🗞 گفتگوی مصطفی ملکیان و ابوالقاسم فنائی
موضوعات: «نسبت اخلاق و دین» و «نسبت عقلانیت و دین»
منتشر شده در ماهنامه اندیشهپویا، اردیبهشت ۱۳۹۳، صفحات ۵۲-۶۳
🔹زمستان گذشته سفری به سرزمین مادری داشتم. در این سفر توفیق یافتم چندین بار به محضر استاد ملکیان شرفیاب شوم. استاد ارجمند وقتی از حضور من در ایران باخبر شدند، از سر لطف به گردانندگان مجله ی وزین اندیشه پویا پیشنهاد کردند که آنان گفتگویی با من داشته باشند. وقتی برای گفتگو در دفتر مجله حاضر شدم، دریافتم که خود استاد نیز در جلسه حضور دارند.
🔹ظاهراً با توافق قبلی میان گردانندگان مجله و استاد، بناشده بود که استاد طرف گفتگو باشند و طرح پرسش ها و اداره ی جلسه به عهده ی ایشان باشد. وقتی استاد رشته ی سخن را به دست گرفتند خود را در موقعیتی یافتم که هم از نظر اخلاقی برای من بسیار آموزنده و تکان دهنده بود و هم از طرفی بسیار ناخوشایند و غافل گیر کننده. به استاد نیز عرض کردم که درست این است که جای بنده و جنابعالی عوض شود.
🔹به هر حال در آن وضعیت تصمیم گیری برای من بسیار دشوار بود. در نهایت به نظرم رسید به میل استاد رفتار کنم و خوانندگان را از حظ معنوی و اخلاقی ناشی از لطف و تواضع بی نظیر ایشان محروم نکنم. استاد عزیز پیشنهاد کردند که گفتگو در سه محور اصلی انجام شود: اولی رابطه ی دین و عقلانیت، دومی رابطه ی دین و اخلاق و سومی جواهر القرآن. گفتگوی ما در سه جلسه انجام شد.
🔸 متن کامل این گفتگو را اینجا بخوانید
@Sedanet
@andishepouya
@mostafamalekian
@Abolghasemfanaei
موضوعات: «نسبت اخلاق و دین» و «نسبت عقلانیت و دین»
منتشر شده در ماهنامه اندیشهپویا، اردیبهشت ۱۳۹۳، صفحات ۵۲-۶۳
🔹زمستان گذشته سفری به سرزمین مادری داشتم. در این سفر توفیق یافتم چندین بار به محضر استاد ملکیان شرفیاب شوم. استاد ارجمند وقتی از حضور من در ایران باخبر شدند، از سر لطف به گردانندگان مجله ی وزین اندیشه پویا پیشنهاد کردند که آنان گفتگویی با من داشته باشند. وقتی برای گفتگو در دفتر مجله حاضر شدم، دریافتم که خود استاد نیز در جلسه حضور دارند.
🔹ظاهراً با توافق قبلی میان گردانندگان مجله و استاد، بناشده بود که استاد طرف گفتگو باشند و طرح پرسش ها و اداره ی جلسه به عهده ی ایشان باشد. وقتی استاد رشته ی سخن را به دست گرفتند خود را در موقعیتی یافتم که هم از نظر اخلاقی برای من بسیار آموزنده و تکان دهنده بود و هم از طرفی بسیار ناخوشایند و غافل گیر کننده. به استاد نیز عرض کردم که درست این است که جای بنده و جنابعالی عوض شود.
🔹به هر حال در آن وضعیت تصمیم گیری برای من بسیار دشوار بود. در نهایت به نظرم رسید به میل استاد رفتار کنم و خوانندگان را از حظ معنوی و اخلاقی ناشی از لطف و تواضع بی نظیر ایشان محروم نکنم. استاد عزیز پیشنهاد کردند که گفتگو در سه محور اصلی انجام شود: اولی رابطه ی دین و عقلانیت، دومی رابطه ی دین و اخلاق و سومی جواهر القرآن. گفتگوی ما در سه جلسه انجام شد.
🔸 متن کامل این گفتگو را اینجا بخوانید
@Sedanet
@andishepouya
@mostafamalekian
@Abolghasemfanaei
صدانت
اندیشه پویا: گفتگوی مصطفی ملکیان و ابوالقاسم فنائی با عنوان «اخلاق، دین و عقلانیت» • صدانت
گفتگویی به همت و حضور مصطفی ملکیان با ابوالقاسم فنائی در دو موضوع «نسبت اخلاق و دین» و «نسبت عقلانیت و دین» انجام می شود؛ گفت و گویی که در دو جلسه...
🎥 گفتوگوی اینستاگرامی مرتضی کاظمی و عباس عبدی با عنوان برابری و نابرابری - دو جلسه - 9 و 10 اردیبهشت 99
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
🌾 @Sedanet
🌾 @Abdiabbas
🌾 @EghtesadZendegi
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
🌾 @Sedanet
🌾 @Abdiabbas
🌾 @EghtesadZendegi
☘️ کرونا و «مسألهی شر» در گفتوگو زیتون با #یاسر_میردامادی
غیبت خدا ممکن است
🔅به نظرم مسألهی شرّ را میتوان حلّ کرد اما حلّ جدّی این مسأله مستلزم پرداخت هزینهی نظری است؛ به این معنا که نمیشود مسألهی شرّ را حلّ کرد اما تلقی کلاسیک از خداباوری را سراسر دست نخورده باقی گذاشت. حال پرسش این است که چه مقدار هزینه برای حلّ مسألهی شرّ باید پرداخت کرد؟ من در ادامه نشان میدهم که به نظرم چه مقدار هزینه برای بازنگری در تلقی کلاسیک از خداوند جهت حلّ مسألهی شرّ لازم است. مقدمتاً بگویم که حتی در درون سنّت ادیان توحیدی (چه رسد بیرون از آن) برداشتهای متفاوت و بلکه متناقضی از خدا وجود دارد...
🔅...بیایید فرض کنیم که در میانهی بحرانی مثل هولوکاست یا کرونا حضور خدا مطلقاً حسّ نشود، آیا این لزوماً دلیلی علیه اصل وجود خدا و یا دستکم مهربانی خدا است؟ به نظرم نه لزوماً؛ به این دلیل که تبیینهای دیگری هم از سکوت یا غیبت خداوند ممکن است و مادامی که این تبیینها ردّ نشدهاند از غیبت خداوند نمیتوان عدم وجود خدا یا نامهربانی او را نتیجه گرفت.
🔅مثلا مارتین بوبر (۱۹۶۵-۱۸۷۸ میلادی) فیلسوف و الهیدان یهودی اتریشیتبار، که با سکوت و غیبت الهی در بحران هولوکاست درگیر بود، معتقد بود خدا حرفهایاش را پیشتر با بشر زده است و حالا به انتظار نشسته تا عمل آدمی را نظاره کند؛ و یا کالونیموس شاپیرو (۱۹۴۳-۱۸۸۹ میلادی)، ربّی اعظم گتوی ورشو، که خود سرآخر به دست نازیها در کمپ مرگ اعدام شد، بر اساس تفسیر بخشهایی از ادبیات تلمودی معتقد بود که خداوند نیز از مصائب خودساختهی بشر رنج میکشد اما ما اثری از اشک و رنج الهی نمیبینیم، زیرا خداوند آن را از هستی پنهان میکند چون هستی تاب حتی ذرهای از رنج الهی را ندارد و اگر حتی گوشهای از رنج خداوند بر هستی آشکار شود جهان از هم خواهد پاشید...
🌐 متن کامل این گفتوگو
🌾 @Sedanet
غیبت خدا ممکن است
🔅به نظرم مسألهی شرّ را میتوان حلّ کرد اما حلّ جدّی این مسأله مستلزم پرداخت هزینهی نظری است؛ به این معنا که نمیشود مسألهی شرّ را حلّ کرد اما تلقی کلاسیک از خداباوری را سراسر دست نخورده باقی گذاشت. حال پرسش این است که چه مقدار هزینه برای حلّ مسألهی شرّ باید پرداخت کرد؟ من در ادامه نشان میدهم که به نظرم چه مقدار هزینه برای بازنگری در تلقی کلاسیک از خداوند جهت حلّ مسألهی شرّ لازم است. مقدمتاً بگویم که حتی در درون سنّت ادیان توحیدی (چه رسد بیرون از آن) برداشتهای متفاوت و بلکه متناقضی از خدا وجود دارد...
🔅...بیایید فرض کنیم که در میانهی بحرانی مثل هولوکاست یا کرونا حضور خدا مطلقاً حسّ نشود، آیا این لزوماً دلیلی علیه اصل وجود خدا و یا دستکم مهربانی خدا است؟ به نظرم نه لزوماً؛ به این دلیل که تبیینهای دیگری هم از سکوت یا غیبت خداوند ممکن است و مادامی که این تبیینها ردّ نشدهاند از غیبت خداوند نمیتوان عدم وجود خدا یا نامهربانی او را نتیجه گرفت.
