بغض گلوش رو خفه کرده بود
و چشماش از شدت غم قرمز شده بود..
همین که دستهاش رو دورش پیچید
یهو زد زیر گریه
از نبود یارش ..
از اینکه مجبور شده بود ترکش کنه
از اینکه دلش براش تنگ میشه
ازین که هنوز دوسش داره ..
و اینکه داره درد میکشه از نبودش
لیام تو بغل زین برای یار از دست رفتهاش گریه میکرد
که نیست که بغلش کنه
و عطر تنشو به آغوش بکشه ..
و زینی که دلبندش تو بغلش بود و درد میکشید!
اره اینکه یکی دیگه رو میخواست درد داشت ..
ولی بیشتر از همه ازین درد میکشید
که اون درد میکشید ..
و چشماش از شدت غم قرمز شده بود..
همین که دستهاش رو دورش پیچید
یهو زد زیر گریه
از نبود یارش ..
از اینکه مجبور شده بود ترکش کنه
از اینکه دلش براش تنگ میشه
ازین که هنوز دوسش داره ..
و اینکه داره درد میکشه از نبودش
لیام تو بغل زین برای یار از دست رفتهاش گریه میکرد
که نیست که بغلش کنه
و عطر تنشو به آغوش بکشه ..
و زینی که دلبندش تو بغلش بود و درد میکشید!
اره اینکه یکی دیگه رو میخواست درد داشت ..
ولی بیشتر از همه ازین درد میکشید
که اون درد میکشید ..
تمام زندگی او درد بود، او از انسان بودن شرمگین بود حتی از اینکه انسان نامیده شود خجل بود.
میتوانست درک کند که چرا مردم او را نمیخواهند. حتی وقتی سعی میکرد بخندد نمیتوانست از ته دل این کار را بکند چون میدانست که هیچ کس نمیتواند او را واقعا بفهمد. تنهایی، مثل یک سایه همیشه همراهش بود هرچه بیشتر از مردم فرار میکرد، بیشتر به عمق این تنهایی فرو میرفت تاجایی که دیگر نمیتوانست خود را درک کند.
میتوانست درک کند که چرا مردم او را نمیخواهند. حتی وقتی سعی میکرد بخندد نمیتوانست از ته دل این کار را بکند چون میدانست که هیچ کس نمیتواند او را واقعا بفهمد. تنهایی، مثل یک سایه همیشه همراهش بود هرچه بیشتر از مردم فرار میکرد، بیشتر به عمق این تنهایی فرو میرفت تاجایی که دیگر نمیتوانست خود را درک کند.
کنار لیام نشست و گفت :
-کم آوردي نه ؟
+معلوم نیست ؟
-شاید ..
دستی به صورت خستهاش کشید
+ هزار راه برای توجیه کردن هست. بگم کم نیاوردم هنوزم مثل قبل میخندم، خوشحالم، اما آدم باید با خودش صادق باشه، سر خودش رو که دیگه نمیتونه شیره بماله میتونه ؟
شونههاش رو انداخت بالا
+ کم آوردم
خیلیم کم آوردم
این راه تنهایی رفتنش ساده نیست
منم آدم بازی یه نفره نیستم
تنهایی مثل خوره میمونه ، نمیدوني از کی شروع میشه ، اما به خودت میاي و میبینی ذره ذره کل زندگیت رو گرفته . انقدر از آدم خالی میشي كه دلت میخواد توی خیابون یه نفر سفت بغلت کنه . تا حالا از سر خستگی دلت خواسته کسی رو بغل کنی ؟
من الان تو همون وضعم.
-کم آوردي نه ؟
+معلوم نیست ؟
-شاید ..
دستی به صورت خستهاش کشید
+ هزار راه برای توجیه کردن هست. بگم کم نیاوردم هنوزم مثل قبل میخندم، خوشحالم، اما آدم باید با خودش صادق باشه، سر خودش رو که دیگه نمیتونه شیره بماله میتونه ؟
شونههاش رو انداخت بالا
+ کم آوردم
خیلیم کم آوردم
این راه تنهایی رفتنش ساده نیست
منم آدم بازی یه نفره نیستم
تنهایی مثل خوره میمونه ، نمیدوني از کی شروع میشه ، اما به خودت میاي و میبینی ذره ذره کل زندگیت رو گرفته . انقدر از آدم خالی میشي كه دلت میخواد توی خیابون یه نفر سفت بغلت کنه . تا حالا از سر خستگی دلت خواسته کسی رو بغل کنی ؟
من الان تو همون وضعم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Stark family>>>
اینبار مینویسم برای یکی یکدونهی قلبم.
پسر کوچولوی من نمیشه باور کنم که دیگه قرار نیست ببینمت، دیگه چشای قشنگت قرار نیست برام بخنده.
باید از اول میدونستم فرصت بودن فرشتهها روی زمین کمه زود برگشتی به بهشت جانم.
از اولین بار که دیدمت ده سال گذشت عزیزقلبم.
