Forwarded from مجله نقد اندیشه
هشدارِ تجزیه ایران به روایت استاد جلال خالقی مطلق:
زبان قومی هیچگاه نباید رقیب زبان ملی شود، وگرنه کشور «تجزیه» خواهد شد
🔺«زبان قوم» نباید هیچگاه رقیب «زبان ملی» شود، وگرنه کشور دیر یا زود تجزیه میگردد.
زبان فارسی با داشتن هزار و صد سال ادبیات مکتوب که مقام «ادبیات جهانی» را دارد - و اگر دورههای میانه و باستانی آن را هم بیافزاییم، دارای سه هزار سال ادبیات مکتوب است - در ایران، رقیبپذیر نیست. «فارسی» نه تنها ضامن ملیت ما، بلکه حامل فرهنگ ما است.
✍️ گفتوگوی نقد اندیشه با استاد جلال خالقی مطلق، شماره ۴ و ۵، پاییز ۱۴۰۴، صص ۳۱۶-۳۱۵.
▪️اینستا
instagram.com/naghdeandisheh
▪️توییتر
twitter.com/naghdeandisheh
@naghdeandisheh
زبان قومی هیچگاه نباید رقیب زبان ملی شود، وگرنه کشور «تجزیه» خواهد شد
🔺«زبان قوم» نباید هیچگاه رقیب «زبان ملی» شود، وگرنه کشور دیر یا زود تجزیه میگردد.
زبان فارسی با داشتن هزار و صد سال ادبیات مکتوب که مقام «ادبیات جهانی» را دارد - و اگر دورههای میانه و باستانی آن را هم بیافزاییم، دارای سه هزار سال ادبیات مکتوب است - در ایران، رقیبپذیر نیست. «فارسی» نه تنها ضامن ملیت ما، بلکه حامل فرهنگ ما است.
✍️ گفتوگوی نقد اندیشه با استاد جلال خالقی مطلق، شماره ۴ و ۵، پاییز ۱۴۰۴، صص ۳۱۶-۳۱۵.
▪️اینستا
instagram.com/naghdeandisheh
▪️توییتر
twitter.com/naghdeandisheh
@naghdeandisheh
Forwarded from مجله نقد اندیشه
هشدارِ تجزیه ایران به روایت استاد جلال خالقی مطلق:
زبان قومی هیچگاه نباید رقیب زبان ملی شود، وگرنه کشور «تجزیه» خواهد شد
✍️ مجله نقد اندیشه، شماره ۴ و ۵، پاییز ۱۴۰۴، صص ۳۱۶-۳۱۵.
🔺«زبان قوم» نباید هیچگاه رقیب «زبان ملی» شود، وگرنه کشور دیر یا زود تجزیه میگردد.
زبان فارسی با داشتن هزار و صد سال ادبیات مکتوب که مقام «ادبیات جهانی» را دارد - و اگر دورههای میانه و باستانی آن را هم بیافزاییم، دارای سه هزار سال ادبیات مکتوب است - در ایران، رقیبپذیر نیست. «فارسی» نه تنها ضامن ملیت ما، بلکه حامل فرهنگ ما است.
🔺ایران در مرزهای کنونی خود تا زمانی باقی است که ما در سراسر ایران بتوانیم به یک «زبان واحد» حرف یکدیگر را دریابیم؛ هرکس از هر نقطه ایران بتواند به هر نقطه دیگر سفر کند و در آنجا کار یابد، زندگی کند و نیز به مقامات بالای کشور برسد، چنانکه اکنون هست، اما چرا هست؟ برای اینکه ما همه به یک زبان واحد با هم در ارتباط هستیم. این زبانِ واحد «فارسی» است. «فارسی» ضامن «ملیت ایرانی» ماست.
🔺عرب در پیشرفت خود به شمال آفریقا، هر قومی را که مسلمان کرد، زبان او را نیز عربی نمود و در نتیجه، همه «عرب» شدند. ایرانیان اسلام را پذیرفتند، اما زبان عربی را نپذیرفتند و ما «ایرانی» باقی ماندیم.
🔺در پناه دیوار زبان فارسی، زبانهای دیگر اقوام مسلمان در آسیا نیز جان به در بردند، زیرا هیچیک از آنها چون ترکی، کردی، بلوچی، گیلکی، پشتو، اردو و... توانایی مقاومت در برابر عربی را نداشتند.
