با داداشم قهر کردم اومدم تو اتاق شامم نخوردم برام غذا آورد تو اتاق یه ساعت نشست از بچگیم حرف زد تا بهم ثابت کنه از همون اول همینجوری لجباز بودم و اذیتش میکردم
جزو معدود دفعاتیه که حس کردم واقعا خواهر کوچیکشم و اون فاصلهای که همیشه بینمون بود به چشم نیومد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنوزم جزو بهترین سکانس های انیمه ایه
خیلی رندومه ولی دلم برای وقتی که ابتدایی بودم و هوا سرد بود بابام صبح زود نون داغ میگرفت تند تند چندتا لقمه کره و عسل میداد بهم چندتا از اون ساندویچ کوچولو خوشمزه هاش هم برام درست میکرد تنگ شده
👍1
شاید سوال پیش بیاد پس مامانم کجا بود
اون بزرگوار کلا خودش رو درگیر صبح آماده کردن من برای مدرسه نمیکرد فقط بیدارم میکرد بعد هم میخوابید
اون بزرگوار کلا خودش رو درگیر صبح آماده کردن من برای مدرسه نمیکرد فقط بیدارم میکرد بعد هم میخوابید
چه فکر میکردم؟ زندگی بعد از تو جریان دارد؟ تو رفتی و آب در رودخانه هم خشکید. تو رفتی و باد از حرکت ایستاد. تو رفتی و از نگاه من دنیا از جریان ایستاد. درد داشت. زمانی که فهمیدم جریان تو بودی و من کویر خشکی در طلبت. در هر شلوغی فقط تو بودی و نگاهی که به دنبالت میچرخید. در هر آشوب فقط تو بودی و لبخندی که تمام آرامش هستی را در خود جای داده بود. جریان تو بودی و من پرندهی بال شکستهی در تمنایت.
🔥5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه بخش کوچیک از فوریوم
تیک تاک هم جای خود داره
تیک تاک هم جای خود داره
Zee
منطقی نیست ازم ناراحت باشن وقتی من حتی استوری که خودم گذاشتم رو هم باز نمیکنم 🗿
صدای باتری گوشی ارین باشیم
🤡1