🔅مثلا مارتین بوبر (۱۹۶۵-۱۸۷۸ میلادی) فیلسوف و الهیدان یهودی اتریشیتبار، که با سکوت و غیبت الهی در بحران هولوکاست درگیر بود، معتقد بود خدا حرفهایاش را پیشتر با بشر زده است و حالا به انتظار نشسته تا عمل آدمی را نظاره کند؛ و یا کالونیموس شاپیرو (۱۹۴۳-۱۸۸۹ میلادی)، ربّی اعظم گتوی ورشو، که خود سرآخر به دست نازیها در کمپ مرگ اعدام شد، بر اساس تفسیر بخشهایی از ادبیات تلمودی معتقد بود که خداوند نیز از مصائب خودساختهی بشر رنج میکشد اما ما اثری از اشک و رنج الهی نمیبینیم، زیرا خداوند آن را از هستی پنهان میکند چون هستی تاب حتی ذرهای از رنج الهی را ندارد و اگر حتی گوشهای از رنج خداوند بر هستی آشکار شود جهان از هم خواهد پاشید...
🌐 متن کامل این گفتوگو
🌾 @Sedanet
صدانت
کرونا و «مسألهی شر» در گفتوگو با یاسر میردامادی؛ غیبت خدا ممکن است • صدانت
به این دلیل که تبیینهای دیگری هم از سکوت یا غیبت خداوند ممکن است و مادامی که این تبیینها ردّ نشدهاند از غیبت خداوند نمیتوان عدم وجود خدا یا نامهربانی...
🎥 بایدها و نبایدهای آموزش غیرحضوری از منظر اخلاق
👤 سعدالله نصیری قیداری - ۸ اردیبهشت ۱۳۹۹
به همت انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
🌾 @Sedanet
🌾 @iranethics
👤 سعدالله نصیری قیداری - ۸ اردیبهشت ۱۳۹۹
به همت انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
🌾 @Sedanet
🌾 @iranethics
☘️ درسگفتارهای متافیزیک زمان
👤 #احمد_رجبی | بهمن 97
13 جلسه - دانشگاه تهران
🔅مقصود از عنوان متافیزیک زمان، بحث درباره جایگاه و تاثیری است که مباحث فلسفه زمان بر متافیزیک به مثابه هستیشناسی گذاشته است. سررشته راهنما و رویکرد تفسیری در خصوص مساله رابطه زمان با مفهوم وجود و هستیشناسی، به ویژه از جهت تقدمی که زمان بر فهم معنای وجود پیدا میکند، از اندیشه متقدم هایدگر اخذ شده است.
🔅در این درسگفتار مستقلا به هایدگر استناد و پرداخته نشده است، بلکه تلاش شده با رجوع مستقیم به متون فیلسوفانی که نظریه بدیع و بنیانگذارانه درباره زمان داشتهاند، خط سیری پیوسته احراز شود که نشان دهد چگونه مساله زمان از خاستگاهش در طبیعیات و بحث حرکت و تأخرش نسبت به هستیشناسی در "طبیعیات" ارسطو، در "اعترافات" آگوستینوس بیش از پیش به سوی پیوند با نفس و آگاهی انسان سوق پیدا میکند و از رهگذر مفهوم "حضور"، نشانگر جایگاه هستیشناختی انسان است و در "نقد عقل محض" کانت، شرط امکان هرگونه مواجهه آگاهی با پدیدارهاست و جایگاهی بنیادین مییابد و چگونه همین جایگاه زمان در پدیدارشناسی هوسرل تبدیل به صورت بنیادین هر گونه تالیف و وحدت و حقیقت سوبژکتیویته و آگاهی میشود. میتوان این مباحث را تمهیدی برای طرح این مدعای هایدگر دانست که چرا و بر حسب چه ضرورتی باید زمان را افق فهم معنای وجود دانست.
🔅عمده بحث در این درسگفتار پس از ارسطو و آگوستینوس، به کانت اختصاص یافته است و با اتمام نیمسال، فرصتی برای طرح تفصیلی فلسفه زمان در پدیدارشناسی هوسرل باقی نماند و طرح آن موکول به ترم دیگری شد. تاکید اصلی در فلسفه کانت، بر جایگاه بنیادین و متافیزیکی "شهود محض" زمان صورت گرفته است.
🔅عنوان متافیزیک زمان در این اندیشه نهایی هوسرل معنای خود را مییابد که هر گونه فهم از "وحدت در کثرت" یا وحدت تالیفی و اینهمانی به منزله بنیاد متافیزیک، بر زمان مبتنیست و در این اندیشه هایدگر که معنای وجود را در زمان آغازین باید جستجو نمود.
🌐 صوت تمام جلسات
🌾 @Sedanet
👤 #احمد_رجبی | بهمن 97
13 جلسه - دانشگاه تهران
🔅مقصود از عنوان متافیزیک زمان، بحث درباره جایگاه و تاثیری است که مباحث فلسفه زمان بر متافیزیک به مثابه هستیشناسی گذاشته است. سررشته راهنما و رویکرد تفسیری در خصوص مساله رابطه زمان با مفهوم وجود و هستیشناسی، به ویژه از جهت تقدمی که زمان بر فهم معنای وجود پیدا میکند، از اندیشه متقدم هایدگر اخذ شده است.
🔅در این درسگفتار مستقلا به هایدگر استناد و پرداخته نشده است، بلکه تلاش شده با رجوع مستقیم به متون فیلسوفانی که نظریه بدیع و بنیانگذارانه درباره زمان داشتهاند، خط سیری پیوسته احراز شود که نشان دهد چگونه مساله زمان از خاستگاهش در طبیعیات و بحث حرکت و تأخرش نسبت به هستیشناسی در "طبیعیات" ارسطو، در "اعترافات" آگوستینوس بیش از پیش به سوی پیوند با نفس و آگاهی انسان سوق پیدا میکند و از رهگذر مفهوم "حضور"، نشانگر جایگاه هستیشناختی انسان است و در "نقد عقل محض" کانت، شرط امکان هرگونه مواجهه آگاهی با پدیدارهاست و جایگاهی بنیادین مییابد و چگونه همین جایگاه زمان در پدیدارشناسی هوسرل تبدیل به صورت بنیادین هر گونه تالیف و وحدت و حقیقت سوبژکتیویته و آگاهی میشود. میتوان این مباحث را تمهیدی برای طرح این مدعای هایدگر دانست که چرا و بر حسب چه ضرورتی باید زمان را افق فهم معنای وجود دانست.
🔅عمده بحث در این درسگفتار پس از ارسطو و آگوستینوس، به کانت اختصاص یافته است و با اتمام نیمسال، فرصتی برای طرح تفصیلی فلسفه زمان در پدیدارشناسی هوسرل باقی نماند و طرح آن موکول به ترم دیگری شد. تاکید اصلی در فلسفه کانت، بر جایگاه بنیادین و متافیزیکی "شهود محض" زمان صورت گرفته است.
🔅عنوان متافیزیک زمان در این اندیشه نهایی هوسرل معنای خود را مییابد که هر گونه فهم از "وحدت در کثرت" یا وحدت تالیفی و اینهمانی به منزله بنیاد متافیزیک، بر زمان مبتنیست و در این اندیشه هایدگر که معنای وجود را در زمان آغازین باید جستجو نمود.
🌐 صوت تمام جلسات
🌾 @Sedanet
صدانت
درسگفتارهای متافیزیک زمان از احمد رجبی • صدانت
درسگفتارهای «متافیزیک زمان» در قالب دو واحد برای دانشجویان ترم ۶ کارشناسی فلسفه دانشگاه تهران در بهمن ۹۷ ارائه شده است. مقصود از عنوان متافیزیک زمان...
☘️ تغییرات اقلیمی از دید دیرینهشناسی
👤 عرفان خسروی
🔅فرصتی دست داد تا در برنامه موتور جستجو خدمت دوست عزیزم، دکتر آرش شریفی باشم و درباره تغییرات اقلیمی از دید دیرینهشناسی صحبت کنیم. اول قرار بود تنها نیمی از زمان برنامه به موضوع بحث ما اختصاص داشته باشد، اما جذابیت موضوع به قدری زیاد بود که آقای صفاریانپور تصمیم گرفت صحبت ما ادامه پیدا کند و البته برای نخستین بار بود که میدیدم دوستان پشت صحنه نیز حسابی از نکاتی که میهمان برنامه مطرح میکند، لذت میبرند.
🔅آرش یکی از چهار یا پنج دیرینهاقلیمشناسانی است که در تمام جهان در زمینه تغییرات اقلیمی دوره زمینشناسی منتهی به دوره معاصر تخصص دارند و میتوانند با کمک دادههای دیرینهاقلیم به ما نشان دهند تغییرات اقلیمی معاصر محصول انسان است و طبیعی نیست.
🔅اما شاید جذابترین فراز گفتههای آرش به همخوانی ادوار تغییرات اقلیمی با تغییرات عمده سیاسی طی تاریخ چندهزارساله خاورمیانه و بخشهای دیگر جهان میپرداخت. نموداری که در تصویر میبینید برگرفته از پژوهش او در همین زمینه است که در برنامه درباره آن صحبت کردیم. بهعلاوه، خلاصهای از این پژوهش و البته نسخهای مفصلتر از همین نمودار در قالب پروندهای در دانستنیها نیز منتشر شده است.
