ShnText – Telegram
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما مرد نیستیم

مث اون دختری که پرده‌شو دوخته
و اون که پول نداشت تو آتیش سوخته
مث مادرم با اون زندگی زوری
زنی که خلاصه شده تو قابلمه و قوری
کسی تا حال نتونسته ببینه بدنشو
کسی از سر نتونسته بگیره روسریشو
می‌گفت بعد مرگ می‌برنش جهنم
می‌گفت آدمو از سرِ مو آویزون میکنن
گفتم مگه نگفتن بهشت زیر پای شماست؟
مامان بهشت سر کاریه بیا دنیا رو بچسب
می‌گفت: اذون داره میگه مو تنم سیخ شده گفتم می‌ترسی؟ ترس به روحت میخ شده
هفتاد سال زن بوده یعنی کلفَت
یعنی چیزی تو زندگیش ندید جز خفّت
زنی که گناه بود بودنش ولی بی جرم
زنی که استحاله کرده بودنش تو فرم
کسی که خیانت نکرد به شوهرش، چی شد؟
پنجاه سال فحش شنید و کتک خورد!
باید توسری بخوره، بمیره، نفس نکشه
عکس هیچ پرنده‌ای رو بی قفس نکشه
زنی که همیشه یه سایه اونو می‌پایید
عروسکی که مَرد به هر شکل باهاش می‌خوابید

تو بوی سیلی و شلاق میدی خانم
تا کی میخوای به مردا باج بدی خانم؟
مث وطن شدی همدم ولگردا
تقدیر تو دست توئه واسه فردا !
تو بوی زمینِ سوخته‌مونو میدی خانم
تو هم از عرش به فرش رسیدی که خانم
ما که از مَردی مُردیم لااقل تو زن باش
یه کم از اون عطر غیرتت رو ما هم بپاش

ما که از مردی مردیم و چیزی ندیدیم
از تو کتاب اسم رستمو فقط شنیدیم
که اگه اونم بود امروز حتماً کراکی بود
رستم امروز از جنس بد شاکی بود
رستم اگه بود واسش جرم می‌ساختن
تو گردنش آفتابه لگن مینداختن
شاید میرفت جنگ و برمیگشت احترام داشت
سرتیپ سپاه میشد، تو دُبی سهام داشت
رستم می‌تونست حتی به قولی گنجی شه
یه کم کانت و پوپر بخونه فرنگی شه
میشد اسلامو سکوالریستی تعبیر کنه
میشد قرآنو تو هرمنوتیک تفسیر کنه
میشد فیلم بسازه تو کَن تقدیر بشه
میشد جوک بگه معترض تعبیر بشه
شاید میرفت اروپا الان دو تا پاس داشت
اونجا تاکسی میروند اینجا الگانس داشت
تو هر عید میرفت تو کنسرتا می‌رقصید
دیگه حرف سیاسی نمی‌زد، می‌ترسید!
رستم اگه بود می‌گفت جدم عرب بود
خزر مالِ روسا خلیج، خلیجِ عرب بود
رستم اگه امروز بود رستمو از یاد می‌برد
شاهنومه بیست سى سال تو طاقچه خونه خاک می‌خورد

خانم ما مرد نیستیم تو رومون خط بکش
پرچمو بگیر خودت بشو رئیس جنبش!
ما که از مَردی مُردیم لااقل تو زن باش
یه کم از اون عطر غیرتت رو ما هم بپاش
تو بوی زمینِ سوخته‌مونو میدی خانم
تو هم از عرش به فرش رسیدی که خانم
ما که از مَردی مُردیم لااقل تو زن باش
یه کم از اون عطر غیرتت رو ما هم بپاش
#ما_مرد_نیستیم
ShnText.t.me
بامداد

یه مرد که واژه‌ی مردو رو سفید کرد
یه مرد که مرگو واسه انسان بعید کرد
یه دشت بود که کوه پیشش زانو زد
یه مرد به شکل اسطوره‌ایِ هر درد
خط بطلانی بود روی تز سقوط عشق
اون تموم واژه‌ها رو دوباره تعبیر کرد
پر گرفت رو اوج قصه مرثیه نخوند
اون آب و آتش و تو شعر بغل هم نشوند
وقتی هر کی از سایه‌ی خودش دیگه میترسه
پشت هر دیوار یه کسی داره می‌لرزه
وقتی برادرمون یا رو داره یا تو بنده
وقتی به هر زن سرکش و یاغی میگن جنده
فروغِ شعرو تو زندگیمون تکثیر کرد
فریدونِ قصه رو دوباره تصویر کرد
گم نشد چشاشو رو مرگ اقاقی‌ها نبست
نشست اما وقتی که پاشو زدن نشست!
اون خم نشد تو اوج و ایستاده مرد
از خورش درگاه ضحاکی نخورد

پدر، تو تکثیر یه درد دوباره‌ای
پدر، تو معنی زندگی شاعرانه‌ای
پدر، تو خشم کوچه‌ای که تو مشتته
پدر، تو شاعر نسلی هستی که پشتته

وقتی دجال عشقو کشت و از معنی افتاد
تا از گلوی قناری آوازی در نیاد
شبی که حتی جلاد پای جوخه گریه کرد
نعره‌ی کاوه مُرد و تکبیرِ سرد،
پیچید توی کوچه پس‌کوچه‌های شهر
ننه دریا پسرای عمو صحرا رو حد زد
روزی که حافظو تو خیابونا چرخوندن
واسه خیامِ بی‌خدا حبس تعزیری بریدن
روزی که صادقو به جرم خودکشی کشتن
هرچی سگ ولگرده، شده بود تهمتن
ستاره دیگه تو آسمون نبود، تو اِوین بود
زیر پای تک‌تک بچه‌هامون مین بود
تموم پنجره‌ها بسته شد، سیاه شد
امید یه نفس راحت کشیدن تباه شد!
برادر، برادرو فروخت و پدر، مادرو
به لجن کشیدن هرچی اعتقاد و باورو
خدا نشست و گریه کرد و خداییشو پس داد
ابلیس از غصه مست کرد، هر چی خورد پس داد
کلمه‌ها رو که از تو کتابا دیگه شستن
هرچی واژه بود نشوندن و گردن زدن
مردونگی گم شد و از ریشه به ریش رفت
و گردن یه عده کلفت شد مفت از پول نفت
زنو دستمال پیچوندن و صیغه کردن
زبون سرخ اعتراضو زیرِ تیغه کردن
ولی من یه نسلم که از اصلم نیفتادم!
یه بغض شکسته‌ام و یه حنجره فریادم!
یه صورت سیلی خورده و یه کفن دردم
تو هر شکل و لباسی‌ام و زنم یا مردم
این روزاهم می‌گذره من با این امید زنده‌ام
این وضعیت عوض میشه
عوض میشه، می‌دونم!
این وضعیت عوض میشه
عوض میشه، می‌دونم!

