SocioTalk – Telegram
SocioTalk
355 subscribers
20 photos
26 videos
1 file
45 links
اگر علوم اجتماعی امروز کافی نیست، پس گفت‌وگو را آغاز کنیم...


YouTube channel: https://youtube.com/@sociotalk.io2025?si=taGRsgk71s1O54Zs




Admin: @FarjamInstitute
Download Telegram
Channel photo updated
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

اگر علوم اجتماعی امروز کافی نیست، پس گفت‌وگو را آغاز کنیم ‌.‌..

@SocioTalk_io

https://youtube.com/@sociotalk.io2025?si=taGRsgk71s1O54Zs
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
ایده‌ی «علوم اجتماعی بدیل» از خلال بازاندیشی در مسیر علوم اجتماعی موجود با گفتگوهایی میان‌رشته‌ای و جمعی در حال صورت‌بندی است؛
نه در قالب نسخه‌ای آماده، بلکه به‌مثابه پرسشی گشوده:
چگونه می‌توان علوم اجتماعی را به ایده تغییر، پیوند زد؟ به زندگی، به آینده؟

این پروژه، دعوتی‌ست به همه‌ی آنان که می‌خواهند نقشی در طراحی اکوسیستم آینده‌ی علوم اجتماعی ایفا کنند.

#علوم_اجتماعی_آلترناتیو
#اکوسیستم_بدیل
#طرحی_نو_در_اندازیم
#طراحی_وضعیت_ممکن

@SocioTalk_io
《فراخوان دعوت به ارائه در یک نشست》

کتاب «حل مسئله اجتماعی» رو خوندی؟

قراره یه نشست گفت‌وگو بین نویسنده‌ها و خواننده‌های این کتاب داشته باشیم.
اگه حرفی، ایده‌ای یا تجربه‌ای درباره کتاب داری،
خوشحال میشم در این نشست ارائه کوتاهی داشته باشی.

پیام بده تا هماهنگ بشیم.

@SocioTalk_io

#حل_مسئله_اجتماعی
#کتاب_حل_مسئله
#گفت‌وگوی_اجتماعی
#فراخوان_ارائه
#نویسندگان_و_خوانندگان
#پروژه_اجتماعی
#نوشتن_جمعی
#هم‌اندیشی
#بازخورد_کتاب
#مسئله_اجتماعی
.
مراقبت رادیکال به مثابه کنش اجتماعی/ بخش ۱

در شرایطی که چشم‌اندازهای جمعی دستخوش تهدید و ناامنی شده‌اند، بازاندیشی در شیوه‌های کنش اجتماعی ضرورتی بیش از پیش یافته است.
مفهوم مراقبت، اگر آن را نه به‌مثابه امری فردی یا صرفاً عاطفی، بلکه همچون بنیانی برای بازسازی پیوندهای اجتماعی و تقویت تاب‌آوری جمعی بفهمیم، می‌تواند به بستری برای تخیل و خلق ساختارهای جایگزین بدل شود.
شبکه‌های مراقبت، با اتکا به روابط افقی، اعتماد میان‌فردی و تعهد به زیست‌جهان مشترک، ظرفیتی حیاتی برای مواجهه با بحران‌های پیچیده و چندلایه فراهم می‌کنند.
این مراقبت، اگر رادیکال و فراگیر باشد، نه صرفاً تسکین‌دهنده، بلکه دگرگون‌ساز است:
دگرگون‌کننده‌ی شیوه‌های بودن، باهم‌بودن، و ساختن آینده‌ای که در آن حذف و رنج، به حق بر زیستن و زیست امن بدل می‌شود.

