میگیرند و خری که آراسته به زر و زیور باشد بیش از اسبی که پالان بر پشتش نهاده باشند جلوه دارد!
✦ سِروانتِس
📚 دُن کیشوت
📡 @Secrets_Box
مردم در این عصر و زمانه، سراغ دارایی و ثروت را بیش از علم و معرفت میگیرند و خری که آراسته به زر و زیور باشد بیش از اسبی که پالان بر پشتش نهاده باشند جلوه دارد!
✦ سِروانتِس
📚 دُن کیشوت
📡 @Secrets_Box
👍1
تا حالا تو ایران این تعداد آدم (☝🏽) بهخاطر کرونا جونشونو از دست دادن! اگه میخوای از سالن ۱۲ هزار نفری آزادی به استادیوم ۱۰۰ هزار نفری آزادی نرسیم، پس ماسک بزنید.
📡 @Secrets_Box
تا حالا تو ایران این تعداد آدم (☝🏽) بهخاطر کرونا جونشونو از دست دادن! اگه میخوای از سالن ۱۲ هزار نفری آزادی به استادیوم ۱۰۰ هزار نفری آزادی نرسیم، پس ماسک بزنید.
📡 @Secrets_Box
Forwarded from Quiz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from جعبه اسرار
مردی ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮﺯﯾﻊ ﮔﻮﺷﺖ ﮐﺎﺭ میکرد، ﯾﮏﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺑﻪ تنهايی ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﮐﺸﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭِ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﺘﻪ شد ﻭ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﮔﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩ ...
ﺁﺧﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﮔﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺶ ﺩﺭ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺪ، بعد ﺍﺯ ۵ ﺳﺎﻋﺖ، ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﮒ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ نگهبان ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺩﺭِ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ.
پس از بهبود حالش، ﺍﺯ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻄﻮﺭ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺳﺮ ﺯد؟
ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﻣﻦ ۳۵ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ که ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺁﯾﻨﺪ ﻭ ﻣﯽﺭﻭﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻌﺪﻭﺩ ﮐﺎﺭﮔﺮﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﻗﻊ ورود با من ﺳﻼﻡ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﻣن خداحافظی ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽﺷﻮﯼ، ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮﻫﺎ ﺑﺎ من ﻃﻮﺭﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ نیستم!
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﻢ ﻣﺎﻧﻨﺪ روزهای ﻗﺒﻞ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩﯼ ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ سری ﺑﺰﻧﻢ. ﻣﻦ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮسی ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ چون ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺗﻮ، ﻣﻦ ﻫﻢ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻡ...
ﻣﺘﻮﺍضعانهتر و دوستانهتر وجود هم را لمس کنیم، بیتفاوت بودن خصلت زیبایی نیست.
📡 @Secrets_Box
مردی ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮﺯﯾﻊ ﮔﻮﺷﺖ ﮐﺎﺭ میکرد، ﯾﮏﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺑﻪ تنهايی ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﮐﺸﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭِ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﺘﻪ شد ﻭ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﮔﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩ ...
ﺁﺧﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﮔﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺶ ﺩﺭ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺪ، بعد ﺍﺯ ۵ ﺳﺎﻋﺖ، ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﮒ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ نگهبان ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺩﺭِ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ.
پس از بهبود حالش، ﺍﺯ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻄﻮﺭ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺳﺮ ﺯد؟
ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﻣﻦ ۳۵ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ که ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺁﯾﻨﺪ ﻭ ﻣﯽﺭﻭﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻌﺪﻭﺩ ﮐﺎﺭﮔﺮﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﻗﻊ ورود با من ﺳﻼﻡ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﻣن خداحافظی ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽﺷﻮﯼ، ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮﻫﺎ ﺑﺎ من ﻃﻮﺭﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ نیستم!
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﻢ ﻣﺎﻧﻨﺪ روزهای ﻗﺒﻞ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩﯼ ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ سری ﺑﺰﻧﻢ. ﻣﻦ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮسی ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ چون ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺗﻮ، ﻣﻦ ﻫﻢ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻡ...
ﻣﺘﻮﺍضعانهتر و دوستانهتر وجود هم را لمس کنیم، بیتفاوت بودن خصلت زیبایی نیست.
📡 @Secrets_Box
«کوپن» دوباره برمیگردد!
کوچکینژاد عضو کمیسیون برنامه و بودجه:
بستر توزیع کالاهای اساسی به وسیله کالابرگ، کارت الکترونیکی و یا سایر روشهای مشابه در کشور فراهم میشود. کالاهای اساسی مورد نیاز خانوارها باید با قیمت مناسب به دست آنها برسد. آمارها نشان میدهد کالاهای اساسی با ارز یارانهای تأمین شدند اما با قیمت بیشتری در اختیار مصرفکنندگان قرار گرفته است
+ به عقب برنمیگردیم...
