- I don't know how to say goodbye.
Try this; one of you stands, walks to the door, but doesn't turn back. Even if their heart aches for just one more look, one more moment. You'll know that they not looking, just means I'll never forget you.
Try this; one of you stands, walks to the door, but doesn't turn back. Even if their heart aches for just one more look, one more moment. You'll know that they not looking, just means I'll never forget you.
من نمیگم بدترین و دردناکترین درد جهان برای منه، اما اینی که الان دارم تجربهاش میکنم، ته ظرفیتمه.
تو دلت برام تنگ نشد؟ صبحها وقتی بیدار شدی، شبا موقع خواب، نگاه نکردی ببینی من چی گفتم؟ هیچی نگفتنم دلتنگت نکرد؟ دلت نخواست آهنگایی که گوش کردی رو برام بفرستی؟ دوست نداشتی چیزایی که میبینی رو نشونم بدی؟ یعنی هیچ اتفاقی نیفتاد که دلت بخواد دربارهش باهام صحبت کنی؟ غذای موردعلاقهم رو نخوردی که یادم بیوفتی؟ تو اصلا نگران حالم نشدی؟ دوست نداشتی بدونی دارم چیکار میکنم؟ اطرافم چی میگذره و اصلا کجام؟ تو دلت تنگ نشد؟ تو نگران نشدی؟ تو مثل من هرشب فکر نکردی به شبایی که باهم صبحشون میکردیم؟ تو نخواستی بدونی چیشده؟ نخواستی بگی؟ نخواستی بشنوی؟ جدی جدی دل تو تنگ نشد؟