#مراقبت_جمعی
#مراقبت_فراگیر
#شبکه‌_های_مراقبت
#مراقبت_رادیکال
#ایران

@SocioTalk_io
Forwarded from Fuck society
امشب خیابان بودم و یهویی پدافند فعال شد.
ترس و استیصال رو در چهره های مردم و کودکان می تونستم ببینم.
پدر و مادرانی که پسران زیر ده ساله شان را برای بازی فوتبال آورده بودند پارک، سردرگم شده بودند. نمی دانستند چه بکنند.
چند نفرشان را صدا کردم به کنار دیوار و مشرف به یک جوب خشک.
گفتم این کنار بایستید و اگر شرایط بدتر شد، داخل جوب دراز بکشید.
انگار که پناهگاهی پیدا کرده باشند، تا حدودی آرام تر شدند.
دقایقی که سپری شد، توصیه هایی برای حفظ آرامش شان داشتم و خداحافظی کردم.
یاد نکات دوستم جعفر قوام دوست افتادم که به درستی گفته بود مراقبت به مثابه یک کنش هست.
دارم به این می اندیشم که چه شده است ما که همواره زیر سایه ی جنگ بوده ایم و تاریخی مستمر از درگیری داریم، چگونه این وجه ساده از اصول اولیه ی مراقبت از خویشتن را نیاموخته ایم.
در این شرایط که تصمیم داریم از سختی های امروز عبور کنیم، باید درس آموخته هایی برای فرداهایی امن تر بیاندوزیم.
بیاموزیم که جامعه با حضور تک تک دیگری های غریبی معنا خواهد داشت که دل در گرو یک وطن مشترک داریم. دیگری هایی که روایت مشترکی برای ایران با آنها داریم: روایتی از امنیت، آزادی، دوستی و مهربانی...
SocioTalk
. مراقبت رادیکال به مثابه کنش اجتماعی/ بخش ۱ در شرایطی که چشم‌اندازهای جمعی دستخوش تهدید و ناامنی شده‌اند، بازاندیشی در شیوه‌های کنش اجتماعی ضرورتی بیش از پیش یافته است. مفهوم مراقبت، اگر آن را نه به‌مثابه امری فردی یا صرفاً عاطفی، بلکه همچون بنیانی برای…
.
مراقبت به‌مثابه زبان نجات
مراقبت رادیکال / بخش ۲

همان‌گونه که پیش‌تر گفته شد، امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز داریم از نو درباره‌ی چگونگی کنش‌گری بیندیشیم؛ چرا که «حق بر زیستن» و «زیستِ امن»، در همه‌ی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و روانی از ما سلب شده است. در این چشم‌انداز تهدیدشده، ناامیدی از ساختارهای پوسیده و ناکارآمدِ دیروز، ما را به ضرورتی حیاتی می‌کشاند: بازاندیشی در شیوه‌های بودن، باهم‌بودن و ساختن آینده.
این دگراندیشی، در بستر مراقبت رادیکال به‌مثابه کنش اجتماعی شکل می‌گیرد. در این معنا، مراقبت نه صرفاً واکنشی فردی یا عاطفی، بلکه نامی است برای مقاومتی آرام، پیگیر و جمعی؛ تلاشی برای بازسازی زیست‌جهانی که در آن بتوان زیست، رشد کرد، و دست به خلق زد.
مراقبت جمعی، نقطه‌ی آغاز زبان نجات ماست؛ زبانی که به‌جای فرسودگی و انزوا، بر همبستگی، احساس تعلق و مشارکت افقی تکیه می‌کند. این مراقبت، آگاهانه است و اجتماع‌ساز: ما را گرد هم می‌آورد تا نه‌تنها رنج‌های‌مان را ببینیم، بلکه به ساختن فضاهای امن، شبکه‌های تاب‌آوری جمعی و بدیل‌های زیست‌پذیر بیندیشیم.
در دل بحران‌های فزاینده و خشونت‌های ساختاری، مراقبت می‌تواند به بستری برای یک زیست‌-سیاست رهایی‌بخش بدل شود؛ مراقبتی که نه تسکین موقتی، بلکه تغییر بنیادین در شیوه‌های زیستن را هدف قرار می‌دهد.
اکنون، بیش از همیشه، مراقبت به زبان ما برای بازپس‌گیری زندگی بدل شده است.