دانستنیها، شماره ۱۷۱، ۲۵ دی ماه ۹۵، صص ۵۲-۵۵
🌐 مشاهده برنامه موتور جستجو با عنوان تغییرات اقلیمی و دیرینهاقلیمشناسی
🌾 @Sedanet
🌾 @paleogram
👤 عرفان خسروی
🔅فرصتی دست داد تا در برنامه موتور جستجو خدمت دوست عزیزم، دکتر آرش شریفی باشم و درباره تغییرات اقلیمی از دید دیرینهشناسی صحبت کنیم. اول قرار بود تنها نیمی از زمان برنامه به موضوع بحث ما اختصاص داشته باشد، اما جذابیت موضوع به قدری زیاد بود که آقای صفاریانپور تصمیم گرفت صحبت ما ادامه پیدا کند و البته برای نخستین بار بود که میدیدم دوستان پشت صحنه نیز حسابی از نکاتی که میهمان برنامه مطرح میکند، لذت میبرند.
🔅آرش یکی از چهار یا پنج دیرینهاقلیمشناسانی است که در تمام جهان در زمینه تغییرات اقلیمی دوره زمینشناسی منتهی به دوره معاصر تخصص دارند و میتوانند با کمک دادههای دیرینهاقلیم به ما نشان دهند تغییرات اقلیمی معاصر محصول انسان است و طبیعی نیست.
🔅اما شاید جذابترین فراز گفتههای آرش به همخوانی ادوار تغییرات اقلیمی با تغییرات عمده سیاسی طی تاریخ چندهزارساله خاورمیانه و بخشهای دیگر جهان میپرداخت. نموداری که در تصویر میبینید برگرفته از پژوهش او در همین زمینه است که در برنامه درباره آن صحبت کردیم. بهعلاوه، خلاصهای از این پژوهش و البته نسخهای مفصلتر از همین نمودار در قالب پروندهای در دانستنیها نیز منتشر شده است.
دانستنیها، شماره ۱۷۱، ۲۵ دی ماه ۹۵، صص ۵۲-۵۵
🌐 مشاهده برنامه موتور جستجو با عنوان تغییرات اقلیمی و دیرینهاقلیمشناسی
🌾 @Sedanet
🌾 @paleogram
🗞 هوش، میرایی و مسئله مارکس-بودا در فلسفه هوش مصنوعی
✍️ #بعثت_علمی
در این نوشته، پس از تحلیل دو مفهوم محوری «هوش» و «حل-مسئله» درفلسفه ی هوش مصنوعی، چنین استدلال خواهم کرد که (ساخت) هوش مصنوعی انسان وار به طرز پیشینیای غیر ممکن است، بدین معنا که انسان ذاتاً دارای ساحت هنجاری استعلاییای است که ابداً صوریسازی نخواهد شد، حال هر چه قدر هم که در ساخت سخت افزار و یا حتی اکتشاف الگوریتم های ذهنی پیشرفت حاصل شود.
🌐 متن کامل این مقاله
🌾 @Sedanet
✍️ #بعثت_علمی
در این نوشته، پس از تحلیل دو مفهوم محوری «هوش» و «حل-مسئله» درفلسفه ی هوش مصنوعی، چنین استدلال خواهم کرد که (ساخت) هوش مصنوعی انسان وار به طرز پیشینیای غیر ممکن است، بدین معنا که انسان ذاتاً دارای ساحت هنجاری استعلاییای است که ابداً صوریسازی نخواهد شد، حال هر چه قدر هم که در ساخت سخت افزار و یا حتی اکتشاف الگوریتم های ذهنی پیشرفت حاصل شود.
🌐 متن کامل این مقاله
🌾 @Sedanet
صدانت
مقاله «هوش، میرایی و مسئله مارکس-بودا در فلسفه هوش مصنوعی» از بعثت علمی • صدانت
در این نوشته، پس از تحلیل دو مفهوم محوری «هوش» و «حل-مسئله» درفلسفه ی هوش مصنوعی، چنین استدلال خواهم کرد که (ساخت) هوش مصنوعی انسان وار به طرز پیشینی...
🎥 جلسه اول بررسی نظریهی ژن خودخواه
تبیین نظریه ی تکامل طبیعی داروین؛ تکامل ژن-محور؛ همانندسازها و ماشین ژن؛ رفتارشناسی داوکینزی
👥 گفتگوی علیرضا امتیاز با جلال سلطانی
14 اردیبهشت 1399
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
🌾 @Sedanet
🌾 @iranethics
تبیین نظریه ی تکامل طبیعی داروین؛ تکامل ژن-محور؛ همانندسازها و ماشین ژن؛ رفتارشناسی داوکینزی
👥 گفتگوی علیرضا امتیاز با جلال سلطانی
14 اردیبهشت 1399
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
🌾 @Sedanet
🌾 @iranethics
🗞اهمیت فلسفه و اشارهای به چند موضوع فلسفی
✍️ سید نصرالله موسویان
🔅کمی فلسفه درس می دهم. حیفم میآید با نقل قولی از برتراند راسل در فصل پایانی «مسائل فلسفه»، که تقریبا آن را در تمام دروس مقدماتی فلسفه درس میدهم، شروع نکنم:
ذهنی که با آزادی و بیطرفی طرز تفکر فلسفی مأنوس شده باشد چیزی از آن آزادی و بیطرفی را درعالم عمل و عاطفه نیز حفظ می کند و بر آمال و مقاصد خود به عنوان جزئی از کل می نگرد و بالمآل از ابرام و سماجت نسبت به خواسته های خویش خودداری می کند ... این بی طرفی که در عالم تفکر به صورت طلب حقیقت بی شائبه ظهور میکند همان خاصیت ذهنی است که در عالم عمل به عدالت تعبیر می شود ودر عالم عواطف و احساسات مرادف با آن حس محبت عام است که به همه اهل جهان می رسد....پس خلاصه بحث درباره فایده و ارزش فلسفه این است که فلسفه را نباید به خیال تحصیل پاسخهای صریح و قطعی به مسائلی که مطرح می سازد مطالعه کرد زیرا صحت و سقم این پاسخها را نمی توان بقطع معلوم کرد بلکه باید آن را برای درک خود این مسائل بررسی نمود زیرا وارسی این مسائل و مشکلات دایره مفاهیم ما را درباره أمور ممکن وسیع تر می کند و تخیل عقلانی ما را مایه می دهد و از یقین و اطمینانی جزمی که دریچه ذهن ر ا به روی تفکرات نقدی و نظری مسدود می سازد جلوگیری می نماید...
(مسائل فلسفه، برتراند راسل ۲۵۳۶ شاهنشاهی، چاپ سوم، ترجمه منوچهر بزرگمهر، با اندکی ویرایش)
🔅این مقدمه را از آن جهت نیاوردم که به علاقهام به تدریس دروس مقدماتی فلسفه یا اهمیت تدریس فلسفه به طور کلی اشاره کنم؛ بلکه، میخواستم به جنبهای از تفلسف اشاره کنم، که به گمان من مهمتر از جنبه های دیگر آن است، اما در اینجا نمی توانم به آن بپردازم.
🔅از تدریس که بگذریم، مسائل فلسفی که دنبال کردهام یا میکنم در تقاطع چهار حوزه پژوهشی قرار دارند: فلسفه زبان، فلسفه ذهن، متافیزیک تحلیلی ومنطق فلسفی. کمابیش همین نوع مسائل را در تاریخ فلسفه، به خصوص در فلسفه قرون وسطی، و به طور اخص در فلسفه ابن سینا وفلسفه ارسطویی، نیز دنبال میکنم.
🌐 متن کامل این مقاله
🌾 @Sedanet
✍️ سید نصرالله موسویان
🔅کمی فلسفه درس می دهم. حیفم میآید با نقل قولی از برتراند راسل در فصل پایانی «مسائل فلسفه»، که تقریبا آن را در تمام دروس مقدماتی فلسفه درس میدهم، شروع نکنم:
ذهنی که با آزادی و بیطرفی طرز تفکر فلسفی مأنوس شده باشد چیزی از آن آزادی و بیطرفی را درعالم عمل و عاطفه نیز حفظ می کند و بر آمال و مقاصد خود به عنوان جزئی از کل می نگرد و بالمآل از ابرام و سماجت نسبت به خواسته های خویش خودداری می کند ... این بی طرفی که در عالم تفکر به صورت طلب حقیقت بی شائبه ظهور میکند همان خاصیت ذهنی است که در عالم عمل به عدالت تعبیر می شود ودر عالم عواطف و احساسات مرادف با آن حس محبت عام است که به همه اهل جهان می رسد....پس خلاصه بحث درباره فایده و ارزش فلسفه این است که فلسفه را نباید به خیال تحصیل پاسخهای صریح و قطعی به مسائلی که مطرح می سازد مطالعه کرد زیرا صحت و سقم این پاسخها را نمی توان بقطع معلوم کرد بلکه باید آن را برای درک خود این مسائل بررسی نمود زیرا وارسی این مسائل و مشکلات دایره مفاهیم ما را درباره أمور ممکن وسیع تر می کند و تخیل عقلانی ما را مایه می دهد و از یقین و اطمینانی جزمی که دریچه ذهن ر ا به روی تفکرات نقدی و نظری مسدود می سازد جلوگیری می نماید...
