تقویم تاریخ پزشکی – Telegram
تقویم تاریخ پزشکی
29 subscribers
244 photos
52 videos
1.43K links
«تقویم تاریخ» نخستین بار در ۱۳۴۶ خورشیدی با اجرای «حسین توصیفیان» از رادیو ایران پخش شد. موسیقی نوستالژیک این برنامه بخش آغازین و بی‌کلام ترانه «زمان» اثر «پینک فلوید» است.
Download Telegram
📌 ۲۵ دسامبر ۱۸۷۶ تولد وینداوس کاشف ویتامین دی

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۴ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️آدولف اوتو رینولدز وینداوس پزشک و شیمی‌دان آلمانی بود که برای تحقیق در مورد بیماری راشیتیسم و کشف ویتامین دی برنده جایزه نوبل شیمی ۱۹۲۸ شد. از افتخارات دیگر او می‌توان به عضویت در آکادمی علوم گوتینگن و آکادمی علوم طبیعی لئوپولدی (۱۹۲۲) و دریافت نشان گوته (۱۹۴۱)، نشان پاستور، جایزه آدولف فون بایر، و نشان لیاقت علوم و هنر آلمان (۱۹۵۲) اشاره کرد.

وی در برلین به دنیا آمد و پس از تحصیل در دانشگاه برلین و دانشگاه فرایبورگ، در ۱۹۱۵ به ریاست انستیتو شیمی دانشگاه گوتینگن منصوب شد. او علاوه بر دستاوردهای چشمگیر علمی، یکی از معدود شیمی‌دانان آلمانی بود که با نازی‌ها همکاری نکرد و به مخالفت آشکار با سیاست‌های هیتلر پرداخت.

این دیدگاه باعث شد که وینداوس در طول جنگ جهانی اول از تحقیق در مورد گازهای سمی خودداری کند. مطالعات وی به شناسایی مراحل تبدیل کلسترول به ویتامین دی منجر شد. او حق ثبت اختراع خود را به شرکت مرک و بایر واگذار کرد که حاصل آن تولید داروی ویگانتول (کوله‌کلسیفرول، ویتامین دی۳) در ۱۹۲۷ بود.

کلسترول یک الکل (استرول) غیراشباع است که اولین بار در سنگ کیسه صفرای انسان شناسایی شد. وینداوس مجذوب چگونگی نوسان سطح کلسترول در بدن، به ویژه چگونگی افزایش آن در دوران بارداری و کاهش آن در طول بیماری‌های مختلف بود. او به تحقیق درباره استرول‌ها در جانداران مختلف پرداخت و با کمال تعجب دریافت که باکتری‌ها فاقد استرول هستند.

«راشیتیسم» (ریکتز، بیماری انگلیسی، احتمالاً از ریشه انگلیسی «ریکِن» به معنی پیچش در اشاره به خمیدگی استخوان‌ها و یا ریشه یونانی «راکیتیس» در اشاره به ستون فقرات) بیماری استخوان اطفال ناشی از کمبود ویتامین دی است که تا اوایل دهه ۱۹۰۰ عمدتاً با غذاهایی مانند شیر کامل یا روغن کبد ماهی درمان می‌شد. همچنین فرض بر این بود که نور خورشید باعث بهبود این بیماری می‌شود، با این تصور اشتباه که ماده پیش‌ساز کلسترول توسط نور فرابنفش به شکل فعال خود تبدیل می‌شود.

نخستین بار سورانوس اِفسوسی پزشک یونانی قرن اول و دوم به تغییر شکل استخوان‌ها در نوزادان اشاره کرد. اولین استفاده از اصطلاح «راشیتیسم» به دست‌نوشته متعلق به یک اشراف‌زاده اسکاتلندی در ۱۶۳۲ بازمی‌گردد که شامل پنج روش برای درمان این بیماری است. دانیل ویسلر پزشک انگلیسی در ۱۶۴۵ اولین توصیف از این بیماری را ارائه داد.

کورت هولدشینسکی پزشک آلمانی در ۱۹۱۸ نشان داد که نرمی استخوان با نور فرابنفش قابل درمان است و نقش رژیم غذایی در این بیماری در ۱۹۲۰ توسط ادوارد ملانبی بیوشیمی‌دان بریتانیایی مطرح شد. هَری استینباک پزشک آمریکایی در ۱۹۲۳نشان داد که تابش فرابنفش میزان ویتامین دی غذا را افزایش می‌دهد. نرمی استخوان در ایالات متحده تا ۱۹۴۵ تقریباً ریشه کن شد.

وینداوس متوجه شده بود که کلسترول پس از تابش فرابنفش اثرات ضد راشیتیسم خود را از دست می‌دهد. آزمایش‌های او طی دهه ۱۹۲۰ نشان داد ماده دیگری غیر از کلسترول (ارگوسترول، ویتامین دی۱) پیش‌ساز ویتامین دی است و ارگوسترول در اثر تابش فرابنفش به کلسیفرول (ویتامین دی۲) تبدیل می‌شود که اثرات ضد راشیتیسم آن ۱۰۰ هزار برابر روغن کبد ماهی است.

وی در ۹ ژوئن ۱۹۵۹ در ۸۲ سالگی در گوتینگن درگذشت. آدولف بوتنانت بیوشیمی‌دان آلمانی و برنده نوبل شیمی ۱۹۳۹ از شاگردان سرشناس او بود و معروف است که وقتی شرکت شرینگ از وینداوس درخواست کرد راهی برای تولید هورمون زنانه در آزمایشگاه پیدا کند، بوتنانت برخلاف توصیه استادش به جای غدد جنسی از هزاران لیتر ادرار استفاده کرد.

مستند کوتاه «بیماری انگلیسی» (کورت استفان، ۱۹۴۱) که طی جنگ جهانی دوم توسط وزارت بهداشت آلمان ساخته شد، بخشی از دستگاه تبلیغات نازی‌ها در کنار بحث پیرامون علائم، درمان و پیشگیری از راشیتیسم در نوزادان و خردسالان بود. صحنه تاریک آغازین فیلم با صف افراد معلول که از راشیتیسم رنج می‌برند بر روی نقشه انگلستان و اشاره به مقاله‌ای از مجله بریتانیایی فارن اَفرز (آینده محاصره، ۱۹۲۰)، یک بیانیه سیاسی برای القای این مفهوم است که بریتانیا با محاصره آلمان در طول جنگ جهانی اول سعی در ابتلای غیرنظامیان به راشیتیسم و امراض تغذیه‌ای مشابه داشت.

📌تصویر: پرتره پس از مرگ جیووانای اتریشی دوشس بزرگ توسکانی و پسرش دون فیلیپ مدیچی اثر جیووانی بیتزِلی نقاش ایتالیایی، ۱۵۸۶ (فیلیپ در ۵ سالگی درگذشت و مطالعه استخوان‌های وی در ۲۰۱۳ نشان داد که مانند اغلب فرزندان خاندان مدیچی و بسیاری دیگر از اشراف احتمالاً به دلیل تغذیه نادرست و محرومیت از آفتاب دچار راشیتیسم بوده است).

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
🔗صحنه‌ای از مستند «بیماری انگلیسی»، ۱۹۴۱.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#سینما #هنر
#تقویم_تاریخ_پزشکی

مستند #بیماری_انگلیسی، ۱۹۴۱.

آدولف اوتو رینولدز وینداوس پزشک و شیمی‌دان آلمانی بود که برای تحقیق در مورد بیماری #راشیتیسم و کشف #ویتامین_دی برنده جایزه نوبل شیمی ۱۹۲۸ شد.

مستند کوتاه «بیماری انگلیسی» (کورت استفان، ۱۹۴۱) که طی جنگ جهانی دوم توسط وزارت بهداشت آلمان ساخته شد، بخشی از دستگاه تبلیغات نازی‌ها در کنار بحث پیرامون علائم، درمان و پیشگیری از راشیتیسم در نوزادان و خردسالان بود. صحنه تاریک آغازین فیلم با صف افراد معلول که از راشیتیسم رنج می‌برند بر روی نقشه انگلستان و اشاره به مقاله‌ای از مجله بریتانیایی فارن اَفرز (آینده محاصره، ۱۹۲۰)، یک بیانیه سیاسی برای القای این مفهوم است که بریتانیا با محاصره آلمان در طول جنگ جهانی اول سعی در ابتلای غیرنظامیان به راشیتیسم و امراض تغذیه‌ای مشابه داشت.

درباره این موضوع در پست قبلی بیشتر بخوانید.

🔗کانال در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/TaghvimTarikhPezeshki

🔗کانال در واتساپ:
https://whatsapp.com/channel/0029Vb6gLCCH5JLtuQc4bI0W

🔗صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/azizafsharilab.talesh
📌 ۲۶ دسامبر ۱۶۵۳ تولد پایر کاشف پلاک‌های پایر

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۵ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️یوهان کنراد (یوهانس کنرادوس) پایر (پی‌یر) پزشک، معلم، کالبدشناس، و فیزیولوژیست سوئیسی بود که در ۱۶۷۷ تجمعات لنفاوی روده کوچک موسوم به پلاک (پچ، ندول) پایر را توصیف کرد. این ساختارها بخش مهمی از بافت لنفاوی مرتبط با روده، عمدتاً در انتهای ژژنوم و ایلئوم هستند و وظیفه آن‌ها شناسایی آنتی‌ژن‌ها از طریق سلول‌های تخصصی اِم (میکروفولد) است.

وی در شافهاوزن به دنیا آمد و پدرش مدیر کالج علوم انسانی در شافهاوزن بود که توسط خانواده پایر تأسیس شده بود.