#مراقبت_جمعی
#مراقبت_فراگیر
#شبکه‌_های_مراقبت
#مراقبت_رادیکال
#ایران
#کنش_اجتماعی
#اجتماع‌سازی
#آگاهی_اجتماعی
@SocioTalk_io
SocioTalk
. مراقبت رادیکال به مثابه کنش اجتماعی/ بخش ۱ در شرایطی که چشم‌اندازهای جمعی دستخوش تهدید و ناامنی شده‌اند، بازاندیشی در شیوه‌های کنش اجتماعی ضرورتی بیش از پیش یافته است. مفهوم مراقبت، اگر آن را نه به‌مثابه امری فردی یا صرفاً عاطفی، بلکه همچون بنیانی برای…
.
«وقتی همه‌چیز فرو می‌ریزد، ما چه می‌توانیم بکنیم؟»
مراقبت رادیکال / بخش سوم

در پاسخ به این پرسش، باید ابتدا از زیست‌جهان سخن گفت؛ از آن لایه‌ی پنهان اما حیاتی که زندگی روزمره‌مان بر آن استوار است: معناها، مناسبات، احساس تعلق، امیدها، و ساختارهای غیررسمی حمایت و مراقبت. وقتی جنگ، سرکوب یا بحران اقتصادی ما را تهدید می‌کنند، در واقع این زیست‌جهان‌ است که فرومی‌پاشد، نه فقط نهادهای رسمی. و وقتی زیست‌جهان از هم می‌پاشد، معنای زندگی، پیوندهای انسانی و احساس قدرت کنشگری نیز به‌تدریج تحلیل می‌روند.
اما در دل همین ویرانی، امکانی پنهان است:
امکان بازسازی، از پایین، از دل روابط خُرد، از طریق شبکه‌های مراقبت.
شبکه‌های مراقبت، به‌جای اینکه از بالا تحمیل شوند، از دل زیست‌جهان ما پدید می‌آیند. آن‌ها می‌توانند کوچک، غیررسمی، بی‌نام یا حتی ناپایدار باشند، اما در لحظات بحران، همین شبکه‌ها هستند که ما را نجات می‌دهند - نه نهادهای رسمی.

چه می‌توان کرد؟
۱. ببینیم، بشنویم، باور کنیم:
نخستین گام مراقبت، دیدنِ رنج دیگری و شنیدن آن بدون داوری است. ببین چه کسانی در اطرافت، در خانواده، در محله، در گروه‌های آنلاین، دچار بحران یا طرد شده‌اند.
۲. پیوندهای کوچک بسازیم:
یک گروه سه‌نفره از دوستان، یک شبکه پیام‌رسان برای پشتیبانی عاطفی، یک جمع مطالعه، سوگواری جمعی، یک حلقه شنیدن تجربه‌های خشونت‌دیده - همه‌ی این‌ها بذر شبکه‌های مراقبت‌اند.
۳. به رسمیت بشناسیم، مستندسازی کنیم:
اگر شبکه‌ای از مراقبت می‌سازید، آن را جدی بگیرید. تجربه‌ها را ثبت کنید، الگوها را استخراج کنید، روایت بسازید. این کار هم برای بقا، هم برای انتقال، و هم برای تبدیل تجربه به ساختار حیاتی است.
۴. ظرفیت‌ها را بشناسیم و به‌کار بگیریم:
در هر جمعی، کسی هست که مهارت شنیدن دارد، کسی که دست‌پختش خوب است، کسی که بلده روایتگری کنه، کسی که می‌تونه با بچه‌ها کار کنه. دارایی‌سنجی اجتماعی کنید و شبکه‌ای از ظرفیت‌ها بسازید.
۵. مراقبت را رادیکال بفهمیم، اما فرقه‌ای نه:
مراقبت را به‌مثابه بازسازی قدرت از پایین ببینیم، اما از مرزبندی‌های فرقه‌ای، انحصارطلبی یا حذف دیگران پرهیز کنیم. مراقبت فراگیر است وگرنه اصلاً مراقبت نیست.
و در پایان؛
ما ممکن است دیگر به نهادهای رسمی امید نداشته باشیم. ممکن است چشم‌اندازهای‌مان تیره باشد، اما زبانِ مراقبت رادیکال، ما را به هم متصل می‌کند؛ به ما می‌گوید که تنها نیستیم؛ که رنج ما خصوصی نیست، بلکه بخشی از ساختاری است که می‌توان تغییرش داد؛ که هنوز می‌توان ساخت - اگر نه بر ویرانه‌های قدرت، دست‌کم بر پایه‌ی پیوندهای انسانی و تعهد به زیست‌جهان مشترک.
این زبان، فقط برای تسکین نیست.
این زبان، برای بقا، برای بازسازی، و برای خلق آینده است.
حال شما بگویید؛ اگر بخواهید شبکه کوچکی از مراقبت در اطرافتان شکل دهید، اولین گام چیست؟


