This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰 «مسئله تنظیم ظریف کیهانی»
‼️ شواهد تجربی و محاسبات نظری نشان می دهند که اگر قوانین، ثوابت فیزیکی و شرایط اولیه کیهان به میزان بسیار بسیار ناچیزی متفاوت از حالت فعلی بود، به وجود آمدن حیات در کیهان ناممکن بود.
🔸 آیا این مسئله نیاز به تبیین و توضیح دارد؟
❓اگر آری، کدام یک تبیین بهتری است: شانس و تصادف، چند جهانی، یک نظریه بنیادی احتمالی و یا طراحی الهی؟
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
‼️ شواهد تجربی و محاسبات نظری نشان می دهند که اگر قوانین، ثوابت فیزیکی و شرایط اولیه کیهان به میزان بسیار بسیار ناچیزی متفاوت از حالت فعلی بود، به وجود آمدن حیات در کیهان ناممکن بود.
🔸 آیا این مسئله نیاز به تبیین و توضیح دارد؟
❓اگر آری، کدام یک تبیین بهتری است: شانس و تصادف، چند جهانی، یک نظریه بنیادی احتمالی و یا طراحی الهی؟
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🔥5❤1
📌«آیا مکانیک کوانتومی اصل علّیت را نقض میکند؟»
🔸در مکانیک کوانتومی استاندارد، قبل از اندازهگیری نمیتوان از مقدار کمّیتهایی چون مکان و تکانه برای جسم سخن گفت. برای مثال، فرض کنید میخواهیم اسپین (تکانه زاویهای ذاتی) الکترونی را در راستای مشخّصی اندازه بگیریم. نتیجه آن ممکن است 1/2+ یا 1/2- باشد. طبق مکانیک کوانتومی استاندارد، ذرّه پیش از اندازهگیری هیچ یک از این دو مقدار را ندارد. در واقع، تابع موج الکترون در حالت برهمنهی (Superposition) از حالتهای مربوط به 1/2+ و 1/2- قرار دارد. در لحظه اندازهگیری، تابع موج الکترون به صورت کاملاً تصادفی به یکی از این دو حالت رُمبش میکند و ما مقدار مربوط به آن را مشاهده میکنیم.
🔹اینکه گفته میشود «به صورت تصادفی»، بدین معنا نیست که اطّلاعات ما درباره الکترون قبل از اندازهگیری ناقص بوده است، بلکه بدین معناست که درست در لحظه اندازهگیری، الکترون یکی از این دو مقدار را به صورت تصادفی کسب میکند. در واقع اینکه اسپین الکترون در لحظه اندازهگیری 1/2+ شد و 1/2- نشد، هیچ علّت خاصی نداشته است و تصادف محض بوده است. بنابراین بعضاً گفته میشود که مکانیک کوانتومی اصل علّیت را زیر سؤال میبرد چون شامل رویدادهایی بدون علّت است.
برای ارزیابی دقیقتر این ادّعا باید با دو اصطلاح آشنا شویم:
🔺اصل موجبیت علّی (Causal Determinism): طبق این اصل، وضعیت جهان در هر لحظه، وضعیت آن را در لحظه بعد به طور کامل متعیّن و مشخّص میسازد. به عبارت دقیقتر، علّت شرط کافی برای تحقّق معلول است. یعنی اگر این رویداد خاص رخ دادهاست، امکان نداشته است که رخ ندهد، زیرا وجود علّت برای تحقّق آن کافی بوده است و آن را وجوب بخشیده است. طبق مکانیک کوانتومی استاندارد، در هنگام اندازهگیری این اصل نقض میشود. زیرا اگر خروجی اندازهگیری 1/2+ بوده است، بر حسب اتّفاق اینگونه بوده است و میتوانسته است 1/2- باشد. در واقع، چیزی در لحظه پیش از آن نبوده است که این نتیجه را برای اندازهگیری قطعی و متعیّن سازد.
🔺اصل عام علّیت (General Causal Principle): طبق این اصل، هر رویدادی در جهان دارای علّتی است. به عبارت دقیقتر، شرط لازم برای تحقّق هر رویداد وجود علّت آن است. دقّت کنید که در اینجا از شرط لازم سخن گفته شده است و نه شرط کافی. یعنی از وجود آن علّت خاص لزوماً نمیتوان وجود این معلول خاص را نتیجهگرفت، امّا برعکس آن ممکن است: از وجود معلول میتوان نتیجه گرفت که علّت آن وجود داشته است. در اینجا علّت به معلول وجوب نمیبخشد و آن را قطعی نمیسازد. در مکانیک کوانتومی این اصل عام همچنان برقرار است. زیرا اگر نتیجه اندازهگیری ما یک الکترون با اسپین 1/2+ (معلول) را نشان دهد، به طور قطع میتوانیم نتیجه بگیریم که در لحظه پیش از اندازهگیری، الکترونی وجود داشته است که تابع موج آن بر حالت اسپین 1/2+ عمود نبوده است(علّت). به عبارت دیگر، اگر علّت وجود نداشت، تحقّق معلول ناممکن بود.
🔵 خلاصه بحث و جمعبندی: در تفسیر استاندارد از مکانیک کوانتومی، اگرچه موجبیت علّی (لااقل در سطح جهان فیزیکی) زیر سؤال میرود امّا همچنان اصل عام علّیت برقرار است. لازم به ذکر است که آنچه در برخی براهین اثبات وجود خدا در فلسفه (مثل برهان کیهانشناختی کلام) نیاز است همین اصل عام علّیت است و نه موجبیت علّی. نکته دیگر اینکه، برخی تعابیر مهمّ دیگر مکانیک کوانتومی مثل مکانیک بوهمی و تفسیر چندجهانی، حتّی موجبیت علّی را نیز محترم میشمارند.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🔸در مکانیک کوانتومی استاندارد، قبل از اندازهگیری نمیتوان از مقدار کمّیتهایی چون مکان و تکانه برای جسم سخن گفت. برای مثال، فرض کنید میخواهیم اسپین (تکانه زاویهای ذاتی) الکترونی را در راستای مشخّصی اندازه بگیریم. نتیجه آن ممکن است 1/2+ یا 1/2- باشد. طبق مکانیک کوانتومی استاندارد، ذرّه پیش از اندازهگیری هیچ یک از این دو مقدار را ندارد. در واقع، تابع موج الکترون در حالت برهمنهی (Superposition) از حالتهای مربوط به 1/2+ و 1/2- قرار دارد. در لحظه اندازهگیری، تابع موج الکترون به صورت کاملاً تصادفی به یکی از این دو حالت رُمبش میکند و ما مقدار مربوط به آن را مشاهده میکنیم.
🔹اینکه گفته میشود «به صورت تصادفی»، بدین معنا نیست که اطّلاعات ما درباره الکترون قبل از اندازهگیری ناقص بوده است، بلکه بدین معناست که درست در لحظه اندازهگیری، الکترون یکی از این دو مقدار را به صورت تصادفی کسب میکند. در واقع اینکه اسپین الکترون در لحظه اندازهگیری 1/2+ شد و 1/2- نشد، هیچ علّت خاصی نداشته است و تصادف محض بوده است. بنابراین بعضاً گفته میشود که مکانیک کوانتومی اصل علّیت را زیر سؤال میبرد چون شامل رویدادهایی بدون علّت است.
برای ارزیابی دقیقتر این ادّعا باید با دو اصطلاح آشنا شویم:
🔺اصل موجبیت علّی (Causal Determinism): طبق این اصل، وضعیت جهان در هر لحظه، وضعیت آن را در لحظه بعد به طور کامل متعیّن و مشخّص میسازد. به عبارت دقیقتر، علّت شرط کافی برای تحقّق معلول است. یعنی اگر این رویداد خاص رخ دادهاست، امکان نداشته است که رخ ندهد، زیرا وجود علّت برای تحقّق آن کافی بوده است و آن را وجوب بخشیده است. طبق مکانیک کوانتومی استاندارد، در هنگام اندازهگیری این اصل نقض میشود. زیرا اگر خروجی اندازهگیری 1/2+ بوده است، بر حسب اتّفاق اینگونه بوده است و میتوانسته است 1/2- باشد. در واقع، چیزی در لحظه پیش از آن نبوده است که این نتیجه را برای اندازهگیری قطعی و متعیّن سازد.
🔺اصل عام علّیت (General Causal Principle): طبق این اصل، هر رویدادی در جهان دارای علّتی است. به عبارت دقیقتر، شرط لازم برای تحقّق هر رویداد وجود علّت آن است. دقّت کنید که در اینجا از شرط لازم سخن گفته شده است و نه شرط کافی. یعنی از وجود آن علّت خاص لزوماً نمیتوان وجود این معلول خاص را نتیجهگرفت، امّا برعکس آن ممکن است: از وجود معلول میتوان نتیجه گرفت که علّت آن وجود داشته است. در اینجا علّت به معلول وجوب نمیبخشد و آن را قطعی نمیسازد. در مکانیک کوانتومی این اصل عام همچنان برقرار است. زیرا اگر نتیجه اندازهگیری ما یک الکترون با اسپین 1/2+ (معلول) را نشان دهد، به طور قطع میتوانیم نتیجه بگیریم که در لحظه پیش از اندازهگیری، الکترونی وجود داشته است که تابع موج آن بر حالت اسپین 1/2+ عمود نبوده است(علّت). به عبارت دیگر، اگر علّت وجود نداشت، تحقّق معلول ناممکن بود.
