انقدر این عدد ۳۹۹ قابلیت داره رو مغز آدمی راه بره که میخوام خودم لیو بدم از چنل که این عدد نباشه فقط.
Forwarded from عین الدوله
من الان فهمیدم انتقامی که روز دوشنبه از ما گرفت این بود که دیگه خوابمون نمیبره و برای همیشه در یک روز دوشنبه گیر کردیم.
Forwarded from ز جور آدمها.
حال بد تا یه جایی پذیرفته است از یجایی به بعد میشه "توام گاییدی مارو همیشه ناله ای خب یه غلطی بکن." و پذیرفتن اینکه من نمیتونم غلطی برای خروج ازین لوپ بیحاصل داشته باشم سخته، که من مثل همستر آزمایشگاهی گیر افتادم تو یه چرخه و میدوم میدوم و میدوم، ناله میکنم، غر میزنم، عقب میمونم، شکست میخورم، پول درنمیارم و نمیتونم خودم رو نجات بدم سخته. کمتر کسی باورش میشه که نمیتونم بپرم از روی این تردمیل پایین، نه جرأتش رو دارم نه قوتش رو، کنترل این بلبشو از عهدهی من خارجه و همونطور که تماشاش از بیرون بعد یه روز دو روز چند هفته حوصله سر بره، زندگی کردنش خیلی سخت تره.
چه ابر تیرهای گرفته سینهی تو را، که «با هزارسال بارش شبانهروز هم دل تو وا نمیشود.»
• ابتهاج
• ابتهاج
خب امروز روز فهمیدن اینه که "هرکسی که فکر میکردی تا ابد کنار تو باشد، الان نیست".
اما اینکه یکی استوریت رو ببینه و بعد ساعتها یا دقیقههای بعد دیدن استوریت اونو لایکش کنه یا ریپلای، خیلی خوشگلتر از mentioned you in their story هستش. :٫)
عزیزکم؛ میشود کمتر به آدمها و رفتارها اهمیت بدهی و بیشتر به خودت؟
میشود آنقدر که تنهایی، زیبا و قابل ستایش است آن را بپرستی؟
عزیزکِ مهربانم؛ میشود در این روزها بیشتر مراقب خود و احساساتِ ظریفت باشی؟
میشود آنقدر که تنهایی، زیبا و قابل ستایش است آن را بپرستی؟
عزیزکِ مهربانم؛ میشود در این روزها بیشتر مراقب خود و احساساتِ ظریفت باشی؟
غصه میخورم؛ غذا نمیخورم؛ زیر چشمام سیاه میشه؛ در یخچال رو باز و بسته میکنم؛ فیلمهارو نصفه و نیمه میبینم و رها میکنم؛ موزیک پلی میکنم و باهاش داد میزنم؛ کاپوچینو پشت کاپوچینو؛ کتاب میخونم و بعد دوصفحه پرتش میکنم؛ اتاقم رو مرتب میکنم، دوباره بهم میریزمش؛ مامانمو بغل میکنم؛ غر میزنم از زمین و زمون پیش همه، مثل همیشه؛ اما این غم از بین نمیره. بچهمو بغل میکنم، این دو چیکه اشک که میریزه انگار مثل این فیلم کرهایا رنگ از یه گوشه برمیگرده تو دایرهی دیدم، انگار که یه دایناسور جدید گرفتم. فقط کاش میفهمیدم این بچهی کوچک و نازکِ من واسه چی دربرابر اشک مقاومت داره و میخواد با جمع شدن اشکها چیکار کنه؛