#مراقبت_جمعی
#مراقبت_فراگیر
#شبکه‌_های_مراقبت
#مراقبت_رادیکال
#همبستگی
#بقا
#زیست‌جهان
#کنش_اجتماعی
#تخیل_جمعی
#ایران
#نقشه_نجات
@SocioTalk_io
درباره‌ی ناکارآمدی جریان‌های مسلط علوم اجتماعي

به برخی از همکاران علوم اجتماعی که این روزها از «بازنگری در تحلیل سرمایه اجتماعی» سخن می‌گویند:
نه در گذشته، با تکیه بر پیمایش‌های سطحی و ناکارآمد، توانستید درکی ژرف از وضعیت سرمایه اجتماعی ارائه دهید، و نه اکنون، این روزهای خاص و استثنایی، نمونه مناسبی برای داوری‌های کلان است.
این ۱۲ روز، هرچند واجد بحران بود، اما به‌دلایلی آشکار-ازجمله تداوم نظم توزیعی و وفور نسبی کالاها-نه می‌تواند الگویی پایدار برای سنجش رفتار اجتماعی باشد، و نه شاخصی قطعی برای داوری درباره سرمایه اجتماعی.
اگر قرار است سرمایه اجتماعی را با مثال‌هایی کلیشه‌ای مانند صف نانوایی یا کمک‌های موردی تبیین کنید، نخست باید در روش‌شناسی و درک نظری خود بازنگری کنید؛ چراکه همین روزها می‌توان مثال‌های نقض فراوانی نیز یافت: از جهش قیمت برخی اقلام گرفته تا افزایش اجاره اقامتگاه‌ها و سوءاستفاده از وضعیت بحرانی.
فراموش نکنیم: سرمایه اجتماعی، مفهومی صرفاً بین‌فردی نیست؛ بلکه نسبت میان مردم و ساختارهای قدرت را نیز در بر می‌گیرد. و اگر هنوز چیزی از آن باقی مانده باشد، بیشتر وام‌دار پیوندهای افقی و همدلی میان مردم است، نه حاصل عملکرد ساختارهای رسمی.

پیش از آن‌که از جامعه انتظار همبستگی یا شفقت داشته باشیم، شاید لازم باشد جایگاه خودمان را در بازتولید گفتمان‌های رسمی، تحلیل‌های تقلیل‌گرایانه و عادت به ساده‌سازی مفاهیم پیچیده اجتماعی مورد بازاندیشی قرار دهیم.

"شاید بحران نه فقط در سرمایه اجتماعی، بلکه در علم اجتماعی ماست".

#علوم‌اجتماعی_بدیل
#زیست‌جهان_اجتماعی
#حل_مسئله_اجتماعی
#سرمایه‌اجتماعی
#همدلی
#ایران
@SocioTalk_io
جنگ و ضرورتِ مبارزه برای شهر
| محمدکریم آسایش |

🔺سال۱۳۹۳ در گفتگوهایمان در مجمع حق بر شهر باهمستان،­ ایده­ای مطرح شد به نامِ AA(Activism Addict)(معتاد به کنشگری) که مضمونش این بود که هرکس از کنشگری‌اش برای شهر در پیرامونِ محل زندگی یا محلِ کارش روایت کند. این ایده البته آن زمان چندان به مرحله اجرا نرسید اما بعدها در قالب‌هایی چون بحران_من_در_تهران و #گذربهتر به نحوی دنبال شد.

یادداشت کامل را در سایت «پیام ما» بخوانید.
https://payamema.ir/payam/134633

#جنگ #اسرائیل #تهران #پیام_ما
@payamema
"در میانه‌ تعلیق، در دل تاریکی"

در روزهایی که جامعه‌ ما در وضعیت آتش‌بس است، اما نه در صلح؛ در حالتی از تعلیق، ابهام و ناامیدی، شاید مهم‌ترین پرسش این باشد:
ما، در مقام کنشگران علوم اجتماعی، چه باید بکنیم؟

کشور ما ناخواسته وارد جنگی شد که قربانیان اصلی‌اش مردم بودند.
اما واقعیت این است که حتی اگر صدای جنگ خاموش شود،
زخم‌های آن، مانند بسیاری دیگر از بحران‌ها، در بافت جامعه، در روابط انسانی، و در نظام‌های معنابخش زندگی روزمره باقی می‌ماند.
و درست همین‌جاست که علوم اجتماعی نه یک تجمل، بلکه ضرورتی حیاتی است.