🔺ملیگرایی بینشی نیست که با انقلاب کبیر فرانسه آغاز شده باشد. در ملتهای کهن دیگر نیز چون چین و یونان و رم، ملیگرایی بوده است؛ حتی برای نظامهای قبیلهای نیز نمیتوان «قبیلهگرایی» را منکر شد. شعارهایی چون «ملیگرایی با انقلاب فرانسه آغاز میگردد» یا «ملت یک مفهوم مدرن است» هیچ اعتباری ندارد. اینها را روشنفکران غرب و شوروی سابق برای فریب مردم جهان سوم ساختهاند.
🔺«غرب» ایرانیان را گزیده است و از اینرو، مانند مارگزیده از «شرق» هم میترسند، به ویژه اینکه سمبل شرق «اژدها» است؛ البته سخن من منع از «ارتباط» نیست، بلکه منع از «وابستگی» است.
🔺زیباشناسی و لذتشناسیِ ایرانی به حاشیه رفته و کمتر درباره آن بحث میشود. از زیباشناسی، نشانی نیست و لذتشناسی جای خود را به «کباب یک متری»
داده است.
▪️اینستا
instagram.com/naghdeandisheh
▪️توییتر
twitter.com/naghdeandisheh
@naghdeandisheh
زبان قومی هیچگاه نباید رقیب زبان ملی شود، وگرنه کشور «تجزیه» خواهد شد
✍️ مجله نقد اندیشه، شماره ۴ و ۵، پاییز ۱۴۰۴، صص ۳۱۶-۳۱۵.
🔺«زبان قوم» نباید هیچگاه رقیب «زبان ملی» شود، وگرنه کشور دیر یا زود تجزیه میگردد.
زبان فارسی با داشتن هزار و صد سال ادبیات مکتوب که مقام «ادبیات جهانی» را دارد - و اگر دورههای میانه و باستانی آن را هم بیافزاییم، دارای سه هزار سال ادبیات مکتوب است - در ایران، رقیبپذیر نیست. «فارسی» نه تنها ضامن ملیت ما، بلکه حامل فرهنگ ما است.
🔺ایران در مرزهای کنونی خود تا زمانی باقی است که ما در سراسر ایران بتوانیم به یک «زبان واحد» حرف یکدیگر را دریابیم؛ هرکس از هر نقطه ایران بتواند به هر نقطه دیگر سفر کند و در آنجا کار یابد، زندگی کند و نیز به مقامات بالای کشور برسد، چنانکه اکنون هست، اما چرا هست؟ برای اینکه ما همه به یک زبان واحد با هم در ارتباط هستیم. این زبانِ واحد «فارسی» است. «فارسی» ضامن «ملیت ایرانی» ماست.
🔺عرب در پیشرفت خود به شمال آفریقا، هر قومی را که مسلمان کرد، زبان او را نیز عربی نمود و در نتیجه، همه «عرب» شدند. ایرانیان اسلام را پذیرفتند، اما زبان عربی را نپذیرفتند و ما «ایرانی» باقی ماندیم.
🔺در پناه دیوار زبان فارسی، زبانهای دیگر اقوام مسلمان در آسیا نیز جان به در بردند، زیرا هیچیک از آنها چون ترکی، کردی، بلوچی، گیلکی، پشتو، اردو و... توانایی مقاومت در برابر عربی را نداشتند.
🔺ملیگرایی بینشی نیست که با انقلاب کبیر فرانسه آغاز شده باشد. در ملتهای کهن دیگر نیز چون چین و یونان و رم، ملیگرایی بوده است؛ حتی برای نظامهای قبیلهای نیز نمیتوان «قبیلهگرایی» را منکر شد. شعارهایی چون «ملیگرایی با انقلاب فرانسه آغاز میگردد» یا «ملت یک مفهوم مدرن است» هیچ اعتباری ندارد. اینها را روشنفکران غرب و شوروی سابق برای فریب مردم جهان سوم ساختهاند.
🔺«غرب» ایرانیان را گزیده است و از اینرو، مانند مارگزیده از «شرق» هم میترسند، به ویژه اینکه سمبل شرق «اژدها» است؛ البته سخن من منع از «ارتباط» نیست، بلکه منع از «وابستگی» است.