📡 @Secrets_Box
«کوپن» دوباره برمیگردد!
کوچکینژاد عضو کمیسیون برنامه و بودجه:
بستر توزیع کالاهای اساسی به وسیله کالابرگ، کارت الکترونیکی و یا سایر روشهای مشابه در کشور فراهم میشود. کالاهای اساسی مورد نیاز خانوارها باید با قیمت مناسب به دست آنها برسد. آمارها نشان میدهد کالاهای اساسی با ارز یارانهای تأمین شدند اما با قیمت بیشتری در اختیار مصرفکنندگان قرار گرفته است
+ به عقب برنمیگردیم...
📡 @Secrets_Box
Forwarded from جعبه اسرار
چه دستها قطع شد
چه پاها قطع شد
چه گوشها کر شد
چه چشمها نابینا شد
چه شیمیاییها که نفسشان تنگ شد
چه جانها گرفته شد
چه اسیری که با دست بسته شکنجه شد
تا یک وجب از این خاک نرود!
📡 @Secrets_Box
چه دستها قطع شد
چه پاها قطع شد
چه گوشها کر شد
چه چشمها نابینا شد
چه شیمیاییها که نفسشان تنگ شد
چه جانها گرفته شد
چه اسیری که با دست بسته شکنجه شد
تا یک وجب از این خاک نرود!
📡 @Secrets_Box
چند مدل ایران داریم
ایران ما
ایران صدا و سیما
ایران مسئولین
ایران خارجیا
ایران توئیتر
ایران اینستا
ایران فقرا
ایران اغنیا
و ایران مظلوم
📡 @Secrets_Box
چند مدل ایران داریم
ایران ما
ایران صدا و سیما
ایران مسئولین
ایران خارجیا
ایران توئیتر
ایران اینستا
ایران فقرا
ایران اغنیا
و ایران مظلوم
📡 @Secrets_Box
Forwarded from جعبه اسرار
در سال ۱۹۳۷ در انگلستان یک مسابقه فوتبال بین تیمهای چلسی و چارلتون بهعلت آلودگی بیحد هوا در دقیقه ۶۰ متوقف شد. اما "سام بارترام" دروازه بان چارلتون ۱۵ دقیقه پس از توقف بازی همچنان درون دروازه بود! بهعلت سر و صدای زیاد پشت دروازهاش سوت داور را نشنیده بود. او با دستهایی گشاده با حواس جمع در دروازه میماند و با دقت به جلو نگاه میکند تا به گمان خودش در برابر شوتهای حریف غافلگیر نشود. وقتی پانزده دقیقه بعد پلیس ورزشگاه به او نزدیک شد و خبر لغو مسابقه را به او داد سام بارترام با اندوهی عمیق گفت: چه غم انگیز است که دوستانم مرا فراموش کردند در حالی که من داشتم از دروازه آنها حراست میکردم. در طول این مدت فکر میکردم تیم ما در حال حمله است و به تیم رقیب مجال نزدیک شدن به دروازهٔ ما را نداده است...
در میدان زندگی چه بسیار بازیکنانی هستند که از دروازه آنها با غیرت و همت حراست کردیم اما با مه آلود شدن شرایط در همان لحظه اول میدان را خالی کرده و ما را تنها گذاشتهاند.
”حواسمان به دروازهبانانی که در زندگی ما نقش دارند باشد.”
📡 @Secrets_Box
در سال ۱۹۳۷ در انگلستان یک مسابقه فوتبال بین تیمهای چلسی و چارلتون بهعلت آلودگی بیحد هوا در دقیقه ۶۰ متوقف شد. اما "سام بارترام" دروازه بان چارلتون ۱۵ دقیقه پس از توقف بازی همچنان درون دروازه بود! بهعلت سر و صدای زیاد پشت دروازهاش سوت داور را نشنیده بود. او با دستهایی گشاده با حواس جمع در دروازه میماند و با دقت به جلو نگاه میکند تا به گمان خودش در برابر شوتهای حریف غافلگیر نشود. وقتی پانزده دقیقه بعد پلیس ورزشگاه به او نزدیک شد و خبر لغو مسابقه را به او داد سام بارترام با اندوهی عمیق گفت: چه غم انگیز است که دوستانم مرا فراموش کردند در حالی که من داشتم از دروازه آنها حراست میکردم. در طول این مدت فکر میکردم تیم ما در حال حمله است و به تیم رقیب مجال نزدیک شدن به دروازهٔ ما را نداده است...