هر بحرانی-چه جنگ باشد، چه سرکوب، چه فروپاشی، و چه انقلاب-مسائل اجتماعی را حل نمی‌کند.
بلکه آن‌ها را از دوره‌ای به دوره دیگر منتقل می‌کند،
با چهره‌هایی تازه، زخم‌هایی عمیق‌تر، و ابعادی پیچیده‌تر.

در چنین وضعیتی، تماشاگر ماندن، نوعی انفعال پرهزینه است.
و بازگشت هر کسی به حوزه‌ی تخصص خود، نه فقط یک تصمیم حرفه‌ای، بلکه یک انتخاب اخلاقی است.
ما که حوزه‌مان علوم اجتماعی است، باید به جای عقب‌نشینی،
بر زمین خودمان بایستیم، بفهمیم، مستند کنیم، تحلیل کنیم،
و در حد توان، به ساختن، کمک کنیم.

پروژه‌هایی که ما بر آن‌ها کار می‌کنیم، پروژه‌هایی علمی نیستند که فقط به علم بیفزایند؛
این‌ها پروژه‌های زندگی ما هستند:
🔹 پروژه علوم اجتماعی بدیل؛ برای آن است که پیوند گسسته میان علم و زیست اجتماعی را بازسازی کند؛
🔹 پروژه حل مسئله اجتماعی؛ تلاشی است برای یافتن راهی میانه‌ رنج و تغییر؛
🔹 و پروژه جامعه‌شناسی آگاهی؛ پلی‌ست میان شناخت، عاملیت و امید.

این پروژه‌ها، در کنار طرح‌های دیگر، امروز بیش از هر زمان دیگری باید با دقت، تعهد و شجاعت ادامه یابند-نه فقط برای آن‌که در جامعه اثر بگذاریم،
بلکه برای آن‌که از درون فرو نپاشیم؛
برای آن‌که در دل نااطمینانی و تلاطم، حداقلی از ثبات روانی، معنایی و رابطه‌ای را حفظ کنیم؛
برای آن‌که بدانیم هنوز می‌توانیم بر بخشی از زندگی‌مان اثر بگذاریم، حتی اگر بر کل اوضاع حاکم نباشیم؛
برای آن‌که از احساس درماندگی و بی‌قدرتی فلج‌کننده فاصله بگیریم، و بتوانیم کنشی-هرچند کوچک-در مسیر زندگی و معنا داشته باشیم؛
برای آن‌که به اطرافیان‌مان نشان دهیم که امید فقط یک احساس نیست، بلکه حاصل تصمیم‌ها و اقدام‌های کوچک و مداوم است؛
و برای آن‌که در روزگاری که ساختارها فرو می‌ریزند، ما بتوانیم دست‌کم ساختارهای درونی و شبکه‌های انسانی‌مان را بازسازی کنیم.

ادامه دادن این مسیر، فقط تلاش برای تغییر جامعه نیست؛
نوعی مراقبت از خود، حفظ کرامت، و پاسداری از حیات جمعی در برابر فرسایش است.

ازاین‌رو، در دل این تاریکی، ما تصمیم گرفته‌ایم به‌جای خاموشی، چراغ کوچکی را روشن نگه داریم.
نه برای دیدن تمام مسیر، بلکه برای گم‌نکردن راه.


#زیستن_در_بحران
#زندگی_در_تعلیق
#آتش‌بس
#بحران_اجتماعی
#کنش_اجتماعی
#مراقبت_رادیکال
#تخیل_اجتماعی
#زیست‌جهان
#آگاهی_جمعی
#سیاست_زندگی
#پروژه_زندگی
#علوم_اجتماعی_بدیل
#حل_مسئله_اجتماعی
#جامعه‌شناسی_آگاهی
#ایران

@SocioTalk_io
.
"شروع دوباره، این‌بار از دل جامعه مدنی"

در این دو کارگاه فشرده، با مراحل عملی حل مسئله اجتماعی و برخی از رویکردهای نوآورانه برای مواجهه با مسائل اجتماعی آشنا می‌شویم؛ رویکردهایی که پیش از این در کتاب حل مسئله اجتماعی توسط گروه پژوهشگر- مؤلفان معرفی شده‌اند.

