Forwarded from 𝐂𝐇𝐀𝐋𝐋𝐄𝐍𝐆𝐄.
With you, Sam felt a calm he rarely found in his life; the kind of peace he had always wanted to return in equal measure. He wanted you to feel safe, cared for, and at ease in every moment by his side. That’s why, for your first date, he didn’t take you somewhere loud or crowded. Instead, he brought you to an old art studio, a quiet space tucked away from the world, one he had always kept to himself. It was his sanctuary, the only place where his restless mind truly slowed down. Until you. You were the first person he had ever invited in, and it meant more than words could say. He laid out brushes and colors, making sure you had every shade you loved most, and together you spent hours painting side by side. The room filled with the sound of laughter and the soft scratch of brushes on canvas, and every time he glanced at you, Sam’s chest tightened at the thought that someone could feel so perfectly at home in his secret refuge. By the end of the night, there was paint smudged on your hands and maybe even across his shirt, but none of it mattered. What mattered was the warmth that lingered between you; the kind of quiet, genuine joy Sam knew he would never forget.
Forwarded from گیاهی کوچک در گلخانه تاردیس🌱
✶ گیرنده: سم وینچستر
☾ فرستنده: https://news.1rj.ru/str/SpnSamDean
سم عزیز
☾ فرستنده: https://news.1rj.ru/str/SpnSamDean
سم عزیز
گاهی وقتی بهت فکر میکنم قلبم میلرزه چون میدونم پشت اون نگاه آروم و مهربونت چقدر درد و زخم پنهان شده...
شاید هیچکس به اندازهی خودت نفهمه که چقدر سخت بوده ولی من میخوام بهت بگم که میبینمت، تمام اون جنگهایی که نه فقط بیرون، بلکه درونت داشتی رو میبینم...
سم تو با وجود تمام تاریکیهایی که تجربه کردی، هنوزم قلبت روشنه...خیلیها بعد از اون همه شکست، غم و از دست دادن، تسلیم میشن...
اما تو نه، تو هنوز همون آدمی هستی که حتی وقتی زخمی و خستهای، بازم با بغل هات عزیزانت رو اروم میکنی و ازشون حمایت میکنی، بازم پششون میایستی و بازم براشون میجنگی...
میدونم که گاهی خودت رو به خاطر انتخابها یا اشتباهاتت سرزنش میکنی ولی تو نباید فراموش کنی که انسان بودن یعنی همین...یعنی خطا کردن، شک داشتن، اما در نهایت دوباره برخاستن و تو هر بار قویتر از قبل بلند شدی...
تو برای من یادآوری زندهای هستی که حتی وسط تاریکترین شبها آدم میتونه انتخاب کنه هنوز انسان بمونه، هنوز عشق بورزه، هنوز وفادار باشه، هنوزم به افراد ناامید، امید ببخشه...
با تمام درک و آرامشی که میتونم بهت بفرستم ๋࣭⭑
گیاهی کوچک در گلخانه تاردیس🌱
✶ گیرنده: سم وینچستر ☾ فرستنده: https://news.1rj.ru/str/SpnSamDean سم عزیز گاهی وقتی بهت فکر میکنم قلبم میلرزه چون میدونم پشت اون نگاه آروم و مهربونت چقدر درد و زخم پنهان شده... شاید هیچکس به اندازهی خودت نفهمه که چقدر سخت بوده ولی من میخوام بهت بگم که میبینمت،…
به حدی قشنگ بود که میخوام گریه کنم
💋1
Forwarded from Poughkeepsie (𝓜𝓸𝓱𝓪𝓭𝓮𝓼𝓮𝓱)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
save my unicorn
😭1