小蜘蛛 – Telegram
小蜘蛛
3 subscribers
190 photos
90 videos
24 links
Download Telegram
شمشیرش رو بالا گرفت و سعی کرد از خودش دفاع کنه. تعداد حریف هاش اونقدر بالا بود که فکر میکرد توان مقابله باهاشون رو نداره، اما تونست.
تونست و از رینگ بیرون اومد. صدای تشویق تماشاچی‌ها قدرت رو به صحنه اضافه میکردن و میخواستن جنگندشون پر قدرت باشه، اما نشد.
بدون اینکه کنترلی روی خودش داشته باشه، زانو هاش خم و روی زمین فرود اومد. بی‌مهابا اشک میریخت و سعی میکرد نفس بکشه. توی اون شلوغی، هیچکس ندید که چطور زخمی شده.
روی زمین دراز کشید، دیگه نمیتونست چشم‌هاش رو باز نگه‌داره. صدای تشویق تماشاچی ها لحظه‌ای قطع نمیشد. لبخندی زد و با چشم‌های تار، به مردم نگاه کرد. هیچکس نفهمید اون دیگه نفس نمیکشه. هیچکس نفهمید.
باگ دوست داشتن یه نفر، اینه که اگه اون بهت توجه نکنه؛ فکر میکنی همه دنیا ازت متنفرن. اگه اون ازت ناراحت باشه؛ انگار با همه‌ی دنیا مشکل داری. اگه اون ازت دور باشه انگار تنهاترین این دنیایی، اگه اون حالش خوب نباشه انگار سلول به سلول تنت درد داره، اگه اون خوشحال باشه انگار تموم دنیات بهشته.
If you knew what pain I suffered to forget you, you would never judge me.
وقتی همه‌چیز منو شکست داد باید کنارم میموندی نه اینکه بین اون‌ها باشی.
اگه میدونستم آخرین باریه که میبینمت، صبر میکردم تا شکل صورتت رو حفظ کنم. اگه میدونستم آخرین‌باریه که میبوسمت، هیچوقت تمومش نمیکردم.
دیگه بهم نگید بیشتر از سنت میفهمی؛ من به اندازه کافی براش زجر کشیدم.
عاشق تو شدن درست مثل این بود که با خواست و اراده خودم قبول کنم که سم بخورم. یه سم که اروم اروم وارد وجودم شد و به ریشه و تیشه قلبم نفوذ کرد و بعد در عین بی‌رحمی جوری اونو پودر کرد که انگار نه انگار که قلبه یه ادمه. میدونی؟ عاشق تو شدن خیلی درد داشت.
/