این جلسات فرصتی‌ست برای تجربه‌ی متفاوتِ نگاه به مسئله اجتماعی؛
فرصتی برای مجهزشدن به بینش حل مسئله در دورانی که حضور فعال کنشگران و پژوهشگران اجتماعی، بیش از هر زمان دیگری حیاتی است.

این‌بار نه برای تکرار راه‌حل‌های گذشته،
بلکه برای بازاندیشی در خودِ مسئله…

لینک ثبت‌نام رایگان:
https://ac.kheir.ir/event-form-workshop/

#حل_مسئله_اجتماعی
#مسئله_اجتماعی
#رویکرد_مشارکتی
#طراحی_اجتماعی
#جامعه_مدنی
#تسهیلگری_اجتماعی
#کنشگری_اجتماعی
#پژوهشگری_اجتماعی
#آکادمی_خیر_ایران
#سازمان_مردم‌نهاد
#سمن_ها

@SocioTalk_io
SocioTalk pinned a photo
SocioTalk pinned a photo
SocioTalk
. 🔹️جلسه دوم کارگاه: فردا دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴ ساعت ۱۴ تا ۱۶ لینک ثبت‌نام: https://ac.kheir.ir/event-form-workshop/ @SocioTalk_io
.
در جلسه دوم کارگاه «حل مسئله اجتماعی با رویکرد مشارکتی» حضور نخواهم داشت.

در جریان جلسه نخست، اتفاقی در چند ثانیه رخ داد که تا همین امروز از جزئیاتش بی‌اطلاع بودم - اتفاقی که موجب شد یکی از عزیزان شرکت‌کننده، جلسه را ترک کند.
اکنون که روایت ایشان را شنیده‌ام، معتقدم برای حفظ فضای امن، مشارکتی و محترمانه‌ برای همه‌ حاضران، لازم است در این جلسه شرکت نکنم.

حل مسئله اجتماعی، پیش از هر چیز، نیازمند همدلی، شنیدن، و تقویت زیست‌جهان مشترک ماست؛ و اگر این بستر فراهم نباشد، تلاش‌ برای تغییر اجتماعی، بی‌پشتوانه می‌ماند.

در شرایطی که جامعه‌ ما با بحران‌ها و تهدیدهای بیرونی روبه‌روست، مراقبت جمعی، حساسیت اجتماعی، و گفت‌وگوی صادقانه، بیش از همیشه حیاتی‌اند.

امیدوارم تلاش‌های دغدغه‌مند و کارهای ارزشمند این مجموعه، به خاطر رفتار برخی افراد بی‌نتیجه نماند.

امید که در موقعیت‌ها و زمان‌های دیگری، دوباره در کنار دوستان دغدغه‌مند و علاقه‌مند این مسیر باشم.
سپاسگزار همراهی‌ و درک‌تان هستم.

#مشارکت_اجتماعی
#گفت_و_گو
#همدلی
#مراقبت_جمعی
#حل_مسئله
#زیست_جهان
#اکوسیستم_اجتماعی
#امنیت_روانی
#احترام
#مسئولیت_اجتماعی
SocioTalk pinned «. در جلسه دوم کارگاه «حل مسئله اجتماعی با رویکرد مشارکتی» حضور نخواهم داشت. در جریان جلسه نخست، اتفاقی در چند ثانیه رخ داد که تا همین امروز از جزئیاتش بی‌اطلاع بودم - اتفاقی که موجب شد یکی از عزیزان شرکت‌کننده، جلسه را ترک کند. اکنون که روایت ایشان را شنیده‌ام،…»
.
در شرایط کنونی ایران، که جامعه با یکی از بحرانی‌ترین وضعیت‌های تاریخی خود مواجه است، پرسش از جایگاه، نقش و واکنش جامعه‌شناسان ایرانی بیش از هر زمان دیگری موضوعیت می‌یابد. پرسش محوری این است: جامعه‌شناسی ایران در مواجهه با این وضعیت بحرانی، چه می‌گوید و چه نمی‌گوید؟
به نظر می‌رسد بخش قابل‌توجهی از جامعه‌شناسان ایرانی، به‌ویژه آنان که در ساختارهای رسمی دانشگاهی، پژوهشی و مشاوره‌ای مستقرند، در وضعیتی از سکوت، احتیاط افراطی یا تعلیق کنش گفتاری قرار گرفته‌اند؛ سکوتی که شباهت نگران‌کننده‌ای با رفتار تاریخی طبقه‌ی متوسطِ محافظه‌کار و منفعت‌محور در بزنگاه‌های بحران دارد. این سکوت نه صرفاً ناشی از سرکوب، بلکه تا حدی محصول نوعی عادت‌واره‌ی حرفه‌ای، محاسبه‌ی هزینه - فایده و ترس از ازدست‌دادن موقعیت‌های نهادی است.
اگر این جامعه‌شناسان را در خلوت ذهنی‌شان تصور کنیم، احتمالاً با مجموعه‌ای از واکنش‌های گفتمانی تکراری و تا حدی فرسوده مواجه می‌شویم.

