سوار تاکسی شدم به محض اینکه راه افتاد پرسید شما آرایشگری گفتم نه میگفت قیافتون به کسی میخوره که مشتری نداشته یا کار و کاسبیش خوب نبوده گفتم مصاحبهی کاری داشتم خوب پیش نرفت با افتخار گفت نه که من خودم بازاریم با مردم برخورد دارم میفهمم
😐3💩2
خیلی چیزها توی زندگی من هیچ وقت تغییر نمیکنه مهم نیست چند سال بگذره من همچنان با همونام و تغییر دادنشون برام خیلی سخت یا گذراست به جز آدمها...
👍5
آدمهای زندگیم هر دوره تغییر کردن و کامل حذف شدن و خیلیها رو من نمیخواستم. نمیدونم چرا اینجوری میشه اما آدمها خیلی سخت توی زندگیم میمونن و حتی رفتنشون تقصیر منم نیست
👍6
مای بویفی ادیت میکردم رسید به یه صحنه که پاستا میخوردن و من الان هوس پاستا کردم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من رو به ۸۸۸ برسونین دیگه هیچی نمیخوام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ولی کاملا به خودم حق میدم که جلوی این بزرگوار روی زانوهام بیفتم
🔥1
چون ادیت مشترک با هم پیدا نکردم دوتا از ادیتای مورد علاقم از دوتا از آدمای مورد علاقم رو کنار هم میذارم
میدونستین آجوشی فرانت من اسکویید گیم در دوران جوانی یه بی ال بازی کرده که خیلی خیلی قشنگه؟
از وقتی که کسی بهم میگه «خردادی مودی» متنفرم و واقعا توانایی پاره کردنشون رو بعد شنیدن این حرف دارم
با دوستام دعوا کردم کلی سلیطه بازی در آوردیم تا مرز تموم شدن رابطه پیش رفتیم ریدیم تو هر چی پل پشت سره تهش برای یکیشون زنگ زدم پنج دقیقهی اول دعوا ادامه پیدا کرد چهل دقیقهی بعدش داشتیم کصشر میگفتیم و میخندیدیم
Zee
دلم براش تنگ شده فصل دومش پس کی😔
برای فصل دوم اینا ابراز خوشحالی نکردم چون هنوز معلوم نیست بازیگرا خودشون باشن یا نه
یه پسری رو میشناختم حدودا چند سال پیش این بزرگوار هر شب راس ساعت دوازده (U❤️) میفرستاد برام حتی اگه وسط یه بحث بودیم یا کل روز با هم حرف نمیزدیم