او پزشکی را در پاریس و مون‌پلیه زیر نظر زیر نظر دو آناتومیست‌ فرانسوی (گیشار جوزف دو وِرنی کاشف شکستگی دووِرنی و ریمون ویوسِنس کاشف مرکز ویوسِنس مغز) آموخت.

موضوع اصلی تحقیقات پایر غدد روده بود. او در ۱۶۷۷ در کتاب «تمرین تشریحی-پزشکی غدد روده و کاربرد و عوارض آن‌ها» به توصیف پلاک‌های پایر پرداخت، تجمعات لنفاوی پوشش روده کوچک که وی به اشتباه تصور می‌کرد غده هستند.

مارکو اورلیو سورینو پیش از او این ساختارها را در ۱۶۴۵ توصیف کرده بود و تصور غلط مبنی بر غده بودن آن‌ها تا اواسط قرن نوزدهم ادامه داشت، زمانی که ارنست فون بروک پزشک آلمانی به ماهیت لنفاوی پلاک‌های پایر پی برد.

پایر برخلاف اغلب آناتومیست‌ها به تغییرات پاتولوژیک نیز توجه می‌کرد و تجربیات خود را در این زمینه در دومین اثرش‌ «تاریخچه روش‌های تشریح پزشکی» (۱۶۷۸) گردآوری کرد.

او پس از دریافت مدرک پزشکی خود از بازل در ۱۶۸۱ به زادگاهش بازگشت، جایی که تحقیقات پیشگامانه پایر و پزشکانی چون یوهان یاکوب وِپفر و دامادش یوهان کنراد برونر (کاشف غدد برونر دوازدهه) در زمینه‌ آناتومی، فیزیولوژی، آسیب‌شناسی، داروشناسی و بهداشت، شافهاوزن را در دوران اوج خود به یک مرکز ثقل در تاریخ پزشکی قرن ۱۷ تبدیل کرد.

وی به دنبال سکته مغزی در ۲۹ فوریه ۱۷۱۲ در ۵۸ سالگی در شافهاوزن درگذشت. از افتخارات او به عضویت در آکادمی علوم طبیعی لئوپولدی (۱۶۸۰) و از آثار دیگرش به «هفت مورد مشابه آناتومیک و پزشکی» (۱۶۸۱) و «مریکولوژی یا شرحی بر نشخوارکنندگان و نشخوار» (آناتومی و فیزیولوژی دستگاه گوارش احشام، ۱۶۸۵) می‌توان اشاره کرد.

📌تصویر: پلاک‌های پایر (سبز روشن) و پرزهای روده در زیر میکروسکوپ الکترونی روبشی.

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۲۷ دسامبر ۱۹۳۶ تولد هاریسون مرد بازوطلایی

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۶ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️جیمز کریستوفر هاریسون رکورددار استرالیایی اهدای خون در کتاب گینس بود که با ۱۱۷۳ بار اهدای پلاسما به «مرد بازوطلایی» معروف شد. این رکورد در ۲۰۲۲ با بیش از ۱۲۰۰ بار (هزار لیتر) توسط برِت کوپر آمریکایی شکسته شد.

رکورد جهانی اهدای خون کامل با ۲۴۱ بار در اختیار پاریتوش باگای هندی و رکورد ایران در این زمینه با بیش از ۱۹۰ بار مربوط به سید محمدحسن شیخ‌الاسلامی (۱۳۹۷ - ۱۳۱۴) پزشک و آسیب‌شناس شوشتری معروف به سلطان اهدای خون ایران است.

هاریسون پس از این‌که مشخص شد خونش حاوی پادتن (آنتی‌بادی) ضد آنتی‌ژن اِرهاش-دی است و به پیشگیری از بیماری اِرهاش کمک می‌کند، شروع به اهدای پلاسما کرد و با نجات جان حدود دو و نیم میلیون نوزاد استرالیایی از جمله نوه‌های خودش جزو بنیان‌گذاران برنامه اِرهاش نیوساوت‌ولز در ۱۹۶۹ بود.

بیماری همولیتیک جنین و نوزاد (اریتروبلاستوز جنینی) نشان‌دهنده اختلال در تحمل ایمنی در دوران بارداری و در شایع‌ترین حالت با تولید پادتن ضد اِرهاش-دی همراه است. حدود ۰.۲۷ درصد زنانی که اِرهاش ناسازگار با جنین خود دارند، پادتن ضد اِرهاش-دی تولید می‌کنند که این رقم از بارداری دوم به بعد افزایش می‌یابد.

علائم این بیماری شامل زردی، کم‌خونی، بزرگی طحال و کبد یا قلب، و تجمع مایع در شکم است که در حدود نیمی از موارد خفیف است اما حدود ۲۰ درصد جنین‌های مبتلا نیاز به تزریق خون پیدا می‌کنند.

اریتروبلاستور نخستین بار در ۱۹۳۹ در یک نوزاد مرده گزارش شد که والدینش هر دو گروه خونی اُ داشتند و به دلیل خونریزی حین زایمان، از خون پدر برای تزریق به مادر استفاده شد. واکنش شدید به دنبال این تزریق خون، احتمال وجود یک آنتی‌ژن گروه خونی ناشناخته را مطرح کرد.

گروه خونی اِرهاش (رِزوس) در ۱۹۴۰ توسط کارل لاندشتاینر (پزشک و ایمنی‌شناس اتریشی و پدر طب انتقال خون) کشف شد و رونالد فین پزشک بریتانیایی در ۱۹۶۰ نشان داد با تزریق پادتن ضد اِرهاش-دی به مادر می‌توان از وقوع این بیماری پیشگیری کرد. این دارو در ۱۹۶۸ به تأیید اداره غذا و دارو رسید و تحت عنوان «روگام» توسط شرکت جانسون و جانسون روانه بازار شد.

هاریسون در جونی، نیوساوت‌ولز به دنیا آمد و در نوجوانی، زمانی که به دلیل جراحی نیاز به تزریق خون پیدا کرد، با وجود ترس از سوزن تصمیم گرفت این کار را به محض رسیدن به ۱۸ سالگی با اهدای خون خود جبران کند.

او پس از مدتی دریافت که خونش حاوی پادتن ضد اِرهاش-دی است و با توجه به این‌که برخلاف خون کامل، اهدای پلاسما به فواصل هر دو هفته امکان‌پذیر است، در ۲۰۱۱ از رکورد هزار بار اهدای پلاسما عبور کرد.

وی در ١٧ فوریه ٢٠٢۵ در ۸۸ سالگی در یوماینا بیچ، نیوساوت‌ولز درگذشت. از افتخارات او می‌توان به دریافت نشان شوالیه استرالیا (۱۹۹۹) اشاره کرد.

در یکی از صحنه‌های فیلم علمی تخیلی «لبه فردا» (۲۰۱۴) به کارگردانی داگ لیمان و بازی تام کروز و امیلی بلانت که اقتباسی از رمان ژاپنی «فقط باید بکشی» (هیروشی ساکورازاکا، ۲۰۰۴) است، تزریق خون باعث می‌شود کِیج (تام کروز) توانایی استثنایی خود را از دست بدهد.

📌تصویر: پاس‌داشت یاد شادروان دکتر سید محمد حسن شیخ‌الاسلامی رکورددار اهدای خون دنیا، سازمان انتقال خون ایران، تابستان ۱۳۹۸.

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
🔗صحنه‌ای از «لبه فردا»، (۲۰۱۴).
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#سینما #هنر
#تقویم_تاریخ_پزشکی

صحنه‌ای از «لبه فردا»، (۲۰۱۴).


جیمز کریستوفر هاریسون رکورددار استرالیایی اهدای خون در کتاب گینس بود که با ۱۱۷۳ بار #اهدای_پلاسما به «مرد بازوطلایی» معروف شد. این رکورد در ۲۰۲۲ با بیش از ۱۲۰۰ بار (هزار لیتر) توسط برِت کوپر آمریکایی شکسته شد.

در یکی از صحنه‌های فیلم علمی تخیلی «لبه فردا» (۲۰۱۴) به کارگردانی داگ لیمان و بازی #تام_کروز و #امیلی_بلانت که اقتباسی از رمان ژاپنی «فقط باید بکشی» (هیروشی ساکورازاکا، ۲۰۰۴) است، تزریق خون باعث می‌شود کِیج (تام کروز) توانایی استثنایی خود را از دست بدهد.

درباره #انتقال_خون در پست قبلی بیشتر بخوانید.

🔗کانال در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/TaghvimTarikhPezeshki

🔗کانال در واتساپ:
https://whatsapp.com/channel/0029Vb6gLCCH5JLtuQc4bI0W

🔗صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/azizafsharilab.talesh
📌 ۲۸ دسامبر ۲۰۰۸ مرگ گلیسون مخترع نمره گلیسون

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۷ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️دونالد فلوید گلیسون متولد ۲۰ نوامبر ۱۹۲۰ پزشک و آسیب‌شناس آمریکایی بود که بیشتر به خاطر ابداع سیستم درجه‌بندی میزان تهاجم سرطان پروستات موسوم به «نمره گلیسون» در ۱۹۶۶ شناخته می‌شود.

وی در اسپنسر، آیووا به دنیا آمد و پس از تحصیل در دانشگاه مینسوتا به ارتش ایالات متحده پیوست. او دوره انترنی را در دانشگاه مریلند، بالتیمور و رزیدنتی را در مرکز پزشکی ارتش آمریکا در مینیاپولیس گذراند.

در ۱۹۶۲ جورج ملینگر، رئیس بخش اورولوژی بیمارستان ارتش که یک پروژه تحقیقاتی مشترک را در ۱۴ بیمارستان اداره می‌کرد، از گلیسون خواست تا یک سیستم آزمایش پاتولوژی استاندارد برای سنجش میزان پیشرفت سرطان پروستات ایجاد کند. در آن زمان، هیچ سیستم واحدی برای اندازه‌گیری سرعت گسترش سرطان پروستات وجود نداشت و هر آزمایشگاهی روش خود را داشت.