زمان خوبی بود برای اینکه روحمو به چشای قشنگت گره بزنم
اون بالا دیگه کسی اذیتت نمیکنه دردونه.
بالاخره بدو بدو از دست آدما فرار کردی برگشتی کنار دوستت ابرک و ستاره کوچولو؟
لیامم من بدون تو زندگی کردن رو بلد نیستم من بدون تو قوی نیستم من بدون تو هیچی نیستم جز یک جنازه که در انتظار پوسیدن جسمشه.
مرحم تموم دردام کاش میتونستم همهی عمرمو بدم یکبار ببینمت و بهت بگم که تو تمام دنیام بودی، تمام وجود و دلخوشی زندگیم کاش فقط یکبار فرصت این رو داشتم که بگم چقدر دوست دارم
خرس کوچولوی شیرینم دیدار به قیامت آرزو میکنم زودتر چشای قشنگت رو بتونم ببینم.
پسر کوچولوی من نمیشه باور کنم که دیگه قرار نیست ببینمت، دیگه چشای قشنگت قرار نیست برام بخنده.
باید از اول میدونستم فرصت بودن فرشتهها روی زمین کمه زود برگشتی به بهشت جانم.
از اولین بار که دیدمت ده سال گذشت عزیزقلبم.
زمان خوبی بود برای اینکه روحمو به چشای قشنگت گره بزنم
اون بالا دیگه کسی اذیتت نمیکنه دردونه.
بالاخره بدو بدو از دست آدما فرار کردی برگشتی کنار دوستت ابرک و ستاره کوچولو؟
لیامم من بدون تو زندگی کردن رو بلد نیستم من بدون تو قوی نیستم من بدون تو هیچی نیستم جز یک جنازه که در انتظار پوسیدن جسمشه.
مرحم تموم دردام کاش میتونستم همهی عمرمو بدم یکبار ببینمت و بهت بگم که تو تمام دنیام بودی، تمام وجود و دلخوشی زندگیم کاش فقط یکبار فرصت این رو داشتم که بگم چقدر دوست دارم
خرس کوچولوی شیرینم دیدار به قیامت آرزو میکنم زودتر چشای قشنگت رو بتونم ببینم.
💘8
فعالیت چنل تحت عنوان زیام بود و من دیگه نمیتونم ادامه بدم ممنون بابت همراهی میتونید لف بدین
💘3
عرضم به خدمتتون که چنل جدید زدم چون دیگه اینجا رو نمیشد ادامه داد اگه خواستید بفرمایید خوشحالمون کنین🙏🏻
https://news.1rj.ru/str/DeadsSymphony
https://news.1rj.ru/str/DeadsSymphony
Telegram
سَمفونیِمُردگان.
گاهی خیلی عوض میشد،یک روز وارد اتاقش شدم اورا نشناختم.
https://news.1rj.ru/str/HarfChatBot?start=2dae1de60d95
https://news.1rj.ru/str/HarfChatBot?start=2dae1de60d95
Forwarded from سَمفونیِمُردگان. (Flynn.)
「 ✞︎ 𝗥𝗶𝘀𝗲𝗻 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗛𝗲𝗹𝗹 ✞︎ 」
با خاموش شدن شمع، فورا با کمی ترس چرخید
+ چرا خاموشش کردی؟ من باید ببینم چخبره!
- تاریکی چیزی نمیسازه که قبلا وجود نداشته
+ من اینجوری نمیتونم، شمع رو روشن کن.
- مطمئنی؟ بعضی چیزا تو تاریکی امنترن.
وقتی ببینیشون، اونموقعست که دیگه نمیتونی نترسی!
⤷Genre : Mystery, Romance, Thriller
⤷Writer : Flynn
⤷Telegram Link: @RisenFrom_Hell
با خاموش شدن شمع، فورا با کمی ترس چرخید
+ چرا خاموشش کردی؟ من باید ببینم چخبره!
- تاریکی چیزی نمیسازه که قبلا وجود نداشته
+ من اینجوری نمیتونم، شمع رو روشن کن.
- مطمئنی؟ بعضی چیزا تو تاریکی امنترن.
وقتی ببینیشون، اونموقعست که دیگه نمیتونی نترسی!
⤷Genre : Mystery, Romance, Thriller
⤷Writer : Flynn
⤷Telegram Link: @RisenFrom_Hell
❤🔥13👍1
سَمفونیِمُردگان.
「 ✞︎ 𝗥𝗶𝘀𝗲𝗻 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗛𝗲𝗹𝗹 ✞︎ 」 با خاموش شدن شمع، فورا با کمی ترس چرخید + چرا خاموشش کردی؟ من باید ببینم چخبره! - تاریکی چیزی نمیسازه که قبلا وجود نداشته + من اینجوری نمیتونم، شمع رو روشن کن. - مطمئنی؟ بعضی چیزا تو تاریکی امنترن. وقتی ببینیشون، اونموقعست…
اگه خواستید بیاید، بیاید😔🙏🏻
💘11