🔵 خلاصه بحث و جمعبندی: در تفسیر استاندارد از مکانیک کوانتومی، اگرچه موجبیت علّی (لااقل در سطح جهان فیزیکی) زیر سؤال میرود امّا همچنان اصل عام علّیت برقرار است. لازم به ذکر است که آنچه در برخی براهین اثبات وجود خدا در فلسفه (مثل برهان کیهانشناختی کلام) نیاز است همین اصل عام علّیت است و نه موجبیت علّی. نکته دیگر اینکه، برخی تعابیر مهمّ دیگر مکانیک کوانتومی مثل مکانیک بوهمی و تفسیر چندجهانی، حتّی موجبیت علّی را نیز محترم میشمارند.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
❤10👍1
🔰 «آیا هوش مصنوعی می تواند آگاهی و فهم واقعی داشته باشد؟»
آزمایش اتاق چینی جان سرل
John Searle's Chinese Room Experiment
🔹آزمایش اتاق چینی یک آزمایش فکری معروف است که اوّلین بار توسط فیلسوفی به نام جان سرل مطرح شد. این آزمایش آموزه هوش مصنوعی قوی را به طرز مؤثّری به چالش میکشد. طبق این آموزه، میتوان یک هوش مصنوعی ایجاد کرد که مانند انسان آگاهی و فهم واقعی داشته باشد.
🔸تصور کنید فردی که زبان چینی نمیداند در یک اتاق محبوس شده است و از بیرون به او عباراتی به زبان چینی به عنوان ورودی داده میشود. او یک کتابچه راهنما به همراه دارد که شامل دستورالعملها و الگوریتمهایی است که به او میگوید چگونه این عبارات چینی را دریافت و عبارات چینی متناسب با آن تولید کند و به عنوان خروجی به بیرون از اتاق بفرستد. با وجود اینکه این فرد چیزی درباره زبان چینی و یا محتوای گفتگو نمیفهمد، قادر است پاسخهایی تولید کند که برای یک ناظر خارج از اتاق، قابل تشخیص از پاسخ های یک فرد بومی چینی که کاملاً بر محتوای گفتگو آگاه و مسلط است، نیست.
🔹جان سرل استدلال می کند که پیروی از یک مجموعه قوانین و دستکاری نمادها (همان کاری که یک برنامه کامپیوتری انجام میدهد) برابر با فهم و هوشیاری واقعی نیست.
🔺این نشان میدهد که یک سیستم میتواند بدون داشتن تجربه ذهنی یا هوشیاری، رفتارهای هوشمندانه از خود نشان دهد. فرد داخل اتاق میتواند پاسخهای پیچیده بدهد، اما هیچ احساس یا آگاهی از آنچه میگوید ندارد.
🔺همچنین، آزمایش اتاق چینی آزمون تورینگ را که معمولاً برای سنجش هوشمندی ماشینها استفاده میشود، زیر سؤال میبرد. اگر یک ماشین بتواند در آزمون تورینگ موفق شود، لزوماً به این معنی نیست که آن ماشین واقعاً فکر میکند یا فهم میکند.
❓نظر شما چیست؟ دیدگاهتان را با ما در بخش نظرات به اشتراک بگذارید.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
آزمایش اتاق چینی جان سرل
John Searle's Chinese Room Experiment
🔹آزمایش اتاق چینی یک آزمایش فکری معروف است که اوّلین بار توسط فیلسوفی به نام جان سرل مطرح شد. این آزمایش آموزه هوش مصنوعی قوی را به طرز مؤثّری به چالش میکشد. طبق این آموزه، میتوان یک هوش مصنوعی ایجاد کرد که مانند انسان آگاهی و فهم واقعی داشته باشد.
🔸تصور کنید فردی که زبان چینی نمیداند در یک اتاق محبوس شده است و از بیرون به او عباراتی به زبان چینی به عنوان ورودی داده میشود. او یک کتابچه راهنما به همراه دارد که شامل دستورالعملها و الگوریتمهایی است که به او میگوید چگونه این عبارات چینی را دریافت و عبارات چینی متناسب با آن تولید کند و به عنوان خروجی به بیرون از اتاق بفرستد. با وجود اینکه این فرد چیزی درباره زبان چینی و یا محتوای گفتگو نمیفهمد، قادر است پاسخهایی تولید کند که برای یک ناظر خارج از اتاق، قابل تشخیص از پاسخ های یک فرد بومی چینی که کاملاً بر محتوای گفتگو آگاه و مسلط است، نیست.
🔹جان سرل استدلال می کند که پیروی از یک مجموعه قوانین و دستکاری نمادها (همان کاری که یک برنامه کامپیوتری انجام میدهد) برابر با فهم و هوشیاری واقعی نیست.
🔺این نشان میدهد که یک سیستم میتواند بدون داشتن تجربه ذهنی یا هوشیاری، رفتارهای هوشمندانه از خود نشان دهد. فرد داخل اتاق میتواند پاسخهای پیچیده بدهد، اما هیچ احساس یا آگاهی از آنچه میگوید ندارد.
🔺همچنین، آزمایش اتاق چینی آزمون تورینگ را که معمولاً برای سنجش هوشمندی ماشینها استفاده میشود، زیر سؤال میبرد. اگر یک ماشین بتواند در آزمون تورینگ موفق شود، لزوماً به این معنی نیست که آن ماشین واقعاً فکر میکند یا فهم میکند.
❓نظر شما چیست؟ دیدگاهتان را با ما در بخش نظرات به اشتراک بگذارید.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍5🤔2❤1
«افقهای معرفتشناختی کیهانشناسی»
این تصویر برگرفته از مقاله زیر است:
On The Philosophy of Cosmology (2014) by George Ellis
توضیح در مطلب بعدی👇👇👇
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
این تصویر برگرفته از مقاله زیر است:
On The Philosophy of Cosmology (2014) by George Ellis
توضیح در مطلب بعدی👇👇👇
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍2
🔰 «آیا از منظر علمی میتوان فهمید که اندازه کیهان متناهی است یا نامتناهی؟»
دسترسی ما به دادههای کیهانی با تعدادی مانع و محدودیت اساسی مواجه است که جرج الیس آنها را #افقهای_معرفتشناختی مینامد. نکته مهم درباره این افقها آن است که حتّی با پیشرفت علم و فناوری در قرون آینده نیز، رفع این موانع دور از انتظار و در مواردی ناممکن است، چرا که اغلب آنها ارتباطی با محدودیتهای فناوریهای ما ندارد، بلکه ناشی از قوانین و شرایط بنیادین عالم است. این محدودیتها برای مثال باعث میشود که ما هیچگاه نتوانیم بفهمیم که ابعاد کیهان متناهی است یا خیر. در ادامه چند مورد از این افقها را معرّفی میکنیم:
🔺1) افق ذرّه(کیهان قابل مشاهده): عمر محدود کیهان و سرعت محدود نور، به ما اجازه دریافت اطلاعات از مناطق دورتر از افق ذرّه را نمیدهد. یعنی تنها بخش محدودی از کلّ عالم برای ما علی الاصول قابل مشاهده است که به آن «جهان قابل مشاهده» میگویند.
🔹2) مخروط نوری گذشته: با توجّه به ثابت بودن سرعت نور، ما تنها به رویدادهای حاضر در مخروط نوری گذشته دسترسی داریم. یعنی یک برش سهبُعدی از فضازمان چهاربُعدی.
🔺3) افق فیزیک: ما توان دسترسی مستقیم به انرژیهای ابتدایی کیهان، و آزمایش مستقل نظریههایمان دربارۀ آن را نداریم. بیشترین انرژی قابل دسترسی در شتابدهندههای آزمایشگاه سرن هنوز حدود 10 میلیارد برابر کوچکتر از انرژیهای مربوط به دورۀ تورّم در ابتدای کیهان است. برای دسترسی به انرژیهای ابتدای کیهان احتیاج به شتابدهندههایی به بزرگی منظومه شمسی داریم!
🔹4) منظرگاه خاص و واحد: ما تنها از این مکان خاص در کیهان، و در یک زمان خاص، یعنی حدود 14 میلیارد سال پس از مِهبانگ، به کیهان مینگریم. بنابراین دسترسی ما به دادههای کیهانی محدود و دارای سوگیری است. در نتیجه پاسخ به مسائلی چون همگنی کیهان، ماهیت انرژی تاریک و سرنوشت کیهان بسیار چالشبرانگیز است.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
دسترسی ما به دادههای کیهانی با تعدادی مانع و محدودیت اساسی مواجه است که جرج الیس آنها را #افقهای_معرفتشناختی مینامد. نکته مهم درباره این افقها آن است که حتّی با پیشرفت علم و فناوری در قرون آینده نیز، رفع این موانع دور از انتظار و در مواردی ناممکن است، چرا که اغلب آنها ارتباطی با محدودیتهای فناوریهای ما ندارد، بلکه ناشی از قوانین و شرایط بنیادین عالم است. این محدودیتها برای مثال باعث میشود که ما هیچگاه نتوانیم بفهمیم که ابعاد کیهان متناهی است یا خیر. در ادامه چند مورد از این افقها را معرّفی میکنیم:
🔺1) افق ذرّه(کیهان قابل مشاهده): عمر محدود کیهان و سرعت محدود نور، به ما اجازه دریافت اطلاعات از مناطق دورتر از افق ذرّه را نمیدهد. یعنی تنها بخش محدودی از کلّ عالم برای ما علی الاصول قابل مشاهده است که به آن «جهان قابل مشاهده» میگویند.
🔹2) مخروط نوری گذشته: با توجّه به ثابت بودن سرعت نور، ما تنها به رویدادهای حاضر در مخروط نوری گذشته دسترسی داریم. یعنی یک برش سهبُعدی از فضازمان چهاربُعدی.