(مسائل فلسفه، برتراند راسل ۲۵۳۶ شاهنشاهی، چاپ سوم، ترجمه منوچهر بزرگمهر، با اندکی ویرایش)
🔅این مقدمه را از آن جهت نیاوردم که به علاقهام به تدریس دروس مقدماتی فلسفه یا اهمیت تدریس فلسفه به طور کلی اشاره کنم؛ بلکه، میخواستم به جنبهای از تفلسف اشاره کنم، که به گمان من مهمتر از جنبه های دیگر آن است، اما در اینجا نمی توانم به آن بپردازم.
🔅از تدریس که بگذریم، مسائل فلسفی که دنبال کردهام یا میکنم در تقاطع چهار حوزه پژوهشی قرار دارند: فلسفه زبان، فلسفه ذهن، متافیزیک تحلیلی ومنطق فلسفی. کمابیش همین نوع مسائل را در تاریخ فلسفه، به خصوص در فلسفه قرون وسطی، و به طور اخص در فلسفه ابن سینا وفلسفه ارسطویی، نیز دنبال میکنم.
🌐 متن کامل این مقاله
🌾 @Sedanet
صدانت
مقاله سید نصرالله موسویان با عنوان «اهمیت فلسفه و اشارهای به چند موضوع فلسفی» • صدانت
بررسی تاریخ فلسفه زبان و ذهن در سنت اسلامی ما را وادار می کند تا مسائل مورد بحث را در ظرف و زمینه گسترده تری که در چهارچوب فکری آن این مسائل ...
🎥 آشنایی با انسانشناسی زیستی
نگاه تکاملمحور به رفتار و زیستشناسی انسان در قیاس با سایر میمونها
👥 گفتگوی عرفان خسروی با محمدحسین کازرون
17 اردیبهشت 1399
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
🌾 @Sedanet
🌾 @paleogram
نگاه تکاملمحور به رفتار و زیستشناسی انسان در قیاس با سایر میمونها
👥 گفتگوی عرفان خسروی با محمدحسین کازرون
17 اردیبهشت 1399
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
🌾 @Sedanet
🌾 @paleogram
🗞 تاریخ مختصر قرنطینه؛ از طاعون گاوی تا تیفوس مِری
✍️ الِنور کلیبینوف
مترجم: رامین خواجهپور
🔅چین در حال ایجاد مرکز قرنطینه در اطراف شهر ووهان است، شهری که در آن، ویروس تازه کشف شده، صدها نفر از ساکنین را آلوده کرده است.
🔅ایدۀ قرنطینه کردن افراد مبتلا به بیماری مسری، به متون باستانی بازمیگردد. کتاب سفر لاویان از عهد عتیق، چگونگی قرنطینۀ اشخاص مبتلا به جذام را شرح میدهد. بقراط پدر علم پزشکی در یونان باستان، در مقالهای سه بخشی درباب بیماریهای همهگیر مطالبی را نوشته است، اگرچه او در عهد باستان میزیست و در آن دوران گمان میرفت بیماری از طریق هوای متعفن و یا گازی بدبو که از زمین بیرون میآمد منتقل میشود.
🔅با توجه به اخبار جدید دربارۀ ایجاد قرنطینه، به استفادههای درست و غلط از قرنطینه در طول تاریخ نگاهی میاندازیم...
🌐 متن کامل فارسی و انگلیسی
🌾 @Sedanet
✍️ الِنور کلیبینوف
مترجم: رامین خواجهپور
🔅چین در حال ایجاد مرکز قرنطینه در اطراف شهر ووهان است، شهری که در آن، ویروس تازه کشف شده، صدها نفر از ساکنین را آلوده کرده است.
🔅ایدۀ قرنطینه کردن افراد مبتلا به بیماری مسری، به متون باستانی بازمیگردد. کتاب سفر لاویان از عهد عتیق، چگونگی قرنطینۀ اشخاص مبتلا به جذام را شرح میدهد. بقراط پدر علم پزشکی در یونان باستان، در مقالهای سه بخشی درباب بیماریهای همهگیر مطالبی را نوشته است، اگرچه او در عهد باستان میزیست و در آن دوران گمان میرفت بیماری از طریق هوای متعفن و یا گازی بدبو که از زمین بیرون میآمد منتقل میشود.
🔅با توجه به اخبار جدید دربارۀ ایجاد قرنطینه، به استفادههای درست و غلط از قرنطینه در طول تاریخ نگاهی میاندازیم...
🌐 متن کامل فارسی و انگلیسی
🌾 @Sedanet
صدانت
نوشتار الِنور کلیبینوف با عنوان «تاریخ مختصر قرنطینه؛ از طاعون گاوی تا تیفوس مِری» • صدانت
ایدۀ قرنطینه کردن افراد مبتلا به بیماری مسری، به متون باستانی بازمیگردد. کتاب سفر لاویان از عهد عتیق، چگونگی قرنطینۀ اشخاص مبتلا به جذام را شرح میدهد...
🎥 مبانی ریاضی تکامل
👥 گفتگوی علیرضا امتیاز با عطا کالیراد
13 اردیبهشت 1399
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
🌾 @Sedanet
🌾 @IranianNaturalist
👥 گفتگوی علیرضا امتیاز با عطا کالیراد
13 اردیبهشت 1399
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
🌾 @Sedanet
🌾 @IranianNaturalist
🗞 کاوشی در معنا، اقسام و قلمرو دین از منظر ابنعربی
درآمدی بر شریعت و طریقت
✍️ #پری_ایرانمنش (دکتری ایرانشناسی از دانشگاه کالیفرنیا)
🔅نوشته زیر درصدد توصیفی دقیق از برخی مباحث دینشناخت یکی از بزرگترین نظریهپردازان حوزه تفکر اسلامی میباشد. در ابتدای مقاله به شیوه تحلیل زبانی به بررسی سه معنای لغوی دین که از نظر ابنعربی در معنای اصطلاحی آن نیز تعبیه شده، پرداخته شده است. سپس قلمرو دین بر اساس اعیان ثابته انبیا ذکر می شود، و در ادامه، یکی از جنجالیترین نظریات ابنعربی، یعنی تأیید دین امضایی یا همان رهبانیت ( یا عرفان تربیتی) در کنار دین تأسیسی تشریعی مورد توصیف و تحلیل کامل قرار میگیرد. در پایان نیز مستندات و میزان صحت فهم ابنعربی از آیه ۲۷ سوره حدید در اثبات دین امضایی، با ذکر نظرات برخی موافقان و مخالفان، مورد داوری واقع میشود.
🌐 متن کامل این مقاله
🌾 @Sedanet
درآمدی بر شریعت و طریقت
✍️ #پری_ایرانمنش (دکتری ایرانشناسی از دانشگاه کالیفرنیا)
🔅نوشته زیر درصدد توصیفی دقیق از برخی مباحث دینشناخت یکی از بزرگترین نظریهپردازان حوزه تفکر اسلامی میباشد. در ابتدای مقاله به شیوه تحلیل زبانی به بررسی سه معنای لغوی دین که از نظر ابنعربی در معنای اصطلاحی آن نیز تعبیه شده، پرداخته شده است. سپس قلمرو دین بر اساس اعیان ثابته انبیا ذکر می شود، و در ادامه، یکی از جنجالیترین نظریات ابنعربی، یعنی تأیید دین امضایی یا همان رهبانیت ( یا عرفان تربیتی) در کنار دین تأسیسی تشریعی مورد توصیف و تحلیل کامل قرار میگیرد. در پایان نیز مستندات و میزان صحت فهم ابنعربی از آیه ۲۷ سوره حدید در اثبات دین امضایی، با ذکر نظرات برخی موافقان و مخالفان، مورد داوری واقع میشود.
🌐 متن کامل این مقاله
🌾 @Sedanet
☘️ صدانت؛ صدای اندیشه
آدرس وبسایت:
www.3danet.ir
کانال رسمی صدانت:
t.me/Sedanet
✨صدانت تیوی:
t.me/Sedanettv
انبار صدانت:
t.me/sedanet1
آگاهی از نشستهای فرهنگی:
t.me/News_sedanet
اینستاگرام صدانت:
instagram.com/3danet
یوتیوب صدانت:
youtube.com/c/3danetwebsite
آپارات صدانت:
aparat.com/3danet
فیسبوک صدانت:
fb.com/3danet
توییتر صدانت:
twitter.com/3danet_ir
آدرس وبسایت:
www.3danet.ir
کانال رسمی صدانت:
t.me/Sedanet
✨صدانت تیوی:
t.me/Sedanettv
انبار صدانت:
t.me/sedanet1
آگاهی از نشستهای فرهنگی:
t.me/News_sedanet
اینستاگرام صدانت:
instagram.com/3danet
یوتیوب صدانت:
youtube.com/c/3danetwebsite
آپارات صدانت:
aparat.com/3danet
فیسبوک صدانت:
fb.com/3danet
توییتر صدانت:
twitter.com/3danet_ir
🗞 مناسبات فقه و اخلاق
گفتوگوی علی مهجور با #ابوالقاسم_فنائی
🔅این گفتوگو پیشتر در نشریه وزین حیات معنوی، شماره دوم، زمستان ۱۳۹۸، صص ۷-۴۵ . منتشر گردیده است. بازنشر آن در اینجا با اجازه دوست گرامی و فرهیخته، جناب آقای علی باقریفر، مدیر مسئول و سردبیر محترم این نشریه، صورت میگیرد. از ایشان بابت موافقت با درخواست بازنشر آن سپاسگزارم. اینک که در آستانه چهلمین روز درگذشت دوست عزیزم شادروان استاد رضا بابائی قرار داریم، این گفتوگو را به روان پاک ایشان تقدیم میکنم.