پدر تو تکثیر یه درد دوباره‌ای
پدر تو معنی زندگی شاعرانه‌ای
پدر تو خشم کوچه‌ای که تو مشتته
تو شاعر نسلی هستی که پشتته
#بامداد
ShnText.t.me
زندگی سگی ما

ابلها! مردا!
عدوی تو نیستم من!
انکار توام!

دو تا "ت" بَده
تاریخ و ترک سیگار
مرض عادی میشه واسه جماعت بیمار
مث درد پریود و یه کمی بیشتر
داری می‌میری ادای زنده‌ها رو در نیار
لکه خون گوشه لبته چسبیده وردار
"من و این خانوم رابطه‌ای نداریم سرکار"!
باید بلند بگی ولی خب شاش‌بند شدی
به تو هیچ ربطی نداره شعارِ رو دیوار
می‌خوان خانوما و آقایون از هم تفکیک شن
بوش و لابی یهود ببین و تحریک شن
و مسیح آلت دم کوچه با دستمال یزدی
به قول "مریم هوله" نیچه تو لباس کُردی
یه هاله‌ی مقدس رو سر مترسک
یکی بزغاله می‌بینه همه رو یکی هم سگ
شکم سیر و مغر پیر و انقلاب مخملی
چریک کت شلواری و چه‌گوارای فوکُلی
سیاسیای مست و مستای معتقد
دکتر و پرفسور با پیشوند سید
مفتی بی‌ریشه و ریشه‌ی مفتی اُمت گشنه
کرم و کلام کذب و کشف و کتاب کهنه
دولت بیمار، ملت بیزار، مدیر غائب،
جوون و جلق و جهاد اکبر و امام نائب
شهید زنده و زنده‌های مرده بی کفن
چماق و چراغِ دین چلغوزای بی وطن
فردوسی خط امامی با سربند یا زهرا
حافظ یه بسیجی کلاچ به دست سر کوچه‌ها
حقوق بشرِ بشرِ بی‌هدف‌های شیرین
تلفیق مسجد با نمای کاخ سفید، کرملین
فمینیست مردونه حق زن میشه بازیچه
فالاچی با دامن مینی‌ژوپ و سبیل نیچه

این یعنی نقش من تو فیلم زندگی سگی
رول یه جنازه که زنده‌ست به همین سادگی
نفس کشیدن تو یه متن خسته با خط‌کشی
آخر قصه‌ی همه‌ست آخر سگ‌کُشی!!

دخترخاله‌ی محجبه، یاد هفت سالگی
زیر پتو دکتر بازی و کشف یک سادگی
زن همسایه، مشکل جنسی، شوهرِ بیکاره
سه سال حبس و یه آش نخورده، سکس نیمه کاره!
دوستی با دوست مامان و بیوه‌های تشنه لب
عاشق دختر همسایه فقط واسه یه شب!
شبای عاشورا و فیلم پورن و خونه خالی
شب شعر و روزای سگی و معشوق خیالی
حسرت بوسیدن لبت وسط خیابون!
عقده‌ی هم‌آغوشی با تو بی ترس زندون
دنبال کردنت تو خیابون و کوچه خلوت
یه گل پژمرده با نامه یا با ده دقیقه صحبت
یه قلب شونزده ساله که از ترس مامور می‌زنه
مامور اگه نبینه خونواده سرتو می‌زنه!
یه بکارتی که معنیش واسه‌ت غریبه
غیرت داداش و بابا که حالا شدن غریبه
فرار و خیابون و اعتیاد و فحشا،
قصه‌هایی که شاید تکراری شده واسه ما
مسیح عربده‌کش با دستمال یزدی
مریم واست هیچ شانسی نیست که به خونه برگردی
مریمِ بیوه و مریمِ بی حق حضانت
مریمِ بی ارث و مریمِ بی حق شهادت
مریم تو بنده واسه چند تا دونه امضا
مریمی که خودکشی شده توی بازداشتگاه
به نقش سیاهی لشکر تو فیلم راضی باش
چشاتو ببند و فقط به فکر بازی باش
خر شو، از خودت دست بکش، افول کن
ببند دهنتو! شرایطو قبول کن!
این سنت پیغمبره! بپذیر!
زن یا مرد، فرقی نمیکنه، بمیر!

این یعنی نقش من تو فیلم زندگی سگی
رول یه جنازه که زنده‌ست به همین سادگی
نفس کشیدن تو یه متن خسته با خط‌کشی
آخر قصه‌ی همه است! آخر سگ‌کُشی
#زندگی_سگی_ما
ShnText.t.me
فحش بده

یه کم فحش بده
فحش! فحش‌کشم کن
تحت تاثیر قرار نگیر دادا
گوش نکن

یه کم فحش بده، آروم شی حرجی نیست
کنتور نمیندازه برات و خرجی نیست
بریز بیرون و خالی شو
فحش کشم کن
تیزی تو دستته
ملسه! می دونی که چون
هموطنی، تحقیرم کنی
از تو کی بهتر،
وجدانو بذار کنار راحت باش پسر
من که کافی تحقیر شدم حالا تو دنیا
تو هم بی نصیب نذار ما رو یه چیزی بیا
دادا من که مثل بقیه تیزی دستم نی
فحش واسه تو دادنیه، واسه ما خوردنی
سن و سالو بذار کنار، زمونه عوض شده
هیکلو نبین، پیشت خاکیم و مردنی
ضایعم کن
میگن یه کم معروف شدم
نذار اسم در کنم
ضرر داره واسه من
وقتی فحش میدی، یه جورایی تحریک میشم
به حال خودمون بغض میکنم و شعر میگم
با خودم دس به یقه میشم و فحش میدم
من چند ساله دیگه از خودم بریدم
تو دلت پره! میدونم، تقصیر تو نیست
یقه یکی رو باید بگیر، ولی کسی نیست
می‌خوای بزنی بیرون
راه نیس
به من فحش بده
تو خفقانی منم کشیدم سخته

یه کم فحش بده
فحش! فحش کشم کن
تحت تاثیر قرار نگیر دادا
گوش نکن

با این شعر که نمیشه بری دم ارشاد
اینترنتی بزار خوب پخش شه
فحش بده
شاید مجوز بگیری
چون به من فحش دادی
ولی بدون که بازیچه دست اونا شدی
من با اینا شکر آبمو پنهان نکردم
اونچه که فکر میکردم
نوشتم و داد زدم
تو این سه سال، قد سی سال تاوون دادم
از هر سگ و ناسگی توهین شنیدم
همه دور و بریام آیه‌ی یأس خوندن
گفتن رپ نمیگیره
پاپ بخون! خندیدن
شاد بودن که بشنون زمین خوردنمو
آرزوشون این بود که ببینن جون کندنمو
ولی من زیر پای کسیو خالی نکردم
واسه پیشرفتم خ...مالی نکردم
من با شکم گرسنه رپ نوشتم
من تو قلب اروپا تو خیابون خوابیدم
قمپز چرا؟ چرا بگم گنگسترم؟
با ماشین مردم عکس بگیرم، عقده دارم
سه ساله اینجام و سه بار دیسکو نرفتم
شادیِ اینارو می‌بینم حسرت می‌خورم
منم حالی می‌خوام ولی خوب تو وطن خودم
دادا بده، بد دردیه درد کشیدن
حالا بشین و از ته قلبت فحش بده
کسی مث من فحش دادن داره، نه مگه؟

یه کم فحش بده! فحش! فحش‌کشم کن
تحت تاثیر قرار نگیر دادا
گوش نکن...
#فحش_بده
ShnText.t.me
عمو کریس

داستان ماس که راسته خاصِ خواستِ یه عده‌اس حالی بدم من
به آرین که کمر بچرخه، مغزشون وولی وولی بخوره
دست تو دست هم
لازم نیس مَست باشن کریس دی برگ و رجب وور
بذار ختم هرچی دیس و رجز بشه این کار، دستور!

