خواهرم دکتری روانشناسی داره خب بعد این برام تعریف میکرد که برای ارشد یه دختری باهاشون بود نزدیک سی سالش و این دختر با یه پسر هیفده ساله رابطه داشت و رابطه هم خیلی جدی بودا اینجوری که همیشه براش هدیه میخرید پسره میومد خونش آخرین بار براش یه آیفون گرفته بود و خلاصه هر چی کار میکرد و در میآورد برای این پسره خرج میکرد
و این خانم هم برنامه داشت با خواهرم اینا برای دکتری آماده بشه اما کل تمرکزش روی اون پسر بود
خواهرم همیشه میگفت خب عزیز من تو ده دوازده سال بزرگ تر از این پسری چیکار با یه پسر نوجوون داری؟ بشین درست رو بخون بیا من خودم کمکت میکنم (البته چون آرین هم توی همین سن و سال ها بود جرات نداشت به هیچ عنوان این دختر رو وارد زندگیش کنه 😂) ولی خانم میگفت نه ما حرف زدیم قراره با هم ازدواج کنیم و یکم دیگه بزرگ بشه میاد پیش من زندگی میکنه و جدی ایم و این حرفا
خواهرم همیشه میگفت خب عزیز من تو ده دوازده سال بزرگ تر از این پسری چیکار با یه پسر نوجوون داری؟ بشین درست رو بخون بیا من خودم کمکت میکنم (البته چون آرین هم توی همین سن و سال ها بود جرات نداشت به هیچ عنوان این دختر رو وارد زندگیش کنه 😂) ولی خانم میگفت نه ما حرف زدیم قراره با هم ازدواج کنیم و یکم دیگه بزرگ بشه میاد پیش من زندگی میکنه و جدی ایم و این حرفا
خلاصه این خانم با وجود اختلاف شدید خانوادهی پسره این رابطه رو نگه داره و گویا چند ماه قبل هیفده سالگی رابطه شروع شد و تا نوزده سالگیش هم ادامه داشت
این خانم که کامل بیخیال درس داشت و خواهرم و باقی دوستاش هرچقدر تلاش کردن نتونستن منصرفش کنن که حداقل درسش رو ادامه بده
اون پسر رسید به نوزده سالگی خانوادش پاشون رو کردن توی کفش که براش زن بگیرن و این خانم وقتی این رو شنید میرفت جلوی خونشون و سروصدا که نه ما عاشق همیم به من قول ازدواج داده و ما مال همیم و من کلی براش خرج کردم
گویا توی یکی از همین روز ها مادر و پدر پسره این خانم رو که باز رفته بود جلوی خونه کتک میزنن و خانم هم میره شکایت میکنه اونا هم هم پول دیه رو میدن هم اون گوشی و چیزمیزایی که گرفته بود برای پسرشون رو پس میدن برای پسره زن میگیرن و دختره هم درسش رو که ول کرده بود خانواده هم وقتی این چیزا رو فهمیدن کاملا ردش کردن آبروش هم رفت و از اون شهر رفت و چند وقت پیش یکی از دوستای خواهرم میگفت اون رو دیده که انگار معتاد شده و خیلی عوض شده اصلا اون دختری که میشناختیم نبود
این خانم که کامل بیخیال درس داشت و خواهرم و باقی دوستاش هرچقدر تلاش کردن نتونستن منصرفش کنن که حداقل درسش رو ادامه بده
اون پسر رسید به نوزده سالگی خانوادش پاشون رو کردن توی کفش که براش زن بگیرن و این خانم وقتی این رو شنید میرفت جلوی خونشون و سروصدا که نه ما عاشق همیم به من قول ازدواج داده و ما مال همیم و من کلی براش خرج کردم
گویا توی یکی از همین روز ها مادر و پدر پسره این خانم رو که باز رفته بود جلوی خونه کتک میزنن و خانم هم میره شکایت میکنه اونا هم هم پول دیه رو میدن هم اون گوشی و چیزمیزایی که گرفته بود برای پسرشون رو پس میدن برای پسره زن میگیرن و دختره هم درسش رو که ول کرده بود خانواده هم وقتی این چیزا رو فهمیدن کاملا ردش کردن آبروش هم رفت و از اون شهر رفت و چند وقت پیش یکی از دوستای خواهرم میگفت اون رو دیده که انگار معتاد شده و خیلی عوض شده اصلا اون دختری که میشناختیم نبود
و این جزو معدود دفعاتیه از اینکه یه زن به این حال و روز رسید خوشحال شدم چون رسما یه نوجوون رو به بازی گرفت چندین سال هرجوری که میخواست باهاش رفتار میکرد و بعد هم واقعا فشار روحی و روانی به اون پسر نوجوون وارد کرد
Forwarded from (dear) darling. (ㅤ ꫂ 🦢)
𖥔 forward this message to your channel i'll check your channel and tell you which stray kids's album suits your channel aesthetic.
