Zee – Telegram
113 subscribers
1.61K photos
547 videos
6 files
160 links
I'm gonna wait 'til the stars come out
And see that twinkle in your eyes
Download Telegram
Not for meee
The Sins (Sleeping Monster)
انیگما اکشن علمی تخیلیه
اینوره اکشن معمایی
بویفی اکشن کمدی
اسپرینگ اکشن درام
مانستر اکشن فانتزی
دمنو اکشن روانشناختی
ژانر اکشن از نوشته هام حذف نمیشه بلکه ترکیب جدیدی پیدا می‌کنه
مسخره ست که حس میکنم خیلی دارم توی دیلی خودم حرف میزنم و بقیه ممکنه خوششون نیاد؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیلی کیوتن کنار هم
چند وقت پیش که رفته بودیم بیرون یه پیرمردی با خانواده‌اش اومدن همون یوگولندی که نشسته بودیم از لحظه‌ی ورود به من خیره شد و مدام زبونش رو روی لبش می‌کشید یا خودش رو دستمالی می‌کرد (این درحالی بود که بچه هاش همراهش بودن) صندلیم رو چرخوندم که نگاهم بهش نیفته با اخم بهش زل زدم از رو بره اما جواب نداد
به یگانه گفتم از نگاه این یارو خیلی معذبم گفت عمه بیا جامون رو عوض کنیم ولی چون نگران بودم همون‌جوری به این بچه نگاه کنه قبول نکردم معمولا جلوی این چیزا ساکت نمیشم ولی چون یگانه باهام بود یکم تحمل کردم تا بالاخره رفتن
الان یه توییت به چشم خورد که داشت یه تجربه‌ی آزار و اذیت از سمت یه پیرمرد رو تعریف میکرد و بازم یاد نگاه اون حرومزاده افتادم واقعا بعضی ها چطور میتونن انقدر منفور و کثیف باشن؟
Gogogaga Daily🤪
ببین منم یکیو میشناسم که همچین تجربه تلخی داشته و باید بگم پیرمردا حرومزاده ترین قشر جامعه ان و حتی از جوونا هم بدترن کاش همشون بمیرن
ببین وقتی یه پسر جوون اذیتت می‌کنه و تو واکنش نشون میدی قطعا خیلی ها حق رو به تو میدن ولی اگه در برابر رفتار یه آدم مسن چنین واکنشی نشون بدی تهش به تو بد نگاه میکنن یا میگن بی ادبی و احترام بزرگترت رو نگه نداشتی
Zee
—Seungin
سونگین از همشون تمیزتر در اومده بود
سلام
من دوست پسر می‌خوام
خداحافظ
🤝1
Zee
سلام من دوست پسر می‌خوام خداحافظ
سلام
چه غلطا
خداحافظ
Zee
سلام چه غلطا خداحافظ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هارا شهربازی رفتم امشب مسخره‌ی یه شهر شدم از کنار هر کی رد میشدم با خنده بهم نگاه میکرد قشنگ حس دلقک بودن داشتم
Zee
چه دسته گلی به آب دادی خانمی؟ 😂
سوار یه دستگاه شدم بعد این ارتفاعش کم بود فکر میکردم ترسناک نیست خیلی ولی وقتی سوارش شدم فهمیدم کمربندش که خرابه هیچی خیلی هم با شتاب و بالا می‌ره از همون لحظه‌ی اول تا وقتی که وایستاد داشتم به عاطفه فحش میدادم میگفتم کمربند خرابه و به اپراتور التماس می‌کردم زودتر نگهش داره
بعد هم پشت بندش با اعتماد به نفس رفتم سراغ اون واقعیت مجازی ها اونم دقیقا ترن بود بی ناموس هم یه جوری تکون می‌داد انگار باباشو کردم پولشو ندادم سر اونم باز ملی سلیطه بازی در آوردم
بعد می‌دونی چی جالبه پشت سر من یه پسر بچه‌ی پنج ساله سوار همون دستگاه شد محض دل خوشی یه داد نزد کل تایم من پوکر داشتم نگاهش میکردم