نه جلومو نگیر بذار بگم این حقیقتو
بزار فاش کنم راز این خیانتو
این شعر به پنج زبون میره ترجمه میشه
واسه کسی که لایی میکشه تجربه بشه
کسی که واسه پول یه ملتو فروخته
می‌خواد کنسرت بده تو این زمینِ سوخته
حالا تهرون از لندن واست امن‌تره؟
کنسرت تو ایران از نون شب واجب‌تره
ولی من میدونم که تو دل تو چی میگذره
هنوز دیر نشده به خودت بیا بهتره
تو نمیشناسی کوچه پس‌کوچه‌های این شهرو
نمی‌دونی یه ذره از درد این مردمو
تو تو شهر خودت گنگستر دیدی
اینجا مامورا گنگسترن، شنیدی؟
آره امنه واسه تو، بیست تا بادیگارد داری
هنوز جایی نرفتی که شلوارتو دربیاری
شده جلو دیگرون یهو ضایعت کنن؟
میدونی تو چک چیه وسط جمعیت؟
تو که مایه رو می‌گیری اینا بازیه
فقط یکی سود می‌بره از قصه راضیه
ولی رو سِن نیگا نکن به چش مردم
شاید چش یه بچه زل بزنه بهت
شاید پاکیِ اون بچه بگیردت یه لحظه
به جوش بیاد شاید اون غیرتت

عمو کریس نخون، نخون تاوون داره
مهم اینه که فقط واسه‌ت پول توش داره؟

ببین عمو کریس واسه من از صلح قصه نخون
یه بلیط از کنسرتت سه شب شامه واسه‌مون
نیگا نکن که راحت قراره بری رو سِن
اینجا گوجه گرونه که نمیزنن بهت
اوکی دیره واسه‌ت دوباره کسب شهرت
ولی تو استفاده کن قشنگ از این فرصت
میخوای مثلا چی بگی؟ بگی صلح دوستی؟
ولی تو یه گرگی که رفتی توی پوستین
عجب! دو روزه فهمیدی اینجا آزادیه
کسی غمگین نیس همه جا شادیه
حتما دانشجوها رفتن اِوین مهمونی
بگو که آماری نداری از بند و زندونی
جمع کن بساطتو معنی عشقت چیه
بدون که خفقان تو جامعه بد دردیه
ما هشت و نُهمون پیچه به هم باز شدنی نیس
تو مث اینکه اصلا تو باغ نیستی کریس
آره تو زاییده‌ی همون استعمار پیری
که آدما رو میخوان تو بند و اسیری
مگه شما نبودین دشمنِ خونیِ گاندی؟
آقای کریس دی برگ تاریختو که خوندی؟
سانسور خوبه؟ واسه تو که فرقی نداره
تو کاری میکنی که فقط واست پول بیاره
من که لطفی نیستم یهو بشم منقلب
یه روز توده‌ای، یه روز ریشوی متقلب
اینجا باید دستمال بکشی و اذان بگی
اینجا یا تو ارشادی یا توی زیرزمین
اینجا اگه خودتو نفروشی باختی
نامجو اگه باشی یه کاری واسه‌شون ساختی
یه تریپ باید بیای از مولا علی
یا هو "کریس دی برگ" همون ممدلی
نه عمو به هیکل تو نمیاد این حرفا
تو لاوی، نازی، یه چیز تو این مایه‌ها
نه تو معترضی نه آرین صدای نسل ماست
آرین که درگیر قر و کمر و این حرفاس
ببین از رپ و راک کیا مجوز دارن
جز اونایی که هر چی ارشاد گفت میخونن
برو بپرس حقیقت لخته تو خیابونه
میدونی چن نفر واسه موسیقی ویلوونه؟
بپرس چن نفر واسه هنر آواره شدن؟
چقد از جوونا تو سری خوردن و بریدن؟
کریس به خودت بیا آخر عمری برات بده
یه روز میاد که از این کارت میشی شرمنده
از صفای این مردم سواستفاده نکن
کریس برگرد برو تو همون انگلیست بخون!

عمو کریس نخون نخون تاوون داره
مهم اینه که فقط واسه‌ت پول توش داره؟
#عمو_کریس
ShnText.t.me
حرف زن

نزن، به اون کسی که باور داری، نزن
تو دستت قویه، ظریفه صورت این زن
به خدا همه‌ی تنم اینجا داره می‌لرزه
کی گفته پسرامون اوباشن، دخترامون هرزه؟
آره این درد مث یه غده تو سینمه
گمون نکن هرچی میگم از روی کینه‌مه
این یه شعر نیست، این یه بغض خفه شده‌س
ترانه نیست این یه فریاده تو بن‌بست
این یه زخمه که تو خلوت منو میخوره
تو عمق فاجعه‌ی صورت خونینت می‌بَره
تو چشات از حادثه سیاهه، میدونم
میگن نفس بودنت گناهه، میدونم
تو مث مرواریدی، اما نه واسه زینت
ظریفی، زیبایی، گرونی، اینه صحبت
آدما مریضن، تو بودنت سلامت داره
آره تو گناهی، گناهی که برکت داره

آره می‌جنگم واسه هر چیزی که مال منه
اسلحه‌م صدامه، بلند میشه این حق زنه

نمیخوام برام نقشِ یه دلسوزو بیای
بیخود میگی ضعیفم، من شیرم، تو کجایی؟
دیگه نمیخوام واسه‌م مرثیه سر کنی
همین شعرم میشه واسه تو یه تودهنی
نگاه نکن روسری رو سرمه، این جبره
من معتقد نیستم که راه حلش صبره!
این یعنی حقمه زندگی، من یه آدمم
بگو میخوام ببینم، بگو تو چی از تو کمم؟
بذار دو دقیقه بگم مث یه زن حرفمو
آدم آدمه، تو باید بفهمی دردَمو
قد یه تاریخ حقمو گرفتن و بردن
نوبتی هم نوبتمه، قدیمیام مُردن
تو حق داری هرچی میگی، قانون طرفته
قانون به تو میگه بزن، زدن فقط حرفته
این سر واسه شکستنه، آره درد میکنه
بزن، منم حرف میزنم ببین کی جون میکنه
نمیخوام مث همیشه بشنوی گریه‌مو
تا وقتی دستت بلند شد ببینی ترسمو
باور کن از تو کتابا اسم مردو خط زدن
آدما امروز دوجنسن: یا نامردن یا که زن
آدما امروز دوجنسن: یا نامردن یا که زن

