Forwarded from میم ر میم (به قول ما مشهدیا)
غمانگیزترین بخشهای قسمت Friends: Reunion، بخشهای مربوط به متیو پری بازیگر نقش چندلر بود. جدای از این که بخاطر برخی مسائل جانبی مثل افسردگی حاد و اعتیاد به الکل و اتفاقاتی مثل تصادف شدید که در طول ساخت سریال هم یقهش رو گرفت، از همه پیرتر شده بود، مدل ارتباطش با بقیه و مدل ارتباط بقیه باهاش نشون میداد از اوناست با بقیه مهربونی میکنه اما مهربونی نمیبینه، حواسش به همه هست اما معمولا بقیه جزو اولویتای آخرشون حسابش میکنن، تنهاست، و تنهاست، و تنهاست.
چندتا مثال بزنم:
دقایق اول که با مت لهبلانک میرن رو صندلیاشون میشینن، متیو پری بهش میگه خیلی خوشحالم که میبینمت و اون در جواب، بدون این که حواسش به حرف متیو پری باشه، در اشاره به برگشتن به خونه سابقشون میگه: این واقعا عالیه.
وقتی مجری ازش میپرسه متی کی جواب پیامکا و تماسا رو نمیده؟ میگه: کسی به من زنگ نمیزنه.
وقتی کورتنی کاکس راجع به ادامه احتمالی سریال داره حرف میزنه، متیو که کنارش نشسته هی دستاشو تکون میده و آخرش کورتنی میگه تو هم هر روز منو میخندونی؛ متیو در جوابش میگه: فقط میخواستم مطمئن شم که منم یه جای قضیه حساب میشم.
و شاید از همه غمگینتر اون جملهای باشه که آخر آخر راجع به اتفاقی دیدن بقیه تو مراسمای مختلف میگه که آخرش خودش هم میگه: الان گریهم میگیره.
متیو پری از چندلر هم چندلرتره.
چندتا مثال بزنم:
دقایق اول که با مت لهبلانک میرن رو صندلیاشون میشینن، متیو پری بهش میگه خیلی خوشحالم که میبینمت و اون در جواب، بدون این که حواسش به حرف متیو پری باشه، در اشاره به برگشتن به خونه سابقشون میگه: این واقعا عالیه.
وقتی مجری ازش میپرسه متی کی جواب پیامکا و تماسا رو نمیده؟ میگه: کسی به من زنگ نمیزنه.
وقتی کورتنی کاکس راجع به ادامه احتمالی سریال داره حرف میزنه، متیو که کنارش نشسته هی دستاشو تکون میده و آخرش کورتنی میگه تو هم هر روز منو میخندونی؛ متیو در جوابش میگه: فقط میخواستم مطمئن شم که منم یه جای قضیه حساب میشم.
و شاید از همه غمگینتر اون جملهای باشه که آخر آخر راجع به اتفاقی دیدن بقیه تو مراسمای مختلف میگه که آخرش خودش هم میگه: الان گریهم میگیره.
متیو پری از چندلر هم چندلرتره.
من چيزهاى ساده را دوست دارم!
كتاب را، تنهايى را، يا بودن با كسی را
كه مرا میفهمد.
كتاب را، تنهايى را، يا بودن با كسی را
كه مرا میفهمد.
ماکیاتو ☾
[ به لیا ] سلام لیایِ نازنینم. خواستم به تو بگویم که آدمیزاد گرفتار است. گرفتارِ عشق، گرفتارِ بیهودگی، گرفتارِ فراز و نشیبهای زندگی. بله. منم گرفتار بودم. منم در تمامی دامهای این زندگی گرفتار بودم. میدانم که هنوز اولِ راه است و این عمر اگر قرار باشد به…
[ به لیا ]
لیای نازنینم! هیچوقت این را فراموش نکن که انتظارهای ما از اطرافیانمان بیجاست. در نهایت چیزی که ما میتوانیم بسازیم و همچنان به آن امید داشته باشیم، خودمان هستیم.
همین…
لیای نازنینم! هیچوقت این را فراموش نکن که انتظارهای ما از اطرافیانمان بیجاست. در نهایت چیزی که ما میتوانیم بسازیم و همچنان به آن امید داشته باشیم، خودمان هستیم.
همین…
Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه
کاش زدن زیر قولایی کھ
خودت‘ بھ خودت دادی
واست نشھ عادت؛
کاش!
خودت‘ بھ خودت دادی
واست نشھ عادت؛
کاش!