برای مثال، حاملان گفتمان «سرمایه اجتماعی»، «همبستگی اجتماعی» و «اعتماد نهادی» احتمالاً با لحنی آمیخته به حسرت و سرزنش، بر این نکته تأکید می‌کنند که هشدارهای نظری و یافته‌های پیمایشی آنان درباره فرسایش اعتماد، فروپاشی پیوندهای اجتماعی و تضعیف سرمایه اجتماعی نادیده گرفته شده است؛ گویی مسئله‌ اصلی نه وضعیت فاجعه‌بار کنونی، بلکه بی‌توجهی سیاست‌گذاران به انبوه داده‌ها و گزارش‌های تولیدشده است. در این چارچوب، فاجعه اجتماعی بیش از آنکه مسئله‌ای انسانی و سیاسی تلقی شود، به «شکست در استفاده از نتایج پژوهش» تقلیل می‌یابد.

در سوی دیگر، گفتمان‌های انتقادی که اغلب با ارجاع‌های مکرر به مفاهیمی چون نئولیبرالیسم، تعدیل ساختاری، دولت حداقلی و منطق بازار عمل می‌کنند، همچنان بر تبیین بحران‌ها از خلال الگوهای کلان اقتصادی - سیاسی جهانی اصرار می‌ورزند. هرچند این تحلیل‌ها از حیث نظری واجد اهمیت‌اند، اما در بسیاری موارد به بازتولید نوعی تقلیل‌گرایی ساختاری منجر می‌شوند که در آن، کنش‌گری سیاسی، سرکوب سازمان‌یافته، و مسئولیت مستقیم ساخت قدرت داخلی، در پس یک روایت کلی و تا حدی انتزاعی محو می‌شود.

در نهایت، گفتمان‌های بنیادگرایانه یا ایدئولوژیک که پیش‌تر تلاش می‌کردند بحران‌های اجتماعی را از منظر مشروعیت‌بخشی به نظم موجود تفسیر کنند، اکنون با بحران شدید معنا مواجه‌اند. این گفتمان‌ها که ابزارهای تبیینی‌شان فرسوده شده و قدرت اقناع خود را تا حد زیادی از دست داده‌اند، به‌جای تحلیل منسجم، به توجیه‌های پراکنده، واکنش‌های لحظه‌ای و دفاع‌های بی‌رمق روی آورده‌اند؛ وضعیتی که بیش از آنکه نشانه‌ی قدرت نظری باشد، حاکی از فروپاشی درونی دستگاه مفهومی آنان است.

در مجموع، جامعه‌شناسی ایران، در لحظه‌ای که جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند تحلیل‌های صریح، موضع‌مند و رهایی‌بخش است، عمدتاً در سطح بازتولید گفتمان‌های آشنا، احتیاط نهادی و فاصله‌گذاری از رنج زیسته‌ی مردم باقی مانده است؛ وضعیتی که خود نیازمند نقدی جامعه‌شناختی و رادیکال است.

