بابا داره به مامان میگه دوست دارم عکس تو رو بذارم رو گوشیم هربار دلم برات تنگ شد بهش نگاه کنم ولی گوشیم دست بقیهست نمیشه
🔥6
خالهی بزرگ من طفلک زن خیلی مظلومیه بعد من همیشه میشنیدم شوهرش آدم خوبی نبود (فوت شده) ولی خب از این مردایی بود که میزبان خوبی بود و از همون بچگی من هر وقت میرفتم خونشون خیلی مهربون بود به نظرم، بگو بخند داشت و کلا هیچوقت درک نمیکردم چرا توی خانواده و فامیل همه انقدر ازش بدشون میاد
خلاصه بحث سر یکی از پسرای همین خالم بود که خیلی بدشانس بود تو زندگیش با اینکه برعکس بقیهی خواهر برادرهاش خیلی آدم خوب و مهربونی بود اما زندگیش خوب نگذشت
مامانم یه چیزی از باباش گفت که من ریختم کرک و پرم موند
مامانم یه چیزی از باباش گفت که من ریختم کرک و پرم موند
این شوهرخالهی مرحوم من معلم بود و اسم و رسمی داشت اما گویا همیشه خیانت میکرد جدای اینکه خالم رو هم خیلی کتک میزد حالا این باز اوکی بدترش میدونین چیه؟
گویا وقتی خالم سر همین پسرخالم حامله بود این آقا توی یه روستایی معلم بود اونجا یه دختر کلاس پنجمی رو راضی کرده بود و باهاش رابطهی جنسی داشت و جوری بود رابطهشون که دختره اومده به خالم گفته من تو خونتون یه گوشه زندگی میکنم فقط بذارین با هم باشیم 😐😂
وقتی هم خالم فهمیده و با هم بحثشون شده زنش که ماه آخر بود رو کتک زده و سر همین پسرش زودتر به دنیا اومد
گویا وقتی خالم سر همین پسرخالم حامله بود این آقا توی یه روستایی معلم بود اونجا یه دختر کلاس پنجمی رو راضی کرده بود و باهاش رابطهی جنسی داشت و جوری بود رابطهشون که دختره اومده به خالم گفته من تو خونتون یه گوشه زندگی میکنم فقط بذارین با هم باشیم 😐😂
وقتی هم خالم فهمیده و با هم بحثشون شده زنش که ماه آخر بود رو کتک زده و سر همین پسرش زودتر به دنیا اومد
و شاید با خودتون بگین خب چرا جدا نشد؟
برای همین دلیل تکراری «اگه من جدا شم بچههام چی؟» و آره موند توی اون زندگی اما تاثیری روی اون آقا داشت؟ متاسفانه خیر
مامانم میگفت وقتی همین پسرخالم یکم رو پا شد جلوی باباش وایستاد تا دیگه مامانش رو کتک نزنه وگرنه نه تنها خیانت بر جا بود کتک زدن هم جزو روتین زندگیشون بود
یادمه پسرخالم به بابام میگفت عمو ای کاش تو بابام بودی
موقع مرگش هم خالم میگفت من راحت شدم و این خیلی ناراحت کننده بود جدی
برای همین دلیل تکراری «اگه من جدا شم بچههام چی؟» و آره موند توی اون زندگی اما تاثیری روی اون آقا داشت؟ متاسفانه خیر
مامانم میگفت وقتی همین پسرخالم یکم رو پا شد جلوی باباش وایستاد تا دیگه مامانش رو کتک نزنه وگرنه نه تنها خیانت بر جا بود کتک زدن هم جزو روتین زندگیشون بود
یادمه پسرخالم به بابام میگفت عمو ای کاش تو بابام بودی
موقع مرگش هم خالم میگفت من راحت شدم و این خیلی ناراحت کننده بود جدی
Zee
چون لی لئو دبیو کرد رفتم بویزپلنت رو دیدم اما الان از اینکه کانگمین بین هشت نفر نبود ناراحتم
قراره هربار این تیم رو دیدم بابت اینکه کانگمین عزیزم دبیو نکرد ناراحت بشم و به ام نت برای اینکه این گروه رو هم نه نفره نکرد فحش بدم
Zee
حدس بزنین چه آهنگی رو از ظهر تکرار میکنم؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حالم داره ازش بهم میخوره ولی وان سرکل وان سرکل وان بیگ سرکل
خیلی جدی چرا دیگه سان شاین تو منوی هیچ کافه ای پیدا نمیشه
من دلم میخواد برم سان شاین بخورم اما با یه مشت اسم عجیب و بدمزه روبهرو میشم
من دلم میخواد برم سان شاین بخورم اما با یه مشت اسم عجیب و بدمزه روبهرو میشم
Zee
خیلی جدی چرا دیگه سان شاین تو منوی هیچ کافه ای پیدا نمیشه من دلم میخواد برم سان شاین بخورم اما با یه مشت اسم عجیب و بدمزه روبهرو میشم
منوهای جدید اینجوری شدن که تو برو یه فحش بده، میبینی اسم یه نوشیدنیه تو کافه!