🔺3) افق فیزیک: ما توان دسترسی مستقیم به انرژیهای ابتدایی کیهان، و آزمایش مستقل نظریههایمان دربارۀ آن را نداریم. بیشترین انرژی قابل دسترسی در شتابدهندههای آزمایشگاه سرن هنوز حدود 10 میلیارد برابر کوچکتر از انرژیهای مربوط به دورۀ تورّم در ابتدای کیهان است. برای دسترسی به انرژیهای ابتدای کیهان احتیاج به شتابدهندههایی به بزرگی منظومه شمسی داریم!
🔹4) منظرگاه خاص و واحد: ما تنها از این مکان خاص در کیهان، و در یک زمان خاص، یعنی حدود 14 میلیارد سال پس از مِهبانگ، به کیهان مینگریم. بنابراین دسترسی ما به دادههای کیهانی محدود و دارای سوگیری است. در نتیجه پاسخ به مسائلی چون همگنی کیهان، ماهیت انرژی تاریک و سرنوشت کیهان بسیار چالشبرانگیز است.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍7❤1
💥«گزارش ابن سینا از مشاهده ابرنواختر SN 1006»
ابن سینا در کتاب شفا گزارشی از مشاهده یک شیء آسمانی موقت و متغیر در سال 397 هجری قمری ارائه کرده است. در سال 2016 گروهی از پژوهشگران در آلمان با تطبیق آن با سایر گزارش های تاریخی، نشان دادند که ابن سینا در واقع ابرنواختر SN 1006 را مشاهده کرده است. گزارش ابن سینا، به خصوص از جهت گزارش تغییر رنگ، ویژگی های متمایز و مهمی دارد.
در این گزاش می خوانیم :
«مانند آن چیزی که در سال ۳۹۷ هجری ظاهر شد. نزدیک به سه ماه باقی ماند و کمکم ضعیفتر شد تا ناپدید شد. در ابتدا به سمت تاریکی و سبزی بود، سپس شروع کرد به پرتاب مداوم شراره، و سپس سفیدتر و سپس ضعیفتر شد و ناپدید شد.»
https://onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1002/asna.201613200
#روز_ابن_سینا
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
ابن سینا در کتاب شفا گزارشی از مشاهده یک شیء آسمانی موقت و متغیر در سال 397 هجری قمری ارائه کرده است. در سال 2016 گروهی از پژوهشگران در آلمان با تطبیق آن با سایر گزارش های تاریخی، نشان دادند که ابن سینا در واقع ابرنواختر SN 1006 را مشاهده کرده است. گزارش ابن سینا، به خصوص از جهت گزارش تغییر رنگ، ویژگی های متمایز و مهمی دارد.
در این گزاش می خوانیم :
«مانند آن چیزی که در سال ۳۹۷ هجری ظاهر شد. نزدیک به سه ماه باقی ماند و کمکم ضعیفتر شد تا ناپدید شد. در ابتدا به سمت تاریکی و سبزی بود، سپس شروع کرد به پرتاب مداوم شراره، و سپس سفیدتر و سپس ضعیفتر شد و ناپدید شد.»
https://onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1002/asna.201613200
#روز_ابن_سینا
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍9😍5
📘Necessary Existence and Monotheism - An Avicennian Account of the Islamic Conception of Divine Unity (2022)
📗وجود ضروری و توحید- یک گزارش سینوی از مفهوم اسلامی یکتایی خدا
🔰این کتاب در سال 2022 در انتشارات دانشگاه #کمبریج توسط دکتر زارع پور به چاپ رسید.
👤#دکتر_محمدصالح_زارعپور، استاد فلسفه تحلیلی #دانشگاه_منچستر_انگلستان و برنده جایزه بین المللی فیلیپ در سال 2023 است.
🔹ایشان در این کتاب، به صورت دقیق و با ادبیات امروزین فلسفه تحلیلی، براهین ابن سینا برای اثبات وجود واجب الوجود و یکتایی آن را شرح می دهد.
🔸در فصل دوم، پس از آنکه پنج صورت بندی مختلف از براهین اثبات وجود خدا را از آثار ابن سینا استخراج و تبیین میکند، در نهایت اینگونه جمع بندی میکند: «با این اوصاف، اگر حق با من باشد و براهینی که در این بخش بحث شد معتبر باشند، آنگاه صرف اینکه احتمال دارد یک چیزی وجود داشته باشد، فارغ از آنکه چه چیزی است، مستلزم وجود حدّاقل یک واجب الوجود است. این در حقیقت یک نتیجه بسیار مهم است و بسیار قوی تر از آن چیزی است که انتظار داشتیم.»
#روز_ابن_سینا
#معرفی_کتاب
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
📗وجود ضروری و توحید- یک گزارش سینوی از مفهوم اسلامی یکتایی خدا
🔰این کتاب در سال 2022 در انتشارات دانشگاه #کمبریج توسط دکتر زارع پور به چاپ رسید.
👤#دکتر_محمدصالح_زارعپور، استاد فلسفه تحلیلی #دانشگاه_منچستر_انگلستان و برنده جایزه بین المللی فیلیپ در سال 2023 است.
🔹ایشان در این کتاب، به صورت دقیق و با ادبیات امروزین فلسفه تحلیلی، براهین ابن سینا برای اثبات وجود واجب الوجود و یکتایی آن را شرح می دهد.
🔸در فصل دوم، پس از آنکه پنج صورت بندی مختلف از براهین اثبات وجود خدا را از آثار ابن سینا استخراج و تبیین میکند، در نهایت اینگونه جمع بندی میکند: «با این اوصاف، اگر حق با من باشد و براهینی که در این بخش بحث شد معتبر باشند، آنگاه صرف اینکه احتمال دارد یک چیزی وجود داشته باشد، فارغ از آنکه چه چیزی است، مستلزم وجود حدّاقل یک واجب الوجود است. این در حقیقت یک نتیجه بسیار مهم است و بسیار قوی تر از آن چیزی است که انتظار داشتیم.»
#روز_ابن_سینا
#معرفی_کتاب
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🔥7🙏5👍1
🔵 «یکتایی کیهان و پیامدهای فلسفی آن»
🔺یکی از خاصترین ویژگیهای علم کیهانشناسی، مسئله یکتا بودن موضوع این علم (کیهان) است. این موجب برخی پیامدهایی مهم از منظر روششناختی و فلسفی میشود، برای مثال:
🔸تاریخی بودن علم کیهانشناسی: کیهانشناسی یک علم تاریخی است و نه یک علم آزمایشگاهی. بنابراین طراحی سناریو درباره یک سیر تاریخی، در آن نقش مهمی دارد. همچنین، معیار علمی مهم «تکرارپذیری» ارضا نمی شود.
🔹ابهام در تعریف قانون: در مسائلی چون کیهانشناسی کوانتومی و به طور کلّی توصیف شرایط عام کیهان، صحبت از قوانین فیزیکی چندان خوش تعریف نیست.
🔸ابهام در تبیین و مفهوم شرایط اوّلیه: تببین نهایی شرایط اوّلیه کیهان موضوع بسیار بغرنجی است و تمایز شرایط اوّلیه کیهان با قوانین فیزیک چندان روشن نیست.
🔹مشکلات مفهومی در تعریف آمار و احتمالات: وقتی تنها با یک نمونه از جهان سر و کار داریم، تعریف آمار و احتمالات برای آن دچار مشکلات مفهومی و نظری است.
🔸مسئله واریانس کیهانی: در برخی موضوعات در کیهان شناسی، تفکیک بین «سیگنال» و «نویز» در تفسیر دادهها با چالش جدّی مواجه است.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🔺یکی از خاصترین ویژگیهای علم کیهانشناسی، مسئله یکتا بودن موضوع این علم (کیهان) است. این موجب برخی پیامدهایی مهم از منظر روششناختی و فلسفی میشود، برای مثال:
🔸تاریخی بودن علم کیهانشناسی: کیهانشناسی یک علم تاریخی است و نه یک علم آزمایشگاهی. بنابراین طراحی سناریو درباره یک سیر تاریخی، در آن نقش مهمی دارد. همچنین، معیار علمی مهم «تکرارپذیری» ارضا نمی شود.
🔹ابهام در تعریف قانون: در مسائلی چون کیهانشناسی کوانتومی و به طور کلّی توصیف شرایط عام کیهان، صحبت از قوانین فیزیکی چندان خوش تعریف نیست.
🔸ابهام در تبیین و مفهوم شرایط اوّلیه: تببین نهایی شرایط اوّلیه کیهان موضوع بسیار بغرنجی است و تمایز شرایط اوّلیه کیهان با قوانین فیزیک چندان روشن نیست.
🔹مشکلات مفهومی در تعریف آمار و احتمالات: وقتی تنها با یک نمونه از جهان سر و کار داریم، تعریف آمار و احتمالات برای آن دچار مشکلات مفهومی و نظری است.
🔸مسئله واریانس کیهانی: در برخی موضوعات در کیهان شناسی، تفکیک بین «سیگنال» و «نویز» در تفسیر دادهها با چالش جدّی مواجه است.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍4👏2
مسئله_یکتایی_کیهان_و_برخی_پیامدهای_فلسفی_آن.pdf
292.3 KB
📗«مسئله یکتایی کیهان و برخی پیامدهای فلسفی آن»
🔹در این نوشتار، مسئله یکتایی کیهان و برخی از پیامدهای فلسفی و روششناختی آن شرح داده شده است. پیامدهایی چون تاریخی بودن علم کیهانشناسی، ابهام در مفهوم قانون، ابهام در تعریف شرایط اوّلیه، ابهام در تعریف آمار و احتمالات و مسئله واریانس کیهانی.
✍🏻حامد منوچهری کوشا
🔺تعداد صفحات: 5
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🔹در این نوشتار، مسئله یکتایی کیهان و برخی از پیامدهای فلسفی و روششناختی آن شرح داده شده است. پیامدهایی چون تاریخی بودن علم کیهانشناسی، ابهام در مفهوم قانون، ابهام در تعریف شرایط اوّلیه، ابهام در تعریف آمار و احتمالات و مسئله واریانس کیهانی.
