🌨 ؛ Meow – Telegram
🌨 ؛ Meow
17 subscribers
3.06K photos
733 videos
3 files
249 links
-مامان اشی و مشی 🐣
-Kitty 💜
🌻UnK :
https://news.1rj.ru/str/BiChatBot?start=sc-382280-Rp1uzsQ
Download Telegram
𖥻 𝖲𝖢𝖡 ˑ 
Video
اگه چانگبین عضو NiziU میشد قطعا مین دنسر بود:)))
با یه عالمه سریال که رو دستم مونده، در حال پخش جدید شروع میکنم.
زیبا نیست؟
شب دوم که بگام.
حس میکنم از یه رابطه بی دی اس ام کشیدنم بیرون.
:)))اینکه من منحرف میشم تو مریضی و پریودی برمیگرده به همون مستی و اینا.
من = 0 انرژی
با اینکه دوساله از کنکور من گذشته
هنوز بابام رتبه ئم رو با رتبه بچه های دوستاش که نتایجشون میاد مقایسه میکنه😂
مرد دیگه تخم منم نیست.
😂حالا تو خودتو بُکُش‌.
قیافه من وقتی میبنم داداشم از بیگ ماوس خوشش اومده :
پس میای بقیشم ببینیم؟
این معده خودش یه پا جیگر زلیخاس.
چقدر غر میزنم این چند روز 😶
#چالش 🏹
اینو فور کنید چنلتون و زیرش تایپ MBTI رو بگید، تا من یک خصوصیت شمارو بگم.🤍
جوابا
🍉 . 🍉 ‌. 🍉 . 🍉
تو درحال پخشیا دهن لق میتازه.
اگه یه درصد خودش بیگ ماوس نباشه، احتمال میدم هم سلولیش که میگه الگوش اونه بیگ ماوسه.
خب امروز یه کتاب جدید خوندم.
واقعا حالم جا اومد:)
🌨 ؛ Meow
خب امروز یه کتاب جدید خوندم. واقعا حالم جا اومد:)
اسم کتاب پسرخاله ووردوِ

داستان با گم شدن مادرش شروع میشه، خیلی خیلی جالبه.
ووردو میگه مامانم همش از یه شعر عجیبی میخوند میگفت تو ساعت گرگ و میش دری ظاهر میشه که مارو به دنیای وصل میکنه.
مامان ووردو همیشه میگفت تو زندگیش فقط داشته تحمل میکرده و در حقیقت تو عذاب بوده.
حالا چرا تو عذاب بوده؟
قضیه برمیگرده به سالها پیش، اون یه خواهر به اسم لاو داره.
خواهرش خیلی زیبا تر از خودش بود و همیشه مورد قیاس قرار میگرفتن.
هروقت یک نفر (پسر) میخواست با بِل (مادر ووردو) وارد رابطه جدی بشه، با خواهرش لاو که رو به رو میشد و عشق بل رو رها میکرد.
یمدت لاو از اون شهر میره، توی اون مدت بل نامزد میکنه و همه تو شهر بفکر ازدواجشون و دیگه داشتن تاریخ تایین میکردن.
اما وقتی لاو برمیگرده نامزد بل بهش علاقه مند میشه و زیبایی لاو کورش میکنه.
این علاقه به لاو دوطرفه بود و اونا ازدواج کردن.
بل برای اینکه بیشتر عذاب نکشه ( تو ازدواج اونا نباشه و اونارو نبینه)، فرار کرد و با یه مرد دیگه ازدواج کرد.
نامزد لاو خیلی به زیبایی ظاهری اهمیت میداد.
برای اتش نشانی داوطلب شده بود، اون توی یکی از ماموریتاش بخاطر نجات جون یه بچه از خونه اتیش گرفته صورت خودشو از دست داد.
صورتش چندجای سوختی برداشته بود.
چون خیلی به زیبایی اهمیت میداد نتونست تحمل کنه و افسرده شد در اخر خودشو کشت.
اولین نفری که تو اون وضع دیدش (جنازه ئش که رو زمین بود) ، دختر پنج سالش بود.
و داستان هیجان انگیزش ادامه داره :)))