چو کونگ زیادی عاشقه یکی بیاد منو و خودشو نجات بده. حتی میخواست میوهای که شیانگ یون بهش داده، یه جوری هزار سال نگه داره تا خراب نشه🤣😭
🍓14
"بعد اینکه به قلمرو بهشتی برگشتی و همه چیز رو به یاد آوردی، از مرد رو به روت مراقبت کنی؟"
😭10
چو کونگ: از برف خوشم نمیاد.
شیانگ یون: چرا؟
چو کونگ: یکبار یک نفر چشماش رو توی برف بست و دیگه هیچوقت بازشون نکرد.
شیانگ یون: چرا؟
چو کونگ: یکبار یک نفر چشماش رو توی برف بست و دیگه هیچوقت بازشون نکرد.
💔18😭1
𝖲𝗂𝗆𝗉𝗂𝗇𝗀 𝟤𝟦/𝟩
چو کونگ کاملاً باورش شده خوکه🤣 به شیانگ یون خوک کادو داد و خیلی هم روی سلامت خوکِ عزیز حساس بود، انگار داداشه😭
یکی دیگه از اشارههایی که به خوک و چو کونگ شد اونجا بود که شیانگ یون تو خواب فکر کرد دستش پای خوکه و گازش گرفت🤣🤌
😁11
𝖲𝗂𝗆𝗉𝗂𝗇𝗀 𝟤𝟦/𝟩
باید بگم که لاو استوری زندگی سوم رو بیشتر دوست داشتم💘
سوتفاهم قشنگتری هم داشتن:
راستش اندینگ زندگی دوم برام غمگینتر بود و خیلی گریه کردم اما اینجا بیشتر بغضی شدم :(
🤝11