#علوم_اجتماعی_بدیل
#زیست‌جهان_اجتماعی
.
مواجهه برخی جامعه‌شناسان با تداوم شعارهای گذشته‌گرا در اعتراضات این روزها، بیش از آنکه نشان‌دهنده‌ حساسیت تحلیلی باشد، نشانه‌ای از گسست عمیق آنان از فرآیندهای واقعی شکل‌گیری آگاهی اجتماعی در ایران است. این شعارها نه «انحرافی ناگهانی» در خیابان، که محصول سال‌ها فاصله‌گرفتن علوم اجتماعی از زیست‌جهان واقعی جامعه، و تقلیل آن به مجموعه‌ای از فعالیت‌های دانشگاهیِ کم‌اثر و مدرک‌محور است. علوم اجتماعی‌ای که عمدتاً در کلاس‌ها، تکالیف درسی، پایان‌نامه‌ها و گزارش‌های بی‌پیوند با زندگی اجتماعی محصور مانده و به‌جای مداخله در شکل‌دهی به تخیل جمعی و افق‌های بدیل، به بازتولید خود در چارچوب دانشگاهی ناکارآمد و نابرابر بسنده کرده است.

در چنین بستری، جامعه نه از یک صورت‌بندی تمامیت‌خواه به سوی رهایی، بلکه از یک تمامیت‌خواهی به تمامیت‌خواهی دیگر حرکت می‌کند؛ چرخه‌ای از «گذارهای صوری» که بدون دست‌زدن به ساختارهای بنیادین قدرت، اقتصاد، دانش و سلطه تکرار می‌شوند. ظهور گذشته‌گرایی نوستالژیک، نه نشانه‌ تمایل آگاهانه به بازسازی یک نظم پیشین، بلکه علامت فقدان بدیل، فقدان افق و شکست در تولید تخیل آینده است.
از این منظر، این وضعیت را باید به‌مثابه اعترافی به ناتوانی جریان‌های مسلط علوم اجتماعی در ایفای نقش عمومی و تاریخی خود فهم کرد. در سال‌هایی که بخش بزرگی از جامعه‌شناسان درگیر تکرار ملال‌آور مناقشات نظری درون‌دانشگاهی و مدیریت هوشمندانه‌ موقعیت‌های حرفه‌ای خود در نهادهای رسمی و شبه‌رسمی بودند، مسئله‌ اساسیِ تأثیرگذاری بر آگاهی اجتماعی، گشودن افق‌های بدیل و ترجمه‌ دانش به زبان عمومی عملاً به حاشیه رانده شد.

علوم اجتماعی‌ای که بیش از آنکه دغدغه‌ی مداخله در بحران‌های واقعی جامعه را داشته باشد، درگیر حفظ موقعیت و بهره‌برداری از منابع نهادی است، نمی‌تواند انتظار داشته باشد که در لحظات بحرانی، جامعه به سوی چشم‌اندازی رهایی‌بخش حرکت کند. در غیاب چنین افق‌هایی، جامعه ناگزیر به سوی «امر از پیش ساخته‌شده» عقب‌گرد می‌کند؛ نه از سر ایمان به آن، بلکه از سر استیصال.
نکته‌ی اساسی این است که تداوم شعارهای گذشته‌گرا، خود نشانه‌ شکست تاریخیِ هم‌زمان دو پروژه‌اند: شکست نظم سیاسی موجود در تأمین حداقل‌های زندگی و کرامت انسانی، و شکست علوم اجتماعی رسمی در تولید زبان، معنا و افق‌های بدیل برای آینده‌ای غیرتمامیت‌خواه.

ناقوس «مرگ خودساخته» علوم اجتماعی موجود، سالهاست که به صدا در آمده؛ مرگی که نه محصول حذف بیرونی، بلکه نتیجه‌ فرسایش درونی، محافظه‌کاری معرفتی و ناتوانی در بازاندیشی رادیکال در نقش اجتماعی خویش است.
در این میان، چه جریان‌های مسلط، مناسک‌گرا و محافظه‌کار علوم اجتماعی، و چه بازیگران فرصت‌طلب و به‌ظاهر منعطف این حوزه، همگی در این وضعیت سهیم‌اند.
بازاندیشی جدی در علوم اجتماعی ایران، تنها زمانی ممکن خواهد بود که این مسئولیت تاریخی به‌صراحت پذیرفته شود و نقد، نه از خیابان، بلکه از درون خود این دانش آغاز گردد.

#علوم_اجتماعی_بدیل
#زیست‌جهان_اجتماعی
#جامعه‌شناسی_آگاهی
#حل_مسئله_اجتماعی