من میخوام روی کاغذ بنویسمت و توی جمله هام جات بدم. میخوام تورو به هرچیزی که میبینم و میشنوم ربط بدم و با یه نخ نازک تورو به همهچیز وصل نگهدارم، به برف و بارونی که میاد، به آهنگی که پلی میشه، به فیلمی که میبینم، به صدای سازی که میشنوم، به صدای نوتیف پیامی که میاد، به ذوق اتفاقای خوبی که برام میوفته، به غم اتفاقای بد. من دلم میخواد تو جزئی از زندگیم باقی بمونی.
مردم میگن عشق چیزیه که درون قلب به وجود میاد و احتمالش زیاده که نابود بشه، ولی من عشقت رو داخل مغزم پرورش دادم. جوری داخل مغزم بزرگش کردم که حتی اگه بهم بگی ازم متنفری و هر ضربهای بهم بزنی اون عشق از بین نمیره. تو عاقلانهترین تصمیم منی.