✍🏻حامد منوچهری کوشا
🔺تعداد صفحات: 5
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🔥3🙏3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰«فلسفه کیهانشناسی» در گفتگو با برنامه #دال
🔹در تابستان سال گذشته، در #برنامه_تلویزیونی_دال، درباره فلسفه کیهانشناسی نوین، برخی تمایزهای مهمّ آن با مدل بطلمیوسی، پرسشهای حیاتی و بنیادینی که بر میانگیزد و افقهای پیش روی آن سخن گفتم. فیلم کامل آن تقدیم حضورتان میگردد.
🔸این برنامه در تاریخ 27 مرداد 1402 از #شبکه_چهار_سیما پخش شد.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🔹در تابستان سال گذشته، در #برنامه_تلویزیونی_دال، درباره فلسفه کیهانشناسی نوین، برخی تمایزهای مهمّ آن با مدل بطلمیوسی، پرسشهای حیاتی و بنیادینی که بر میانگیزد و افقهای پیش روی آن سخن گفتم. فیلم کامل آن تقدیم حضورتان میگردد.
🔸این برنامه در تاریخ 27 مرداد 1402 از #شبکه_چهار_سیما پخش شد.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍7❤5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰«استدلال معرفت (آزمایش اتاق مِری)» از فرانک جکسون (1982)
Knowledge Argument (Mary's Room Experiment) By Frank Jackson (1982)
🔺تصوّر کنید که شخصی به نام مری، یک دانشمند آرمانی است. او از کودکی در اتاقی کاملاً سیاه و سفید به دنیا آمده و بزرگ شده است. لحظهای بر حسب اتّفاق نمایشگر رایانه او برای اوّلین بار یک سیب قرمز رنگ را نمایش میدهد و او اوّلین بار رنگ قرمز را تجربه میکند. آیا او در لحظه دیدن آن سیب قرمز معرفت جدیدی کسب میکند؟ اگر پاسخ مثبت باشد، استدلال میشود که فیزیکالیسم نمیتواند صحیح باشد...
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
Knowledge Argument (Mary's Room Experiment) By Frank Jackson (1982)
🔺تصوّر کنید که شخصی به نام مری، یک دانشمند آرمانی است. او از کودکی در اتاقی کاملاً سیاه و سفید به دنیا آمده و بزرگ شده است. لحظهای بر حسب اتّفاق نمایشگر رایانه او برای اوّلین بار یک سیب قرمز رنگ را نمایش میدهد و او اوّلین بار رنگ قرمز را تجربه میکند. آیا او در لحظه دیدن آن سیب قرمز معرفت جدیدی کسب میکند؟ اگر پاسخ مثبت باشد، استدلال میشود که فیزیکالیسم نمیتواند صحیح باشد...
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
❤5
🔰«استدلال معرفت (آزمایش اتاق مِری)» از فرانک جکسون (1982)
Knowledge Argument (Mary's Room Experiment) By Frank Jackson (1982)
🔵 تصوّر کنید که شخصی به نام مری، یک دانشمند آرمانی است، که به تمام علوم فیزیک، عصبشناسی، پزشکی، زیستشناسی و... کاملاً مسلّط است. امّا او از کودکی در اتاقی کاملاً سیاه و سفید به دنیا آمده و بزرگ شده است و تاکنون هیچ رنگ دیگری را ندیده است. حتی کتابها و صفحه کامپیوتر او که ابزار یادگیری او بوده اند نیز کاملاً سیاه و سفید هستند. لحظهای بر حسب اتّفاق نمایشگر رایانه او برای اوّلین بار یک سیب قرمز رنگ را نمایش میدهد و او اوّلین بار رنگ قرمز را تجربه میکند. او همانطور که گفتیم همه چیز را درباره ساختار بینایی و عصبی انسان، طول موجهای مختلف نور و فرآیندهای فیزیکی-زیستی دخیل در فرآیند دیدن میداند. با این وجود، به نظر می رسد که او در لحظه دیدن آن سیب قرمز معرفت جدیدی کسب میکند.
🔸این آزمایش فکری، مباحثات و مناقشات بسیاری را در فلسفه ذهن معاصر برانگیخته است و سرمنشأ بسیاری از ایده های جدید شده است.
🔺استدلالهای مختلف مبتنی بر این آزمایش فکری، معمولاً به یکی از سه نتیجه زیر ختم میشوند:
1- اثبات آگاهی پدیداری (Qualia) یا همان «به چه مانند بودن»
2- ردّ فیزیکالیسم معرفتشناختی
3- ردّ فیزیکالیسم هستیشناختی
🔹برای مثال یکی از این استدلالها که به ردّ فیزیکالیسم هستیشناختی میپردازد به شرح زیر است:
1- مری همه حقایق فیزیکی دخیل در این رویداد را، قبل از دیدن سیب قرمز می دانسته است.
2- حقایقی وجود داشته است، که تا پیش از دیدن سیب قرمز، مری آنها را نمی دانسته است.
نتیجه: حقایقی غیر فیزیکی وجود دارند.
❓دیدگاه شما چیست؟ برایمان در بخش نظرات بنویسید.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
Knowledge Argument (Mary's Room Experiment) By Frank Jackson (1982)
🔵 تصوّر کنید که شخصی به نام مری، یک دانشمند آرمانی است، که به تمام علوم فیزیک، عصبشناسی، پزشکی، زیستشناسی و... کاملاً مسلّط است. امّا او از کودکی در اتاقی کاملاً سیاه و سفید به دنیا آمده و بزرگ شده است و تاکنون هیچ رنگ دیگری را ندیده است. حتی کتابها و صفحه کامپیوتر او که ابزار یادگیری او بوده اند نیز کاملاً سیاه و سفید هستند. لحظهای بر حسب اتّفاق نمایشگر رایانه او برای اوّلین بار یک سیب قرمز رنگ را نمایش میدهد و او اوّلین بار رنگ قرمز را تجربه میکند. او همانطور که گفتیم همه چیز را درباره ساختار بینایی و عصبی انسان، طول موجهای مختلف نور و فرآیندهای فیزیکی-زیستی دخیل در فرآیند دیدن میداند. با این وجود، به نظر می رسد که او در لحظه دیدن آن سیب قرمز معرفت جدیدی کسب میکند.
🔸این آزمایش فکری، مباحثات و مناقشات بسیاری را در فلسفه ذهن معاصر برانگیخته است و سرمنشأ بسیاری از ایده های جدید شده است.
🔺استدلالهای مختلف مبتنی بر این آزمایش فکری، معمولاً به یکی از سه نتیجه زیر ختم میشوند:
1- اثبات آگاهی پدیداری (Qualia) یا همان «به چه مانند بودن»
2- ردّ فیزیکالیسم معرفتشناختی
3- ردّ فیزیکالیسم هستیشناختی
🔹برای مثال یکی از این استدلالها که به ردّ فیزیکالیسم هستیشناختی میپردازد به شرح زیر است:
1- مری همه حقایق فیزیکی دخیل در این رویداد را، قبل از دیدن سیب قرمز می دانسته است.
2- حقایقی وجود داشته است، که تا پیش از دیدن سیب قرمز، مری آنها را نمی دانسته است.
نتیجه: حقایقی غیر فیزیکی وجود دارند.
❓دیدگاه شما چیست؟ برایمان در بخش نظرات بنویسید.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍5❤1
🔰چرا باید «اصل کیهانشناختی» را پذیرفت؟
🔺اصل کیهانشناختی(The Cosmological Principle)، یکی از پایههای مهم کیهانشناسی مدرن است. طبق این اصل «کیهان در مقیاسهای به اندازه کافی بزرگ، کاملاً همگن و همسانگرد است.» به عبارت ساده، همه جای کیهان به طور کلّی مثل هم است. امّا چه دلیلی برای پذیرفتن این اصل داریم؟
🔹با توجّه به وجود افق ذرّه، ما تنها بخش محدودی از کل کیهان را میتوانیم مشاهده کنیم، که آن را «جهان قابل مشاهده» (The Observable Universe) مینامند.
🔸توجیه اصل کیهانشناختی برای «جهان قابل مشاهده» بسیار سادهتر از «کلّ کیهان» است. برای مثال، با در کنار هم قرار دادن مشاهدات ما از همسانگردی تابش زمینه کیهانی (CMB) و همچنین اصل کوپرنیکی که طبق آن «محلّ قرارگیری ما در کیهان، یک نقطه کاملاً معمولی در مقایسه با سایر نقاط است.»، میتوان اصل کیهانشناختی را برای «جهان قابل مشاهده» توجیه کرد.
🔹امّا توجیه اصل کیهانشناختی برای کلّ کیهان بسیار دشوار و حتّی ناممکن به نظر میرسد.
🔻با این اوصاف، تصویر ما از کلّیت کیهان ممکن است برای همیشه مبهم و نامطمئن باقی بماند.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🔺اصل کیهانشناختی(The Cosmological Principle)، یکی از پایههای مهم کیهانشناسی مدرن است. طبق این اصل «کیهان در مقیاسهای به اندازه کافی بزرگ، کاملاً همگن و همسانگرد است.» به عبارت ساده، همه جای کیهان به طور کلّی مثل هم است. امّا چه دلیلی برای پذیرفتن این اصل داریم؟
🔹با توجّه به وجود افق ذرّه، ما تنها بخش محدودی از کل کیهان را میتوانیم مشاهده کنیم، که آن را «جهان قابل مشاهده» (The Observable Universe) مینامند.