آره می‌جنگم واسه هر چیزی که مال منه
اسلحه‌م صدامه، بلند میشه این حق زنه آره

من واسه‌ت چی هستم تو این دنیای وحشی؟
یه چیز میگم زانو بزنی، کم بیاری، تا شی
این آدمیت نیست، مغزتون تو کمرتونه
بهتره بچرین، هرزگی آب و نونِ‌تونه
عشق براتون یه حرفه، مضحکه، توخالیه
بچه، خونه، خونواده یه چیز پوشالیه
اما من گرونم، قیمتم بالا خونمه
آسون به دست نمیاد، این بسته به جونمه
هر وقت که اراده کردی برات مادر شدم
اگه جنگ بود پا به پات جنگیدم، خواهر شدم
آره این زن خُرد و شکسته همسرته
آره این زن که حالا نمیشناسی تو، زنته
تجاوز یعنی همین، هر کاری که خواستی کردی
با توهین و تشر و توسری کی گفته که مردی؟
یه روز میشه که تو نمیتونی بگی چی بپوشم
من عروسک نیستم که شخصیتمو بفروشم
من پوششم عوض میشه، تو سطح قضیه اینه
تو با مغزت چه میکنی که تا قیامت همینه
دیگه سنگِ هیچ دستی سرمو نمیشکونه
کسی دیگه تو گوشم آیه‌ی وحشت نمیخونه
تنم لگدمال نگاه هرزگی‌ها نمیشه
این یه عزم جزمه، طوفان و خاک و آتیشه
این یه عزم جزمه، طوفان و خاک و آتیشه
#حرف_زن
ShnText.t.me
آوازه خوان در خون

می‌خندیدی اما تو چشات پر غم بود
همیشه واست یه قدم تا خوشبختی کم بود
درد یه ملت مث یه غده تو سینه
و درک اینکه همیشه یکی توی کمینه
و تاریخ مث یه صفحه روبروت میاد
می‌خوای داد بزنی اما صدات دیگه درنمیاد!
فِری ولی خوب شد که امروز دیگه نیستی
نیستی و بدبختی و فلاکتو ببینی
فِری همه خودمونو فروختیم، کسی نیس
اینجا همه جانی و جاسوسن یا کاسه‌لیس
شعر وطن مُرد و امروز فقط یه شعاره
بی‌غیرتی امروز مرسومه، رو بورسه، رو کاره
خوب شد نیستی و ببینی چه خفتیه
امروز بی‌رگ و اخته شدن نعمتیه
تو رفتی و نیستی و ما رو همونطور رقصوندن
لژنشین‌ها هنوز نشستن و خون میخورن

فِری تو رو روح فروغ دیگه بس کن، نخون
آخه صدات مث عذاب وجدانه واسمون

(تا از آشیانه، سویت پر بگیرم
از بندم رها ساز تا از غم نمیرم
این آواز غم‌هاست، بر روی لب من
یا آوازی تنهاست، همگام شب من)

حالا نمیدونم بخندم یا گریه کنم
تو آینه خودمو می‌بینم و میگم این منم؟
یه عقده مث سنگ شده روی قلبم
چی حالا مونده از گذشته‌ام نمیدونم
حالا اگه جلو چشام یه دخترو لخت کنن
منم کمک می‌کنم که بیکینی‌شو بکنن
پرچمو به باد دادم و از خودم گم شدم
با قاتل جوونیم عهد بستم و دس دادم
اونکه عمرمو بر باد داد، رفیقم شد
سی چهل سال هرچی قرقره کردم پس دادم
تو هر شکل و لباس، مذهبی یا ناسیونالیستم
یه چپ پلاستیکی، رفرمیستم، پوپولیستم
یه نون به نرخ روز خور، یه مارماهی‌ام
من هیچ چیز نیستم، همان چیز که تو خواهی‌ام
با اینکه با چشام فقر و بدبختی رو دیدم
به ظاهر زار زدم و ته دلم خندیدم
از وطن و تاریخ و ملیتم خوندم
آخرِ هفته تو دیسکوها باباکرم رقصیدم

فری تورو روح فروغ، دیگه بس کن، نخون
آخه صدات مث عذاب وجدانه واسمون

(تا از آشیانه سویت پر بگیرم
از بندم رها ساز، تا از غم نمیرم
این آواز غم‌هاست، بر روی لب من
یا آوازی تنهاست، همگام شب من)

خواننده شدم و از سینه و باسن و رون خوندم
به یاد کافه‌ها و زن‌بازی تو تهرون خوندم
درسته که میگن تو منو کردی، خواننده
بعدِ تو با کسای دیگه می‌پرم، شرمنده
تو که نیستی میرم تو دبی میدم، کنسرت
فارسی داره یادم میره، اوه مای گاد شت!
شاید از سر بیچارگی به هر چی تن میدم
چهارده قرنه که دارن تو سرم میزنن
خداییش من چی‌ام؟ فری تو بگو من کی‌ام؟
فِری نشه که به آخر خط برسم کم کم؟
تو رو کشتن و قهرمان شدی، کف زدن از ما
تو رو جون عمو فِری از ما بیشتر از این نخواه
آخه زندگی به سبک تو پر دردسره
قدم تو راهی که لحظه به لحظه خطره
اصلا من گوسفند، بذار چشامو ببندم
من اهل سیاست نیستم ببخش شرمندم

(تا از آشیانه سویت پر بگیرم
از بندم رها ساز، تا از غم نمیرم
این آواز غم‌هاست، بر روی لب من
یا آوازی تنهاست، همگام شب من)
#آوازه_خوان_در_خون
ShnText.t.me
ما آخر خطیم

وقتی چشاتو وا میکنی می‌بینی دور و برت
یه مشت جنازه‌ن که میزنن توی سرت
از پدر و مادرم یه روز دلسرد میشی
چرا؟ چون اونام میخوان مث گوسفند باشی
اما من تو رَگام خون نسل وحشیه
که به اون چیزی که تو داری میگی بی‌اعتقاده
قصه‌ای که چیزی به من یاد نداده
جز فقر و بدبختی و خیلی ساده
بگم همه چی رو به زوال و فساده
نمونده سلاحی واسه‌مون جز این فریاده
از حرفام ببین حاجی وحشت نکن
ما از دوتا نسلیم، فرق داریم، میدونی که چون
زیرآبی میری و زیر و رو همه‌ش میکِشی
ما نئشه دشنه می‌کِشیم پس گوش کن
وقتی فراری چارده‌ساله توک میزنی و
دم ستی هفت تا زیرخواب داری بده
تو هم که خودت حیرون زیر کمری و
میدونی خماری تو این زمینه بده؛
پس فتوات دیگه چیه که خودتم اهلشی و
مسببی و آلوده‌ش شدی؟
حاجی من و تو فرق میکنیم، من تک‌پرم
اما تو جوجه‌کشی داری، صادر میکنی

