Hidden Chat
سلام ازت بدم میومد فکر میکردم مغروری ولی الان میدونم از منم کسخلتری
این فکت که همه توی اولین برخورد ازم بدشون میاد خیلی عجیبه برام واقعا چرا؟
Forwarded from 𝐓𝐡𝐞 𝐥𝐨𝐬𝐭 𝐒𝐭𝐚𝐲 (𝗔𝘆'𝘀𝗶𝗱)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصورم از ارین به عنوان Leeknow:
𝐓𝐡𝐞 𝐥𝐨𝐬𝐭 𝐒𝐭𝐚𝐲
تصورم از ارین به عنوان Leeknow:
آیسید به نقطه ضعف پیدا کرده ازم هی داره باهاش عذابم میده
Zee
این قاب گربهای کوچولو از دوستامه اگه شما هم میخواین جزوش باشین یا یادم رفته پیوی بفرستم پیام رو بفرستین دیلیهاتون یا بیاین پیوی و بگین دوست دارین گربتون چه شکلی و با چه لباس و استایلی توی این قاب باشه 🐾
خب دوستام تموم شدن وقتشه برم سراغ ریدرام خفتشون کنم
🔥8
Zee
خب دوستام تموم شدن وقتشه برم سراغ ریدرام خفتشون کنم
این چقدر باحال شده.🤌🏻
هنوزم تنها گربهی متفاوت منم.😔🤍
هنوزم تنها گربهی متفاوت منم.😔🤍
چطوری؟
خوبم درگیر کارامم مامانمم تازه عمل شده اما امروز یه غذای خوشمزه درست کردم همه خوششون اومد
خوبم درگیر کارامم مامانمم تازه عمل شده اما امروز یه غذای خوشمزه درست کردم همه خوششون اومد
Zee
چطوری؟ خوبم درگیر کارامم مامانمم تازه عمل شده اما امروز یه غذای خوشمزه درست کردم همه خوششون اومد
یه مکالمهی کاملا واقعی که وقتی خودم چک کردم خندم گرفت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه فیک این وایبی از مینسونگ بهم معرفی یا برام بنویسین تا با حلقه ی ازدواج بیام دم خونتون
من خوابم میاد خستم سرم درد میکنه و مثل سگ پاچهی هر جنبندهای رو میگیرم اما باید از مهمون پذیرایی کنم
کاور د منو رو هم بزنم یکی از دغدغه هام حل میشه چون این مدت همش درگیر این بودم که چه مدل کاوری براش بزنم یا بکنم تو پاچهی هارا که یه ایده به ذهنم رسید
چند سال پیش من توی چندتا گپ رول پلی کمیکی بودم و رولم هم زاتانا (همین زی اسم دیلی) دلیل رفتنمم این بود که میخواستم برای نوشتن صحنه های فانتزی و اکشن داستانم یکم آزمون و خطا کنم (واقعا هم جواب داد) و خب همونجا با کمیک و دنیای بزرگ مارول و دیسی آشنا شدم
من عملا کمیک های این شخصیت رو قورت دادم و خب از اونجایی که نمیتونم روی یه چیز بمونم کنارش چندتا رول دیگه هم برداشتم و اتفاقا تمام کمیک های اونا رو هم خوندم که بزرگترین و عزیزترینشون الکتراست
من عملا کمیک های این شخصیت رو قورت دادم و خب از اونجایی که نمیتونم روی یه چیز بمونم کنارش چندتا رول دیگه هم برداشتم و اتفاقا تمام کمیک های اونا رو هم خوندم که بزرگترین و عزیزترینشون الکتراست
زاتانا به عنوان یه جادوگر لقبای خیلی زیادی داشت مثل بروس وین نبود که یه بتمن باشه و تمام تو عملا توی هر چپتر یه لقب ازش پیدا میکردی (آیدی این چنل هم یکی از هموناست) اما مهم ترینش میسترس آف مجیک بود که من این و از دل یه کمیک دهه نودی بیرون کشیدم و فهمیدم چقدر مهمه و آره برای منم به تبع خیلی مهم بود چون واقعا دوستش داشتم خود زاتانا رو
من این لقب رو گذاشتم ایدیم و دو سه سالی که اونجا بودم حتی بعدش که فقط با دوستای نزدیکم رابطه داشتم این آیدی مال من بود تا یکبار دیلیت اکانت کردم و این آیدی عزیزمم بن شد
من این لقب رو گذاشتم ایدیم و دو سه سالی که اونجا بودم حتی بعدش که فقط با دوستای نزدیکم رابطه داشتم این آیدی مال من بود تا یکبار دیلیت اکانت کردم و این آیدی عزیزمم بن شد
من آدم مالکیت طلبیم و یه سری چیزا رو فقط برای خودم میخوام زاتانا هم همینطور بود چون نزدیک چهار سال با این شخصیت عملا زندگی میکردم دلم نمیخواست عکس و لقبش رو روی هر کسی ببینم که حتی یه چپتر کمیک هم نخوندن ازش(کصخل بودم) خلاصه آیدی بن شد و من کلی گریه و زاری که آیدی رو میخوام تا چند ماه بعد فهمیدم درست شده اما دست یه نفر دیگست که تو اصلا ندیده بودمش و اتفاقا رول زاتانا رو هم داشت که این مهم نیست اون بخشش مهمه که نزدیک ترین دوستم با وجود اینکه میدونست چقدر اون آیدی برام مهم و خاصه واسه تولدش بهش داد
اره خلاصه الان یه چیزی به چشم خورد یهو یاد اون ناامیدی و حس بدی که اون روز داشتم افتادم