This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چیکار داری میکنی مشی جان:)؟
Forwarded from 𝗌𝗍𝖺𝗋 𝖻ɘ𝖺𝗍 .
𝐍𝖾𝗐 𝐂𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾 ☁️ 𖥻 ִ ۫ ּ
─ 𝗍𝗈𝗉𝗂𝖼 : 𝗐𝗁𝗈 𝖺𝗋𝖾 𝗒𝗈𝗎 ─
باتوجه به شخصیت خودتون دایره ها رو تیک بزنین .
─ 𝗍𝗈𝗉𝗂𝖼 : 𝗐𝗁𝗈 𝖺𝗋𝖾 𝗒𝗈𝗎 ─
باتوجه به شخصیت خودتون دایره ها رو تیک بزنین .
یه رل کیوت، مهربون، در مواقع لازم هات، ورزشکار، منظم.
نیازمندم برای بعضی مواقع :)))) مثل الان که یهو فاز سینگلی میگیرم.
نیازمندم برای بعضی مواقع :)))) مثل الان که یهو فاز سینگلی میگیرم.
Forwarded from امبیتیآی دیلی. (Mahtab)
بدترین خصوصیت یه Infj بیان نکردن مشکلات و احساساتشه.
واقعا نیاز دارم راجع به کتابم با یکی حرف بزنم، تهشم بشینیم برای مادر جیمز عزاداری کنیم:)))))
مایدین هم مهربون بود هم صاف و بی شیله پیله.
بهش میگفتن احمق چون نمیتونست از کسی کینه به دل بگیره و با کسی بد باشه.
وقتی یکی گولش زد باهاش خوابید، مایدین ازش حامله شد.
براش نامه میفرستاد که برگرد ما بچه داریم:)
به بچش میگفت بابات یه شاهزاده اس که یروز میاد پیشت.
اما ویلیام(بابای بچش) گفت من نمیتونم باهات ازدواج کنم تو در حد من نیستی تو احمقی.
یمدت بعدش ویلیام تصادف خیلی بدی میکنه و کلی عمل میشه تا بتونه دوباره پاشه، توی این عملا فهمیدن دیگه نمیتونه بچه دار بشه.
باز برگشت پیش مایدین :)، مایدین هنوزم عاشقش بود اون یکم با بقیه فرق داشت درک گناه و زشتی براش ممکن نبود.
برای همین قبولش کرد با بزرگ تر شدن بچه، اونو ازش جدا کرد و برد پیش خودش.
مایدین دیونه شد..
بچه ئش دیگه دوسش نداشت.اونم مثل باباش فکر میکرد مامانش یه عقب افتادس که مانع ترقیش میشه.
وقتی فهمیدن به خاطر الکل خوردن زیاد جیمز کلیه هاش از کار افتاده به مایدین گفتن بیا به کمکت نیاز داریم.
مایدین خودشکشی کرد و برای ویلیام نوشت کلیه هام برای جیمز.
🙂در اخر برای جیمز مامانش مهم نبود عکساش ریخت دور و کل پول پدرش دود کرد رفت هوا.
پدرشو ورشکست کرد و ویلیام به جاش حبس ابد گردن گرفت:).
مایدین هم مهربون بود هم صاف و بی شیله پیله.
بهش میگفتن احمق چون نمیتونست از کسی کینه به دل بگیره و با کسی بد باشه.
وقتی یکی گولش زد باهاش خوابید، مایدین ازش حامله شد.
براش نامه میفرستاد که برگرد ما بچه داریم:)
به بچش میگفت بابات یه شاهزاده اس که یروز میاد پیشت.
اما ویلیام(بابای بچش) گفت من نمیتونم باهات ازدواج کنم تو در حد من نیستی تو احمقی.
یمدت بعدش ویلیام تصادف خیلی بدی میکنه و کلی عمل میشه تا بتونه دوباره پاشه، توی این عملا فهمیدن دیگه نمیتونه بچه دار بشه.
باز برگشت پیش مایدین :)، مایدین هنوزم عاشقش بود اون یکم با بقیه فرق داشت درک گناه و زشتی براش ممکن نبود.
برای همین قبولش کرد با بزرگ تر شدن بچه، اونو ازش جدا کرد و برد پیش خودش.
مایدین دیونه شد..
بچه ئش دیگه دوسش نداشت.اونم مثل باباش فکر میکرد مامانش یه عقب افتادس که مانع ترقیش میشه.
وقتی فهمیدن به خاطر الکل خوردن زیاد جیمز کلیه هاش از کار افتاده به مایدین گفتن بیا به کمکت نیاز داریم.
مایدین خودشکشی کرد و برای ویلیام نوشت کلیه هام برای جیمز.
🙂در اخر برای جیمز مامانش مهم نبود عکساش ریخت دور و کل پول پدرش دود کرد رفت هوا.
پدرشو ورشکست کرد و ویلیام به جاش حبس ابد گردن گرفت:).
🌨 ؛ Meow
واقعا نیاز دارم راجع به کتابم با یکی حرف بزنم، تهشم بشینیم برای مادر جیمز عزاداری کنیم:))))) مایدین هم مهربون بود هم صاف و بی شیله پیله. بهش میگفتن احمق چون نمیتونست از کسی کینه به دل بگیره و با کسی بد باشه. وقتی یکی گولش زد باهاش خوابید، مایدین ازش حامله…
اسمشو بگو منم میخونمش و بعدش میتونی بیای پیشم هرچقدر خواستی صحبت کنی
حتی اگر نخونده باشمم میتونی با من صحبت کنی!
حتی اگر نخونده باشمم میتونی با من صحبت کنی!