فقدان استاندارد واحد منجر به سردرگمی در درمان بیماران و دشواری در ارزیابی درمان‌های جدید شده بود. روش پیشنهادی گلیسون که نخستین بار در شماره مارس ۱۹۶۶ مجله «گزارش‌های شیمی‌درمانی سرطان» منتشر شد بر دو نمای ساختاری سلول‌های سرطانی در زیر میکروسکوپ (نمای اولیه و ثانویه براساس تشکیل غده و تراکم در بزرگنمایی پایین) متمرکز بود و به هر یک براساس ۵ الگوی اصلی نمره‌ای از ۱ تا ۵ اختصاص می‌داد که هر بیمار می‌توانست در مجموع نمره‌ای بین ۲ تا ۱۰ داشته باشد—هرچه نمره بالاتر باشد، سرطان تهاجمی‌تر و احتمال بقا کمتر است.

مطالعه گلیسون بر روی ۲۷۰ بیمار نشان داد که این نمره ارتباط مستقیم با میزان بقا دارد و مطالعات بعدی نیز صحت آن را تأیید کردند. این سیستم امتیازدهی در عین حال «جامع و ساده» بود طوری که می‌توانست توسط پاتولوژیست‌ها، پزشکان و سایر دانشمندان در سراسر جهان مورد استفاده قرار گیرد.

او از یک آزمون روان‌شناسی به نام «پرسشنامه شخصیت چندمحوری مینسوتا» الهام گرفت که در این دانشگاه برای سازماندهی داده‌های روان‌شناختی طراحی شده بود.

وی برای تسهیل آموزش از یک هنرمند درخواست کرد روش جدید را در یک طرح ساده خلاصه کند و این طرح بی‌تردید در محبوبیت سیستم درجه‌بندی گلیسون نقش به‌سزا داشته، هرچند دلیل اصلی پذیرش آن در سطح بالینی احتمالاً این بود که برخلاف اغلب روش‌های قبلی فاقد جزئیاتی مانند تعداد میتوز و نمای سلولی در بزرگنمایی بالا بود.

چندین متخصص برجسته در این زمینه در ۱۹۸۷ استفاده از نمره گلیسون را در تمام مقالات علمی مربوط به سرطان پروستات توصیه کردند و کاربرد این روش با اختراع آزمایش آنتی‌ژن اختصاصی پروستات (پسا) شتاب گرفت. درجه‌بندی گلیسون در ۲۰۰۲ وارد طبقه‌بندی سازمان سلامت جهانی شد.

امروز اغلب مبتلایان به این بیماری، علاوه بر مقدار پسا، نمره گلیسون خود را نیز می‌دانند و روش گلیسون با وجود صرف میلیون‌ها دلار برای توسعه روش‌های مولکولی، همچنان به عنوان روش استاندارد این حوزه مطرح است.

وی استاد و رئیس بخش آسیب‌شناسی مرکز پزشکی ارتش آمریکا در مینیاپولیس و همچنین استاد دانشگاه مینسوتا بود و به دنبال حمله قلبی در ۸۷ سالگی در اِدینا، مینسوتا درگذشت. از افتخارات او می‌توان به دریافت جایزه تقدیر ریاست انجمن اورولوژی آمریکا و جایزه دستاورد برجسته دانشگاه مینسوتا (۲۰۰۱) اشاره کرد.

انجمن بین‌المللی آسیب‌شناسی اورولوژی (آیساپ) در ۲۰۰۵ سیستم گلیسون را تغییر داد و «نمره گلیسون اصلاح‌شده» که هم‌اکنون روش استاندارد در آسیب‌شناسی اورولوژی محسوب می‌شود، در مطالعات مختلف عملکرد بهتری نسبت به نسخه اصلی داشته است.

درجه‌بندی گلیسون ۵ نمره‌ای مشابه با سیستم پی-رادز که برای گزارش ام‌آر‌آی پروستات به کار می‌رود در ۲۰۱۴ در یک کنفرانس بین‌المللی چندرشته‌ای پیشنهاد شد و نسخه ۲۰۱۶ سازمان سلامت جهانی از کتاب «پاتولوژی و ژنتیک: تومورهای دستگاه ادراری و تناسلی مردان» نیز آن را پذیرفته است.

📌تصویر: نبرد علیه سرطان پروستات، مردان دوست ندارند درباره‌اش صحبت کنند اما یک پنجم آنان گرفتارش می‌شوند، یک آزمایش خون ساده که همه باید درباره‌اش بدانند، ژنرال هربرت نورمن شوارتسکوف فرمانده سنتکام در جنگ خلیج فارس که سرطان پروستات او در ۱۹۹۳ تشخیص داده شد، روی جلد مجله تایم، ۱ آوریل ۱۹۹۶.

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
👏1
📌 ۲۹ دسامبر ۱۹۴۰ تولد آخنباخ بنیان‌گذار روان‌آسیب‌شناسی رشد

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۸ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️توماس ماکس آخنباخ (آکنباک) روان‌پزشک آمریکایی و از پیشگامان آسیب‌شناسی روانی (سایکوپاتولوژی) بود که بیشتر با تألیف کتاب «روان‌آسیب‌شناسی رشد» (۱۹۷۴) و همچنین ابداع اصطلاحاتی مانند «درونی‌سازی» و «برونی‌سازی» شناخته می‌شود.

«سیاهه رفتاری آخنباخ» (سی‌بی‌سی‌ال) یک پرسشنامه براساس «سیستم ارزیابی مبتنی بر تجربه آخنباخ» (آسیبا) برای ارزیابی مشکلات عاطفی- رفتاری و همچنین توانمندی‌ها و شایستگی­های تحصیلی و اجتماعی کودکان ۶ تا ۱۸ سال از دیدگاه والدین است که در ۱۹۸۰ ارائه و در مدت کوتاهی به بیش از ۹۰ زبان ترجمه شد.

آسیب‌شناسی روانی علم شناخت علائم و نشانه‌های اختلالات روانی، رفتارها و تجربیات ناسازگار با هنجارهای اجتماعی و علل آن‌ها است. تا مدت‌ها اختلالات روانی براساس باورهای فراواقعی و خرافات به تسخیر توسط ارواح خبیث، شیاطین، و اجنه نسبت داده می‌شد و این ایده تا قرن ۱۶ و ۱۷ به طور گسترده پذیرفته شده بود.

بقراط یکی از اولین کسانی بود که این ایده را رد کرد و علل طبیعی و مادی را ریشه امراض روحی دانست. به نظر بقراط جنون حاصل به هم خوردن تعادل اخلاط اربعه بود و ایده وی بعدها به شکل نظریه عدم تعادل شیمیایی که همچنان پرطرفدار است مطرح شد.

روابط سالم والدین و فرزندان تحت تأثیر جنبش رمانتیک قرن ۱۸ به یک موضوع اصلی در بحث سلامت روان تبدیل شد. اولین بار ژان ژاک روسو فیلسوف فرانسوی این مفهوم را مطرح کرد که آسیب‌های دوران کودکی می‌تواند پیامدهای منفی در بزرگسالی داشته باشد.

این هم‌زمان بود با افتتاح نخستین آسایشگاه‌های روانی که شکل ابتدایی بیمارستان‌های روان‌پزشکی بودند و «درسنامه آسیب‌شناسی روانی قانونی» (ریچارد فون کرافت اِبینگ، ۱۸۷۵) یکی از اولین منابع درسی استاندارد در این زمینه بود.

شکل‌گیری آسیب‌شناسی روانی به عنوان شاخه مستقل علمی به اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ بازمی‌گردد که نمونه آن انتشار «دستنامه روش‌های آسیب‌شناسی روانی» (رابرت سامر، ۱۸۹۹) و ارائه مفهوم «درک ایستا» (کارل یاسپرس، ۱۹۱۳) با هدف بازآفرینی گرافیکی پدیده ذهنی تجربه‌شده توسط بیمار بود.

تقریباً در همین زمان روانکاوانی چون زیگموند فروید درمان آسیب‌های روانی از طریق گفتگو با بیمار را مطرح کردند و روان‌پزشکان فرگشتی (تکاملی، داروینی) طی نیمه دوم قرن بیستم ریشه اختلالات روانی را به عملکردهای تکاملی و عدم سازگاری آن‌ها با محیط‌های مدرن نسبت دادند.

«آسیب‌شناسی روانی رشد» تلاش می‌کند تا پاسخی به این پرسش ارائه دهد که چگونه انحراف از رشد طبیعی در مسیر زندگی می‌تواند منجر به اختلالات روانی شود و تمرکز آن بر رشد طبیعی و غیرطبیعی کودک و شناسایی عوامل ارثی و محیطی مؤثر در فرزندپروری است.

آخنباخ باور داشت که دوره نوجوانی اهمیت و حساسیت بسیاری از نظر شکل‌گیری و گسترش آسیب‌های روانی دارد: «درونی‌سازی» آسیب منجر به گوشه‌گیری، علائم جسمانی، و اضطراب و افسردگی می‌شود و «برونی‌سازی» آن به شکل بزهکاری و رفتار پرخاشگرانه و ضداجتماعی تظاهر می‌کند.

وی در استمفورد، کنتیکت به دنیا آمد و پس از تحصیل در دانشگاه ییل، دانشگاه هایدلبرگ، و دانشگاه مینسوتا، به استادی مرکز مطالعات کودک دانشگاه ییل منصوب شد.