🔺زیباشناسی و لذتشناسیِ ایرانی به حاشیه رفته و کمتر درباره آن بحث میشود. از زیباشناسی، نشانی نیست و لذتشناسی جای خود را به «کباب یک متری»
داده است.
▪️اینستا
instagram.com/naghdeandisheh
▪️توییتر
twitter.com/naghdeandisheh
@naghdeandisheh
Forwarded from مجله نقد اندیشه
پرفسور عبدالعزیز ساچادینا در ۸۳ سالگی درگذشت.
او اسلامشناس شیعه هندیتبار و استاد مطالعات مذهبی دانشکاه ویرجینیا بود که سالها در دانشگاه فردوسی مشهد و شهید بهشتی تهران نیز به تدریس و تحقیق پرداخت. مهدویت در اسلام از جمله آثار مهم اوست.
ساچادینا به زبانهای هندی، اردو، فرانسه، فارسی، عربی، سواحلی، انگلیسی و گجراتی تسلط داشت و با زبانهای ترکی و آلمانی نیز آشنا بود.
به گزارش نقد اندیشه، در سالهای گذشته او تلاش کرد به ایران سفر کند، اما علیرغم پیگیریهای گوناگون موفق به اخذ ویزا نشد.
روحش شاد.
@naghdeandisheh
او اسلامشناس شیعه هندیتبار و استاد مطالعات مذهبی دانشکاه ویرجینیا بود که سالها در دانشگاه فردوسی مشهد و شهید بهشتی تهران نیز به تدریس و تحقیق پرداخت. مهدویت در اسلام از جمله آثار مهم اوست.
ساچادینا به زبانهای هندی، اردو، فرانسه، فارسی، عربی، سواحلی، انگلیسی و گجراتی تسلط داشت و با زبانهای ترکی و آلمانی نیز آشنا بود.
به گزارش نقد اندیشه، در سالهای گذشته او تلاش کرد به ایران سفر کند، اما علیرغم پیگیریهای گوناگون موفق به اخذ ویزا نشد.
روحش شاد.
@naghdeandisheh
Forwarded from مجله نقد اندیشه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آخرین گفتوگوی دکتر جواد صفینژاد: نقشههای ما را سوزاندند/ فرانسویها کل کاخ داریوش را با کشتی جنگی از ایران بردند
✍️ مجله نقد اندیشه، شماره ۴ و ۵، پائیز ۱۴۰۴
بسیاری از نقشههای ایران را سوزاندند، اما آنهایی که توانستیم در سراسر دنیا جمع کنیم را در کتابم آوردهام. من کتاب هفت اقلیم را چاپ کردهام. جهان در نقشههای قدیم شامل هفت اقلیم بود که ایران در مرکز آن قرار داشت. کتابهای بسیاری دارم که میتوانم چاپ کنم، اما کاغذ آنقدر گران شده است که نه میتوان کتاب چاپ کرد و نه میتوان کتاب خرید. در کتاب نقشهها، نقشه کره زمین را قبل از اسلام و بعد از آن کشیدهام.
فرانسویها با شاه ایران قرارداد میبندند که روی زمین هرچه گیر آمد، برای شاه ایران باشد و زیر زمین هر چه پیدا شد، برای فرانسویها. قلعه شوش را باز میکنند و میبینند کاخ داریوش زیر آن قرار دارد. این کاخ حدود نود ستون داشته است. کشتی جنگی فرانسه میآید و هرچه از زیر خاک بیرون میآورند را نمد پیچ میکنند و به فرانسه میبرند. یکی از ستونها بیرون باقی ماند که آن را شکستند و به دریا ریختند.
▪️اینستا
instagram.com/naghdeandisheh
@naghdeandisheh
✍️ مجله نقد اندیشه، شماره ۴ و ۵، پائیز ۱۴۰۴
بسیاری از نقشههای ایران را سوزاندند، اما آنهایی که توانستیم در سراسر دنیا جمع کنیم را در کتابم آوردهام. من کتاب هفت اقلیم را چاپ کردهام. جهان در نقشههای قدیم شامل هفت اقلیم بود که ایران در مرکز آن قرار داشت. کتابهای بسیاری دارم که میتوانم چاپ کنم، اما کاغذ آنقدر گران شده است که نه میتوان کتاب چاپ کرد و نه میتوان کتاب خرید. در کتاب نقشهها، نقشه کره زمین را قبل از اسلام و بعد از آن کشیدهام.
