Zee – Telegram
113 subscribers
1.61K photos
547 videos
6 files
160 links
I'm gonna wait 'til the stars come out
And see that twinkle in your eyes
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلم میخواد گینتاما ریواچ کنم
ولی می‌خوام بمونم با دوست پسر آیندم ببینم باز
و از طرفی هم منتظر قسمتای جدیدی که قراره بیاد هم هستم
عه راستی برای اینکه قراره ادامه گینتاما برسه هیچ‌جا سیمپ بازی درنیاوردم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من الان دارم به این فکر میکنم اونی که داره اینجارو سین میزنه با خودش میگه این یارو چقدر اسکله و شاید هم مسخرم کنه و دقیقا به خاطر همین افکار مالیخولیایی دارم عصبی میشم و سردرد میگیرم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لینو قراره موهاشو رنگ کنه
یعنی میشه همچین ورژنی از خودش رو بهم هدیه بده؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من خواب نمی‌بینم
ولی الان که از شدت خستگی برای اولین بار قبل یک خواستم بخوابم یه چیز خیلی ترسناک دیدم
و جایی ترسناک تر میشد که من میدونستم این خواب نیست ولی اینم میدونستم که واقعی هم نیست ولی یا وجود هردو مثل سگ ترسیدم و به زور چشامو باز کردم
الانم با وجود خستگی بی هوش کننده نمی‌خوام بخوابم
نیاز دارم یکی بغلم کنه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خب من وقتی که به خاطر یک فکر کوچولو انقد حس بیچارگی و ترس میکنم به این فکر میکنم که اگه تنهایی برم یه کشور چند قاره اونور تر که هلاک میشم
کنسله من قرار نیست از بغل مامانم جایی بزم شما ها جای من برین
ساحل بودیم چندتا خانم چادری بودن یکی بهم گفت عزیزم شالتو سرت کن بلافاصله خانم کناریش با لحن بدی گفت انگار بکشه پایین چه تاثیری داره
خواهرم برگشت سمتش گفت چه طرزه برخورده یکبار گفت میخواست سرش کنه دیگه بی ادبی نیاز نبود
بعدم شال و از دور گردنم برداشت دستش گرفت گفت اصلا نمی‌خواد سرت کنی:)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز تو سوار تاکسی شدم بدون روسری بودم بعد دیدم راننده و یکی از مسافرا دارن سر همین موضوع حرف میزنن که اون همه بدبختی مردم ربطی به چهارتا تارموی دختر مردم نداره و از این حرفا
بعد یه پیرمردی بعد من سوار شد و شروع کرد به چرت و پرت گفتن که آره دخترا مستن که مو در میارن و از شکم سیریه و قانونه آقاهه بهش گفت حاج آقا حتما شما هیزی که با این چشم به دختر مردم نگاه می‌کنی خلاصه با راننده کلی دعوا کردیم با پیرمرده تهشم قهر کرد بدون دادن کرایه از ماشین پیاده شد مرده به جاش کرایشو هم داد
خلاصه اگه مرده یکم جوون تر بود خودم میرفتم ازش خواستگاری میکردم بس که باشعور بود