او عضو شورای تحقیقات علوم اجتماعی مرکز معرفت‌شناسی ژنتیک ژان پیاژه در ژنو، سوئیس، پژوهشگر آزمایشگاه روان‌شناسی رشد در مؤسسه ملی سلامت روان، استاد و رئیس دپارتمان روان‌پزشکی کودک و نوجوان دانشگاه ورمونت، رئیس کارگروه انجمن روان‌شناسی آمریکا برای طبقه‌بندی اختلالات رفتاری کودکان، و عضو کارگروه انجمن روان‌پزشکی آمریکا برای تدوین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (دی‌اس‌ام-۳-آر، ۱۹۸۷) بود.

آخنباخ در ۲۰۰۰ بنیان‌گذار و اولین رئیس مرکز تحقیقات روان‌شناسی کودک و نوجوان و خانواده‌ در دانشگاه ورمونت بود. وی به دنبال ابتلا به سرطان در ۵ اکتبر ۲۰۲۳ در ۸۲ سالگی درگذشت.

📌تصویر: «بر دروازه ابدیت»، اثر ونسان ون گوگ (۱۸۹۰)، این تابلو الهام‌بخش فیلم زندگینامه‌ای به همین نام به کارگردانی جولیان اشنابل در ۲۰۱۸ با شرکت ویلم دفو و مس میکلسن بود که ویلم دفو برای ایفای نقش ون گوگ در این فیلم نامزد دریافت اسکار و گلدن گلوب و برنده جام وُلپی بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم ونیز شد.

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
🔗صحنه‌ای از فیلم «بر دروازه ابدیت»، ۲۰۱۸ (با صدای شادروان ناصر طهماسب و ژرژ پطرسی).
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سینما #هنر
#تقویم_تاریخ_پزشکی
#روانشناسی #روانپزشکی

صحنه‌ای از فیلم «بر دروازه ابدیت»، ۲۰۱۸ (با صدای شادروان
#ناصر_طهماسب و #ژرژ_پطرسی).

توماس ماکس آخنباخ (آکنباک) روان‌پزشک آمریکایی و از پیشگامان آسیب‌شناسی روانی (سایکوپاتولوژی) بود که بیشتر با تألیف کتاب «روان‌آسیب‌شناسی رشد» (۱۹۷۴) و همچنین ابداع اصطلاحاتی مانند «درونی‌سازی» و «برونی‌سازی» شناخته می‌شود.

تابلو «بر دروازه ابدیت»، اثر ونسان ون گوگ (۱۸۹۰)، الهام‌بخش فیلم زندگینامه‌ای به همین نام به کارگردانی جولیان اشنابل در ۲۰۱۸ با شرکت #ویلم_دفو و #مس_میکلسن بود که ویلم دفو برای ایفای نقش ون گوگ در این فیلم نامزد دریافت اسکار و گلدن گلوب و برنده جام وُلپی بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم ونیز شد.

درباره آخنباخ در پست قبلی بیشتر بخوانید.

🔗کانال در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/TaghvimTarikhPezeshki

🔗کانال در واتساپ:
https://whatsapp.com/channel/0029Vb6gLCCH5JLtuQc4bI0W

🔗صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/azizafsharilab.talesh
📌 ۳۰ دسامبر ۱۹۱۶ قتل راسپوتین

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۹ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️گریگوری یافیموویچ راسپوتین متولد ۲۱ ژانویه ۱۸۶۹ عارف و درمانگر مذهبی روس بود که بیشتر به خاطر دوستی با خانواده تزار نیکلای دوم آخرین امپراتور روسیه شناخته می‌شود.

درمان مذهبی یا شفای ایمان به دعا و زیارت یا حرکاتی مانند تماس دست یا بدن یا حتی نگاه گفته می‌شود که به اعتقاد برخی واسطه مداخله الهی و شفای روح و جسم است، هرچند هیچ شواهد تجربی مبنی بر اثربخشی آن وجود ندارد و تقریباً توسط همه دانشمندان و فیلسوفان به عنوان شبه‌علم رد شده است.

طبق نظرسنجی نیوزویک در ۲۰۰۴ بیش از ۷۰ درصد آمریکایی‌ها معتقدند دعا به درگاه خداوند می‌تواند بیماران را درمان کند حتی اگر علم بگوید که آن فرد بیماری لاعلاجی دارد. افزایش توجه به طب جایگزین از اواخر قرن بیستم باعث شده بسیاری از جامعه‌شناسان به رابطه دین و سلامت علاقه‌‌مند شوند. انجمن سرطان آمریکا در ۲۰۱۳ اعلام کرد:

«شواهد علمی موجود، ادعاها مبنی بر این‌که درمان مذهبی و شفای ایمان می‌تواند منجر به بهبود بیماری‌های جسمی شود را تأیید نمی‌کند و استفاده از آن به جای مراقبت‌های پزشکی استاندارد برای جراحات یا بیماری‌های جدی در موارد متعدد منجر به مرگ، معلولیت و سایر پیامدهای ناخواسته شده است.»


راسپوتین در یک خانواده‌ دهقان در روستای پوکروفسکوی سیبری به دنیا آمد و پس از عزیمت به زیارت یک صومعه در ۱۸۹۷، خود را به عنوان یک واعظ و راهب معرفی می‌کرد، هرچند هرگز هیچ مقام رسمی در کلیسای ارتدکس روسیه نداشت. او در ۱۹۰۳ به کازان و سپس سن پترزبورگ رفت و چندین رهبر مذهبی و اجتماعی را مجذوب خود کرد، طوری‌که طی مدتی کوتاه به چهره‌ای برجسته در جامعه روسیه تبدیل شد.

وی در ۱۹۰۵ با تزار و همسرش ملاقات کرد و در ۱۹۰۶ به عنوان درمانگر مذهبی شروع به درمان تنها پسر آنان الکسی نیکلایوویچ کرد که از هموفیلی رنج می‌برد. او در میان درباریان و همچنین مردم شخصیتی متناقض محسوب می‌شد چرا که از نگاه برخی یک عارف، پیشگو، و برگزیده خدا و به باور دیگران یک روحانی شارلاتان بود.

قدرت راسپوتین در ۱۹۱۵ به اوج خود رسید، زمانی که نیکلای برای نظارت بر ارتش امپراتوری روسیه که گرفتار جنگ جهانی اول بود، سن پترزبورگ را ترک کرد. در غیاب تزار، راسپوتین و الکساندرا نفوذ خود را در سراسر امپراتوری روسیه تثبیت کردند، اما افزایش شکست‌های نظامی روسیه در جبهه شرقی باعث شد هر دو آنان به طور فزاینده‌ای به چهره‌هایی منفور تبدیل شوند.

راسپوتین در ۴۷ سالگی توسط گروهی از اشراف محافظه‌کار روسی که نگران نفوذ او بر خانواده سلطنتی بودند ترور و بقایای پیکرش پس از سقوط تزار در دیگ بخار دانشگاه ایالتی سن پترزبورگ سوزانده شد. وی به اعتقاد برخی مورخان نقش به‌سزا در بی‌اعتبار شدن دولت تزاری و در نتیجه سرنگونی خاندان رومانوف اندکی پس از ترورش داشت، هرچند اغلب روایت‌ها درباره زندگی و جایگاه او براساس شایعات شکل گرفته و راسپوتین همواره چهره‌ای مرموز و جذاب در فرهنگ عامه روسیه بوده است.

از آثار نمایشی متعدد درباره این ماجرا می‌توان به فیلم «راسپوتین و ملکه» (۱۹۳۲) به کارگردانی ریچارد بولسلافسکی و چارلز برابین و بازی لیونل باریمور در نقش راسپوتین و اِتل باریمور در نقش ملکه الکساندرا اشاره کرد. به دنبال شکایت پرنسس ایرینا یوسوپوف علیه سازندگان این فیلم (که تلویحاً شائبه تجاوز راسپوتین به او را مطرح کرده بود) و دریافت غرامت ۲۵۰ هزار دلاری، «سلب مسئولیت شخصیت‌های خیالی» به تیتراژ بیشتر فیلم‌ها اضافه شد.

📌تصویر: خانواده سلطنتی روسیه، کاریکاتور راسپوتین در حال بازی با دو عروسک تزار نیکلای دوم و ملکه الکساندرا فئودورونا، اعلامیه ضدسلطنت، ۱۹۱۶.

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
🔗تریلر فیلم «راسپوتین و ملکه»، ۱۹۳۲.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سینما #هنر
#تقویم_تاریخ_پزشکی

تریلر فیلم «راسپوتین و ملکه»، ۱۹۳۲.


گریگوری یافیموویچ #راسپوتین متولد ۲۱ ژانویه ۱۸۶۹ عارف و درمانگر مذهبی روس بود که بیشتر به خاطر دوستی با خانواده تزار نیکلای دوم آخرین امپراتور روسیه شناخته می‌شود.

از آثار نمایشی متعدد درباره این ماجرا می‌توان به فیلم «راسپوتین و ملکه» (۱۹۳۲) به کارگردانی ریچارد بولسلافسکی و چارلز برابین و بازی لیونل باریمور در نقش راسپوتین و اِتل باریمور در نقش ملکه الکساندرا اشاره کرد. به دنبال شکایت پرنسس ایرینا یوسوپوف علیه سازندگان این فیلم (که تلویحاً شائبه تجاوز راسپوتین به او را مطرح کرده بود) و دریافت غرامت ۲۵۰ هزار دلاری، «سلب مسئولیت شخصیت‌های خیالی» به تیتراژ بیشتر فیلم‌ها اضافه شد.

درباره راسپوتین در پست قبلی بیشتر بخوانید.