فرانسویها با شاه ایران قرارداد میبندند که روی زمین هرچه گیر آمد، برای شاه ایران باشد و زیر زمین هر چه پیدا شد، برای فرانسویها. قلعه شوش را باز میکنند و میبینند کاخ داریوش زیر آن قرار دارد. این کاخ حدود نود ستون داشته است. کشتی جنگی فرانسه میآید و هرچه از زیر خاک بیرون میآورند را نمد پیچ میکنند و به فرانسه میبرند. یکی از ستونها بیرون باقی ماند که آن را شکستند و به دریا ریختند.
▪️اینستا
instagram.com/naghdeandisheh
@naghdeandisheh
Forwarded from مجله نقد اندیشه
ضرورت انقلابِ توافقی
/ یک پیام فوری: درسهایی برای جمهوری اسلامیِ جدید
✍️ گزیده/ سرمقاله پیام فضلینژاد، مجله نقد اندیشه، پائیز ۱۴۰۴، صص ۱۱-۶
پیری زودرس انقلابها میتواند منجر به مرگ نابههنگام نظامها شود.
اگر جمهوری اسلامی تن به یک انقلاب توافقی ندهد، دگرگونیهای رادیکال پیش از موعد فرا خواهند رسید. همه به نظم کنونی معترضاند.
مصلحت جمهوری اسلامیِ جدید،
«توافق با جامعه» مقدم بر وفاقِ درونِ حکومت است.
مردم میخواهند بساط خاندانهای حکومتگر، حماقت در حکمرانی و تبعیضهای ناروا برچیده شود.
همه میدانند که به زودی باید از آشوب این دیوانسالاریِ ورشکسته عبور کنیم.
اگر هوشیار نباشیم، عصر دولتهای کوتاهمدت و دوره خونبار دیگری در تاریخ ما فرا خواهد رسید.
حزباللهیهای تقلبی مانند احمد الشرع در سوریه، جولانیهای فردا در ایران هستند.
🔺بازتاب/ متن گزیده در ویژهنامه قانون اساسی روزنامه اطلاعات
https://ettelaat.com/x35vF
▪️اینستا
instagram.com/naghdeandisheh
▪️توییتر
twitter.com/naghdeandisheh
@naghdeandisheh
/ یک پیام فوری: درسهایی برای جمهوری اسلامیِ جدید
✍️ گزیده/ سرمقاله پیام فضلینژاد، مجله نقد اندیشه، پائیز ۱۴۰۴، صص ۱۱-۶
پیری زودرس انقلابها میتواند منجر به مرگ نابههنگام نظامها شود.
اگر جمهوری اسلامی تن به یک انقلاب توافقی ندهد، دگرگونیهای رادیکال پیش از موعد فرا خواهند رسید. همه به نظم کنونی معترضاند.
مصلحت جمهوری اسلامیِ جدید،
«توافق با جامعه» مقدم بر وفاقِ درونِ حکومت است.
مردم میخواهند بساط خاندانهای حکومتگر، حماقت در حکمرانی و تبعیضهای ناروا برچیده شود.
همه میدانند که به زودی باید از آشوب این دیوانسالاریِ ورشکسته عبور کنیم.
اگر هوشیار نباشیم، عصر دولتهای کوتاهمدت و دوره خونبار دیگری در تاریخ ما فرا خواهد رسید.
حزباللهیهای تقلبی مانند احمد الشرع در سوریه، جولانیهای فردا در ایران هستند.
🔺بازتاب/ متن گزیده در ویژهنامه قانون اساسی روزنامه اطلاعات
https://ettelaat.com/x35vF
▪️اینستا
instagram.com/naghdeandisheh
▪️توییتر
twitter.com/naghdeandisheh
@naghdeandisheh
Forwarded from مجله نقد اندیشه
ضرورت انقلابِ توافقی
/ یک پیام فوری: درسهایی برای جمهوری اسلامیِ جدید
✍️ گزیده/ سرمقاله پیام فضلینژاد، مجله نقد اندیشه، پائیز ۱۴۰۴، صص ۱۱-۶
پیری زودرس انقلابها میتواند منجر به مرگ نابههنگام نظامها شود.