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش
حاجی ما آخرِ خطیم، کو بدترش؟

حاجی تو که یه من ریش و پشمی وصلته و تسبیح تو دستته
که تأثیر داره حتما تو مخ زدن صیغه‌ایها
از چیزی دم بزن که اگه کره‌خوری بشه اسهال نشه
حاجی بده طمع نکن
حاجی تو میدونی چرا تَل و کوک و بنگ و شیشه،
مثل نقل و نبات تو دستمه
حاجی من میدونم نسلمون چطور داره نابود میشه
تو دیگه قلع و قمع نکن
میگی: دیدید آمریکا باعث بدبختیمونه؟
دیدید گوشت و مرغ گرونه، تقصیر اونه؟
میگی فقر و فحشا از امثال بوش بود
همه چی درسته، دست اجنبی توش بود
میگی هرچی اومد سرمون از استکباره
غارت شدیم عمری، این یعنی استعماره
زندگی نیست این، بردگی تو استثماره
حاجی "نه غربی، نه شرقی"ت فقط یه شعاره
عمو من گشنمه، حق هسته‌ایم چیه؟
هنوز سند خونه‌مون گروئه واسه‌ی دیه
آخه خرو اینجوری خر نمیکنن شرمه
هنوز صورتم از سیلی‌های تو گرمه
تو که هموطنی چه گلی به سرم زدی؟
همون چیزایی هم که داشتم ازم گرفتی
جز این حس سرخوردگی چی به من دادی؟
که همه غوطه بخوریم تو لجن و پلیدی
تو می‌خواستی دین بدی، دنیارم گرفتی
حاجی بی رودروایسی بگم: ری...دی

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش
حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

آخه نوکرتم، تویی که حرم داری
با دافات نماز جماعت به‌ جا میاری
به ما که میرسی چرا تقوا دسته خره؟
ما چه‌مونه؟ چیمون تو حال کردن ازت کمتره؟
یه زمان تا دسته ما رو کردی... نصیحت!
خب بذار منم یه بار بکنم... صحبت!
تو که فرق گوشت و انجیرو نمیدونی
میون فرق چندتا سوراخ حیرونی
واسه‌ت پیتزا سوسمار باید سرو بشه
در اصل کله‌پاچه ملخ صبحونته، نمیدونی
ببین ما رو با کیا آوردن سیزده به در
آخه تو چرا شورت پات نیست بی پدر؟
نه شایدم تیزبازیه، بچه زرنگی
اینجور راحت درمیاری و هرجا فرو میکنی
همینجوری سی سال بهت دادیم... فرصت!
یه روز میشه که تو هم باید بدی... عاقبت!

پس واسه ما دیگه جانماز آب نکش
حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟
#ما_آخر_خطیم
ShnText.t.me
ما شریم

من که رسمم نیست با تو کل‌کل کنم
نمیخوام تو رو توی این ترک بشکنم
اگه جلو چشات رژه میره قافیه
بیا پابه‌پای من بخون نگو کافیه
میخوای کل‌کل کنم بگن شر پرته؟
اگه رپری از درد بگو، این شرطه
شعری نگو دو روزه باشه و مصرف بشه
رپ و با شعرت بالا بکش این ارزشه
اگه من دارم میخونم واسه سرگرمی نیس
زمینی که من روشم، جای گرمی نیس
چیزی که من میگم، دل قد غول میخواد
واسه شهرت و پول نیس، درده که میزاد
هر کی دور و بر من بود ازم جا موند
گفتن رپ نمی‌گیره، بیا تو هم پاپ بخون
گفتم شما پاپ‌خون، من رپو ترجیش میدم
گروهبان تا سرلشکری ترفیش میدم
من اومدم که به رپ فارس معنی بدم
خالتور و رپ قاطی شده، این یعنی که من
از جون می‌گذرم، بذار رپ بالا بره
بذار، واسه رپ و اون چیزی که میگم سر بره
رپی که حرف داره و ملت هواخواشه
رپ ما با راک و جز، بلوز، مث داداشه
میدونم چیزی که میگم واسم تاوون داره
میگن شهر قرق، همه رو طاعون زده
رپ بدون درد آدما بی‌معنیه
اونی که خطر میکنه رپر فنیه
رپ سخته سه تا دوست، صد تا دشمنان تو رپ
یاد بگیر اعتماد نکن ،حتا به من
چیزی دارم میگم معنی بشه واسه فردا
نترس تیزی رو بذار زمین، قلمو بردار
هدف کل‌کل نیس که واسه ما بده‌ها
فرقی نمیکنه ،هر کی اوستای برپا
پسر حاجی نبودیم که از شکم سیری
بگیم چشا باز، تیز نگن یه وقت بی‌غیرتیم
رپ ما رپ تلویزیون تپش نیست
رپ سرخوشی و آجیل و کیشمیش نیست
رپ درد و بند و زجر و زندونه
اونی که اینا رو کشیده حرفمو میدونه
میخواین رپو خراب کنین بگین فقط فحشه
پاش برسه میدیم ولی یه معنی‌ای توشه
میخواین رپو خفه کنین بگین طالبش نیست؟
چرا؟ چون خالتورین، خوب اینکه مشکل نیست
بیا این رپ بشکنی میخواهی قر بدی ها؟
نگفتم باباکرم دیدی تر زدی
دو تا چیز تو خونته بذار بهت رک بگم
روضه‌خونی و باباکرم حالا بشکن بزن
پس نخواه جوری بگم که توش گل و بلبل باشه
بذار شعر شر معنی بده، سمبل باشه
ببین من اینجوریام و خریدنی نیستم
اگه بودم می‌موندم و واسه ارشاد می‌خوندم
من از فقر وقتی میگم یعنی اونو چشیدم
من از وسط جهنم به اینجا رسیدم
من واسه اعتقادم ضربه خوردم و خون دادم
بذار رو راست بگم، من از هفت دولت آزادم
من کاری دارم میکنم که پاش هستم
من عهدمو پیش از اینا با خودم بستم
تو دستم قلم و تو دهنم شمشیر
من دولت تعین میکنم، آقایون تکبیر!
کلمه تو دهن اورانیوم غنی شدس
بذار شفاف بگم ،نفسا همه حبس
تیزیِ زبونو بکش بیرون و شر شو
دور و برتو نیگاه کن بیخودی خر نشو

چیزی دارم میگم معنی بشه واسه فردا
نترس تیزی رو بذار زمین قلمو بردار
هدف کل‌کل نیس که واسه ما بده ها
فرقی نمیکنه، هر کی اوستای برپا
#ما_شریم
ShnText.t.me
دادا کجایی

تو میتونی اگه بخواهی
میدونم میتونی داداش علی
بلند شو کم نمیاری داداش
بلند شو میدونم میتونی

