رفت تو لیست هیستوریکال های مورد علاقم چون داستانش نسبت به بقیه متفاوته و از یک دید دیگه به قضیه نگاه میکنیم
آدمایی که یکبار با وقاحت من رو پشت سرشون ول کردن و دوباره میان سراغم انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده و انتظار دارن مثل قبل باشم رو درک نمیکنم
Zee
آدمایی که یکبار با وقاحت من رو پشت سرشون ول کردن و دوباره میان سراغم انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده و انتظار دارن مثل قبل باشم رو درک نمیکنم
بعد دقیقا همین آدما جوری طلبکار میشن انگار تقصیر منه که ولم کردن
اینجوریه که هیونجین با این که از همه بزرگ تره احمق تر و شیطون تره نیکی جدیه و دلش میخواد جذاب به نظر برسه ولی یک کودک دردسرساز بیش نیست یجی هم حکم مادرشون رو داره همش دنبال جمع کردن گندکاری هاشونه
نیکی اینجوریه که من خانوادم رو گردن نمیگیرم یجی هم منتظره کسی چپ به داداشاش نگاه کنه
هیونجین؟ اون بچه همونیه که دیرتر از همه متوجه میشه و دنیا به هیچ جاش نیست
هیونجین؟ اون بچه همونیه که دیرتر از همه متوجه میشه و دنیا به هیچ جاش نیست
قرار بود دفعهی سوم گینتاما رو با پارتنرم ببینم ولی نشستم با هارا میبینم
اگه خدا بخواد بار چهارم رو برای پارتنرم کنار میذارم 🤌
اگه خدا بخواد بار چهارم رو برای پارتنرم کنار میذارم 🤌