🔗کانال در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/TaghvimTarikhPezeshki

🔗کانال در واتساپ:
https://whatsapp.com/channel/0029Vb6gLCCH5JLtuQc4bI0W

🔗صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/azizafsharilab.talesh
📌 ۳۱ دسامبر ۱۹۷۹ مرگ تام تصویرگر تاریخ پزشکی و داروسازی

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۰ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️رابرت آلن تام متولد ۴ مارس ۱۹۱۵ نقاش آمریکایی بود که بیشتر با به تصویر کشیدن صحنه‌های تاریخی به‌ویژه در زمینه پزشکی و داروسازی شناخته می‌شود. معروف‌ترین مجموعه آثار او شامل ۴۰ تابلو درباره تاریخ داروسازی (لحظات بزرگ در داروسازی، دهه ۱۹۵۰) و ۴۵ تابلو درباره تاریخ پزشکی (لحظات بزرگ در پزشکی، دهه ۱۹۶۰) به سفارش شرکت پارک دیویس (فایزر کنونی) بود.

این تصاویر فصل مهمی در تبلیغات شرکت‌های داروسازی بود که به شکل تقویم‌ و بروشورهای آموزشی در فاصله ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۴ توسط پارک دیویس به مطب پزشکان و داروخانه‌های سراسر آمریکا و کانادا ارسال و همچنین در مطبوعات منتشر می‌شد. آثار وی به دلیل تغییر چهره مطب پزشکان و داروخانه‌ها مورد تحسین قرار گرفتند و برخی او را «نورمن راکول» پزشکی لقب دادند.

تام در گرند رپیدز، میشیگان به دنیا آمد و شاگرد رابرت براکمن بود. او تصویرگری تجاری را از ۱۹۴۵ با کار برای جنرال موتورز و دیترویت ادیسون آغاز و طی حدود سه دهه مجموعه‌های متعددی از نقاشی‌های سفارشی را برای مشتریانی چون کیمبرلی-کلارک (صحنه‌هایی از تاریخ ارتباطات گرافیکی در طول اعصار)، ایلینوی بل (صحنه‌هایی از تاریخ ایلینوی)، میشیگان بل (صحنه‌هایی از تاریخ میشیگان)، و شِورلت (صحنه‌هایی از تاریخ بیسبال) خلق کرد.

«لحظات بزرگ در داروسازی» ایده جرج اِی. بِندِر داروساز اهل ویسکانسین و سردبیر مجله «نورث وسترن دراگیست» و «مجله انجمن ملی داروسازان خرده‌فروش» بود که ابتدا ایده خود را در ۱۹۴۵ به شرکت آبوت پیشنهاد داد. پیش از آن مجموعه مشابهی توسط شرکت دیویس و گیک درباره تاریخ جراحی و همچنین شرکت آبوت درباره تاریخ تحقیق پزشکی منتشر شده بود که اغلب شامل تصاویر عکاسی بود.

آبوت پیشنهاد بِندِر را نپذیرفت و او در ۱۹۴۷ به عنوان سردبیر مجله «داروخانه مدرن» به شرکت پارک دیویس پیوست. وی اصرار داشت که عکاسی نمی‌تواند پیام تاریخی مورد نظرش را منتقل کند و در نهایت پس از مصاحبه با چند هنرمند با تام به توافق رسید. اولین نقاشی تام از این مجموعه با الهام از یک ماکت سه‌بعدی در موزه فیلد تحت عنوان «پیش از سپیده‌دم تاریخ»، انسان‌های اولیه را در حال استفاده از مواد طبیعی برای التیام زخم‌هایشان نشان می‌داد.

بِندِر و تام تلاش داشتند این نقاشی‌ها بیان‌کننده روایت‌های تاریخی و نه صرفاً تاریخ باشند و از کارشناسان انستیتو تاریخ داروسازی کمک گرفتند. جزئیات هر نقاشی به‌طور دقیق طراحی شد تا دوره مورد نظر را به درستی به تصویر بکشد و به همین دلیل انتشار اولین روایت و نقاشی در شماره نوامبر ۱۹۵۰ «داروخانه مدرن» حدود ۲ سال طول کشید.

انتشار این نقاشی‌ها با استقبال چشمگیر به‌ویژه از سوی داروسازان مواجه شد و بِندِر در پاسخ به آنان که اغلب می‌پرسیدند «کشیدن هر نقاشی چه مدت طول می‌کشد؟» گفت: «خلق هر تابلو برای تام ممکن است ۳ تا ۴ هفته زمان ببرد، اما در مورد برخی از آن‌ها پیش از این‌که او قلم‌مو را در رنگ فرو کند گاهی تا ۶ ماه تحقیق کرده است.»

تام در ۱۹۵۳ به اروپا رفت و ماه‌ها به تحقیق و بازدید از جاهایی پرداخت که محل وقوع برخی از مهم‌ترین رخدادهای تاریخ داروسازی و پزشکی بودند. نمونه آن دانشکده داروسازی پاریس بود که ویلیام پروکتر جونیور (پدر داروسازی آمریکا) در آن‌جا سخنرانی تاریخی خود را در نشست بین‌المللی داروسازی (آگوست ۱۸۶۷) ارائه داد و تام با نامه‌نگاری به انجمن‌های داروسازی کشورهای مختلف درخواست کرد تا تصویری از نماینده خود در آن نشست را برایش ارسال کنند.

او انتشار مجموعه تاریخ پزشکی را از ۱۹۵۷ آغاز کرد، هرچند استقبال از آن به اندازه تاریخ داروسازی نبود. هر دو مجموعه در ۱۹۶۶ به شکل کتاب منتشر شدند و بِندِر در ۱۹۷۶ هنگام دریافت جایزه کرِمِر (انجمن سلطنتی هوافضا، بریتانیا) گفت:

«این دو مجموعه تحقق رؤیایی بودند که ۴۰ سال پیش آغاز شد: داستان میراث ۵ هزار ساله حرفه داروسازی و پزشکی که به‌طور گسترده منتشر شد و امیدوارم از دل این رؤیا، درک بهتری از صداقت و مهارت شاغلین این دو حرفه و خدماتی که به عموم ارائه می‌دهند ایجاد شده باشد.»


تام در ۶۴ سالگی در آلما، میشیگان درگذشت.

📌تصویر: ابن سینا جالینوس ایرانی (۱۰۳۷ - ۹۸۰ میلادی) استاد فلسفه، شعر و سیاست و همچنین داروسازی، پزشکی و علوم طبیعی، در حالی که در خانه یک عطار پنهان شده بود متون دارویی نوشت که برای قرن‌ها در سراسر جهان رواج داشت، اثر رابرت آلن تام، به سفارش شرکت پارک دیویس، دهه ۱۹۶۰.

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تقویم_تاریخ_پزشکی

۳۱ دسامبر ۱۹۷۹ مرگ تام تصویرگر تاریخ پزشکی و داروسازی


رابرت آلن تام متولد ۴ مارس ۱۹۱۵ نقاش آمریکایی بود که بیشتر با به تصویر کشیدن صحنه‌های تاریخی به‌ویژه در زمینه پزشکی و داروسازی شناخته می‌شود. معروف‌ترین مجموعه آثار او شامل ۴۰ تابلو درباره تاریخ داروسازی (لحظات بزرگ در داروسازی، دهه ۱۹۵۰) و ۴۵ تابلو درباره تاریخ پزشکی (لحظات بزرگ در پزشکی، دهه ۱۹۶۰) به سفارش شرکت پارک دیویس (فایزر کنونی) بود.

درباره وی در پست قبلی بیشتر بخوانید.

🔗کانال در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/TaghvimTarikhPezeshki

🔗کانال در واتساپ:
https://whatsapp.com/channel/0029Vb6gLCCH5JLtuQc4bI0W

🔗صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/azizafsharilab.talesh
📌 ۱ ژانویه ۱۹۹۳ آغاز پخش مجموعه «پزشک دهکده»

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۱ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️«دکتر کوئین پزشک زن» مجموعه تلویزیونی ۱۵۰ قسمتی به کارگردانی بث سالیوان ساخته و بازی جین سیمور و جو لاندو بود که پخش آن از شبکه سی‌بی‌اس در ۱۹۹۳ آغاز شد و درباره پزشکی به نام مایکلا کوئین (دکتر مایک) است که بوستون را برای ماجراجویی در غرب وحشی ترک می‌کند و در شهر کوچک کلرادو اسپرینگز ساکن می‌شود. آخرین قسمت این مجموعه در ۱۶ مه ۱۹۹۸ پخش شد.

دو فیلم تلویزیونی نیز پس از آن براساس همین داستان ساخته شد و این مجموعه در بیش از ۱۰۰ کشور از جمله با نام «پزشک دهکده» و صدای ماندگار زهره شکوفنده و شادروان سعید مظفری در اوایل دهه ۱۳۸۰ از شبکه دو تلویزیون ایران پخش شد.

داستان مجموعه در ۱۸۶۷ آغاز می‌شود. «دکتر مایک» دانش‌آموخته کالج پزشکی زنان پنسیلوانیا که تا زمان مرگ پدرش که پزشک بود با او همکاری می‌کرد، اکنون در یک شهر کوچک در غرب آمریکا به کمک بایرون سالی که یک مرد سرسخت طبیعت‌گرد و دوست سرخپوستان قبیله شایان است و یک ماما به نام شارلوت کوپر تلاش می‌کند تا خود را با شرایط جدید وفق دهد.

پس از این‌که شارلوت توسط یک مار زنگی گزیده می‌شود، در بستر مرگ از دکتر مایک می‌خواهد که از سه فرزندش مراقبت کند و او به عنوان یک زن ماموریت دارد تا علاوه بر مادری مردم شهر را متقاعد کند که یک زن می‌تواند در حرفه طبابت نیز موفق باشد.

