اگه خاطرتون باشه وقتی یون وی شان داشت از خاطرات ساختگیش برای زی یو میگفت از هان یا سی بعنوان مادرش اسم برد و کارهایی که براش کرده بود گفت. هان یا سی واقعاً برای یون وی شان نقش پدر و مادر رو داشت و در نهایت هم برای زنده موندش خودشو فدا کرد و توی یه غروب تنهایی پیش یون چو رفت💔
اربابزاده هوا و پدرش هم که به بدترین شکل ممکن مردن و حتی نتونستن یه بار درست و درمون، بدون سوتفاهم و پیش داوری با هم حرف بزنن. شخصیتای فرعی رو بدبخت کردی گو جینگ مینگ🔪