اگر جمهوری اسلامی تن به یک انقلاب توافقی ندهد، دگرگونیهای رادیکال پیش از موعد فرا خواهند رسید؛ همانطور که جنگ و پیامدهای غیر منتظره آن برای بسیاری از تحلیلگران قابل پیشبینی نبود.
ایران، در سال ۱۴۰۴، در یک موقعیت مرزی، تاریخ معاصر خود را سپری میکند: جایی که سایه جنگ تمدنی، آینده را تیره کرده وبنبستهای پیاپی سیاسی و معرفتی، هر خیزشی را به چالشکشیده است. این لحظه، نه با طوفانهای گذشته، نه با نیرنگهای پنهان و نه با ویرانیهای پیشین، بلکه با نیروی «خرد» باید تاریخ را بازنویسی کند.
همه به نظم کنونی معترضاند و تنها راه کمهزینه تغییر نظم، تغییر رژیم حقوقیِ قانون اساسی، به عنوان شرط لازم و نه کافی، برای یک انقلاب توافقی است.
جامعه ما پس از سپری کردن یک تاریخِ درگیر، نیاز به «قرارداد جدید» میان طبقات اجتماعی، نیروهای سیاسی و کنشگران مؤثر دارد. جامعه ایران در ۱۲۰ سال گذشته سه دوره انقلاب، کودتا و جنگ را سپری کرده و امروزه باید به سوی یک دولتسازی پایدار حرکت کند.
مصلحت جمهوری اسلامیِ جدید، دیگر ایجاد بحرانهای خودانگیخته برای پوشاندن گسلها نیست و نظام سیاسی چارهای جز بازتوزیع قدرت در همه سطوح ندارد.
«توافق با جامعه» مقدم بر وفاقِ درونِ حکومت است. اگر توافق اجتماعی جدید کامیاب باشد، میتوان امید به افزایش همبستگی ملی و سرمایه اجتماعی داشت و آن را به وفاق ترجمه کرد، در غیر این صورت، وفاق نمایشی به ضد خود تبدیل خواهد شد.
مردم میخواهند بساط خاندانهای حکومتگر، حماقت در حکمرانی و تبعیضهای ناروا برچیده شود و همه میدانند که به زودی باید از آشوب این دیوانسالاریِ ورشکسته عبور کنیم.
در این موقعیت مرزی، تنها راه نجات، «انقلاب توافقی» است. هر نیرویی که به دنبال بازسازی ملی ایران است، باید به دنبال صورتبندی ایده «انقلاب توافقی» باشد و اجازه ندهد که ارادههای خارجی، آینده ایران بزرگ را بسازند.
هم مردم عادی یک توافق مجدد با حکومت را میخواهند تا از بنبست موجود گذر کنند و هم نخبگان ضرورت یک انقلاب معرفتی را تذکر میدهند تا بتوانند هندسه فکری جدیدی برای عصر بعدی بسازند.
اگر هوشیار نباشیم، عصر دولتهای کوتاهمدت و دوره خونبار دیگری در تاریخ ما فرا خواهد رسید.
ثبات نظامها به توازن قدرت داخلی و خارجی وابسته است، توازنی که بدون گفتوگوی فراگیر فرو میریزد. نظامهای گرفتار، بدون بازتعریف جایگاه منطقهای، به پرتگاه میرسند.
انقلاب توافقی، حلقه پنجم از ایدههای سه چرخه تاریخی،تنشهای سهگانه، چرخش تمدنی و جنگ تمدنی نگارنده است که میتواند ما را از پرتگاه نجات دهد، اما این انقلاب، دشمنانی پنهان در کمین دارد.
حزباللهیهای تقلبی مانند احمد الشرع در سوریه، جولانیهای فردا در ایران هستند. بنیادگرایی آنها همانقدر که به ظاهر محکم و استوار است، در باطن، سست و بیبنیاد است و به غایت، فرصتطلب به شمار میروند و همچنان، مهیاترین بستر نفوذ دشمن در ایران امروز هستند. این خسارت، نه فقط از حماقت که از خیانتی مرموز سرچشمه میگیرد.