🌐 دریافت فایل PDF این گفتوگو
🌾 @Sedanet
🌾 @Abolghasemfanaei
گفتوگوی علی مهجور با #ابوالقاسم_فنائی
🔅این گفتوگو پیشتر در نشریه وزین حیات معنوی، شماره دوم، زمستان ۱۳۹۸، صص ۷-۴۵ . منتشر گردیده است. بازنشر آن در اینجا با اجازه دوست گرامی و فرهیخته، جناب آقای علی باقریفر، مدیر مسئول و سردبیر محترم این نشریه، صورت میگیرد. از ایشان بابت موافقت با درخواست بازنشر آن سپاسگزارم. اینک که در آستانه چهلمین روز درگذشت دوست عزیزم شادروان استاد رضا بابائی قرار داریم، این گفتوگو را به روان پاک ایشان تقدیم میکنم.
🌐 دریافت فایل PDF این گفتوگو
🌾 @Sedanet
🌾 @Abolghasemfanaei
صدانت
مناسبات فقه و اخلاق؛ گفتوگوی علی مهجور با ابوالقاسم فنائی • صدانت
وقتی درباره قلمرو شریعت و اخلاق یا قلمرو علم فقه و علم اخلاق سخن میگوییم، دو معنای از قلمرو را باید از یکدیگر تفکیک کنیم. معنای اول را «قلمرو بالقوّه»...
🎥 خدا و رنج بشر
👤 #ابراهیم_آزادگان (عضو هیات علمی و رییس گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف)
🔅اگر جهان برای زندگی انسان بهطور دقیق تنظیم شده باشد، چرا زندگی دربردارندهی چنین مصیبتها و رنجهایی است؟ به نظر میآید که به همان میزانی که ما از درکِ این تنظیمِ دقیق تحت تأثیر قرار گرفتهایم که جهان برای زندگی انسانی طراحی شده است، معضلِ شُرور طبیعی فوریت مییابند. نظر من آن است که مشاهدهی جهان از منظر انساننگرانه منشاء چالش خداباوران است که از این تنش برمیخیزد. پیشنهاد من در دستوپنجه نرم کردن با این چالش این است که شاید این جهان برای غایاتِ الهی تنظیمِ دقیق شده است، که آن غایت میتواند تجلی عشقِ او از مجرای دردها و عواطفِ موجوداتِ دارایِ آگاهی حسی باشد.
🌐 صوت و فیلم این سخنرانی آنلاین
🌾 @jorateandishidan
🌾 @Sedanet
👤 #ابراهیم_آزادگان (عضو هیات علمی و رییس گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف)
🔅اگر جهان برای زندگی انسان بهطور دقیق تنظیم شده باشد، چرا زندگی دربردارندهی چنین مصیبتها و رنجهایی است؟ به نظر میآید که به همان میزانی که ما از درکِ این تنظیمِ دقیق تحت تأثیر قرار گرفتهایم که جهان برای زندگی انسانی طراحی شده است، معضلِ شُرور طبیعی فوریت مییابند. نظر من آن است که مشاهدهی جهان از منظر انساننگرانه منشاء چالش خداباوران است که از این تنش برمیخیزد. پیشنهاد من در دستوپنجه نرم کردن با این چالش این است که شاید این جهان برای غایاتِ الهی تنظیمِ دقیق شده است، که آن غایت میتواند تجلی عشقِ او از مجرای دردها و عواطفِ موجوداتِ دارایِ آگاهی حسی باشد.
🌐 صوت و فیلم این سخنرانی آنلاین
🌾 @jorateandishidan
🌾 @Sedanet
صدانت
سخنرانی آنلاین ابراهیم آزادگان با عنوان «خدا و رنج بشر» • صدانت
اگر جهان برای زندگی انسان بهطور دقیق تنظیم شده باشد، چرا زندگی دربردارندهی چنین مصیبتها و رنجهایی است؟ به نظر میآید که به همان میزانی که ما از درکِ...
☘️ مولانا وقتی دعا میکرد
✍️ #صدیق_قطبی
🔅۱. دعا برای مولانا خیز برداشتن به سمت خداست. کوششی از عُمق جان است برای تماس با خداوند. تپیدن و جنبش ماهیِ به خاک افتاده است برای بازگشت به دریا. دعا برای او یک جهتگیری وجودی است طوری که نه تنها زبان، که سراسر اقلیم جان او دعا شود و در آتش اشتیاق خدا بسوزد:
ز بس دعا که بکردم دعا شده است وجودم
که هر که بیند رویم دعا به خاطرش آید
کالوَن(۱۵۰۹ – ۱۵۶۴) نیایش را «تمرین دائمی ایمان» میدانست. ممارست و کوششی مستمر برای حفظ و پرورش پیوند با خدا. در نگاه مولانا نیز دعا کارکرد مشابهی دارد. به باور او دعا تلاش برای غلبه بر فروبستگی است. گشودن خود رو به خداست:
اگر دعا نکنم لطف او همی گوید:
که سرد و بسته چرایی؟ بگو! زبان داری
اگر دعا نکند «سرد» و «بسته» میمانَد. با دعا کردن میکوشد تا دریچههای جان خود را رو به خدا بگشاید و با گذر از فروبستگی به «گشادِ اندرون» دست یابد. وقتی به جانب خدا که نور جهان است خود را میگشاید از «سرما» خلاصی مییابد. نیایش در نگاه مولانا راهی است برای کنار زدن پردههای غفلت و بیرون آمدن از وضعیت غیبت به مرحلهی حضور. «دیونوسیوس مجعول» فیلسوف و عارف مسیحی اوایل قرون وسطی گفته است:
«کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخرهای به طرفش پرت شده میگیرد و میکشد، صخره را به طرف خود نمیکشد بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک میکند.»(به نقل از کتاب نیایش، فریدریش هایلر)
گویا دعا نزد عارفان کارکرد نربان را دارد که میتوان به مدد آن ارتفاع گرفت. از زبان خداست که میگوید:
اگر چه بام بلند است آسمان، مگریز
چه غم خوری ز بلندی چو نردبان کردیم
ما در نیایش و دعا دربارهی خدا حرف نمیزنیم، بلکه با خدا حرف میزنیم و او را «تو» خطاب میکنیم. دعا تلاشی است برای عبور از خدای غایب که دربارهاش حرف میزنند به خدایی حاضر که طرف گفتوگو است. عبور از «او» به «تو». هر چه دربارهی خدا حرف میزنیم، دربارهی «او» حرف میزنیم، تنها در دعاست که خدا به «تو»یِ زندگی ما بَدَل میشود و ما امکان تماس با او را مییابیم. از اینروست که در داستان موسی و شبان، خدا موسی را عتاب میکند که تو بندهی ما را از ما جدا کردی. شبان در مقام وصل و تماس بود چرا که سرگرم گفتگو با خدا بود، اما تو با سخن گفتن دربارهی خدا شبان را از اقلیم وصل و تماس به وادی فصل کشاندی. به وادی حرف زدن دربارهی خدا.
🔅۲. خدا انسان را به دعا فراخوانده است و شیوه دعا کردن را نیز به او آموخته است. به چشم مولانا این نکته حائز اهمیت بسیار است چرا که بیانگر عشق خدا به آدمی است و به تعبیر بایزید بسطامی گواه آن است که «خود اول او مرا خواسته بود».