🔸توجیه اصل کیهانشناختی برای «جهان قابل مشاهده» بسیار سادهتر از «کلّ کیهان» است. برای مثال، با در کنار هم قرار دادن مشاهدات ما از همسانگردی تابش زمینه کیهانی (CMB) و همچنین اصل کوپرنیکی که طبق آن «محلّ قرارگیری ما در کیهان، یک نقطه کاملاً معمولی در مقایسه با سایر نقاط است.»، میتوان اصل کیهانشناختی را برای «جهان قابل مشاهده» توجیه کرد.
🔹امّا توجیه اصل کیهانشناختی برای کلّ کیهان بسیار دشوار و حتّی ناممکن به نظر میرسد.
🔻با این اوصاف، تصویر ما از کلّیت کیهان ممکن است برای همیشه مبهم و نامطمئن باقی بماند.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍9
تعین_ناقص_مُدلها_در_کیهانشناسی_و_مسئله_توجیه_اصل_کیهانشناختی.pdf
427.7 KB
📗مقاله آموزشی «تعیّن ناقص مُدلها در کیهانشناسی و مسئله توجیه اصل کیهانشناختی»
♦️فهرست مطالب:
1- تعیّن ناقص مدلها در کیهان شناسی نوین
2- نقش اصل کیهان شناختی در رفع تعیّن ناقص مدلها
3- بررسی شواهد و استدلالهای موجود به نفع اصل کیهان شناختی
3- 1- توجیه اصل کیهانشناختی برای جهان قابل مشاهده
3- 1- 1- بررسی مستقیم دادهها
3- 1- 2- آزمون اصل کیهان شناختی از راه پیامدهای آن
3- 1- 3- استنتاج همگنی از همسانگردی
3- 2- توجیه اصل کیهانشناختی برای کل کیهان
3- 2- 1- پدید آمدن یک جهان همگن و همسانگرد از یک شرایط اوّلیه دلخواه و عام
3- 2- 2- توان تبیینی اصل کیهانشناختی به عنوان شاهدی بر برقراری آن
3- 2- 3- اصل کیهانشناختی به عنوان تعمیمی از اصل هموردایی عام
3- 2- 4- استنتاج اصل کیهانشناختی از طریق استقراء
✍🏻حامد منوچهری کوشا
🔺تعداد صفحات: 10
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
♦️فهرست مطالب:
1- تعیّن ناقص مدلها در کیهان شناسی نوین
2- نقش اصل کیهان شناختی در رفع تعیّن ناقص مدلها
3- بررسی شواهد و استدلالهای موجود به نفع اصل کیهان شناختی
3- 1- توجیه اصل کیهانشناختی برای جهان قابل مشاهده
3- 1- 1- بررسی مستقیم دادهها
3- 1- 2- آزمون اصل کیهان شناختی از راه پیامدهای آن
3- 1- 3- استنتاج همگنی از همسانگردی
3- 2- توجیه اصل کیهانشناختی برای کل کیهان
3- 2- 1- پدید آمدن یک جهان همگن و همسانگرد از یک شرایط اوّلیه دلخواه و عام
3- 2- 2- توان تبیینی اصل کیهانشناختی به عنوان شاهدی بر برقراری آن
3- 2- 3- اصل کیهانشناختی به عنوان تعمیمی از اصل هموردایی عام
3- 2- 4- استنتاج اصل کیهانشناختی از طریق استقراء
✍🏻حامد منوچهری کوشا
🔺تعداد صفحات: 10
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍7❤2
🔰«استدلال بر مبنای نظریه تکامل علیه طبیعتگرایی»- آلوین پلنتینگا
Evolutionary Argument Against Naturalism (EAAN)- Alvin Plantinga
🔸آلوین پلنتینگا، فیلسوف تحلیلی آمریکایی و برنده جایزه تمپلتون، در سال 1993 استدلالی ارائه کرد که در آن ادّعا میکند که با پذیرش نظریه تکامل، نمی توان به صورت معقول و موجّهی طبیعتگرا بود. این استدلال، در فلسفه معاصر بسیار مشهور شده است و کتابها و مقالات بسیاری درباره آن نگاشته شده است.
🔹تبیین دقیق و کامل استدلال پلنتینگا نیازمند جزئیات فنّی بسیاری در زمینه معرفتشناسی، نظریه تکامل، نظریه معنا، فلسفه ذهن و ... است، امّا چکیده آن به زبان ساده از این قرار است:
🔺با فرض طبیعتگرایی، دستگاه شناختی ما تقلیل می یابد (یا ابتنا دارد) بر دستگاه نورونی مغز. این دستگاه شناختی شامل امور بسیاری است از جمله استدلال، ادراک حسی، همدلی، فرآیند ساخت فرضیه و نظریه، پذیرش گواهی، گرایش های شناختی و.... که منجر به تشکیل نظام باورهای ما می شود. مطابق نظریه تکامل، دستگاه شناختی ما حاصل تاریخ تکاملی است و از طریق فرآیندهای کور تنوّع ژنتیکی و انتخاب طبیعی (تنازع بقا) شکل گرفته است. در چنین فرآیندی آن صفاتی بقا می یابند که در ادامه حیات و تولید مثل، کارآمدی نسبی داشته باشند، یعنی اصطلاحاً موجب سازگاری (fitness) شوند.
🔹آنچه که در سازگاری جانداران مستقیماً اهمیت دارد ویژگیهای فیزیولوژیک و رفتار آنهاست، و نه صدق و درستی باورهای آنها، چرا که فرآیند کور تکامل نسبت به صدق باورها (و حتّی محتوای آنها) کور و بی توجّه است. به عبارت دیگر، دستگاه شناختی ما برای دستیابی به باورهای صحیح تکامل نیافته است، بلکه به نحوی تکامل یافته است که منجر به رفتارهای سازگار با محیط شود. با کمی تأمّل خواهیم دید که شرایط بیشماری وجود دارد که در آنها باور غلط F منجر به عملکردی شود که نسبت به باور صحیح T، سازگاری بیشتری به همراه داشته باشد. مثلاً گورخری که هر تکه چوب شناور در آب را تمساح تشخیص می دهد بیشتر از گورخری عمر می کند که برای تشخیص تمساح، منتظر شواهد کافی می ماند. پس گرایش دستگاه شناختی ما به سمت تولید باورهای صحیح نیست، بلکه به سمت ایجاد سازگاری است.
🔹پس با فرض «نظریه تکامل + طبیعت گرایی»، ما نمیتوانیم اطمینان کافی به دستگاه شناختی خود در زمینه تولید باورهای صحیح داشته باشیم. امّا از سوی دیگر، باور ما به «نظریه تکامل + طبیعت گرایی» حاصل عملکرد همین دستگاه شناختی ماست، پس قابل اتّکا نیست.
🔺خلاصه و جمع بندی: باور همزمان به «طبیعت گرایی» و «نظریه تکامل» ما را به این نتیجه می رساند که باورهایمان (از جمله باور به «طبیعت گرایی» و «نظریه تکامل») قابل اتّکا و موجّه نیستند. پس باور به «تکاملباوری طبیعتگرایانه» به اصطلاح خودشکن (self-defeating) است، بدین معنا که خودش دلیلی برای بی اعتبار بودن خودش فراهم می آورد. پس از میان «طبیعت گرایی» و «نظریه تکامل»، حدّاکثر یکی را میتوانیم برگزینیم.
📚یک منبع خوب و نسبتاً ساده برای مطالعه بیشتر:
فصل چهارم از کتاب
"Where the Conflict Really Lies?" (2011) by Alvin Plantinga
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
Evolutionary Argument Against Naturalism (EAAN)- Alvin Plantinga
🔸آلوین پلنتینگا، فیلسوف تحلیلی آمریکایی و برنده جایزه تمپلتون، در سال 1993 استدلالی ارائه کرد که در آن ادّعا میکند که با پذیرش نظریه تکامل، نمی توان به صورت معقول و موجّهی طبیعتگرا بود. این استدلال، در فلسفه معاصر بسیار مشهور شده است و کتابها و مقالات بسیاری درباره آن نگاشته شده است.
🔹تبیین دقیق و کامل استدلال پلنتینگا نیازمند جزئیات فنّی بسیاری در زمینه معرفتشناسی، نظریه تکامل، نظریه معنا، فلسفه ذهن و ... است، امّا چکیده آن به زبان ساده از این قرار است:
🔺با فرض طبیعتگرایی، دستگاه شناختی ما تقلیل می یابد (یا ابتنا دارد) بر دستگاه نورونی مغز. این دستگاه شناختی شامل امور بسیاری است از جمله استدلال، ادراک حسی، همدلی، فرآیند ساخت فرضیه و نظریه، پذیرش گواهی، گرایش های شناختی و.... که منجر به تشکیل نظام باورهای ما می شود. مطابق نظریه تکامل، دستگاه شناختی ما حاصل تاریخ تکاملی است و از طریق فرآیندهای کور تنوّع ژنتیکی و انتخاب طبیعی (تنازع بقا) شکل گرفته است. در چنین فرآیندی آن صفاتی بقا می یابند که در ادامه حیات و تولید مثل، کارآمدی نسبی داشته باشند، یعنی اصطلاحاً موجب سازگاری (fitness) شوند.
🔹آنچه که در سازگاری جانداران مستقیماً اهمیت دارد ویژگیهای فیزیولوژیک و رفتار آنهاست، و نه صدق و درستی باورهای آنها، چرا که فرآیند کور تکامل نسبت به صدق باورها (و حتّی محتوای آنها) کور و بی توجّه است. به عبارت دیگر، دستگاه شناختی ما برای دستیابی به باورهای صحیح تکامل نیافته است، بلکه به نحوی تکامل یافته است که منجر به رفتارهای سازگار با محیط شود. با کمی تأمّل خواهیم دید که شرایط بیشماری وجود دارد که در آنها باور غلط F منجر به عملکردی شود که نسبت به باور صحیح T، سازگاری بیشتری به همراه داشته باشد. مثلاً گورخری که هر تکه چوب شناور در آب را تمساح تشخیص می دهد بیشتر از گورخری عمر می کند که برای تشخیص تمساح، منتظر شواهد کافی می ماند. پس گرایش دستگاه شناختی ما به سمت تولید باورهای صحیح نیست، بلکه به سمت ایجاد سازگاری است.