این مجموعه اغلب از فضای نیمه‌تاریخی خود به عنوان وسیله‌ای برای پرداختن به مسائل اجتماعی مانند جنسیت، نژاد، سانسور، و فرگشت استفاده می‌کرد و به عنوان مثال در یک قسمت به موضوع هم‌جنس‌گراهراسی ‌پرداخت، زمانی که والت ویتمن شاعر مدرن و روزنامه‌نگار آمریکایی به شهر آمد.

بخش عمده داستان سریال تخیلی بود، اما برخی اتفاقات و افراد براساس واقعیات تاریخی بودند که نمونه آن کالج پزشکی زنان پنسیلوانیا و قتل عام سند کریک (۱۸۶۴) است، هرچند دومی مشکل زمان‌بندی دارد زیرا تاریخ وقوع آن در سریال ۱۸۶۷ است.

از معروف‌ترین کتاب‌ها که براساس «پزشک دهکده» نوشته شدند می‌توان به مجموعه ۹ جلدی «دکتر کوئین» (دوروتی لادان، ۱۹۹۵) اشاره کرد که ابتدا در آلمان منتشر و هرگز به انگلیسی ترجمه نشد. این مجموعه جوایز متعددی را از آن خود کرد، سه بازیگر آن (سیمور، باربارا بابکوک، و دایان لاد) نامزد جایزه اِمی شدند و سیمور در ۱۹۹۶ جایزه گلدن گلوب را دریافت کرد.

بث سالیوان در مصاحبه‌ای در ۲۰۱۳ گفت که هنگام ساخت «پزشک دهکده» چیزی در مورد پزشکان زن تاریخ آمریکا نمی‌دانست. سی‌بی‌اس از او خواسته بود یک درام خانوادگی برای ساعت هشت شب بسازد و او تصمیم گرفت یک زن نقش اصلی را در یک اثر تاریخی مرتبط با دوره پس از جنگ داخلی آمریکا بازی کند.

📌تصویر: جو لاندو و جین سیمور در مجموعه کمدی کارآگاهی «هَری وایلد»، سپتامبر ۲۰۲۵.

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
🔗پشت صحنه دوبله مجموعه «پزشک دهکده»، دهه ۱۳۸۰.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#سینما #هنر
#تقویم_تاریخ_پزشکی

پشت صحنه دوبله مجموعه
#پزشک_دهکده، دهه ۱۳۸۰.

«دکتر کوئین پزشک زن» مجموعه تلویزیونی ۱۵۰ قسمتی به کارگردانی بث سالیوان ساخته و بازی #جین_سیمور و #جو_لاندو بود که پخش آن از شبکه سی‌بی‌اس در ۱۹۹۳ آغاز شد و درباره پزشکی به نام مایکلا کوئین (دکتر مایک) است که بوستون را برای ماجراجویی در غرب وحشی ترک می‌کند و در شهر کوچک کلرادو اسپرینگز ساکن می‌شود. آخرین قسمت این مجموعه در ۱۶ مه ۱۹۹۸ پخش شد.

دو فیلم تلویزیونی نیز پس از آن براساس همین داستان ساخته شد و این مجموعه در بیش از ۱۰۰ کشور از جمله با نام «پزشک دهکده» و صدای ماندگار #زهره_شکوفنده و شادروان #سعید_مظفری در اوایل دهه ۱۳۸۰ از شبکه دو تلویزیون ایران پخش شد.

درباره این مجموعه در پست قبلی بیشتر بخوانید.

🔗کانال در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/TaghvimTarikhPezeshki

🔗کانال در واتساپ:
https://whatsapp.com/channel/0029Vb6gLCCH5JLtuQc4bI0W

🔗صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/azizafsharilab.talesh
📌 ۲ ژانویه ۱۸۸۹ تولد آدامز کاشف کاتالیست آدامز

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۲ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️راجر آدامز شیمی‌دان آمریکایی بود که در ۱۹۲۲ کاتالیزور آدامز را توسعه داد و سهم به‌سزا در شناسایی ترکیب مواد آلی مانند روغن‌ها و آلکالوئیدهای گیاهی داشت. انجمن شیمی آمریکا از ۱۹۵۹ «جایزه آدامز» را به دستاوردهای برجسته در زمینه شیمی آلی اعطا می‌کند.

«کاتالیزور آدامز» (دی اکسید پلاتین) پودر قهوه‌ای تیره است که در اثر قرار گرفتن در معرض هیدروژن فعال و به پلاتین سیاه تبدیل می‌شود و معمولاً برای تسهیل و تسریع واکنش هیدروژناسیون و هیدروژنولیز در سنتز آلی به کار می‌رود.

پیش از آن برای احیای مواد آلی از پلاتین کلوئیدی استفاده می‌شد که فعال‌تر بود اما در جداسازی محصولات واکنش مشکلاتی ایجاد می‌کردند و ‌پلاتین سیاه اغلب به همین ترجیح داده می‌شد. آدامز در پاسخ به یک مجله درباره جزئیات کشف خود می‌گوید:

«وقتی در بهار ۱۹۱۹ از خدمت سربازی برگشتم، چندین مسئله‌ که به دانشجویانم محول کردم مربوط به احیای کاتالیزوری بود. برای این منظور، ما از پلاتین سیاه به عنوان کاتالیزور استفاده می‌کردیم که با بهترین روش شناخته شده در آن زمان ساخته شده بود و عموماً مورد قبول بود. دانشجویان با پلاتین سیاه مشکلات زیادی داشتند زیرا اغلب غیرفعال بود و حتی اگر به دقت تهیه می‌شد ممکن بود تبدیل به محصول فعال نشود. من تحقیقاتی را برای یافتن شرایطی برای تهیه این کاتالیزور با فعالیت یکنواخت آغاز کردم.»


او استاد و رئیس دپارتمان شیمی دانشگاه ایلینوی، اِربانا چمپین بود و در دهه ۱۹۴۰ موفق به جداسازی و شناسایی کانابیدیول (سی‌بی‌دی، ماده فعال اصلی گیاه شاه‌دانه) و تتراهیدروکانابینول شد.

وی در بوستون، ماساچوست به دنیا آمد و پس از تحصیل در دانشگاه هاروارد (نزد اچ. اِی. تاری شیمی‌دان آمریکایی) و کالج رادکلیف به آلمان رفت. او در ۱۹۱۳ به هاروارد بازگشت و اولین آزمایشگاه شیمی آلی مقدماتی را در این دانشگاه راه‌اندازی کرد.

آدامز در ۱۹۱۶ به استادی دانشگاه اِربانا چمپین، ایلینوی منصوب و پس از مدتی جانشین ویلیام آلبرت نویز (شیمی‌دان آمریکایی و رئیس دپارتمان شیمی این دانشگاه) شد. رویه‌های توسعه یافته در آزمایشگاه آدامز منجر به انتشار سالانه مجله «سنتز آلی» شد که جیمز برایانت کونانت (شیمی‌دان آمریکایی و رئیس دانشگاه هاروارد) از آن به عنوان «سالنامه آدامز» یاد کرد.

کونانت در ۱۹۴۰ مصمم بود که آدامز رهبری تلاش برای توسعه مواد منفجره و ترکیبات شیمیایی جدید با هدف کمک به متفقین را بر عهده بگیرد، اما اخذ مجوز امنیتی آدامز با موانعی مواجه شد. طبق اعلام اف‌بی‌آی، آدامز عضو برجسته یک گروه کمونیستی به نام کمیته تولد لینکلن برای پیشرفت علم بود و همچنین با یک مجله تبلیغاتی مشکوک ژاپنی همکاری داشت. در نهایت مجوز امنیتی آدامز صادر شد و او نقش به‌سزا در تولید لاستیک مصنوعی و جایگزینی منابع لاستیک طبیعی خاور دور داشت که به دلیل جنگ قطع شده بود.

وی در ۶ ژوئیه ۱۹۷۱ در ۸۲ سالگی در اِربانا، ایلینوی درگذشت. از افتخارات او می‌توان به دریافت نشان ویلیام اچ. نیکولز (۱۹۲۷)، جایزه ویلارد گیبس (۱۹۳۶)، نشان الیوت کِرسون (۱۹۴۴)، نشان دِیوی (۱۹۴۵)، نشان پریستلی (۱۹۴۶)، نشان پرکین (۱۹۵۴)، نشان فرانکلین (۱۹۶۰)، جایزه بشقاب طلایی آکادمی دستاورد (۱۹۶۱)، نشان ملی علوم (۱۹۶۴)، نشان طلای انستیتو شیمی‌دانان آمریکا (۱۹۶۴)، و نشان لینکلن (۱۹۶۷) و عضویت در آکادمی علوم و هنر (۱۹۲۶)، آکادمی ملی علوم (۱۹۲۹)، و انجمن فلسفه آمریکا (۱۹۳۵) اشاره کرد.

📌تصویر: راجر آدامز (ایستاده نفر سوم از راست) در ملاقات دانشمندان با رئیس‌جمهور ترومن در کاخ سفید، ۱۹۴۷ (کونانت نفر اول نشسته از چپ).

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۳ ژانویه ۱۹۲۸ مرگ هومِر رایت مخترع رنگ‌آمیزی رایت

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۳ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️جیمز هومِر رایت متولد ۸ آوریل ۱۸۶۹ پاتولوژیست آمریکایی، رئیس دپارتمان آسیب‌شناسی بیمارستان عمومی ماساچوست، و از پیشگامان آسیب‌شناسی نوین بود که بیشتر با معرفی روزِت هومِر رایت در تومور نوروبلاستوم و اختراع رنگ‌آمیزی رایت در ۱۹۰۲ شناخته می‌شود.