مولانا میگوید:
«این طلب در ما هم از ایجاد توست»، «هم ز اول تو دهی میلِ دعا»، «این دعا را هم ز تو آموختیم» و «این دعا هم بخشش و تعلیم توست». تو در ما ذوق دعا کردن انگیختهای، پس به حقِ این لطف عشقآمیز، دعای ما را اجابت کن: «چون دعامان امر کردی ای عُجاب / این دعای خویش را کن مستجاب»
مولانا توجه دارد که بذر اشتیاق را خدا در سینهی انسانها کاشته است و این موهبت را گواه عشق او میداند و به آن متوسل میشود: «ای دعا از تو اجابت هم ز تو»؛ «حُرمت آنکه دعا آموختی / در چنین ظلمت چراغ افروختی»
مولانا میکوشید تا اجابت و «لبیک» خدا را در نفس نیایش و دعای خود دریابد. لبیکی که اگرچه شنیده نمیشود اما چشیدنی است: «هست لبیکی که نتوانی شنید / لیک سر تا پای، بتوانی چشید». بیدار شدن آن سوز و درد درونی که خود را در نیایش آشکار میکرد در نگاه مولانا «پیکی» از سوی خدا بود: «آن نیاز و درد و سوزت، پیک ماست» و در لایهی زیرین نیایشهای سوزمند ما، اجابتها خدا جاری است: «زیر هر یا رب تو، لبیکهاست»
میگوید خدا در من این میل و طلب را برانگیخته تا زبان به نیایش او تر کنم و اوست که چون آهنرُبایی پولاد دل ما را به جانب خویش میکشد:
پولادپارههاییم، آهنرُباست عشقت
اصلِ همه طلب تو در خود طلب ندیدم
اما دعایی که گواه اجابت خداست، دعای سرد و تقلیدی نیست. دعای دردمندانه است:
درد آمد بهتر از مُلک جهان
تا بخوانی مر خدا را در نهان
خواندن بیدرد، از افسردگی است
خواندن با درد، از دلبردگی است
(مثنوی، دفتر سوم)
🔅۳. از آنجا که مهمترین یا تنها مانع پیوند ما با خدا خودِ دروغین یا نفسِ ماست، تمنای درونی مولانا نیز که در آینهی دعاهای پرسوز او نمایان است غالباً معطوف به رهایی از بند نفس است:
دست گیر از دست ما، ما را بخر
پرده را بردار و پردهی ما مَدَر
باز خر ما را از این نفس پلید
کاردش تا استخوان ما رسید
(مثنوی، دفتر دوم)
ای خدا بگمار قومی روحمند
تا ز صندوق بدنمان وا خرند
(مثنوی، دفتر ششم)
🌾 @Sedanet
🌾 @Sedigh_63
✍️ #صدیق_قطبی
🔅۱. دعا برای مولانا خیز برداشتن به سمت خداست. کوششی از عُمق جان است برای تماس با خداوند. تپیدن و جنبش ماهیِ به خاک افتاده است برای بازگشت به دریا. دعا برای او یک جهتگیری وجودی است طوری که نه تنها زبان، که سراسر اقلیم جان او دعا شود و در آتش اشتیاق خدا بسوزد:
ز بس دعا که بکردم دعا شده است وجودم
که هر که بیند رویم دعا به خاطرش آید
کالوَن(۱۵۰۹ – ۱۵۶۴) نیایش را «تمرین دائمی ایمان» میدانست. ممارست و کوششی مستمر برای حفظ و پرورش پیوند با خدا. در نگاه مولانا نیز دعا کارکرد مشابهی دارد. به باور او دعا تلاش برای غلبه بر فروبستگی است. گشودن خود رو به خداست:
اگر دعا نکنم لطف او همی گوید:
که سرد و بسته چرایی؟ بگو! زبان داری
اگر دعا نکند «سرد» و «بسته» میمانَد. با دعا کردن میکوشد تا دریچههای جان خود را رو به خدا بگشاید و با گذر از فروبستگی به «گشادِ اندرون» دست یابد. وقتی به جانب خدا که نور جهان است خود را میگشاید از «سرما» خلاصی مییابد. نیایش در نگاه مولانا راهی است برای کنار زدن پردههای غفلت و بیرون آمدن از وضعیت غیبت به مرحلهی حضور. «دیونوسیوس مجعول» فیلسوف و عارف مسیحی اوایل قرون وسطی گفته است:
«کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخرهای به طرفش پرت شده میگیرد و میکشد، صخره را به طرف خود نمیکشد بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک میکند.»(به نقل از کتاب نیایش، فریدریش هایلر)
گویا دعا نزد عارفان کارکرد نربان را دارد که میتوان به مدد آن ارتفاع گرفت. از زبان خداست که میگوید:
اگر چه بام بلند است آسمان، مگریز
چه غم خوری ز بلندی چو نردبان کردیم
ما در نیایش و دعا دربارهی خدا حرف نمیزنیم، بلکه با خدا حرف میزنیم و او را «تو» خطاب میکنیم. دعا تلاشی است برای عبور از خدای غایب که دربارهاش حرف میزنند به خدایی حاضر که طرف گفتوگو است. عبور از «او» به «تو». هر چه دربارهی خدا حرف میزنیم، دربارهی «او» حرف میزنیم، تنها در دعاست که خدا به «تو»یِ زندگی ما بَدَل میشود و ما امکان تماس با او را مییابیم. از اینروست که در داستان موسی و شبان، خدا موسی را عتاب میکند که تو بندهی ما را از ما جدا کردی. شبان در مقام وصل و تماس بود چرا که سرگرم گفتگو با خدا بود، اما تو با سخن گفتن دربارهی خدا شبان را از اقلیم وصل و تماس به وادی فصل کشاندی. به وادی حرف زدن دربارهی خدا.
🔅۲. خدا انسان را به دعا فراخوانده است و شیوه دعا کردن را نیز به او آموخته است. به چشم مولانا این نکته حائز اهمیت بسیار است چرا که بیانگر عشق خدا به آدمی است و به تعبیر بایزید بسطامی گواه آن است که «خود اول او مرا خواسته بود».
مولانا میگوید:
«این طلب در ما هم از ایجاد توست»، «هم ز اول تو دهی میلِ دعا»، «این دعا را هم ز تو آموختیم» و «این دعا هم بخشش و تعلیم توست». تو در ما ذوق دعا کردن انگیختهای، پس به حقِ این لطف عشقآمیز، دعای ما را اجابت کن: «چون دعامان امر کردی ای عُجاب / این دعای خویش را کن مستجاب»
مولانا توجه دارد که بذر اشتیاق را خدا در سینهی انسانها کاشته است و این موهبت را گواه عشق او میداند و به آن متوسل میشود: «ای دعا از تو اجابت هم ز تو»؛ «حُرمت آنکه دعا آموختی / در چنین ظلمت چراغ افروختی»
مولانا میکوشید تا اجابت و «لبیک» خدا را در نفس نیایش و دعای خود دریابد. لبیکی که اگرچه شنیده نمیشود اما چشیدنی است: «هست لبیکی که نتوانی شنید / لیک سر تا پای، بتوانی چشید». بیدار شدن آن سوز و درد درونی که خود را در نیایش آشکار میکرد در نگاه مولانا «پیکی» از سوی خدا بود: «آن نیاز و درد و سوزت، پیک ماست» و در لایهی زیرین نیایشهای سوزمند ما، اجابتها خدا جاری است: «زیر هر یا رب تو، لبیکهاست»
میگوید خدا در من این میل و طلب را برانگیخته تا زبان به نیایش او تر کنم و اوست که چون آهنرُبایی پولاد دل ما را به جانب خویش میکشد:
پولادپارههاییم، آهنرُباست عشقت
اصلِ همه طلب تو در خود طلب ندیدم
اما دعایی که گواه اجابت خداست، دعای سرد و تقلیدی نیست. دعای دردمندانه است:
درد آمد بهتر از مُلک جهان
تا بخوانی مر خدا را در نهان
خواندن بیدرد، از افسردگی است
خواندن با درد، از دلبردگی است
(مثنوی، دفتر سوم)
🔅۳. از آنجا که مهمترین یا تنها مانع پیوند ما با خدا خودِ دروغین یا نفسِ ماست، تمنای درونی مولانا نیز که در آینهی دعاهای پرسوز او نمایان است غالباً معطوف به رهایی از بند نفس است:
دست گیر از دست ما، ما را بخر
پرده را بردار و پردهی ما مَدَر
باز خر ما را از این نفس پلید
کاردش تا استخوان ما رسید
(مثنوی، دفتر دوم)
ای خدا بگمار قومی روحمند
تا ز صندوق بدنمان وا خرند
(مثنوی، دفتر ششم)
🌾 @Sedanet
🌾 @Sedigh_63
☘️ گفتگوی زنده اهالی فرهنگ؛ لایو اینستاگرام
🔅در پی وضعیت پدیدآمده پس از شیوع ویروس کووید ۱۹ و دشواری یا عدم امکان برگزاری جلسات حضوری، بسیاری از گفتگوهای فکری و فرهنگی در فضای مجازی برگزار میشود. از اینرو شایسته دیدیم تا آن دسته از گفتگوهای زندهی اینستاگرامی را که به عرصههای فکری فرهنگی و اجتماعی مرتبطاند به شکل سامانمند و متمرکزی اطلاعرسانی کنیم.
🔅مخاطبان عزیز میتوانند ما را در اطلاعرسانی هر چه بهتر و فراگیرتر جلساتی از این دست با گذاشتن کامنت یاری کنند.
🌐 معرفی مجموعهها
🌾 @Sedanettv
🔅در پی وضعیت پدیدآمده پس از شیوع ویروس کووید ۱۹ و دشواری یا عدم امکان برگزاری جلسات حضوری، بسیاری از گفتگوهای فکری و فرهنگی در فضای مجازی برگزار میشود. از اینرو شایسته دیدیم تا آن دسته از گفتگوهای زندهی اینستاگرامی را که به عرصههای فکری فرهنگی و اجتماعی مرتبطاند به شکل سامانمند و متمرکزی اطلاعرسانی کنیم.
🔅مخاطبان عزیز میتوانند ما را در اطلاعرسانی هر چه بهتر و فراگیرتر جلساتی از این دست با گذاشتن کامنت یاری کنند.
