سر سری کمیک های الکترا به حدی احساساتی شدم که ولم میکردن میشستم گریه میکردم پاشون
بزرگترین باگ بشر حموم رفتنه
آخه یعنی چی که من مجبورم برم حموم اصن چه معنی میده؟ ای کاش تو غار زندگی میکردم که دغدغم شکار بود نه حموم رفتن
آخه یعنی چی که من مجبورم برم حموم اصن چه معنی میده؟ ای کاش تو غار زندگی میکردم که دغدغم شکار بود نه حموم رفتن
جدی من میتونم هرکاری بکنم اما میرسه به حموم رفتن یه جوری گشاد میکنم که انگار ازم خواستن برم معدن زغال سنگ بیارم
من رفتم دوش گرفتم اما الان نمیخوام لباس بپوشم
ای کاش میشد با یه برگ خودمو بپوشونم برم بیرون
ای کاش میشد با یه برگ خودمو بپوشونم برم بیرون
حتی نیاز به حرف زدن ندارن یه جوری توی نقشه های رندوم با هم هماهنگ میشن که اصن مطنسپسپس
Zee
چان انیگما ترکیبی از جان کنستانتین و هیونجه ست :)
کنستانتین ایشونه دوستان و شاید شبیه بی خانمان ها به نظر برسه اما یکی از خفن ترین جادوگر ها و بدبخت ترین انسان های دنیای کمیکه
من جدی عاشق اسکین شیپم و اینو تمام اطرافیانم میدونن یعنی اشاره که میکنم میان بغلم یا دستشون رو میدن بهم
نمیدونم چند نفر اینجورین ولی من جدی عاشق بغل کردن و ابراز علاقه کردن به آدمای نزدیکمم و میتونم روزی هزار بار خیلی رندوم بغلشون کنم
مغز من خیلی حرف گوش کن و به همون اندازه احمقه
وقتی میگم یه چیزی باید یادم بمونه یا فلان ساعت بیدار شم قطعا همون میشه اما در حالت عادی مثل الان ده دقیقه ست دارم فشار میارم به خودم اون موضوع مهمی که درموردش فکر میکردم چیه و هیچی یادم نمیاد
وقتی میگم یه چیزی باید یادم بمونه یا فلان ساعت بیدار شم قطعا همون میشه اما در حالت عادی مثل الان ده دقیقه ست دارم فشار میارم به خودم اون موضوع مهمی که درموردش فکر میکردم چیه و هیچی یادم نمیاد
ابرا اون آدمیه که حتی در دستشویی عمومی هم برای استاتیک و قشنگه و عکس میگیره
و به طرز عجیبی خاص و استاتیک میشه
و به طرز عجیبی خاص و استاتیک میشه