🔺بازتاب/ متن گزیده در ویژهنامه قانون اساسی روزنامه اطلاعات
https://ettelaat.com/x35vF
▪️اینستا
instagram.com/naghdeandisheh
▪️توییتر
twitter.com/naghdeandisheh
@naghdeandisheh
/ یک پیام فوری: درسهایی برای جمهوری اسلامیِ جدید
✍️ گزیده/ سرمقاله پیام فضلینژاد، مجله نقد اندیشه، پائیز ۱۴۰۴، صص ۱۱-۶
پیری زودرس انقلابها میتواند منجر به مرگ نابههنگام نظامها شود.
اگر جمهوری اسلامی تن به یک انقلاب توافقی ندهد، دگرگونیهای رادیکال پیش از موعد فرا خواهند رسید؛ همانطور که جنگ و پیامدهای غیر منتظره آن برای بسیاری از تحلیلگران قابل پیشبینی نبود.
ایران، در سال ۱۴۰۴، در یک موقعیت مرزی، تاریخ معاصر خود را سپری میکند: جایی که سایه جنگ تمدنی، آینده را تیره کرده وبنبستهای پیاپی سیاسی و معرفتی، هر خیزشی را به چالشکشیده است. این لحظه، نه با طوفانهای گذشته، نه با نیرنگهای پنهان و نه با ویرانیهای پیشین، بلکه با نیروی «خرد» باید تاریخ را بازنویسی کند.
همه به نظم کنونی معترضاند و تنها راه کمهزینه تغییر نظم، تغییر رژیم حقوقیِ قانون اساسی، به عنوان شرط لازم و نه کافی، برای یک انقلاب توافقی است.
جامعه ما پس از سپری کردن یک تاریخِ درگیر، نیاز به «قرارداد جدید» میان طبقات اجتماعی، نیروهای سیاسی و کنشگران مؤثر دارد. جامعه ایران در ۱۲۰ سال گذشته سه دوره انقلاب، کودتا و جنگ را سپری کرده و امروزه باید به سوی یک دولتسازی پایدار حرکت کند.
مصلحت جمهوری اسلامیِ جدید، دیگر ایجاد بحرانهای خودانگیخته برای پوشاندن گسلها نیست و نظام سیاسی چارهای جز بازتوزیع قدرت در همه سطوح ندارد.
«توافق با جامعه» مقدم بر وفاقِ درونِ حکومت است. اگر توافق اجتماعی جدید کامیاب باشد، میتوان امید به افزایش همبستگی ملی و سرمایه اجتماعی داشت و آن را به وفاق ترجمه کرد، در غیر این صورت، وفاق نمایشی به ضد خود تبدیل خواهد شد.
مردم میخواهند بساط خاندانهای حکومتگر، حماقت در حکمرانی و تبعیضهای ناروا برچیده شود و همه میدانند که به زودی باید از آشوب این دیوانسالاریِ ورشکسته عبور کنیم.
در این موقعیت مرزی، تنها راه نجات، «انقلاب توافقی» است. هر نیرویی که به دنبال بازسازی ملی ایران است، باید به دنبال صورتبندی ایده «انقلاب توافقی» باشد و اجازه ندهد که ارادههای خارجی، آینده ایران بزرگ را بسازند.
هم مردم عادی یک توافق مجدد با حکومت را میخواهند تا از بنبست موجود گذر کنند و هم نخبگان ضرورت یک انقلاب معرفتی را تذکر میدهند تا بتوانند هندسه فکری جدیدی برای عصر بعدی بسازند.
اگر هوشیار نباشیم، عصر دولتهای کوتاهمدت و دوره خونبار دیگری در تاریخ ما فرا خواهد رسید.
ثبات نظامها به توازن قدرت داخلی و خارجی وابسته است، توازنی که بدون گفتوگوی فراگیر فرو میریزد. نظامهای گرفتار، بدون بازتعریف جایگاه منطقهای، به پرتگاه میرسند.
انقلاب توافقی، حلقه پنجم از ایدههای سه چرخه تاریخی،تنشهای سهگانه، چرخش تمدنی و جنگ تمدنی نگارنده است که میتواند ما را از پرتگاه نجات دهد، اما این انقلاب، دشمنانی پنهان در کمین دارد.
حزباللهیهای تقلبی مانند احمد الشرع در سوریه، جولانیهای فردا در ایران هستند. بنیادگرایی آنها همانقدر که به ظاهر محکم و استوار است، در باطن، سست و بیبنیاد است و به غایت، فرصتطلب به شمار میروند و همچنان، مهیاترین بستر نفوذ دشمن در ایران امروز هستند. این خسارت، نه فقط از حماقت که از خیانتی مرموز سرچشمه میگیرد.