میخوام یه بار دیگه سرمو بالا کنم و بگم
داداش علیم پشتمه افتخار میکنم
من کوچیکتر از اونم که نصیحتت کنم
اینا درد دلمه که دارم با رپ میگم
یادته وقتی پشت سی‌جی صد و بیست و پنج تک چرخ میزدی و همه جفت میکردن و
نفسا حبس میشد و رو پا بودی و شاخ؟
یه علی بود که با مرامت همه حال میکردن
تو بودی و سر او سینه و محل لوطی‌گری
گرده لامصب چیکار کرده باهات علی؟
بابا مُرد و من رفتم، تو موندی و دوا
علی‌ای که من می‌شناسم این نبود دادا
تو کسی بودی واسه خودت چی مونده حالا
از کت و کول و زخم دشنه و ادعا؟
دادا قرار نبود تو زمینِ حریف خاک شی
خودت میگفتی زندگی کشتیه
حریف همیشه پشتت و خنجر تو دستشه
ضربه میشی اگه یه لحظه غافل بشی!
حالا تو خماری، تو هر لحظه دشمنت
یه خمتو میگیره و ضربت میکنه
ببین چروکه رو صورت مامان غمیه
که از حسرت تو داره رو چهره‌اش میشینه
تو هر لحظه آب میشی و از غصه‌ی تو
اونم اگه یه روز افتاد مرد تعجب نکن
علی سالار پشتم دادا خالی شده
سایه‌تم اگه خم باشه واسه‌ی ما بده
خبرتو دارم از پارک شهر و دستشویی‌ها
ببین آدم چه جوری از کجا میرسه به کجا!
نمیشه بی‌خیالت شم بگم بذا بره دادا کجایی
بغلم کنی؟ گریم گرفت...

تو میتونی اگه بخوای، میدونم میتونی داداش علی
بلند شو کم نمیاری داداش، بلند شو میدونم میتونی

یادته واسه آخرین بار وقت خداحافظی
برادر جان و یاور همیشه مومنو خوندی؟
حالا وقتی که داریوش میاد و اینجا میخونه
تو رو رو سن می‌بینم انگار داری میخونی و
بغض می‌گیره گلومو میگم به صلیب صدا
مصلوبم اما تو نگی مغلوبم دادا
وطن تنتو بساز، وطن با من و تو
اگه سر پا بمونیم میشه گفت بره جلو
این یه خاکه فقط که با ناز قدمت
جون میگیره و زنده میشه مملکتت
ما رو که ساده به خاک نشوندن،تو رو
به اونچه که معتقدی بیشتر نده آتو
ما تو غربتیم و تو تو غربت تنتی
میدونی که دیر نیست میشه برگردی
که مشکل داری میدونم مشکل بده
میگی اونی که بالا نشسته ریشه‌تو زده
اون بد تو چرا به بد پا میدی دادا؟
جواب بچه‌هاتو چی میخوای بدی فردا؟
اونا نمیفهمن هیچی لامصب
ببین دخترت واسه خودش دیگه خانومی شده!
دخترت واسه خودش خانومی شده
جلو اون بچه دوا میزنی؟‌
آفرین!
جلو اون بچه دوا میزنی!
آخ خدا...
#دادا_کجایی
ShnText.t.me
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی خدا خوابه

سه نفر، سه مرد از جنس مرگ
یه تن شکسته شده از جنس تگرگ
سه اراده، شش بیضه، سه آلت
یه ترانه، یه بهانه و یه فرصت
سه مغز پر از آیه و خشم و شهوت
یه اتاق، یه کبوتر، یه حرمت
تو رگ‌هاشون که جاریه آب منی
تو توی لحظه‌ای که تو حسرت مُردنی
وحشت از تو چشماش فوران میزد
دستاش بسته بود فقط فریاد میکرد
اوین صداشو خفه میکرد تو دیوار
درد دخول و چندش از این تکرار
زخم رعشه‌ی خنده‌هاشون رو تن
ترانه گریه کن چشماتو ببند
تو بکن برادر خدا خوابه
بکن مثل تاریخ کردنی، کردنی
بدن مجروح و پاره‌شو بسوزون
روی نعش این کبوتر آیه بخوون
زمین وارثتو ببین خون گریه کن
زمین منفجر شو، بپاش حیا کن
شب از هم بدر طرح آسمونو
فلک به زیر بکش زمین و زمونو
زمین تف کن تو صورتم اگه ساکتم
اگه واسه ترانه صدتا ترانه نگم

ترانه نعره بکش، به حالم بخند
ترانه گریه کن، چشاتو ببند
ترانه ببین چطور غرقم تو لجن
ترانه تو بیا این بار منو خط بزن

یه سر رو سنگ‌فرش و خواب فشنگ
یه بدن، یه سرباز و اشکِ تفنگ
یه بسیجیِ عاشق رنگ سبز
یه پلیس یه پولِس مسیح و نفی جنگ
یه آخوند رها توی قلب مردم
بی عمامه به سر، توی دست کژدم
یه مهسا، ژیلا، شیوا، محمد
عیسا، عدنان، کاوه، جلوه، احمد
یه وکیل بی وکیل و درد قفس
سیلی و فحش و سلول و حبس نفس
یه بغض بلوری تو گلوی قناری
یه صدا، یه گلوله، یه زخم کاری
یه محمود اما از جنس ذغال
یه حقارت، توهم، حس کمال
یه دولت که از معده‌ی ملت قی شده
گله‌ایی که سی ساله وله، پی شده
خط بد و زشت و سیاه یه مداد
دکتر مریض و مجرم بی‌سواد
مثل هاله‌ی نور دور سر میخ
کاریکاتوریه دیکتاتور بوق و بیغ
یه ولی فقیهِ وقیحِ شنیع
یه معاویه گم تو لباس علی

ترانه ببین این کشتی رو تو لجن
ترانه اسمشو از این دفتر خط بزن
#وقتی_خدا_خوابه
ShnText.t.me
حرف زن (ریمیکس)

نزن، به اون کسی که باور داری، نزن
تو دستت قویه، ظریفه صورت این زن
به خدا همه‌ی تنم اینجا داره می‌لرزه
کی گفته پسرامون اوباشن، دخترامون هرزه؟
آره این درد مث یه غده تو سینمه
گمون نکن هرچی میگم از روی کینه‌مه
این یه شعر نیست، این یه بغض خفه شده‌س
ترانه نیست این یه فریاده تو بن‌بست
این یه زخمه که تو خلوت منو میخوره
تو عمق فاجعه‌ی صورت خونینت می‌بَره
تو چشات از حادثه سیاهه، میدونم
میگن نفس بودنت گناهه، میدونم
تو مث مرواریدی، اما نه واسه زینت
ظریفی، زیبایی، گرونی، اینه صحبت
آدما مریضن، تو بودنت سلامت داره
آره تو گناهی، گناهی که برکت داره