🔹پس با فرض «نظریه تکامل + طبیعت گرایی»، ما نمیتوانیم اطمینان کافی به دستگاه شناختی خود در زمینه تولید باورهای صحیح داشته باشیم. امّا از سوی دیگر، باور ما به «نظریه تکامل + طبیعت گرایی» حاصل عملکرد همین دستگاه شناختی ماست، پس قابل اتّکا نیست.
🔺خلاصه و جمع بندی: باور همزمان به «طبیعت گرایی» و «نظریه تکامل» ما را به این نتیجه می رساند که باورهایمان (از جمله باور به «طبیعت گرایی» و «نظریه تکامل») قابل اتّکا و موجّه نیستند. پس باور به «تکاملباوری طبیعتگرایانه» به اصطلاح خودشکن (self-defeating) است، بدین معنا که خودش دلیلی برای بی اعتبار بودن خودش فراهم می آورد. پس از میان «طبیعت گرایی» و «نظریه تکامل»، حدّاکثر یکی را میتوانیم برگزینیم.
📚یک منبع خوب و نسبتاً ساده برای مطالعه بیشتر:
فصل چهارم از کتاب
"Where the Conflict Really Lies?" (2011) by Alvin Plantinga
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍7❤4
🔰انواع نظریات «چندجهانی» (جهان های موازی) در فیزیک
🔺شاید این جهانی که در آن زندگی میکنیم، تنها جهان فیزیکی موجود نباشد. بلکه، تنها یک جهان در بین جهانهای بیشمار دیگر باشد. به عبارت دیگر ما در یک «چندجهانی» قرار داشته باشیم. چندجهانی در شاخه های مختلفی از فیزیک نوین مطرح شده است. بنابراین ما چند نظریه چندجهانی متفاوت در فیزیک داریم، که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
🔹1- چندجهانی تورمی (Inflationary Multiverse): طبق نظریه تورم کیهانی، در لحظات ابتدایی کیهان، یک انبساط شتابدار بسیار شدید، در کسر ناچیزی از ثانیه، ابعاد کیهان را حداقل 10 به توان 120 برابر کرده است. با توقف این انبساط، جهانی که می شناسیم حاصل شده است. اما شاید این انبساط هیچگاه به صورت کلی خاتمه نیافته باشد، بلکه هر از گاهی تنها در نواحی خاصی خاتمه می یابد و جهان جدیدی را متولد می کند. گویی ما در یک اقیانوس بیکران قرار داریم که جهان ما تنها یک حباب در آن است و بی شمار حباب دیگر نیز موجود است.
🔸2- تعبیر بس جهانی از نظریه کوانتوم (Many-worlds Interpretation): طبق این تفسیر از نظریه کوانتوم، در هنگام اندازه گیری یک حالت برهمنهی کوانتومی، جهان منشعب می شود و به ازای هر نتیجه ممکن برای اندازه گیری، یک جهان مجزا به وجود می آید. پس تعداد غیر قابل تصوری جهان موازی وجود دارد که تمامی حالات ممکن از نتایج مختلف اندازه گیری های کوانتومی را در بر میگیرند.
🔹3- چشم انداز نظریه ریسمان (String Theory Landscape) : در نظریه ریسمان به عنوان یک نظریه بنیادین فیزیکی، تقریباً 10 به توان 500 جواب مختلف برای معادلات وجود دارد، که هر یک معادل است با یک جهان منحصر به فرد، با اشکال متفاوتی از قوانین و ثوابت بنیادی فیزیکی. یکی از این جواب ها در جهان ما تحقق دارد. برخی معتقدند که سایر این جواب ها نیز در جهان های مخصوص به خود تحقق دارند.
🔸 4- چندجهانی تگمارک (Tegmark's Multiverse): ماکس تگمارک، استاد کیهان شناسی دانشگاه MIT، این نظریه را ارائه داده است که موجودات فیزیکی در اصل چیزی جز ساختارهای ریاضی نیستند. بنابراين، به ازای هر ساختار ریاضی سازگاری که در نظر بگیریم جهانی مخصوص به آن وجود دارد که آن ساختارهای ریاضی، قوانین فیزیکی آن جهان هستند. یعنی هر جهان فیزیکی با هر مجموعه از قوانین سازگاری که تصور کنیم، حتماً وجود دارد.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔 @TheoCosmology
🔺شاید این جهانی که در آن زندگی میکنیم، تنها جهان فیزیکی موجود نباشد. بلکه، تنها یک جهان در بین جهانهای بیشمار دیگر باشد. به عبارت دیگر ما در یک «چندجهانی» قرار داشته باشیم. چندجهانی در شاخه های مختلفی از فیزیک نوین مطرح شده است. بنابراین ما چند نظریه چندجهانی متفاوت در فیزیک داریم، که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
🔹1- چندجهانی تورمی (Inflationary Multiverse): طبق نظریه تورم کیهانی، در لحظات ابتدایی کیهان، یک انبساط شتابدار بسیار شدید، در کسر ناچیزی از ثانیه، ابعاد کیهان را حداقل 10 به توان 120 برابر کرده است. با توقف این انبساط، جهانی که می شناسیم حاصل شده است. اما شاید این انبساط هیچگاه به صورت کلی خاتمه نیافته باشد، بلکه هر از گاهی تنها در نواحی خاصی خاتمه می یابد و جهان جدیدی را متولد می کند. گویی ما در یک اقیانوس بیکران قرار داریم که جهان ما تنها یک حباب در آن است و بی شمار حباب دیگر نیز موجود است.
🔸2- تعبیر بس جهانی از نظریه کوانتوم (Many-worlds Interpretation): طبق این تفسیر از نظریه کوانتوم، در هنگام اندازه گیری یک حالت برهمنهی کوانتومی، جهان منشعب می شود و به ازای هر نتیجه ممکن برای اندازه گیری، یک جهان مجزا به وجود می آید. پس تعداد غیر قابل تصوری جهان موازی وجود دارد که تمامی حالات ممکن از نتایج مختلف اندازه گیری های کوانتومی را در بر میگیرند.
🔹3- چشم انداز نظریه ریسمان (String Theory Landscape) : در نظریه ریسمان به عنوان یک نظریه بنیادین فیزیکی، تقریباً 10 به توان 500 جواب مختلف برای معادلات وجود دارد، که هر یک معادل است با یک جهان منحصر به فرد، با اشکال متفاوتی از قوانین و ثوابت بنیادی فیزیکی. یکی از این جواب ها در جهان ما تحقق دارد. برخی معتقدند که سایر این جواب ها نیز در جهان های مخصوص به خود تحقق دارند.
🔸 4- چندجهانی تگمارک (Tegmark's Multiverse): ماکس تگمارک، استاد کیهان شناسی دانشگاه MIT، این نظریه را ارائه داده است که موجودات فیزیکی در اصل چیزی جز ساختارهای ریاضی نیستند. بنابراين، به ازای هر ساختار ریاضی سازگاری که در نظر بگیریم جهانی مخصوص به آن وجود دارد که آن ساختارهای ریاضی، قوانین فیزیکی آن جهان هستند. یعنی هر جهان فیزیکی با هر مجموعه از قوانین سازگاری که تصور کنیم، حتماً وجود دارد.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔 @TheoCosmology
👍4👏1🤔1
Forwarded from Fanoos | فانوس
🔴 همراهان گرامی مدرسه بینالمللی خداباوری دانشگاه صنعتی شریف
در این مدت تلاش کردیم تا کلیاتی از موضوعات مطرح در رویداد چهارم را به تفصیل توضیح دهیم. همه موارد را میتوانید از لینکهای زیر، مطالعه کنید:
🔸 رابطه بین طراحی و تکامل داروین
🔸 طبیعتگرایی و انواع آن
🔸 مبانی نظریه طراحی هوشمند و نقدها
🔸 مروری بر استدلالهای مایکل بیهی (بیوشیمیدان امریکایی) در دفاع از نظریه طراحی هوشمند (وی سخنران چهارمین مدرسه بینالمللی خداباوری شریف است)
🔸 آیا تکامل، نظریهای بر اساس شانس است؟
🔸 با ایدههای سارا واکر، اختر زیستشناس و فیزیکدان ناسا، سخنران چهارمین مدرسه بینالمللی خداباوری شریف، آشنا شوید.
🔸 برخی از مهمترین آثار سارا واکر
🔸 چالش جهان اسلام درباره ارتباط بین علم و دین
🔸 قوانین احتمالاتی و تبیین خداباورانه از تکامل
🔸 چند سخنرانی معتبر فارسی درباره نسبت تکامل داروین و خداباوری
🔸 الهیات پویشی چیست و چرا مهم است؟
🔸 تفاوت ژنتیک کلاسیک و ژنتیک مدرن چیست و چه ارتباطی با تئوری تکامل داروین دارد؟
🔸 ناسازگاریهای ژنتیک مدرن و تئوری داروین
🔸 خدای رخنهپوش کیست؟
🔸 تفاوتهای تفکر دینی و تفکر علمی
#مدرسهبینالمللیخداباوریشریف
#دانشگاهصنعتیشریف
🆔 @theismschool
در این مدت تلاش کردیم تا کلیاتی از موضوعات مطرح در رویداد چهارم را به تفصیل توضیح دهیم. همه موارد را میتوانید از لینکهای زیر، مطالعه کنید:
🔸 رابطه بین طراحی و تکامل داروین
🔸 طبیعتگرایی و انواع آن
🔸 مبانی نظریه طراحی هوشمند و نقدها
🔸 مروری بر استدلالهای مایکل بیهی (بیوشیمیدان امریکایی) در دفاع از نظریه طراحی هوشمند (وی سخنران چهارمین مدرسه بینالمللی خداباوری شریف است)
🔸 آیا تکامل، نظریهای بر اساس شانس است؟
🔸 با ایدههای سارا واکر، اختر زیستشناس و فیزیکدان ناسا، سخنران چهارمین مدرسه بینالمللی خداباوری شریف، آشنا شوید.