🔺بازتاب/ متن گزیده در ویژهنامه قانون اساسی روزنامه اطلاعات
https://ettelaat.com/x35vF
▪️اینستا
instagram.com/naghdeandisheh
▪️توییتر
twitter.com/naghdeandisheh
@naghdeandisheh
اطلاعات آنلاین
[پیام فضلینژاد] انقلاب توافقی و قانون اساسی
پیری زودرس انقلابها میتواند منجر به مرگ نابههنگام نظامها شود. اگر جمهوری اسلامی تن به یک انقلاب توافقی ندهد، دگرگونیهای رادیکال پیش از موعد فراخواهند رسید؛ همانطور که جنگ و پیامدهای غیرمنتظره آن برای بسیاری از تحلیلگران قابل پیشبینی نبود.
Forwarded from مجله نقد اندیشه
سرمقاله پیام فضلینژاد.pdf
642.6 KB
متن کامل سرمقاله پیام فضلینژاد درباره ضرورت انقلاب توافقی:
باید تاریخ ایران را با نیروی خرد بازنویسی کنیم
🔹در ۱۲۰ سال تاریخ گذشته ایران، رشتههایی از تکرار و چرخش دیده میشود؛ گویی سرنوشت این دیار در دام چرخهای سهگانه از «انقلاب»، «کودتا» و «جنگ» گرفتار است.
🔹این چرخهها بنیانهای جامعه را لرزانده، امیدها را به خاکستر نشانده و ایران را به سوی چرخهای دیگر سوق دادهاند؛ چرخههایی که گاه با شعلههای آرمانگرایی آغاز شده، گاه با خدعه سیاسی به انحراف کشیده شده و گاه در آتش جنگ به ویرانی رسیده است.
🔹جامعه ما پس از سپری کردن یک تاریخِ درگیر، نیاز به «قرارداد جدید» میان طبقات اجتماعی، نیروهای سیاسی و کنشگران مؤثر دارد.
🔹هر نیرویی که به دنبال بازسازی ملی ایران است، باید به دنبال صورتبندی ایده «انقلاب توافقی» باشد و اجازه ندهد که ارادههای خارجی، آینده ایران بزرگ را بسازند.
🔹باید بیاندیشیم چگونه در این تنگنا، هستهای طلایی برای عصر بعدی تاریخ ایران بسازیم؟
✍️ نقد اندیشه، شماره ۴ و ۵، پائیز ۱۴۰۴، صص ۱۱-۶.
▪️اینستا
instagram.com/naghdeandisheh
▪️ایکس
twitter.com/naghdeandisheh
@naghdeandisheh
باید تاریخ ایران را با نیروی خرد بازنویسی کنیم
🔹در ۱۲۰ سال تاریخ گذشته ایران، رشتههایی از تکرار و چرخش دیده میشود؛ گویی سرنوشت این دیار در دام چرخهای سهگانه از «انقلاب»، «کودتا» و «جنگ» گرفتار است.
🔹این چرخهها بنیانهای جامعه را لرزانده، امیدها را به خاکستر نشانده و ایران را به سوی چرخهای دیگر سوق دادهاند؛ چرخههایی که گاه با شعلههای آرمانگرایی آغاز شده، گاه با خدعه سیاسی به انحراف کشیده شده و گاه در آتش جنگ به ویرانی رسیده است.
🔹جامعه ما پس از سپری کردن یک تاریخِ درگیر، نیاز به «قرارداد جدید» میان طبقات اجتماعی، نیروهای سیاسی و کنشگران مؤثر دارد.
🔹هر نیرویی که به دنبال بازسازی ملی ایران است، باید به دنبال صورتبندی ایده «انقلاب توافقی» باشد و اجازه ندهد که ارادههای خارجی، آینده ایران بزرگ را بسازند.
🔹باید بیاندیشیم چگونه در این تنگنا، هستهای طلایی برای عصر بعدی تاریخ ایران بسازیم؟
✍️ نقد اندیشه، شماره ۴ و ۵، پائیز ۱۴۰۴، صص ۱۱-۶.
▪️اینستا
instagram.com/naghdeandisheh
▪️ایکس
twitter.com/naghdeandisheh
@naghdeandisheh