آره می‌جنگم واسه هر چیزی که مال منه
اسلحه‌م صدامه، بلند میشه این حق زنه

نمیخوام برام نقشِ یه دلسوزو بیای
بیخود میگی ضعیفم، من شیرم، تو کجایی؟
دیگه نمیخوام واسه‌م مرثیه سر کنی
همین شعرم میشه واسه تو یه تودهنی
نگاه نکن روسری رو سرمه، این جبره
من معتقد نیستم که راه حلش صبره!
این یعنی حقمه زندگی، من یه آدمم
بگو میخوام ببینم، بگو تو چی از تو کمم؟
بذار دو دقیقه بگم مث یه زن حرفمو
آدم آدمه، تو باید بفهمی دردَمو
قد یه تاریخ حقمو گرفتن و بردن
نوبتی هم نوبتمه، قدیمیام مُردن
تو حق داری هرچی میگی، قانون طرفته
قانون به تو میگه بزن، زدن فقط حرفته
این سر واسه شکستنه، آره درد میکنه
بزن، منم حرف میزنم ببین کی جون میکنه
نمیخوام مث همیشه بشنوی گریه‌مو
تا وقتی دستت بلند شد ببینی ترسمو
باور کن از تو کتابا اسم مردو خط زدن
آدما امروز دوجنسن: یا نامردن یا که زن
آدما امروز دوجنسن: یا نامردن یا که زن

آره می‌جنگم واسه هر چیزی که مال منه
اسلحه‌م صدامه، بلند میشه این حق زنه آره

من واسه‌ت چی هستم تو این دنیای وحشی؟
یه چیز میگم زانو بزنی، کم بیاری، تا شی
این آدمیت نیست، مغزتون تو کمرتونه
بهتره بچرین، هرزگی آب و نونِ‌تونه
عشق براتون یه حرفه، مضحکه، توخالیه
بچه، خونه، خونواده یه چیز پوشالیه
اما من گرونم، قیمتم بالا خونمه
آسون به دست نمیاد، این بسته به جونمه
هر وقت که اراده کردی برات مادر شدم
اگه جنگ بود پا به پات جنگیدم، خواهر شدم
آره این زن خُرد و شکسته همسرته
آره این زن که حالا نمیشناسی تو، زنته
تجاوز یعنی همین، هر کاری که خواستی کردی
با توهین و تشر و توسری کی گفته که مردی؟
یه روز میشه که تو نمیتونی بگی چی بپوشم
من عروسک نیستم که شخصیتمو بفروشم
من پوششم عوض میشه، تو سطح قضیه اینه
تو با مغزت چه میکنی که تا قیامت همینه؟
دیگه سنگِ هیچ دستی سرمو نمیشکونه
کسی دیگه تو گوشم آیه‌ی وحشت نمیخونه
تنم لگدمال نگاه هرزگی‌ها نمیشه
این یه عزم جزمه، طوفان و خاک و آتیشه
این یه عزم جزمه، طوفان و خاک و آتیشه
#حرف_زن
ShnText.t.me
آخرین زمان

یه آینه از لجن پر از چهره‌های طاعونی
یه سبد چشای کنده شده تو دستایی خونی
بدن‌ها بی سر و گردن و هق‌هقِ فواره
شلاق داغ و چماق و بند و استفراغ خونی
یه ستاره آویزون به داره دوباره
یه خورشید که خاموش میشه با حکمی آسمونی
زنایی که آویزونن از سینه‌هاشون به سقف
مردایی با بیضه‌هایی بریده شده تو جوونی
بوی حشیش و شیره پخشه از حاشیه‌های شهر
صدای ضجه‌ی زنجیر آدمای زندونی
و رهبری که خطبه میخونه از دنیایی بهتر
و مردمی خیره به آسمون با صورتایی استخونی
کمرها خمیده، رنگ صورتاشون پریده
پدری گریونه، کی سینه‌ی دخترشو دریده؟
تموم محله‌های شهر جُلجتا شدن
مسیح در نام پدر آدما رو به صلیب کشیده
نفسا حبسه تو سینه از ترس شقه شدن
کسی اینجا کسی رو جز جلاد آزاد ندیده
ولی من خط بطلانم، ببین زبون سُرخو
سرم سبز و مث سروو ببین تنم سفیده
ببین معجونی از کوه و عقاب و آهن و سنگم
این آخرین زمانه، زمانِ آخرم رسیده

توی شهر ما، قلبا رو دارن
توی شهر ما، خنجر می‌کارن

تو وجودت نجس میکنه زمین و هوا رو
صورتت سیاه میکنه تموم آینه‌ها رو
بکشم وسط مث تو بازم پای خدا رو؟
به گوه می‌کشی تو شعر و کلمه‌ها رو
تو کوتاهی با قد خودت می‌سنجی آدما رو
با خط‌کش شکسته‌ت می‌گیری فاصله‌ها رو
که از چاله به چاه می‌بری قافله‌ها رو
عفونت لزجی که می‌سوزونه لاپا رو
خشم حُمق بی‌عمقی که داره میکنه ما رو
نماد موش و دم و سوراخ و دسته‌ی جارو
تو تو خلسه‌ای، نشئه از قدرتی و میخندی
منم اون که میخواد جر بده چرتِ قصه‌ها رو
این یه سیله که آروم نمیشه چشاتو واکن
ببین رد خطِ میلیونی خاشاک و خارو
بگیر و ببند و بزن، بکش، بدر و بدزد
ببین میشه بازم پاک کنی حافظه‌ها رو
تنها رسم تو و تبار تو سهراب کشیه
زمین چطور از یاد ببره خون ندا رو؟
تا وقتی خون تو رگامونه نعره‌مون بلنده
تا کی میشه آخه خفه کنی حنجره‌ها رو؟
که از هر قطره خون یه زن و هر کلمه یه مرد
جاریه، ساریه، کاریه، بگو آقا رو
که مملکت با کفر می‌مونه اما نه با ستم
این اول کاره بشین بشمر حادثه‌ها رو...
#آخرین_زمان
ShnText.t.me
حسن من

شعر با صدای یک کودک:
اتل متل توتوله، گاو حسن چه جوره،
نه شیر داره نه پستون، گاوشو بردن هندستون، یک زن کُردی بستون،
اسمشو بذار خال‌قزی، دور کلاش قرمزی
هاچین و واچین، یک پاتو ورچین

خورشید قلبم تو دستشون بود و
کینه تو چشِ شب‌پرستشون بود و
میشد تاریکیو به دل نگیرم
بازی بز و گرگو یاد بگیرم
ولی این بازی واسه من دیگه سخت بود
موندن و مردن تو دست بخت بود
تو بگو حادثه توی کمینه؟
هر چی که میاد حق این زمینه؟
همینه که حال من و تو عجیب شده
کوچه باغامون پر از صلیب شده
پهلوونایی که لنگن و تیر خورده
سهراب بی پدرمون خیلی وقته که مرده
گیجیم و کلک آسمون باورمونه
لالیم و حرف مغزمون حرف نونمونه
توی مرگ و چپاول یاس‌های باغچه
ضجه واسه رازقی از فریبمونه
اینجا شب ستاره‌هامون یخی‌ان
عروت‌الوثقی‌هایی که نخی‌ان
پاهاتو ورچین حسن کوتوله
شیر این گاوای مقدس اَخی‌ان

