همه سربازا با هم شرط بستن که آخر و عاقبت رن رویی و یوان جو چی میشه، سونگ لان برگشته میگه که بالاخره رئیس نینگ قبول میکنه چون دیده که رویی به یه گربه غذا داده پس میتونه تهش نینگ یوان جو هم رام کنه🤣😭
❤12😭8
یوان لو: رو یی جیه خیلی عالیه، ولی تو دوستش نداری؟
یوان جو: این که سوال نداره چیان داگه یه مرد عالیه، شی سان گه ات هم عالیه، منم عاشق اونا نشدم.
یوان جو: این که سوال نداره چیان داگه یه مرد عالیه، شی سان گه ات هم عالیه، منم عاشق اونا نشدم.
❤12😈6
𝖲𝗂𝗆𝗉𝗂𝗇𝗀 𝟤𝟦/𝟩
یوان لو: رو یی جیه خیلی عالیه، ولی تو دوستش نداری؟ یوان جو: این که سوال نداره چیان داگه یه مرد عالیه، شی سان گه ات هم عالیه، منم عاشق اونا نشدم.
وای یونینگ جان امیدوارم کارما بیاد سراغت و تو یه دنگی عاشق یه گاگا بشی😭
👏8😁7❤2
رو یی جیه تو، کامل ترین قاتلیه که تا حالا دیدم. اون آروم, بی رحم، باهوش و چابک ئه. به عنوان یک قاتل تقریباً هیچ نقطه ضعفی نداره. هنوزم یادمه وقتی اولین بار اطلاعاتش رو خوندم چه احساسی داشتم. توی یک ماه فرماندار سه استان رو کشت، توی هفت روز امپراتور چو رو کشت. اون زمان میخواستم رن شین رو ببینم؛ میخواستم ببینم کدوممون بهتریم ولی هیچوقت انتظار نداشتم، رن شین یه زن باشه بعلاوه خیلی هم جوانه، دقیقا مثل یوزپلنگه. ولی آدمایی مثل اون سرنوشتی خونینی در انتظار شونه. ولی من چی؟ بعد از اینکه بازنشسته بشم توی روستا آروم زندگی میکنم ما مثل هم نیستیم.
💔18
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🆒17
فضا زیادی رمانتیک شد و بلافاصله صحنههای مبارزه اومدن تا یه جور دیگه چشم رو نوازش کنن. طراحی مبارزهها جذاب بود و فیلمبرداری و قاب بندی عالی💅
👍18
نوعِ نگرانی یو شی سان برای یوان لو برای من کاملاً قابل درکه💔
رن رویی: چرا اصلا نگران نیست؟
نینگ یوان جو: این نیست که نگران نباشه، بلکه بیش از حد نگرانه برای همین جرات نمیکنه ببینه یا گوش بده؛ فقط فرض میکنه اتفاقی نیوفتاده. امیدواره که وقتی برمیگرده، یوان لو بتونه بهش غلبه کنه.
❤12
یوان جو مثلا سی سالشه و تو این سالها یه عالمه ادم میخواستن از راه بدرش کنن و نتونستن اما کمی از کمر رویی که زخم هم داشت دید و داشت از شدت خجالت غش میکرد🥸
😁19
حاجیمون اصلا هم حسودیش نمیشه و براش مهم نیست که رویی بهش گفته بالاخره بیخیالش شده و نمیخواد پدر بچهاش باشه🤡
😁20