آسیب‌شناسی به عنوان یک حوزه تخصصی رسمی تا اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به طور کامل توسعه نیافته بود. با ممکن شدن مطالعه دقیق میکروب‌ها، پزشکان شروع به جستجوی علل بیماری و درک این موضوع کردند که عوامل بیماری‌زا به‌طور مستقل وجود دارند و قادر به تولید مثل و تکثیر هستند. این ایده جایگزین باورهای نادرست پیشین در زمینه اخلاط و عواملی شد که بیش از ۱۵۰۰ سال در پزشکی غرب غالب بود.

رنگ‌آمیزی رایت از روش‌های رنگ‌آمیزی برای افتراق انواع مختلف سلول‌های خونی و نوع تغییریافته رنگ‌آمیزی رومانفسکی است که به‌طور کلاسیک از مخلوط ائوزین و متیلن بلو تشکیل می‌شود. رایت نخستین بار این تکنیک را در ۱۹۰۲ در مقاله‌ای در مجله تحقیقات پزشکی (مجله آسیب‌شناسی آمریکا) معرفی کرد.

روزِت (پسودوروزِت) هومِر رایت به آرایش گل‌مانند (پالیزمانند، پالیساد، پرچین‌مانند، شعاعی، رایونی) سلول‌های تمایزیافته تومور در اطراف نوروپیل (ماده رشته‌ای) گفته می‌شود که نخستین بار در ۱۹۱۰ توسط رایت توصیف شد و برخلاف روزِت فلکسنر-وینترشتاینر در رتینوبلاستوم روزِت واقعی نیست یعنی وسط آن خالی نیست و اختصاصی هم نیست یعنی ممکن است علاوه بر نوروبلاستوم، در مدولوبلاستوم، پینئالوبلاستوم، و تومورهای نورواندوکرین اولیه نیز دیده شود.

رایت در پیتسبرگ، پنسیلوانیا به دنیا آمد و هم‌زمان با تحصیل در دانشگاه جانز هاپکینز (نزد اساتیدی چون ویلیام وِلش و ویلیام کانسیلمن)، نخستین مقاله خود را درباره تزریق خلط بیماران مبتلا به سل که تحت درمان با سرم کخ بودند به چند خوکچه‌ هندی در ۱۸۹۱ در بولتن پزشکی این دانشگاه به چاپ رساند.

او پس از تکمیل تحصیلات خود در دانشگاه مریلند، به استادی دپارتمان بهداشت دانشگاه پنسیلوانیا و سپس دپارتمان آسیب‌شناسی دانشگاه هاروارد منصوب شد. شروع به کار وی در بیمارستان عمومی ماساچوست در ۱۸۹۶ به عنوان یکی از نخستین پاتولوژیست‌های تمام‌وقت یک نقطه عطف در تاریخ آسیب‌شناسی بود.

پزشکان و جراحانی که در طی قرن نوزدهم در شهر بوستون به‌صورت پاره‌وقت به آسیب‌شناسی می‌پرداختند نقش به‌سزایی در شکل‌گیری این حرفه به عنوان یک رشته تخصصی پزشکی داشتند. اولین پاتولوژیست‌های تمام‌وقت از سال ۱۸۹۲ در دانشکده‌های پزشکی و بیمارستان‌های بوستون آغاز به کار کردند: ویلیام توماس کانسیلمن، فرانک بِر مالوری، و جیمز هومر رایت. این سه نفر همراه با سیمون بِرت وُلباک در ابتدا تا اواسط قرن بیستم نسل بعدی پاتولوژیست‌ها را تربیت کردند.

رایت همچنین در ۱۸۹۸ در کنار فرانک بِر مالوری یکی از دو نویسنده کتاب «تکنیک پاتولوژی: راهنمای عملی برای متخصصان بافت‌شناسی و باکتری‌شناسی پاتولوژیک شامل دستورالعمل‌هایی برای انجام کالبدشکافی و تشخیص بالینی با روش‌های آزمایشگاهی» بود که چندین بار تجدید ویراست شد و در سه بخش کالبدشکافی، باکتری‌شناسی، و بافت‌شناسی تا دهه‌ها جزو درسنامه‌های استاندارد آسیب‌شناسی در جهان بود.

او در ۱۸۹۹ نخستین پاتولوژیستی بود که پس از اختراع میکروتوم چرخشی توسط فرانسیس بلِیک شروع به استفاده از آن در بیمارستان عمومی ماساچوست کرد. وی در ۱۹۱۵ همراه با ریچارد کلارک کابوت پایه‌گذار برنامه معرفی موارد بالینی در این بیمارستان بود که از آن هنگام تاکنون به‌طور منظم در مجله پزشکی و جراحی بوستون (مجله پزشکی نیوانگلند کنونی) منتشر می‌شود.

رایت به دنبال ابتلا به ذات‌الریه در ۵۸ سالگی در بوستون، ماساچوست درگذشت.

📌تصویر: از بالا و چپ روزِت واقعی (اِپاندیموم)، روزِت کاذب دورعروقی (پری‌واسکولار پسودوروزِت، اِپاندیموم)، روزِت فلکسنر-وینترشتاینر (رتینوبلاستوم)، و روزِت کاذب هومِر رایت (نوروبلاستوم).

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۴ ژانویه ۱۷۶۱ مرگ هِیلز کاشف فشارخون

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۴ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️استیون هِیلز متولد ۱۷ سپتامبر ۱۶۷۷ کشیش و دانشمند بریتانیایی بود که به تحقیق درباره گازها و فیزیولوژی گیاهی و جانوری پرداخت.

او فردی نیکوکار بود و علاوه بر تلاش برای بهبود شرایط زندگی زندانی‌ها و برده‌ها رساله معروفی درباره زیاده‌روی در مصرف الکل نوشت. از افتخارات وی می‌توان به عضویت در انجمن سلطنتی (۱۷۱۸)، آکادمی سلطنتی علوم پاریس، و آکادمی علوم بولونیا و دریافت نشان کاپلی (۱۷۳۹) اشاره کرد.

معروف‌ترین اثرش «مقالات استاتیک» نام دارد که جلد اول آن درباره «فیزیولوژی گیاهی» (۱۷۲۷) شامل برآورد سرعت «تعرق» (از دست دادن آب از برگ‌های گیاهان) و همچنین «نیروی شیره گیاهی» (فشار ریشه) و جلد دوم (هماستاتیک، ۱۷۳۳) درباره «فیزیولوژی جانوری» از جمله شرح نحوه اندازه‌گیری «نیروی خون» (فشار خون) است.

درستی نظریه هِیلز مبنی ‌بر این که «گیاهان علاوه بر آب که از راه ریشه جذب می‌شود از طریق سطح تنه و برگ‌های خود از هوا نیز تغذیه می‌کنند» بعدها توسط آنتوان لاوازیه شیمی‌دان فرانسوی به اثبات رسید.

او نخستین کسی بود که در ۱۷۰۵ با قرار دادن لوله‌ای ظریف در شریان‌ حیوانات مختلف و مشاهده ارتفاع ستون خون، فشارخون را اندازه گرفت. وی همچنین اثرات خونریزی و شوک در حیوانات را به موازات اندازه‌گیری فشار خون توصیف کرد:

«…با نزدیک شدن به مرگ، مادیان دچار عرق سرد و مرطوب شد».


آزمایش‌های هِیلز بر روی حیوانات همواره با انتقاد و مخالفت روبرو می‌شد. الکساندر پوپ شاعر بریتانیایی که عاشق سگ‌ها بود، در ۱۷۱۸ گفت:

«او این وحشیگری‌ها را اغلب با این تصور انجام می‌دهد که برای انسان مفید هستند. آیا ما حق داریم به این دلیل که از سگ‌ها بالاتر هستیم، آن‌ها را به خاطر کنجکاوی خود یا حتی برای منافع خود بکشیم؟»


نمونه دیگر این مخالفت را در شعر «قایق» توماس تواینینگ (۱۷۶۴) می‌بینیم:

«…مادیان‌ها و سگ‌ها در حال جان دادن بودند،
و قورباغه‌ها پوستشان زنده‌‌زنده کنده می‌شد...»


هِیلز مخترع ابزارهایی مانند هواکش (ونتیلاتور)، ناودان و تغار یا تشت بادی (وسیله آزمایشگاهی برای جمع‌آوری گازها)، و انبر جراحی (فورسپس) برای خارج کردن سنگ مثانه بود. شکل اصلاح‌شده‌ ابزارهای پنوماتیک او بعدها توسط دانشمندانی چون هنری کاوندیش و جوزف پریستلی مورد استفاده قرار گرفت.

در قرن ۱۸ تصور می‌شد که «هوای بد» عامل بیماری و مرگ است. مرگ و بیماری در فضاهای بسته مانند کشتی‌ها و زندان‌ها رایج بود و هِیلز و دانشمندان دیگر تلاش کردند با بهبود تهویه به مقابله با این رویه بپردازند.

وی در بکسبورن، کِنت به دنیا آمد و پس از تحصیل در کالج کورپوس کریستی، کمبریج (سنت بندیکت)، به عنوان کشیش به فولام رفت.

هِیلز به دنبال یک بیماری کوتاه در ۸۴ سالگی در تدینگتون درگذشت. ورنر فورسمن جراح آلمانی در سخنرانی خود هنگام دریافت جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی ۱۹۵۶، افتخار انجام «اولین کاتتریزاسیون قلب» را متعلق به او دانست. انجمن زیست‌شناسان گیاهی آمریکا از ۱۹۲۷ (دویستمین سالگرد انتشار جلد اول «استاتیک») جایزه استیون هِیلز را به دستاوردهای برجسته در زمینه زیست‌شناسی گیاهی اعطا می‌کند.

