[ آيا آنجا كه مقاومت در برابر تغيير و لجبازى در پذيرش اشتباه، ريشهاى فرهنگى مىيابد؛ مىتوان به فردايى بهتر خوشبين بود؟ ]
اگر بخوام برای وارد شدن به کلاس در بزنم ترجیح میدم مثل امیرکبیر از پشت در به درس گوش کنم تا در بزنم و بگم استاد توروخدا بذار بیام تو.
دیگه هیچحالتی تنهاتر از الانت نیست که خودت به خودت میگی "عیبی نداره، درست میشه."
به اندازهی تمام روزهایی که برای آدمها ارزش قائل شدم و حتی احترامی ندیدم؛ غمگینم.
PPP
Beach House
/برای توئی که عزیزم بودی و عزیزت نبودم. برای توئی که بخشیدنت برایم آسانتر از هرکاری بود امّا الان دیگر نیست. این اولین و آخرین موسیقی[ ِاینجا] برای توست.
Forwarded from عین الدوله
یه نفر از تو خیابون داد زد "بسه دیگه". مهم نیست منظورش در مورد چه چیزی بود ولی این کامل و دقیق ترین حرفی بود که میشد برای تمام امور گفت.
خب اوضاع داره خوب پیش میره. اگه باهمین فرمون پیش بریم (با کیم)، تا ترم بعدی با کل دانشگاه دوستیم و 🥸.
مثل همیشه، دهها خط مینویسم و مینویسم و وقتی میخوام سندش کنم، توی یه ثانیه میگم "خب که چی؟" و در صدمثانیهای، هرچی که تایپ کردم رو پاک میکنم و به آدم متعجبی که میگه "چته؟" میگم "ولش کن حالا. زیادم مهم نبود." و میخوابم و الان هم میخوام بخوابم و شببخیر.