در میدان زندگی چه بسیار بازیکنانی هستند که از دروازه آنها با غیرت و همت حراست کردیم اما با مه آلود شدن شرایط در همان لحظه اول میدان را خالی کرده و ما را تنها گذاشتهاند.
”حواسمان به دروازهبانانی که در زندگی ما نقش دارند باشد.”
📡 @Secrets_Box
حکایتی تامل برانگیز از دهخدا...
مردی حاشیه خیابان بساط پهن کرده بود، زردآلو هر کیلو ۵۰۰ تومن، هسته زردآلو هر کیلو ۷۰۰ تومن. یکی پرسید چرا هستهاش از خود زرد زردآلو گرونتره؟ فروشنده گفت: چون عقل آدم رو زیاد میکنه!
مرد كمی فكر كردُ گفت: یک کیلو هسته بده. خرید و همون نزدیکی نشست و مشغول شکستن و خوردن شد، با خودش گفت: چه کاری بود، زردآلو میخریدم هم خود زردآلو رو میخوردم هم هستهشو، هم اینکه ارزونتر بود. رفتُ همين حرف رو به فروشنده گفت. فروشنده گفت: بله، نگفتم عقل آدم رو زیاد میکنه! چه زود هم اثر کرد...
📡 @Secrets_Box
حکایتی تامل برانگیز از دهخدا...
مردی حاشیه خیابان بساط پهن کرده بود، زردآلو هر کیلو ۵۰۰ تومن، هسته زردآلو هر کیلو ۷۰۰ تومن. یکی پرسید چرا هستهاش از خود زرد زردآلو گرونتره؟ فروشنده گفت: چون عقل آدم رو زیاد میکنه!
مرد كمی فكر كردُ گفت: یک کیلو هسته بده. خرید و همون نزدیکی نشست و مشغول شکستن و خوردن شد، با خودش گفت: چه کاری بود، زردآلو میخریدم هم خود زردآلو رو میخوردم هم هستهشو، هم اینکه ارزونتر بود. رفتُ همين حرف رو به فروشنده گفت. فروشنده گفت: بله، نگفتم عقل آدم رو زیاد میکنه! چه زود هم اثر کرد...
📡 @Secrets_Box
به فرزندان خود انسان بودن بیاموزیم!
دو برادر، مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد. چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از اقصی نقاط دنیا، عالمان و عرفا و زهاد به دیدارش شتافتند و آن دیگری که خدمت مادر میکرد فرصت همنشینی با دوستان قدیم هم را نیز از دست داد و یکسره به امور مادر میپرداخت. برادر صومعه نشین کم کم به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادر است چرا که او در اختیار مخلوق است و من در خدمت خالق، و من از او برترم! همان شب که این کلام در خاطر او بگذشت، پروردگار را در خواب دید که وی را خطاب کرد و گفت: «برادر تو را بیامرزیدم و تو را به حرمت او بخشیدم.» برادر صومعه نشین اشک در چشمانش آمد و گفت: «خداوندا، من در خدمت تو بودم و او به خدمت مادر، چگونه است مرا به حرمت او میبخشی، آنچه کردهام مایه رضای تو نیست؟!» ندا رسید: «آنچه تو میکنی ما از آن بینیازیم ولی مادرت از آنچه او میکند، بینیاز نیست. تو خدمت بینیاز میکنی و او خدمت نیازمند. بدین حرمت، مرتبت او را از تو فزونی بخشیدیم.»
کتاب فارسی اول دبستان سال ۱۳۲۴
📡 @Secrets_Box
به فرزندان خود انسان بودن بیاموزیم!
دو برادر، مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد. چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از اقصی نقاط دنیا، عالمان و عرفا و زهاد به دیدارش شتافتند و آن دیگری که خدمت مادر میکرد فرصت همنشینی با دوستان قدیم هم را نیز از دست داد و یکسره به امور مادر میپرداخت. برادر صومعه نشین کم کم به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادر است چرا که او در اختیار مخلوق است و من در خدمت خالق، و من از او برترم! همان شب که این کلام در خاطر او بگذشت، پروردگار را در خواب دید که وی را خطاب کرد و گفت: «برادر تو را بیامرزیدم و تو را به حرمت او بخشیدم.» برادر صومعه نشین اشک در چشمانش آمد و گفت: «خداوندا، من در خدمت تو بودم و او به خدمت مادر، چگونه است مرا به حرمت او میبخشی، آنچه کردهام مایه رضای تو نیست؟!» ندا رسید: «آنچه تو میکنی ما از آن بینیازیم ولی مادرت از آنچه او میکند، بینیاز نیست. تو خدمت بینیاز میکنی و او خدمت نیازمند. بدین حرمت، مرتبت او را از تو فزونی بخشیدیم.»
کتاب فارسی اول دبستان سال ۱۳۲۴
📡 @Secrets_Box