🌨 ؛ Meow – Telegram
🌨 ؛ Meow
17 subscribers
3.06K photos
733 videos
3 files
249 links
-مامان اشی و مشی 🐣
-Kitty 💜
🌻UnK :
https://news.1rj.ru/str/BiChatBot?start=sc-382280-Rp1uzsQ
Download Telegram
لابلای قدمهای سرگردون آدم بزرگها،با آرامش روی زمین نشسته بود،روی برگه های خالی که خواه ناخواه لگد میشدن،با مدادشمعی هاش نقش میزد،لحظه آخر یک لبخند خالصانه به نقاشیهاش سنجاق میکرد و بلند میشد...
روی پنجه پاهاش می ایستاد و نقاشیهاش رو به سمت آدم بزرگها نشونه میرفت،هر بار میگفت این زیباترین چیزیه که تاحالا کشیده،و حق داشت!هر دفعه بیشتر از دفعه قبل خونِش رو توی رگهای آدمهای نقاشی شده میریخت...
آدم بزرگها،با بی حوصلگی برگه رو میگرفتن،یک نگاه به نقاشی،یک نگاه به ساعت مچیشون...بی تعلل نقاشی رو مچاله میکردن و مینداختن یک گوشه...
اون بچه دلش نمیشکست،میدید همه با بخشی از وجودش چکار میکردن،میدید کسی دلسوز چشمای مهربونش نمیشه،روحش ادامه میخواست!اما تنش خسته بود...
همه خونِش رفته بود،و به دنبال اون امیدش؛چشماش سیاهی میرفتن،بین جمعیت تلو تلو میخورد،دستاش سرد شده بودن و نای تحمل مداد رو نداشتن...
بین کلی مدادشمعی و مدادرنگی،منتظر بیهوش شدن بود و موهاش توی آبرنگ ها پخش شدن؛
همونجا پیداش کردم،وسط همون بی نظمی،وقتی چشماش برای یک قطره اشک تقلا میکردن،پوستش هرلحظه بیرنگتر میشد...
دونه دونه نقاشیهای لگد شده رو جمع کردم،مچالگیهاشون رو باز کردم و تک به تک بوئیدمشون!رایحه هرکدوم یکجور مستم میکرد،بوی سوختن شمع کیک تولد،بوی عطر سردی که تو یک روز زمستونی خریدم،بوی تازگی رود آب وسط یک جنگل بارونی...
نگاهم رو سمتش چرخوندم،گونه هاش کم کم رنگ گرفتن،قلبش آروم آروم ضربان گرفت،لبخند همیشگیش،که بیشتر از هرچیز دیگه خبر زنده بودنش رو میداد پیداش شد...
لب زد:میدونستم!
میدونستم یکی میفهمه!
میدونستم ارزشش رو داره،اون همه تنهایی کشیدن و نادیده گرفته شدن!
اما کم کم صداش خشدار شد...گریش گرفت...
حالا چی؟چرا ازم گرفتی؟هدف زندگیمو چرا ازم گرفتی؟من دیگه نباید زنده باشم!اونا از من متنفر میشن!مدادهام،قلمهام،اونا دیگه منو نمیخوان!
بغلش گرفتم،حالا نوبت من بود...
حالا چی؟چرا بهم بخشیدی؟چرا دلیل زندگی بهم بخشیدی؟حالا من مجبورم زنده باشم!اون از من متنفر میشه!روحم،اون دیگه منو نمیخواد!
اشکهاش رو با آستین رنگیش پاک کرد،پلکهاش هم رنگی شدن...
خودش فهمید که چقدر به دستهای نقاشش احتیاج دارم،ریه هام بیکار شده بودن،حالا فقط با اون نقاشیها میتونم نفس بکشم!
بلند شد و مدادهای قد و نیم قدش رو بغل گرفت،و با لبخند،قراردادی مادام العمر بستـ...؛)

🧧#YourArt
🦋#INFP
☕️@MBTICafe
Forwarded from .
مهم نیست چه وضعی داشته باشی
حتی اگه نگرانی ای هم وجود نداشته باشه
مغز ادم میاد برا خودش نگرانی میسازه
کرم داره.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌨 ؛ Meow via @whisperBot
🔒 A whisper message to Herald.Agnes, Only he/she can open it.
ویسپر بده به این اکم دیوث اونور نمیتونم برم فعلا🙂😂
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی تنهایی شیرینه
🌨 ؛ Meow
سلام! من یه ENTJ هستم که شما رو بسیار دوست دارم لیدی، همه جوره.
سلام آقای ENTJ
من سعی میکنم تمام عشقتونو دریافت کنم.
و صد برابرشو بهتون برگردونم
🌨 ؛ Meow
سلام آقای ENTJ من سعی میکنم تمام عشقتونو دریافت کنم. و صد برابرشو بهتون برگردونم
نه شما خسته می شید خانم INFP اجازه بدید دور شما بگردم.🏍
🌨 ؛ Meow
بپر بالا کویینم.
پریدن بالا پرنسم*