limit : till it crosses
یه چیزی خیلی خنده داره
در هر دوره ای زنها باید سخت ترین و خطرناک ترین کارها رو برای زیبایی و استاندارد زیبایی میکردن و این چرخه هنوز هم ادامه داره
در هر دوره ای زنها باید سخت ترین و خطرناک ترین کارها رو برای زیبایی و استاندارد زیبایی میکردن و این چرخه هنوز هم ادامه داره
خب گیشاها توی ژاپن گذشته نه الان دو حالت داشتن یا فاحشهی آموزش دیده بودن یا هنرمندهای گرون قیمت و خاص
اما از کجا میان و چطور بزرگ میشن؟ گیشا ها معمولا از سن کم پنج تا هفت سالگی از خانواده ها خریده میشن و از همون موقع تحت آموزش های خیلی سختی قرار میگرفتن
چطور بشینن، چنگ بزنن، برقصن، لباسهای سنگین رو تحمل کنن و حتی کلیهشون رو کنترل که روزی بیشتر از یکبار دستشویی نکنن، چطور آرایش کنن، جوری راه برن که صدای پاشون شنیده نشه و... اما مهم ترینش اینه که چطور تحمل کنی تا مرد ها هر جوری میخوان باهاتون رفتار کنن و اعتراضی نکنید و البته تمام این آموزش ها هم براتون قرض اضافه می سازه که روی اون پولی که پدرتون گرفت اضافه میشه و باید کل زندگیتون تلاش کنید پرداخت کنیدش
اما از کجا میان و چطور بزرگ میشن؟ گیشا ها معمولا از سن کم پنج تا هفت سالگی از خانواده ها خریده میشن و از همون موقع تحت آموزش های خیلی سختی قرار میگرفتن
چطور بشینن، چنگ بزنن، برقصن، لباسهای سنگین رو تحمل کنن و حتی کلیهشون رو کنترل که روزی بیشتر از یکبار دستشویی نکنن، چطور آرایش کنن، جوری راه برن که صدای پاشون شنیده نشه و... اما مهم ترینش اینه که چطور تحمل کنی تا مرد ها هر جوری میخوان باهاتون رفتار کنن و اعتراضی نکنید و البته تمام این آموزش ها هم براتون قرض اضافه می سازه که روی اون پولی که پدرتون گرفت اضافه میشه و باید کل زندگیتون تلاش کنید پرداخت کنیدش
Zee
خب گیشاها توی ژاپن گذشته نه الان دو حالت داشتن یا فاحشهی آموزش دیده بودن یا هنرمندهای گرون قیمت و خاص اما از کجا میان و چطور بزرگ میشن؟ گیشا ها معمولا از سن کم پنج تا هفت سالگی از خانواده ها خریده میشن و از همون موقع تحت آموزش های خیلی سختی قرار میگرفتن…
حالا گفتم دو مدل گیشا بودن؟
مورد دوم که هنرمندهایی بودن که با هیچ مردی نمیخوابیدن و فقط توی مهمانی ها همراهی میکردن میرقصیدن و مینواختن، این ها خوشبخت ترین ها بودن
از بین همه با استعداد ترین، زیبا ترین و پرطرفدار ترین گیشا میتونست به این جایگاه برسه و انقدر بزرگ بشه که برای مردها دست نیافتنی بشه به حدی که فقط برای یکبار چای خوردن باهاش کلی پول بدن.