🔸 برخی از مهمترین آثار سارا واکر
🔸 چالش جهان اسلام درباره ارتباط بین علم و دین
🔸 قوانین احتمالاتی و تبیین خداباورانه از تکامل
🔸 چند سخنرانی معتبر فارسی درباره نسبت تکامل داروین و خداباوری
🔸 الهیات پویشی چیست و چرا مهم است؟
🔸 تفاوت ژنتیک کلاسیک و ژنتیک مدرن چیست و چه ارتباطی با تئوری تکامل داروین دارد؟
🔸 ناسازگاریهای ژنتیک مدرن و تئوری داروین
🔸 خدای رخنهپوش کیست؟
🔸 تفاوتهای تفکر دینی و تفکر علمی
#مدرسهبینالمللیخداباوریشریف
#دانشگاهصنعتیشریف
🆔 @theismschool
🔰از «جهانهای موازی» در فیزیک تا «جهانهای ممکن» در فلسفه
From the "Parallel Universes" in Physics to the "Possible Worlds" in Philosophy
🔸«#جهان_های_ممکن» (Possible Worlds) ایدهای در فلسفه معاصر است که در حوزههای منطق، متافیزیک و زبانشناسی کاربرد وسیعی یافته است.
🔹هر «جهان ممکن»، همانطور که از نامش پیداست، جهانی است که از نظر منطقی و متافیزیکی وجود آن محال نباشد. به عبارت فنی تر، یک حالت سازگار و کامل از وضعیت امور (State of Affairs) است که صدق یا کذب هر گزاره ممکنی را تعیین میکند.
🔸به عبارت سادهتر، هر حالت ممکنی از جهان هستی که بدون تناقض بتوانیم فرض کنیم، یک «جهان ممکن» است. یعنی، حتی تخیلی ترین و دور از ذهن ترین داستان ها، فیلم ها و انیمیشن ها نیز حاکی از یک جهان ممکن هستند.
🔹جهان های ممکن برای مثال در بیان وجهیت گزاره ها (ضروری، امکانی، محتمل و یا محال بودن) کاربرد دارد. برای مثال، یک گزاره ضروری گزاره ای است که در تمام جهان های ممکن صادق باشد و یک گزاره محتمل (possible) گزاره ای است که لااقل در یکی از جهان های ممکن صادق باشد و...
🔹فلاسفه غالباً مفهوم جهان ممکن را یک ابزار انتزاعی می دانند، اما برخی از آنان نیز، مانند #دیوید_لوییس، معتقدند که تمامی جهان های ممکن وجود دارند و از نظر هستی شناختی، جهان ما هیچ ارجحیتی نسبت به بقیه ندارد. البته هیچ ارتباط فضازمانی یا علّی بین این جهان ها برقرار نیست. این بزرگترین نظریه جهان های موازی است که میتوان تصور کرد.
🔹حتی اگر ما در یک چندجهانی تورّمی باشیم، کلّ این چندجهانی با همه وسعت آن، تنها یک جهان در بین جهان های ممکن خواهد بود.
🔺نسبت سایر نظریات چندجهانی با جهان های ممکن، بستگی به نوع تفسیر ما از این دو دارد. اما به هر حال همه نظریات چندجهانی در فیزیک، تنها زیرمجموعه کوچکی از جهان های ممکن فلسفی هستند.
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
From the "Parallel Universes" in Physics to the "Possible Worlds" in Philosophy
🔸«#جهان_های_ممکن» (Possible Worlds) ایدهای در فلسفه معاصر است که در حوزههای منطق، متافیزیک و زبانشناسی کاربرد وسیعی یافته است.
🔹هر «جهان ممکن»، همانطور که از نامش پیداست، جهانی است که از نظر منطقی و متافیزیکی وجود آن محال نباشد. به عبارت فنی تر، یک حالت سازگار و کامل از وضعیت امور (State of Affairs) است که صدق یا کذب هر گزاره ممکنی را تعیین میکند.
🔸به عبارت سادهتر، هر حالت ممکنی از جهان هستی که بدون تناقض بتوانیم فرض کنیم، یک «جهان ممکن» است. یعنی، حتی تخیلی ترین و دور از ذهن ترین داستان ها، فیلم ها و انیمیشن ها نیز حاکی از یک جهان ممکن هستند.
🔹جهان های ممکن برای مثال در بیان وجهیت گزاره ها (ضروری، امکانی، محتمل و یا محال بودن) کاربرد دارد. برای مثال، یک گزاره ضروری گزاره ای است که در تمام جهان های ممکن صادق باشد و یک گزاره محتمل (possible) گزاره ای است که لااقل در یکی از جهان های ممکن صادق باشد و...
🔹فلاسفه غالباً مفهوم جهان ممکن را یک ابزار انتزاعی می دانند، اما برخی از آنان نیز، مانند #دیوید_لوییس، معتقدند که تمامی جهان های ممکن وجود دارند و از نظر هستی شناختی، جهان ما هیچ ارجحیتی نسبت به بقیه ندارد. البته هیچ ارتباط فضازمانی یا علّی بین این جهان ها برقرار نیست. این بزرگترین نظریه جهان های موازی است که میتوان تصور کرد.
🔹حتی اگر ما در یک چندجهانی تورّمی باشیم، کلّ این چندجهانی با همه وسعت آن، تنها یک جهان در بین جهان های ممکن خواهد بود.
🔺نسبت سایر نظریات چندجهانی با جهان های ممکن، بستگی به نوع تفسیر ما از این دو دارد. اما به هر حال همه نظریات چندجهانی در فیزیک، تنها زیرمجموعه کوچکی از جهان های ممکن فلسفی هستند.
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
Telegram
علم، فلسفه و الهیات
🔰انواع نظریات «چندجهانی» (جهان های موازی) در فیزیک
🔺شاید این جهانی که در آن زندگی میکنیم، تنها جهان فیزیکی موجود نباشد. بلکه، تنها یک جهان در بین جهانهای بیشمار دیگر باشد. به عبارت دیگر ما در یک «چندجهانی» قرار داشته باشیم. چندجهانی در شاخه های مختلفی از…
🔺شاید این جهانی که در آن زندگی میکنیم، تنها جهان فیزیکی موجود نباشد. بلکه، تنها یک جهان در بین جهانهای بیشمار دیگر باشد. به عبارت دیگر ما در یک «چندجهانی» قرار داشته باشیم. چندجهانی در شاخه های مختلفی از…
👍7
🚨«حیات هوشمند فرازمینی: مرور چند واقعیت درباره کیهان و طرح یک پرسش اساسی»
🔺ابعاد کیهان قابل مشاهده، حدود 100 میلیارد سال نوری است، یعنی چیزی حدود 10 به توان 24 کیلومتر! امّا از آنجایی که ذهن ما با چنین اعداد نجومی اُنس ندارد، دانستن این اعداد، شاید خیلی شهودبخش نباشد. به همین دلیل شاید بهتر باشد، کمی شهودیتر به این واقعیت بپردازیم:
🔹فرض کنیم ابعاد همهچیز را در عالم در ده میلیارد تقسیم کنیم. آنگاه خورشید به اندازه یک انار خواهد بود، و زمین به اندازه توپ نوک یک خودکار خواهد بود که در فاصلۀ 15 متری از آن انار (خورشید) قرار دارد. در چنین شرایطی، پلوتو 600 متر از انار (خورشید) فاصله خواهد داشت!
🔸حال اگر بخواهیم به نزدیکترین ستاره پس از خورشید برسیم (پروکسیما قنطورس)، چقدر باید از آن انار فاصله بگیریم؟! تقریباً به اندازه فاصله ایران تا کشور ژاپن!
🔹حال، اگر دوباره اگر ابعاد همهچیز را تقسیم بر ده میلیارد کنیم، فاصله خورشید تا نزدیکترین ستاره به اندازه عرض انگشت کوچک انسان خواهد بود و کهکشان راه شیری به اندازه یک زمین فوتبال!
🔸در هر کهکشان به طور میانگین صد میلیارد ستاره وجود دارد. در جهان قابل مشاهده نیز تقریباً صد میلیارد کهکشان وجود دارد. پس در جهان قابل مشاهده حدود 10 به توان 22 ستاره داریم، یعنی 10,000,000,000,000,000,000,000 عدد! که غالب آنها یک یا چند سیاره به دور خود دارند.
🔹این عدد قابل مقایسه با تعداد تمامی دانههای شنی است که در تمامی سواحل کره زمین وجود دارد!!
⁉️آیا در این بین خورشید تنها ستارهای است که یک سیاره شامل #حیات_هوشمند را به دور خود دارد؟ آیا ما در این وسعت عظیم تنها هستیم؟ به نظر شما دانستن این اعداد، کمکی به پاسخ به این پرسش میکند؟ دیدگاه خود را در بخش نظرات برای ما بنویسید!
