بچه ها حقیقتا تنها چیزی که باعث میشه دلتنگ بندر بشم همین نقطه امنم بود. زمانی که به معنای کلمه هیچکس رو نداشتم حتی ادمی که بهم قول داد پیشم میمونه، میرفتم اینجا روی صندلی ها مینشستم و سیگار میکشیدم و آهنگ گوش میدادم و گریه میکردم.
عاشق رطوبت هوا توی شب با نور چراغ و صندلی های خرابش بودم.
کاش میتونستم یکبار دیگه برم بندر و برای بار آخر ازین وایب و منظره لذت ببرم...
عاشق رطوبت هوا توی شب با نور چراغ و صندلی های خرابش بودم.
کاش میتونستم یکبار دیگه برم بندر و برای بار آخر ازین وایب و منظره لذت ببرم...
💔1