ولی سر بقیه چی بلایی میومد؟ به ترتیب هرچقدر مقام ها پایین میومد خدماتی که به مشتری میدادن هم بیشتر میشد تا میرسید به پایین ترین گیشاها این ها کسایی بودن که یا ظاهر خوبی نداشتن یا سنشون بالا بود و توانایی و هنر بالایی نداشتن میرفتن توی چای خونه ها تن فروشی میکردن اما با فاحشه های عادی خیلی فرق داشتن
اول از همه اون ها نمیتونستن مشتری رو انتخاب کنن و دوم اگه مشتری کمترین نارضایتی ازشون داشت به بدهیشون به گیشاخونه اضافه میشد پس حق هیچ اعتراضی نداشتن و مشتری هرکاری دلش میخواست میکرد
مورد دوم که هنرمندهایی بودن که با هیچ مردی نمیخوابیدن و فقط توی مهمانی ها همراهی میکردن میرقصیدن و مینواختن، این ها خوشبخت ترین ها بودن
از بین همه با استعداد ترین، زیبا ترین و پرطرفدار ترین گیشا میتونست به این جایگاه برسه و انقدر بزرگ بشه که برای مردها دست نیافتنی بشه به حدی که فقط برای یکبار چای خوردن باهاش کلی پول بدن.
ولی سر بقیه چی بلایی میومد؟ به ترتیب هرچقدر مقام ها پایین میومد خدماتی که به مشتری میدادن هم بیشتر میشد تا میرسید به پایین ترین گیشاها این ها کسایی بودن که یا ظاهر خوبی نداشتن یا سنشون بالا بود و توانایی و هنر بالایی نداشتن میرفتن توی چای خونه ها تن فروشی میکردن اما با فاحشه های عادی خیلی فرق داشتن
اول از همه اون ها نمیتونستن مشتری رو انتخاب کنن و دوم اگه مشتری کمترین نارضایتی ازشون داشت به بدهیشون به گیشاخونه اضافه میشد پس حق هیچ اعتراضی نداشتن و مشتری هرکاری دلش میخواست میکرد
Zee
حالا گفتم دو مدل گیشا بودن؟ مورد دوم که هنرمندهایی بودن که با هیچ مردی نمیخوابیدن و فقط توی مهمانی ها همراهی میکردن میرقصیدن و مینواختن، این ها خوشبخت ترین ها بودن از بین همه با استعداد ترین، زیبا ترین و پرطرفدار ترین گیشا میتونست به این جایگاه برسه و…
گیشا ها تا سالها بدون هیچ درآمد اضافه ای از بچگی اونجا کار میکردن و بعد از تموم شدن بدهیشون وقتی که بالاخره آزاد میشن میفهمن هیچی بلد نیستن هیچ پولی ندارن و مردم با چشم خوبی بهشون نگاه نمیکنن
اون دوره چنگ زدن، رقصیدن و خیلی کارهایی که گیشاها از بچگی یاد گرفته بودن مخصوص خودشون بود و مردم عادی تمایلی بهش نداشتن پس اینجوری نبود که از اونم بتونن در راهی جز این استفاده کنن پس درنهایت یا دوباره گیشا میشدن یا فاحشه و اگه خوش شانس بودن یکی از مشتری های قدیمی اونا رو معشوقهی خودشون میکرد درکل دستشون انقدر باز نبود که بتونن کار زیادی بکنن
چون تمام عمرشون فقط تمرین کردن چطور به مردها خدمات بدن نه کارهای خونه و بدنی بلدن نه هیچ هنر دیگه ای
اون دوره چنگ زدن، رقصیدن و خیلی کارهایی که گیشاها از بچگی یاد گرفته بودن مخصوص خودشون بود و مردم عادی تمایلی بهش نداشتن پس اینجوری نبود که از اونم بتونن در راهی جز این استفاده کنن پس درنهایت یا دوباره گیشا میشدن یا فاحشه و اگه خوش شانس بودن یکی از مشتری های قدیمی اونا رو معشوقهی خودشون میکرد درکل دستشون انقدر باز نبود که بتونن کار زیادی بکنن