🌐 معرفی مجموعهها
🌾 @Sedanettv
🗞 چهار ساحت وجود ما
✍️ #ساسان_حبیبوند
🔅اگر بهتازگی صاحب یک کارخانه شده باشید، برای مدیریت صحیح و بهرهبرداری مطلوب از مجموعه خود، سعی خواهید کرد ابتدا شناختی از کلیات کارخانه و اجزاء و قسمتهای آن بهدست بیاورید و از نیازها و مشکلات احتمالی هر بخش آگاهی پیدا کنید. اگر خانهای برای خرید به شما پیشنهاد شده باشد، اولین سؤالتان این خواهد بود که آن خانه چند اتاق دارد و از چه قسمتهایی تشکیل شده، از چه امکاناتی برخوردار است و نقشه کلی ساختمان آن چیست. همینطور، اگر در دورهی خلبانی ثبت نام کنید نخستین مطلبی که به شما خواهند آموخت، آشنایی با قسمتها و اجزاء اصلی هواپیما و کارکرد و خصوصیات هر بخش است و البته ارتباط بخشهای مختلف با یکدیگر. علت همهی اینها آن است که داشتن شناخت کلی از بخش های اصلی هر مجموعه، برای کاربرد صحیح و بهرهگیری مفید از آن، ضروری است و هر استفاده یا رفتار درستی با آن، فقط در سایه چنین شناختی ممکن است.
🔅اما آیا تا کنون به این موضوع اندیشیدهاید که وجود شما بهعنوان یک انسان از چه ابعادی تشکیل شده است؟ آیا سعی کردهاید یک طرح کلان و کلی از خصوصیات و نیازهای خود ترسیم کنید؟ برای شخص من این سؤال، همواره پرسشی جذاب و بااهمیت بوده است، بهخصوص که همانطور که گفتیم، در دست داشتن یک نقشه کلی از وجود خویش، به شناخت ما از نیازها و قابلیتهایمان کمک شایانی خواهد کرد و نقشی محوری در برنامهریزی برای شادمانی و شکوفاییمان خواهد داشت. در گفتاری که پیش روست قصد دارم آنچه را که در تلاش برای پاسخ به این سؤال یافتهام با شما در میان بگذارم. اما قبل از شروع بحث چند نکته هست که میبایست درباره آنچه در این گفتار طرح شده است در نظر داشت.
🔅من در اینجا وجود انسان را شامل چهار بعد یا چهار ساحت کلی دانستهام و خصوصیات و احتیاجات هر ساحت را برشمردهام. با این حال ممکن است کسانی ابعاد و نیازهای وجود آدمی را به شکلی جز آنچه در اینجا طرح شده، برشمارند یا تقسیمبندی دیگری از ویژگیهای آن بهدست دهند و چنین هم کردهاند و طبعا آنچه که در این گفتار میخوانید دیدگاه من است و نتیجه تحقیقات و تأملات این قلم. دیگر آن که به گمان من صرفنظر از ابعاد و ساحات برشمرده در این گفتار، در ما بهعنوان انسان، مرکزی به اسم "من" یا "خود" وجود دارد که در حقیقت، این ویژگیها و نیازها همگی متعلق به او و تحت اختیار اویند. در حقیقت، وقتی بحث از "ابعاد وجود خود" میکنیم در سخن ما، اشاره به یک "خود"، نهفته است که آن ابعاد یا ساحات، متعلق به او هستند - هر چند پرداختن به چیستی و جنس چنین "مرکزی"، موضوع بحث این گفتار نیست.
🔅ممکن است کسانی چنین "خودی" را بهعنوان روح و یا "بُعد روحانی" وجود ما بشناسند و بگویند: آنچه که در اینجا گفته شده، ناظر بر نیازها و قابلیتهای ماست، در حالی که علاوه بر همهی اینها، ساحتی روحانی وجود دارد که نه جزو نیازهاست و نه در زمرهی قابلیتها، بلکه خودِ وجود و هستی آدمی را شامل میشود. در پاسخ باید گفت چنین دیدگاهی با آنچه در این مقال گفتهایم منافاتی ندارد بلکه میتوان گوهر وجود انسان را روحی دانست که ساحات ذکر شده، مجموعهی ویژگیهای متعلق به او یا زیر نظارت او هستند. به هر حال، خواه چنین "خود"ی را از جنس روح بدانیم، خواه بخشی از مغز و خواه یک مرکز آگاهی در ذهن، بهگمان من در وجود چنین مرکز مستقلی به سختی میتوان مناقشه کرد.
🌐 متن کامل این مقاله
@sasanhabibvand
🌾 @Sedanet
✍️ #ساسان_حبیبوند
🔅اگر بهتازگی صاحب یک کارخانه شده باشید، برای مدیریت صحیح و بهرهبرداری مطلوب از مجموعه خود، سعی خواهید کرد ابتدا شناختی از کلیات کارخانه و اجزاء و قسمتهای آن بهدست بیاورید و از نیازها و مشکلات احتمالی هر بخش آگاهی پیدا کنید. اگر خانهای برای خرید به شما پیشنهاد شده باشد، اولین سؤالتان این خواهد بود که آن خانه چند اتاق دارد و از چه قسمتهایی تشکیل شده، از چه امکاناتی برخوردار است و نقشه کلی ساختمان آن چیست. همینطور، اگر در دورهی خلبانی ثبت نام کنید نخستین مطلبی که به شما خواهند آموخت، آشنایی با قسمتها و اجزاء اصلی هواپیما و کارکرد و خصوصیات هر بخش است و البته ارتباط بخشهای مختلف با یکدیگر. علت همهی اینها آن است که داشتن شناخت کلی از بخش های اصلی هر مجموعه، برای کاربرد صحیح و بهرهگیری مفید از آن، ضروری است و هر استفاده یا رفتار درستی با آن، فقط در سایه چنین شناختی ممکن است.
🔅اما آیا تا کنون به این موضوع اندیشیدهاید که وجود شما بهعنوان یک انسان از چه ابعادی تشکیل شده است؟ آیا سعی کردهاید یک طرح کلان و کلی از خصوصیات و نیازهای خود ترسیم کنید؟ برای شخص من این سؤال، همواره پرسشی جذاب و بااهمیت بوده است، بهخصوص که همانطور که گفتیم، در دست داشتن یک نقشه کلی از وجود خویش، به شناخت ما از نیازها و قابلیتهایمان کمک شایانی خواهد کرد و نقشی محوری در برنامهریزی برای شادمانی و شکوفاییمان خواهد داشت. در گفتاری که پیش روست قصد دارم آنچه را که در تلاش برای پاسخ به این سؤال یافتهام با شما در میان بگذارم. اما قبل از شروع بحث چند نکته هست که میبایست درباره آنچه در این گفتار طرح شده است در نظر داشت.
🔅من در اینجا وجود انسان را شامل چهار بعد یا چهار ساحت کلی دانستهام و خصوصیات و احتیاجات هر ساحت را برشمردهام. با این حال ممکن است کسانی ابعاد و نیازهای وجود آدمی را به شکلی جز آنچه در اینجا طرح شده، برشمارند یا تقسیمبندی دیگری از ویژگیهای آن بهدست دهند و چنین هم کردهاند و طبعا آنچه که در این گفتار میخوانید دیدگاه من است و نتیجه تحقیقات و تأملات این قلم. دیگر آن که به گمان من صرفنظر از ابعاد و ساحات برشمرده در این گفتار، در ما بهعنوان انسان، مرکزی به اسم "من" یا "خود" وجود دارد که در حقیقت، این ویژگیها و نیازها همگی متعلق به او و تحت اختیار اویند. در حقیقت، وقتی بحث از "ابعاد وجود خود" میکنیم در سخن ما، اشاره به یک "خود"، نهفته است که آن ابعاد یا ساحات، متعلق به او هستند - هر چند پرداختن به چیستی و جنس چنین "مرکزی"، موضوع بحث این گفتار نیست.
🔅ممکن است کسانی چنین "خودی" را بهعنوان روح و یا "بُعد روحانی" وجود ما بشناسند و بگویند: آنچه که در اینجا گفته شده، ناظر بر نیازها و قابلیتهای ماست، در حالی که علاوه بر همهی اینها، ساحتی روحانی وجود دارد که نه جزو نیازهاست و نه در زمرهی قابلیتها، بلکه خودِ وجود و هستی آدمی را شامل میشود. در پاسخ باید گفت چنین دیدگاهی با آنچه در این مقال گفتهایم منافاتی ندارد بلکه میتوان گوهر وجود انسان را روحی دانست که ساحات ذکر شده، مجموعهی ویژگیهای متعلق به او یا زیر نظارت او هستند. به هر حال، خواه چنین "خود"ی را از جنس روح بدانیم، خواه بخشی از مغز و خواه یک مرکز آگاهی در ذهن، بهگمان من در وجود چنین مرکز مستقلی به سختی میتوان مناقشه کرد.
🌐 متن کامل این مقاله
@sasanhabibvand
🌾 @Sedanet
صدانت
مقاله ساسان حبیبوند با عنوان «چهار ساحت وجود ما» • صدانت
من در اینجا وجود انسان را شامل چهار بعد یا چهار ساحت کلی دانستهام و خصوصیات و احتیاجات هر ساحت را برشمردهام. با این حال ممکن است کسانی ابعاد و نیازهای ...
☘️ من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدید نظرهایی بشود...
