کلممیخاره
دلیلی برا وجود این چنل نیست دیگه نیوک کن همه چیو لامصب...هه حاجی این منو یاد یه خاطره انداخت یه روز با بچه جمع کرده بودیم چیز میز لش از این چیز خفنا عرق مرقو شنگول منگول فلان چیز اره بعدش مهدی اومدم وسط راه بزنه یه دستش ه مر و ندنه رفتیم فرش بخریم رید رو…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM