Zee – Telegram
113 subscribers
1.61K photos
550 videos
6 files
160 links
I'm gonna wait 'til the stars come out
And see that twinkle in your eyes
Download Telegram
Zee
Photo
یه نکته‌ی جالب درمورد این داستان اینه که شخصیت اصلی داستان و شخصیت تناسخ کرده در یک راستا با هم رشد میکنن هربار که لوید قوی میشه در کنارش خاویرهم رشد زیادی می‌کنه و توی مبارزه ها با هم پیش میرن
این بخش که هر دو به فکر نجات دادن همن چون میدونن طرف مقابل چه ضعف‌هایی داره خیلی رابطه‌شون رو جذاب کرده
🔥2
اسم من در رفته دراماکویین واقعی هاراست
🤡1
این زن بالاخره گیرم انداخت برای خونه تکونی و نتونستم از زیرش در برم
ولی وقتی کارش گیره خیلی مهربون میشه
هارا بعد کشیدن یک مانگای رندوم بدون داستان خاصی:
من بعد دیدنش و ساختن تاکسیک‌ترین و بدترین ورژن ممکن از روی مانگا:
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌭1
Forwarded from ‌Cwtch :› (Lilū‹)
‍ ‍ ‌‌ ᘠ‌ 𝖼𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾 ⅌ ֺ۪ ⭒🐉

این پیام رو فوروارد کنین تا من براساس وایب دیلیتون شما رو به یه زبان برنامه‌نویسی تشبیه کنم، وجه اشتراکتون رو بنویسم و یه آرت با همون وایب تقدیمتون کنم.

— ظرفیت: تا وقتی که خط بخوره.
🔥1
بعد دو هفته سین زده میگم کجا بودی میگه توی تلگرام نیستم زیاد اینستا آنلاین میشم و دایرکتمو بعد یک هفته هنوز سین نکرده؟
چطور برینم بهش آروم شم رو نمی‌دونم
🤡2
Channel photo updated
Zee
Channel photo updated
میخواستم یه فن ارت از مونیکا بلوچی بذارم ولی دیدم خانمی خودش یه آرت به حساب میاد
👍1
میدونستین مونیکا بلوچی و بهروز وثوقی یه فیلم دارن و بزرگوار مثل بلبل فارسی حرف میزنه؟
🔥1
وای من خیلی برای این زن ناتوانم 🤌
👍1
با احترام هفت میلیون تومن چهار جلسه؟ عزیزم تو فحش بده یه چکم بزن ولی این مبلغ رو نیار 🗿
🤡1
خوب شد همون موقع دایرکتش رو ندیدم وگرنه روم نمیشد بگم تو حسابم هفت هزار تومنم نیست
🗿1
شقایق داشت درمورد دوستش و دلیل جداییشون حرف میزد اون وسط میخواست نشون بده دوستش چه شخصیتی داشت میگه اونم مثل تو درونگرای بیشعوره ولی تو گاهی خوبم هستی
🤡5🔥1
وقتی میگم دوستت دارم، یعنی «تو»ی خوشحال سرحال همراه، برام با «تو»ی غمگین سوگوار ترسیده فرقی نداره. یعنی دوستت دارم وقتی عصبانی‌ای و باهام دعوا می‌کنی، وقتی ترسات سواری میگیرن ازت و منو از خودت میرونی. من صبر میکنم حالت خوب بشه.
👍3
Forwarded from Sun's yard
برایِ ⵓ https://news.1rj.ru/str/sentinel_of_magic

برف می‌بارید و من زیر چتر بنفشی که برام خریده بودی، تنها ایستاده بودم. آهنگ موردعلاقه‌ات پخش می‌شد و دست آزادم که داشت از سرما به خارش می‌افتاد هم کتابی که همیشه دلت می‌خواست داشته باشی رو حمل می‌کرد.
من شده بودم تو. همه‌چیز من توی تو خلاصه می‌شد. پلی‌لیستم شده بود آهنگ‌های تو، کتاب‌هام همه چیز‌هایی بودن که تو می‌خوندی. طعم قهوه‌ی موردعلاقه‌ام عوض شده بود و حتی جوری که تو می‌خواستی لباس می‌پوشیدم.
اگه از من می‌پرسیدن تو کی هستی قطعا خودم رو با تو تعریف می‌کردم. من خودم رو تو می‌دونستم و زندگیم رو با تو ساخته بودم.
اما حالا اینجام، روی تخت تیمارستان. نشسته‌ام بدون تو. نفس می‌کشم بدون تو. زندگی می‌کنم بدون تو. از آهنگ گوش دادن متنفر شدم چون نمی‌تونم چیزی گوش کنم جز آهنگ‌های تو.
این آدم‌های سفیدپوش قرص به دست به من می‌گن برنمی‌گردی تو اما من هنوز می‌شنوم صدات رو. می‌دونم هنوز نفس می‌کشی چون توی سرمی. هنوز می‌بینمت وقتی به سمتم میای و دستت رو دراز می‌کنی تا بگیرمش اما تا انگشتم به لمس تو نزدیک می‌شه محو میشی یهو.
از دستت ناراحتم چون متوجهم داری ترکم می‌کنی. می‌بینم با هر قدمی که بهت نزدیک‌تر می‌شم تو دورتر می‌شی و فاصله می‌گیری. آخه کجا می‌ری؟ من که گفتم خلاصه می‌شم توی تو. هرچقدر بیشتر از قرص‌های رنگی رنگی رو قورت می‌دم قدم‌هات هم دورتر می‌شن و دارم روانی می‌شم بدون تو.
این نامه رو می‌ذارم زیر بالشم و بیا ببرش. بخونش و دیگه برنگرد چون من وجود ندارم بدون تو. این شکلات‌های رنگارنگ درمان‌کننده کاش تاثیر نداشتن چون دارن می‌گیرنت از من. ولی اگه تو با چندتا قرص قراره فاصله بگیری ازم همون بهتر که بری.
𓂐