📌تصویر: هِیلز در حال اندازه‌گیری فشارخون اسب، ۱۷۰۵.

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۵ ژانویه ۱۸۲۶ تولد وُلپیان کاشف فیبریلاسیون قلبی

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۵ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️اِدمه فلیکس آلفرد وُلپیان پزشک و نورولوژیست فرانسوی و در کنار بهترین دوستش ژان مارتین شارکو از پایه‌گذاران نورولوژی نوین بود که بیشتر با اصطلاحاتی مانند «پدیده وُلپیان-هایدنهاین-شرینگتون» (انقباض عضلانی آهسته در غیاب عصب‌دهی عصبی-عضلانی و به دلیل تحریک رشته‌های کولینرژیک اتونوم عروق خونی)، سندرم وُلپیان-برنهارت (فلج دوطرفه آمیوتروفیک بازوها، سندرم بازوهای آویزان، سندرم مرد در بشکه)، و فلج وُلپیان (از بین رفتن حرکات ارادی به دنبال تجویز کورار که با حفظ انقباضات ناشی از تحریک الکتریکی عصب همراه است) شناخته می‌شود.

او همچنین نشان داد که آدرنالین در مدولای غده فوق‌کلیوی تولید می‌شود و اولین کسی بود که از اصطلاح «فیبریلاسیون» برای توصیف ریتم نامنظم و آشفته قلب استفاده کرد. وُلپیان در ۱۸۵۶ با مشاهده قهوه‌ای شدن عصاره غده فوق‌کلیوی در معرض هوا و سبز شدن آن توسط نمک‌های آهن، ماده‌ای را در این غده شناسایی کرد که بعدها آدرنالین نام گرفت.

موضوع پایان‌نامه دانشجویش ژان لویی پرووُست در ۱۸۶۴ انحراف چشم‌ها به سمت مخالف فلج در سکته مغزی (یعنی به سمت ضایعه مغزی) بود که «علامت یا قانون پرووُست-وُلپیان» نام گرفت.

وی در پاریس به دنیا آمد و پس از تحصیل در کالج لویی لو گراند، به عنوان دستیار آزمایشگاه در موزه تاریخ طبیعی پاریس مشغول به کار شد. او از ۱۸۴۵ تحصیلات خود را در دانشکده پزشکی پاریس ادامه داد و در ۱۸۴۹ به استادی تاریخ طبیعی مدرسه عالی چپتال منصوب شد. عنوان پایان‌نامه وُلپیان در ۱۸۵۳ «پیرامون منشأ اعصاب جمجمه‌ای» بود.

وُلپیان در ۱۸۸۵ جزو پزشکانی بود که پاستور را تشویق کرد تا اولین واکسن هاری را بر روی یک پسربچه ۹ ساله‌ آزمایش کند. او دو بار (در ۱۸۷۵ و ۱۸۸۱) به ریاست دانشکده پزشکی پاریس منصوب شد و در طول بیماری کُنت شامبور (شاهزاده فرانسوی و آخرین بازمانده خاندان بوربون ملقب به هنری پنجم) به درمانش شتافت که انتشار کاریکاتور معروف لو شاریواری (شاید پادشاه نجات یابد، پادشاه... اما نه پادشاهی) را در پی داشت.

وی به دنبال ابتلا به ذات‌الریه در ۱۸ مه ۱۸۸۷ در پاریس درگذشت. از افتخاراتش می‌توان به عضویت در آکادمی علوم (۱۸۷۶) و انجمن انسان‌شناسی پاریس (۱۸۸۳) و دریافت لژیون دونور (۱۸۷۸) اشاره کرد.

📌تصویر: دکتر وُلپیان، ای پزشک مشهور، می‌گویند گل کاشته‌ای، شاید پادشاه نجات یابد، پادشاه... اما نه پادشاهی! (کاریکاتور اثر آلفرد لو پتی نقاش فرانسوی، مجله لو شاریواری، ژوئیه ۱۸۸۳)

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۶ ژانویه ۱۹۴۴ تولد ماته پزشک تروما

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۶ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️گابور ماته پزشک و نویسنده مجارستانی-کانادایی است که بیشتر با آثارش در زمینه‌ خانواده، رشد، ترومای دوران کودکی، بیماری‌های خودایمنی، سرطان، اختلال بیش‌فعالی کم‌توجهی و به‌ویژه اعتیاد شناخته می‌شود.

رویکرد ماته به اعتیاد بر نقش تروما و پرداختن به درد عاطفی به عنوان بخشی از فرآیند بهبودی متمرکز است. نگرانی‌هایی در مورد دامنه و مبانی شواهد ادعایی او مطرح شده و برخی منتقدین دیدگاه‌هایش را تقلیل‌گرایانه و مبتنی بر بزرگنمایی بیش از حد آسیب‌های دوران کودکی دانسته‌اند.

تأکید بر آسیب‌های روانی می‌تواند خطر نادیده گرفتن درمان‌های مبتنی بر شواهد برای اعتیاد و اختلالات مرتبط با استرس را در پی داشته باشد. ایده‌های ماته اغلب مبتنی بر تحقیقات تجربی نیستند و عوامل ژنتیکی، اجتماعی و زیست‌عصب‌شناختی را در اعتیاد و بیماری‌های دیگر نادیده می‌گیرند.

وی در بوداپست، مجارستان در یک خانواده یهودی به دنیا آمد و پدربزرگ و مادربزرگش از قربانیان آشویتس بودند. عمه او در طول جنگ ناپدید شد و پدرش به دست حزب نازی به کار اجباری محکوم شد. وقتی یک ساله بود، مادرش برای نجات جانش او را موقتاً به یک غریبه سپرد و ماته حتی پس از دیدار مجدد همواره احساس می‌کرد که رهایش کرده‌اند.

ماته معتقد است آسیب‌های رها شدن، خشم و ناامیدی، زندگی بزرگسالی او را شکل دادند و حتی بر ازدواجش تأثیر گذاشتند. خانواده‌اش در ۱۹۵۶ به کانادا مهاجرت کردند و او پس از تحصیل در دانشگاه بریتیش کلمبیا، ونکوور، مدتی به معلمی پرداخت.

وی بیش از ۲۰ سال در مطب خصوصی خود در ونکوور کار می‌کرد و سال‌ها مدیر واحد مراقبت‌های تسکینی بیمارستان ونکوور و همچنین پزشک یک انجمن حمایت از افراد بی‌خانمان بود و بیشتر بیمارانش علاوه بر مشکلات مزمن سلامت مانند اچ‌آی‌وی، از اختلالات روانی و اعتیاد نیز رنج می‌بردند.

ماته طرفدار تجویز متادون بدون الزام یا تشویق بیماران به شرکت در برنامه‌ها یا جلسات درمانی بود و در صورت مثبت بودن آزمایش مواد افیونی غیرمجاز، متادون بیمار را قطع نمی‌کرد. او در ۲۰۰۸، به دنبال حمایت از پزشکان شاغل در یک مرکز قانونی تزریق هروئین که تونی کلمنت وزیر بهداشت فدرال، کار آن‌ها را غیراخلاقی و نوعی افزایش آسیب خوانده بود، توجه رسانه‌های کانادا را به خود جلب کرد.

وی تجربیات خود در این زمینه را در کتاب «در قلمرو ارواح گرسنه: برخورد نزدیک با اعتیاد» (۲۰۰۹) شرح داده است. این کتاب که برنده جایزه هوبرت ایوِنس شد به انواع آسیب‌های روانی در مبتلایان به اعتیاد، سوءمصرف مواد به عنوان یک مکانیسم مقابله با تروما، غفلت و فقدان مهارت‌های مقابله‌ای، و اثرات اعتیاد بر رفتار و تصمیم‌گیری افراد در مراحل بعدی زندگی پرداخته است.

او در ۲۰۱۰ به داروی گیاهی سنتی آمازون به نام آیاهواسکا و نقش بالقوه آن برای درمان اعتیاد علاقه‌مند شد و به همکاری با یک درمانگر سنتی اهل پرو پرداخت که با مخالفت دولت کانادا روبرو شد. به باور وی «نبرد با مواد مخدر» معتادان را مجازات و اعتیاد را عمیق‌تر می‌کند، درحالی‌که مطالعات نشان می‌دهد که استرس بزرگترین عامل عود اعتیاد و رفتار اعتیادآور است:

«سیستمی که افراد را به حاشیه می‌راند، طرد می‌کند و در مراکزی بدون مراقبت و دسترسی آسان به مواد مخدر بستری می‌کند، تنها مشکل را بدتر می‌کند.»


ماته در ۲۰۱۴ در مقاله‌ای با عنوان «رؤیای زیبای اسرائیل به کابوس تبدیل شده است» به انتقاد از سیاست‌های اسرائیل پرداخت و وضعیت غزه را با گتوی ورشو مقایسه کرد. او در ۲۰۲۳ در مصاحبه‌ای گفت که پس از بازدید از سرزمین‌های اشغالی در طول انتفاضه اول، تا دو هفته هر روز گریه می‌کرد و خواستار پایان آزار و اذیت فلسطینی‌ها و بازگرداندن اراضی اشغال‌شده پس از ۱۹۶۷ شد.

از افتخارات دیگر وی می‌توان به دریافت نشان لیاقت ونکوور (۲۰۱۱)، نشان کانادا (۲۰۱۸)، و جایزه ادبی یهودیان کانادا (واین، ۲۰۲۳) برای کتاب «افسانه عادی بودن» اشاره کرد.

📌تصویر: کتاب صوتی «در قلمرو ارواح گرسنه: برخورد نزدیک با اعتیاد»، گابور ماته (۲۰۰۹)، ترجمه یاسین قاسمی بجد (۱۴۰۴)، گوینده نسرین رضایی.

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام