Zee
انتظار نداشتم اما واقعا آهنگ جدید جسپر رو دوست داشتم
باز حق انتخاب داشتین و بدترین ها رو انتخاب کردین؟
مگه توضیح ندادم استفادهی این ایموجی ها برای چیه که برای نظرات فاخر من استفاده میکنین؟
مگه توضیح ندادم استفادهی این ایموجی ها برای چیه که برای نظرات فاخر من استفاده میکنین؟
👎2👍1
Zee
#challange این پیام رو بفرستید توی دیلیهاتون تا با توجه به وایبی که از دیلی و خودتون میگیرم یکی از آهنگای پلی لیستم که بهتون میخوره رو براتون بفرستم. (دیلیتون محتوایی جهت شناخت شخصیتتون داشته باشه)
جواب ها رو گذاشتم عسلای من فقط به اون بخش از آهنگ که منشن کردم توجه کنین اون مخصوص شماست 🤭
👍1
از اهنگای ریری خوشم نمیاد اما جوی که درست کرده و چالشایی که خانمای خوشگل باهاش میرن رو خیلی دوست دارم
👍6
Takhayoli challenges
Zee🎀
چقدر خوشگله هم خودش هم لباسش هم اکسسوری هاش هم تمش هم همه چیزش
ممنون عزیزم
ممنون عزیزم
🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گینتاما هیولای زیر تخت کپی رایته که نمیذاره بخوابه
اولین کلمهای که گفتم نه مامان بود نه بابا «آب بده» بود و هیچکس هم نمیدونه چطور اینو یاد گرفتم و از یه جا به تصمیم گرفتم تکرارش کنم
کی بهشون گفته اون موی زیر بغل که از موی سر من بیشتر و بلند تره رو شیو نکنن جذابه؟
بزن اون گوه رو وسط فیلم با دیدنش روانم به هم نریزه
بزن اون گوه رو وسط فیلم با دیدنش روانم به هم نریزه
👍10
Zee
اولین کلمهای که گفتم نه مامان بود نه بابا «آب بده» بود و هیچکس هم نمیدونه چطور اینو یاد گرفتم و از یه جا به تصمیم گرفتم تکرارش کنم
اولین داستانی که رسماً از سمتم نوشته شد (آخریش هم بود) اول ابتدایی بود که باید یه کتاب مینوشتیم برای یه جشنواره
اون موقع من داستان رو گفتم خواهرم همون رو نقاشی کرد و نوشت و یادمه کلی هم جایزه گرفتم واسش
اون موقع من داستان رو گفتم خواهرم همون رو نقاشی کرد و نوشت و یادمه کلی هم جایزه گرفتم واسش
اه کاش دفتر انشای دورهی راهنمایی رو داشتم
اون تایم برای انشاهام همیشه داستان کوتاه دو سه صفحه ای مینوشتم اتفاقا معلممون هم خوشش میومد همیشه میگفت برم بخونم
اون تایم برای انشاهام همیشه داستان کوتاه دو سه صفحه ای مینوشتم اتفاقا معلممون هم خوشش میومد همیشه میگفت برم بخونم
یه رمان هم نوشته بودم راهنمایی نمیدونم چی شد اول دبیرستان افتاد دست یکی از دوستام و یهو دیدم کل بچههای مدرسه خوندن داستانو بعد میومدن پیشم تعریف میکردن
اونم اولین باری بود چیزی مینوشتم که بازخورد مستقیم گرفتم
اونم اولین باری بود چیزی مینوشتم که بازخورد مستقیم گرفتم
🔥2
یکی از خواهرزاده هام بچه که بود عاشق این بود براش قصه بگم و من براش داستان رو سریالی کرده بودم و هرشب قبل خواب یکمش رو میگفتم تا وقتی تموم میشد و میخوابید
یادم اومد یه کتاب دیگه هم خواهرم برام درست کرده بود برای مدرسه اما حتی نمیدونم کلاس چندم بودم دقیق
فقط اون صحنه که خواهرم برام شخصیت هاش و نقاشی میکشید رو یادمه
فقط اون صحنه که خواهرم برام شخصیت هاش و نقاشی میکشید رو یادمه