چون تمام عمرشون فقط تمرین کردن چطور به مردها خدمات بدن نه کارهای خونه و بدنی بلدن نه هیچ هنر دیگه ای
Zee
گیشا ها تا سالها بدون هیچ درآمد اضافه ای از بچگی اونجا کار میکردن و بعد از تموم شدن بدهیشون وقتی که بالاخره آزاد میشن میفهمن هیچی بلد نیستن هیچ پولی ندارن و مردم با چشم خوبی بهشون نگاه نمیکنن اون دوره چنگ زدن، رقصیدن و خیلی کارهایی که گیشاها از بچگی یاد…
و درکل زندگی یه دختر بعد از اینکه پدرش توی بچگی تصمیم میگیره اون رو بفروشه نابود میشه
چون گیشاها حق ندارن عاشق بشن و ازدواج کنن تا زمانی که اونجان و حق ندارن رابطهای جز همون مقدار که مشتری پول داده داشته باشن عملا تبدیل میشن به عروسک های خوشگلی لباس های گرون میپوشن و کل عمر یاد گرفتن چطور یه مرد رو اغوا کنن
گیشا هنوز هم هستا ولی خب دیگه نه زیادن نه مثل قبل بیشتر دارن کار اون گیشاهای بالا رتبه رو میکنن یعنی فقط توی مهمونی ها همراهی میکنن و سازهای قدیمی رو میزنن و میرقصن و اتفاقا خیلی هم محترمن اما زمانی گیشا شدن و فاحشه شدن فقط توی لباسی که میپوشید و آموزش هایی که میدیدن بود
چون گیشاها حق ندارن عاشق بشن و ازدواج کنن تا زمانی که اونجان و حق ندارن رابطهای جز همون مقدار که مشتری پول داده داشته باشن عملا تبدیل میشن به عروسک های خوشگلی لباس های گرون میپوشن و کل عمر یاد گرفتن چطور یه مرد رو اغوا کنن
گیشا هنوز هم هستا ولی خب دیگه نه زیادن نه مثل قبل بیشتر دارن کار اون گیشاهای بالا رتبه رو میکنن یعنی فقط توی مهمونی ها همراهی میکنن و سازهای قدیمی رو میزنن و میرقصن و اتفاقا خیلی هم محترمن اما زمانی گیشا شدن و فاحشه شدن فقط توی لباسی که میپوشید و آموزش هایی که میدیدن بود
این حرومزاده ها فقط گوز گوز میکنن اما هروقت توی شرایط بدی گیر میکنن از باقی کشورها کمک میگیرن و توی کنترل کردن ساده ترین چیزها هم ناتوانن و یه خسارت بزرگ میسازن
👍8
Forwarded from Challenge
🖤 @Sentinel_of_Magic
پلیلیستت از یه کشمکش درونی عمیق حرف میزنه. انگار بین گذشته و آینده، بین عشقهای قدیمی و جاهطلبیهای جدید گیر کردی.
از یه طرف با یه نوستالژی سنگین و عشقی که مثل "جاذبه" تو رو میکشه درگیری و از طرف دیگه یه انرژی خشمگین و قاطع برای حرکت به جلو و گفتن "نه" به چیزهایی که دیگه نمیخوای داری. توی این بین، دنبال یه "اهنگ خروج" هستی تا از این وضعیت بیرون بیای و خودت رو پیدا کنی.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Challenge
این قشنگ ترین توصیف برای آشفتگی پلی لیست و ذهنمه
واقعا قشنگ بود توضیحت ممنون برای چالشت عزیزم
واقعا قشنگ بود توضیحت ممنون برای چالشت عزیزم