✍️ قسمتی از مصاحبه با #محمد_مجتهد_شبستری
🔅1- من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدیدنظرهایی بشود ، ... به نظر من در عبادات باید مفهوم «وجوب» را کنار گذاشت و بهجای آن، مفهوم «توصیه» را باید قرار داد. مفهوم وجوب که واجب است ظهر چنین نماز بخوانید و واجب است که روزه بگیرید. این مفهوم به باور من اعتبار خود را از دست داده است. عبادات را بهعنوان یک سلسله اعمال بدنی، روحی و روانی که به منظور تعالی روحی مفیدند، میتوان «توصیه» کرد. این عبادات (اگر) با مراعات اصول اخلاقی و زیستن اخلاقی باشد، برای عدّهی زیادی بهداشت روانی به دنبال داشته و آنان را تعالی میبخشد.
🔅من عرض میکنم: آنچه اصل و اساس تقرّب انسان به خداست، فضیلتهای اخلاقی و اعمال متناسب با آنها است، «خُلق» شریف است نه دولا راست شدن. باید توصیه کرد که خُلق عوض شود و ساختار فضیلتی تغییر یابد. اگر آن ساختار فضیلتی تغییر نکند هزار بار هم آدمی عبادت کند، به هیچ جایی نمیرسد. یعنی درست برعکس آنچه اکنون رایج است که به عبادات اصالت داده میشود. من با این رویّه کاملاً مخالفم. توصیه باید به کسب فضایل اخلاقی و مزیّن شدن به خلقهای انسانی باشد.
🔅2- من از تعابیری که از آنها تکلیف در زمینهی عبادات برمیآید، اجتناب میکنم. با یک مثال این را روشن کنم. وقتی بچّهای بدغذا است و غذا نمیخورد، پدر و مادرش میگویند: فرزندم اگر فلان غذا را نخوری، وقتی بزرگ شدی، بیماری پوکی استخوان میگیری. همین معنا را هم میتوان برای کسب تعادل روحی روانی و تعالی به عبادات توصیه کرد نه آن معنایی که در وجوب هست، نوعی تکلّف و رنج در آن موجود است.
🔅به مخاطبان باید گفت اگر میتوانید این اعمال را آنطور که در طبیعت افعال عبادی هست، توصیه میکنیم که این کارها را انجام دهید. امّا اگر به هر علّت نتوانستید چنین کنید، به قدر مقدور این اعمال را بهجا آورید. هر قدر که میتوانید ارتباط خود را با خداوند قطع نکنید و کارهایی در این زمینه انجام دهید. به نظر من دستور از بالا، تغییری در این وضعیت ایجاد نمیکند. باید به آنان گفت اگر نمیتوانید مثلاً نمازهای یومیّه را یا روزهی سی روز ماه رمضان را با آن شرایط و آمادگیهای لازم روحی و اخلاقی انجام دهید، اعمال سبکتری را بهعنوان جایگزین انجام دهید نه اینکه اگر نمازها را نخوانی و روزهها را نگیری گناه دارد و معذَّب خواهی شد!
🔅نکتهی دیگر این است که من نوع رایج در دعوت به عبادات رسمی با برچسپ و خطاب تکلیفی را کاملاً در بحران میبینم. افراد بسیاری هستند که در رودربایستی گیر کردهاند و این اعمال را انجام میدهند ولی در خلوت خود آنها را انجام نمیدهند و این وضع موجب شیوع نفاق و ریا شده است. آنطور که گفتم اگر عبادات جنبهی توصیهای پیدا کنند، در خانوادهها اختلاف پیدا نمیشود و تفاوتهای فردی و سنخ روانی اعضای آن که از همدیگر متفاوت است، در نظر گرفته میشود.
🔅3- به نظر من آیاتی که در قرآن از مادّهی تکلیف به کار گرفته شده است، به هیچوجه به معنای تکلیف کلامی و فقهی نیست. واژهی تکلیف در معنای کلامی و فقهی، تاریخ پیدایش دارد. هم اکنون کتابی در نظرم هست که رسالهی دکتری یک دانشمند خارجی است، در این کتاب بررسی شده که واژهی تکلیف در معنای رایج فعلی، چگونه در میان مسلمانان پیدا شده است. البتّه من منکر این نیستم، ممکن است کسی در اثنای ارتباط معنوی با خدا در مراحل تعالی روانی خودش برای خودش، تکلیف تجربه کند. این غیر از آن تکلیف است که در بیان و خطاب دینی رایج ما حضور دارد و باید آن را کنار گذاشت.
🌐 متن کامل این مصاحبه
@mohammadmojtahedshabestari
🌾 @Sedanet
✍️ قسمتی از مصاحبه با #محمد_مجتهد_شبستری
🔅1- من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدیدنظرهایی بشود ، ... به نظر من در عبادات باید مفهوم «وجوب» را کنار گذاشت و بهجای آن، مفهوم «توصیه» را باید قرار داد. مفهوم وجوب که واجب است ظهر چنین نماز بخوانید و واجب است که روزه بگیرید. این مفهوم به باور من اعتبار خود را از دست داده است. عبادات را بهعنوان یک سلسله اعمال بدنی، روحی و روانی که به منظور تعالی روحی مفیدند، میتوان «توصیه» کرد. این عبادات (اگر) با مراعات اصول اخلاقی و زیستن اخلاقی باشد، برای عدّهی زیادی بهداشت روانی به دنبال داشته و آنان را تعالی میبخشد.
🔅من عرض میکنم: آنچه اصل و اساس تقرّب انسان به خداست، فضیلتهای اخلاقی و اعمال متناسب با آنها است، «خُلق» شریف است نه دولا راست شدن. باید توصیه کرد که خُلق عوض شود و ساختار فضیلتی تغییر یابد. اگر آن ساختار فضیلتی تغییر نکند هزار بار هم آدمی عبادت کند، به هیچ جایی نمیرسد. یعنی درست برعکس آنچه اکنون رایج است که به عبادات اصالت داده میشود. من با این رویّه کاملاً مخالفم. توصیه باید به کسب فضایل اخلاقی و مزیّن شدن به خلقهای انسانی باشد.
🔅2- من از تعابیری که از آنها تکلیف در زمینهی عبادات برمیآید، اجتناب میکنم. با یک مثال این را روشن کنم. وقتی بچّهای بدغذا است و غذا نمیخورد، پدر و مادرش میگویند: فرزندم اگر فلان غذا را نخوری، وقتی بزرگ شدی، بیماری پوکی استخوان میگیری. همین معنا را هم میتوان برای کسب تعادل روحی روانی و تعالی به عبادات توصیه کرد نه آن معنایی که در وجوب هست، نوعی تکلّف و رنج در آن موجود است.
🔅به مخاطبان باید گفت اگر میتوانید این اعمال را آنطور که در طبیعت افعال عبادی هست، توصیه میکنیم که این کارها را انجام دهید. امّا اگر به هر علّت نتوانستید چنین کنید، به قدر مقدور این اعمال را بهجا آورید. هر قدر که میتوانید ارتباط خود را با خداوند قطع نکنید و کارهایی در این زمینه انجام دهید. به نظر من دستور از بالا، تغییری در این وضعیت ایجاد نمیکند. باید به آنان گفت اگر نمیتوانید مثلاً نمازهای یومیّه را یا روزهی سی روز ماه رمضان را با آن شرایط و آمادگیهای لازم روحی و اخلاقی انجام دهید، اعمال سبکتری را بهعنوان جایگزین انجام دهید نه اینکه اگر نمازها را نخوانی و روزهها را نگیری گناه دارد و معذَّب خواهی شد!
🔅نکتهی دیگر این است که من نوع رایج در دعوت به عبادات رسمی با برچسپ و خطاب تکلیفی را کاملاً در بحران میبینم. افراد بسیاری هستند که در رودربایستی گیر کردهاند و این اعمال را انجام میدهند ولی در خلوت خود آنها را انجام نمیدهند و این وضع موجب شیوع نفاق و ریا شده است. آنطور که گفتم اگر عبادات جنبهی توصیهای پیدا کنند، در خانوادهها اختلاف پیدا نمیشود و تفاوتهای فردی و سنخ روانی اعضای آن که از همدیگر متفاوت است، در نظر گرفته میشود.
🔅3- به نظر من آیاتی که در قرآن از مادّهی تکلیف به کار گرفته شده است، به هیچوجه به معنای تکلیف کلامی و فقهی نیست. واژهی تکلیف در معنای کلامی و فقهی، تاریخ پیدایش دارد. هم اکنون کتابی در نظرم هست که رسالهی دکتری یک دانشمند خارجی است، در این کتاب بررسی شده که واژهی تکلیف در معنای رایج فعلی، چگونه در میان مسلمانان پیدا شده است. البتّه من منکر این نیستم، ممکن است کسی در اثنای ارتباط معنوی با خدا در مراحل تعالی روانی خودش برای خودش، تکلیف تجربه کند. این غیر از آن تکلیف است که در بیان و خطاب دینی رایج ما حضور دارد و باید آن را کنار گذاشت.
🌐 متن کامل این مصاحبه
@mohammadmojtahedshabestari
🌾 @Sedanet
صدانت
نسبتسنجی میان اسلام و حقوق بشر در گفتوگو با محمّد مجتهد شبستری • صدانت
پاسخهای کلّی و گاه مبهمی به این پرسش از نسبت میان اسلام و حقوق بشر داده شده است، امّا هیچ یک از این پاسخها همهی موارد تعارض را مشخص نکرده و در ...