حسن تو شعر بخون میخوام گریه کنم
حسن از داد زدن خسته شدم

غیر حسن کسی تو این بازی نباخته
اون سرشو داده با قاضی نساخته
حسنِ من دست و پا تو بریدن
لبتو دوختن و ناخناتو کشیدن
حسن تو کوچه راه میره، مادرا میدونن
اسمشو رو زبون مث ترانه میخونن
حسن ساکته داره پیر میشه، اون شاعره
اون یادش رفته مگه مَرد دمِ آخره؟
حسن امروز قصه‌ها پر گوسفند شدن
نقش منفی با بزهاست، گرگا آدم شدن
حسن من، حسنِ یه تاریخ زنده
حسن قحطی و درد آدمای ژنده
حسن از توپ پلاستیکی تا قمه
پای چوبه‌س حسن اما ولی الدمه
حسن دلارام دارابی رو داره
حسن شاعر دیروزمون چرا خماره؟
حسن شیش جیب و کتونی چینی
حسن و لالایی با قصه‌های دینی
حسن محکوم، حسن تباهی
حسن مرگ و جنگ و حسن سیاهی
حسن و یاد کوچه خاکی‌های شهرش
حسن و تبعید و دوری و سالها صبرش

حسن تو شعر بخون میخوام گریه کنم
حسن از داد زدن خسته شدم
#حسن_من
ShnText.t.me
هامون

نه اشتباه نکن این یه شعر عاشقونه نیس
تصور کن یه مردو با چشمای خیس
نمیخوام، نباید تو شعرم به تو جسارت کنم
نباید حس عشقو تعبیر به اسارت کنم
شکسته میرم امشب بانو خدانگهدارت
اگرچه میشکنه اون دل سبز و سپیدارت
واسه من که پنجره یه آرزوی مبهم بود
ولی تو پنجره باشه تموم دیوارت
ببخش منو اگه بوی زخم چرکینم و
زجه‌های کبودم میشه موجب آزارت
دیگه صدای گریه‌ی بی‌وقتم نمی‌شکنه
سکوت سرد و پر از انبساط افکارت
خیلی انتظار کشیدم که شاید بیای
باز برای بدرقم با اون لباس گل‌دارت
و دل‌خوشم کنی با یه دروغ مصلحتی
که میشه شاید بازم بیام برای دیدارت
ولی چه فایده که خوابت عجیب سنگین بود
صدای خاطره‌هامون که نکرد بیدارت
میگن روزه گرفتی و دیگه غزل نمی‌نوشی
بمونه این آخرین غزلم واسه افطارت
شکسته میرم و خاطرات سبز تو رو
به یادگار می‌برم امشب خدانگهدارت

بی سر و سامون، رفیق بغض جاده
بی همه چیز شد، به جز این عشق ساده

هرچی لبه تو دنیاس، مجیز تورو میگن
تو که بی لب زاده شده بودی ستمگر
هرچی دسته تو حسرت دامن توئه
تو آخرین جوابی واسه یه خواست بی‌ثمر
تعبیر یه خوابی که تو ذهنی خسته‌س
اون آخرین در نجاتی که همیشه بسته‌س
تو یه تکرار خسته‌ای که فقط یک باره
وحدت اون دردایی هستی که بی‌شماره
من تو اسم تو تجزیه شدم بانو
تجربه کن منو تو یه مرگی دوباره
شعری که خونِ تو حسرتت لخته میشه
آخرین وارث نسل عشق اخته میشه
منو تو این هجرت غمگینم بدرقه کن
تموم واژه‌ها رو تو ذهنت دغدغه کن
بذار تکثیر نگاه تو بشم بانو
اسم حقیرمو رو زبونت لقلقه کن
واسه کسی که خرابه عمری زیر آوارت
آخرین جمله همینه خدانگهدارت

بی سر و سامون، رفیق بغض جاده
بی همه چیز شد، به جز این عشق ساده
#هامون
ShnText.t.me
همه چی دروغه

جهانو به دو قسمت اگه تقسیم کنی
یه مرز باریکی وسطش ترسیم کنی
حکماً یه عده خوبن و بقیه بدن
چند تا رفیقتن و بقیه همه دشمنن
طرف تو همه صافن و لوتی و بامرام
طرف دیگه حتما پلیدن و هیولان
ولی دروغه وقتی بفهمی یه جنسن
دوطرف، این وسط فقط تو رو بازی دادن
تو میشی پله بقیه بالا میرن ازت
تو چشات نگاه میکنن و بهت میخندن
میشه دائم باهات از امید و اعتماد بگن
تو باور میکنی و اونا تو رو به گور می‌سپارن
تو یه دستمال چرکی تو دستشون، همین!
لجن روحشونو با تو پاک میکنن
نگاه میکنی به دور و برت می‌بینی همه،
گیر کمر و شکم، اینه مرام رمه
هورا میکشن برات میشی شاعر ملی،
ارزش داری براشون، آره خیلی!
مث تو اومدن و حالا
اسمی نیس دیگه ازشون
هی.. پس چی؟
یعنی همه چی دروغه فقط تویی و خودت
یعنی همه چی دروغه خودتو گول نزن
هر کی دست راستشو دراز کرده
توی دست چپش خنجره، خوب ببین

یعنی همه چی دروغه حتی تو حتی من
یعنی ببین و بمیر ولی بیخود جوش نزن

حتی تو که تو بغلمی و از عشقی
دم میزنی و اشکت دم مشکی
هست ولی فکرت پیش کسیه که وقتی
گیج میشی پولشو می‌بینی، آره مشتی
هر کی دنبال یه چیزیه توی کسی دیگه
رابطه یعنی یه معامله که سود بده
تا جایی که مصرف بشی ارزش داری،
اینو میگن ارزش انسان، آره حاجی
یعنی همه چی دروغه عشقت حرف مفته
می‌فروشی راحت منو اگه پاش بیفته
دروغه همه چی جز اشکای اون مردی
که تو آینه خودشو می‌بینه و گَردی
نشسته رو موهاش، همه چیشو باخته
توی سلولی که دنیا واسه‌ش ساخته
یعنی همه چی دروغه جز خون سعید
دامادی که تو حجله عروسشو ندید!
یعنی همه چی دروغه جز خرمشهر و
مردای تیکه‌تیکه و زنای بی شوهر و
دروغه اون که زیر تانک رفت، رهبر نبود
رهبر در گوشش لالایی مرگ میخوند
همه چی دروغه جز شاعری که نیومده
همه چی دروغه جز شعری که کسی نسروده
همه چی دروغه جز پاکت سیگارم
نُتی که یه روز گم شده رو گیتارم
همه چی دروغه جز فصل سرد فروغ
یعنی همه چی دروغه، حتی دروغه این دروغ!
#همه_چی_دروغه
ShnText.t.me