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🔺ابعاد کیهان قابل مشاهده، حدود 100 میلیارد سال نوری است، یعنی چیزی حدود 10 به توان 24 کیلومتر! امّا از آنجایی که ذهن ما با چنین اعداد نجومی اُنس ندارد، دانستن این اعداد، شاید خیلی شهودبخش نباشد. به همین دلیل شاید بهتر باشد، کمی شهودیتر به این واقعیت بپردازیم:
🔹فرض کنیم ابعاد همهچیز را در عالم در ده میلیارد تقسیم کنیم. آنگاه خورشید به اندازه یک انار خواهد بود، و زمین به اندازه توپ نوک یک خودکار خواهد بود که در فاصلۀ 15 متری از آن انار (خورشید) قرار دارد. در چنین شرایطی، پلوتو 600 متر از انار (خورشید) فاصله خواهد داشت!
🔸حال اگر بخواهیم به نزدیکترین ستاره پس از خورشید برسیم (پروکسیما قنطورس)، چقدر باید از آن انار فاصله بگیریم؟! تقریباً به اندازه فاصله ایران تا کشور ژاپن!
🔹حال، اگر دوباره اگر ابعاد همهچیز را تقسیم بر ده میلیارد کنیم، فاصله خورشید تا نزدیکترین ستاره به اندازه عرض انگشت کوچک انسان خواهد بود و کهکشان راه شیری به اندازه یک زمین فوتبال!
🔸در هر کهکشان به طور میانگین صد میلیارد ستاره وجود دارد. در جهان قابل مشاهده نیز تقریباً صد میلیارد کهکشان وجود دارد. پس در جهان قابل مشاهده حدود 10 به توان 22 ستاره داریم، یعنی 10,000,000,000,000,000,000,000 عدد! که غالب آنها یک یا چند سیاره به دور خود دارند.
🔹این عدد قابل مقایسه با تعداد تمامی دانههای شنی است که در تمامی سواحل کره زمین وجود دارد!!
⁉️آیا در این بین خورشید تنها ستارهای است که یک سیاره شامل #حیات_هوشمند را به دور خود دارد؟ آیا ما در این وسعت عظیم تنها هستیم؟ به نظر شما دانستن این اعداد، کمکی به پاسخ به این پرسش میکند؟ دیدگاه خود را در بخش نظرات برای ما بنویسید!
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍5👏2🤯2
🔰 «موجودات فرازمینی از منظر متون دینی»
🔺برخی از مفسرین، از آیات قرآن کریم اینطور برداشت کردهاند که در آسمانها نیز موجوداتی مادی، نظیر آنچه که در زمین است، زندگی میکنند.
🔹مهم ترین آیهای که از آن چنین برداشتی میشود، آیه 29 سوره مبارکه شوری است:
📖 «وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَابَّةٍ وَهُوَ عَلَىٰ جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَاءُ قَدِيرٌ»
«ﻭ ﺍﺯ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ [ﻗﺪﺭﺕِ ] ﺍﻭﺳﺖ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺁﺳﻤﺎﻧﻬﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ [ﺍﻧﻮﺍﻉ ] ﺟﻨﺒﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻥ ﺩﻭ ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺍﻭ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﺁﻭﺭﺩﻥِ ﺁﻧﺎﻥ ﺗﻮﺍﻧﺎﺳﺖ.»
🔸تعبیر «فِيهِمَا» نشان دهنده آن است که این جنبندگان، هم در زمین هستند و هم در آسمانها.
🔹 برخی از مفسرین منظور از جنبندگان (دابّه) در آسمانها را «پرندگان» یا «ملائکه» دانستهاند. اما این تفاسیر صحیح به نظر نمیرسد. زیرا آیات قرآن بین «دابّه» و «پرندگان» در آیه 38 سوره انعام، و بین «دابّه» و «ملائکه» در آیه 49 سوره نحل تفکیک قائل شده است. ضمن اینکه انتهای آیه که به حشر در قیامت دلالت دارد، نمیتواند شامل ملائکه شود.
🔸علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میگوید: «و از ظاهر آن (آیه) برمىآيد كه در آسمانها نيز جنبندگانى هست، و اينكه بعضى جنبندگان آسمان را به ملائكه تفسير كردهاند، صحيح نيست» در تفسیر نمونه نیز میخوانیم: «از نكات قابل ملاحظهاى كه از اين آيه استفاده مىشود اين است كه دلالت بر وجود انواع موجودات زنده در آسمانها دارد».
🔹در اکثر تفاسیر قدیمی چنین برداشتی از آیه نشده است، که احتمالاً به دلیل آن بوده است که در نظام بطلمیوسی چنین چیزی قابل تصور نبوده است. با این وجود، برخی از مفسرین متقدم نیز چنین فرضی را منتفی ندانستهاند. فخر رازی (قرن ششم هجری) در تفسیر کبیر مینویسد: «بعید نیست که گفته شود که در آسمانها نیز حیواناتی وجود دارند که مانند انسان راه میروند»
🔻از حضرت علی (ع) نیز روایت شده است که «این ستارگانی که در آسمان هستند شهرهایی هستند مانند شهرهای زمین» (سفینه البحار، ج 2، ص 574)
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔 @TheoCosmology
🔺برخی از مفسرین، از آیات قرآن کریم اینطور برداشت کردهاند که در آسمانها نیز موجوداتی مادی، نظیر آنچه که در زمین است، زندگی میکنند.
🔹مهم ترین آیهای که از آن چنین برداشتی میشود، آیه 29 سوره مبارکه شوری است:
📖 «وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَابَّةٍ وَهُوَ عَلَىٰ جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَاءُ قَدِيرٌ»
«ﻭ ﺍﺯ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ [ﻗﺪﺭﺕِ ] ﺍﻭﺳﺖ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺁﺳﻤﺎﻧﻬﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ [ﺍﻧﻮﺍﻉ ] ﺟﻨﺒﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻥ ﺩﻭ ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺍﻭ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﺁﻭﺭﺩﻥِ ﺁﻧﺎﻥ ﺗﻮﺍﻧﺎﺳﺖ.»
🔸تعبیر «فِيهِمَا» نشان دهنده آن است که این جنبندگان، هم در زمین هستند و هم در آسمانها.
🔹 برخی از مفسرین منظور از جنبندگان (دابّه) در آسمانها را «پرندگان» یا «ملائکه» دانستهاند. اما این تفاسیر صحیح به نظر نمیرسد. زیرا آیات قرآن بین «دابّه» و «پرندگان» در آیه 38 سوره انعام، و بین «دابّه» و «ملائکه» در آیه 49 سوره نحل تفکیک قائل شده است. ضمن اینکه انتهای آیه که به حشر در قیامت دلالت دارد، نمیتواند شامل ملائکه شود.
🔸علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میگوید: «و از ظاهر آن (آیه) برمىآيد كه در آسمانها نيز جنبندگانى هست، و اينكه بعضى جنبندگان آسمان را به ملائكه تفسير كردهاند، صحيح نيست» در تفسیر نمونه نیز میخوانیم: «از نكات قابل ملاحظهاى كه از اين آيه استفاده مىشود اين است كه دلالت بر وجود انواع موجودات زنده در آسمانها دارد».
🔹در اکثر تفاسیر قدیمی چنین برداشتی از آیه نشده است، که احتمالاً به دلیل آن بوده است که در نظام بطلمیوسی چنین چیزی قابل تصور نبوده است. با این وجود، برخی از مفسرین متقدم نیز چنین فرضی را منتفی ندانستهاند. فخر رازی (قرن ششم هجری) در تفسیر کبیر مینویسد: «بعید نیست که گفته شود که در آسمانها نیز حیواناتی وجود دارند که مانند انسان راه میروند»
🔻از حضرت علی (ع) نیز روایت شده است که «این ستارگانی که در آسمان هستند شهرهایی هستند مانند شهرهای زمین» (سفینه البحار، ج 2، ص 574)
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔 @TheoCosmology
👍11😁1🤔1🙏1🙉1
Forwarded from پژوهشکده مطالعات بنیادین علم و فناوری
#سخنرانی
☑️مرکز علم و الهیات پژوهشکده مطالعات بنيادين علم و فناوری دانشگاه شهیدبهشتی برگزار میکند:
❇️ آغازمندی عالم از منظر قرآن کریم؛ یک رویکرد فرجامنگرانه
🎙سخنران: دکتر حامد منوچهری کوشا
(دانش آموخته دکتری کیهانشناسی از دانشگاه صنعتی شریف و پژوهشگر علم و دین)
🗓تاریخ برگزاری: دوشنبه ۲۳ مهرماه ۱۴۰۳
🕰ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷:۳۰
📍مکان برگزاري: دانشگاه شهید بهشتی، ساختمان شهدا.طبقه سوم.پژوهشکده مطالعات بنیادین علم وفناوری، سالن جلسات.
📢امکان حضور مجازی در این نشست از طرق لینک زیر نیز فراهم می باشد.
https://gharar.ir/r/55cc5c7b
☎️تلفن تماس:
۲۹۹۰۵۴۶۰
☑️مرکز علم و الهیات پژوهشکده مطالعات بنيادين علم و فناوری دانشگاه شهیدبهشتی برگزار میکند:
❇️ آغازمندی عالم از منظر قرآن کریم؛ یک رویکرد فرجامنگرانه
🎙سخنران: دکتر حامد منوچهری کوشا
(دانش آموخته دکتری کیهانشناسی از دانشگاه صنعتی شریف و پژوهشگر علم و دین)
🗓تاریخ برگزاری: دوشنبه ۲۳ مهرماه ۱۴۰۳
🕰ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷:۳۰
📍مکان برگزاري: دانشگاه شهید بهشتی، ساختمان شهدا.طبقه سوم.پژوهشکده مطالعات بنیادین علم وفناوری، سالن جلسات.
📢امکان حضور مجازی در این نشست از طرق لینک زیر نیز فراهم می باشد.
https://gharar.ir/r/55cc5c7b
☎️تلفن تماس:
۲۹۹۰۵۴۶۰
👍3😍2