علم، فلسفه و الهیات – Telegram
علم، فلسفه و الهیات
669 subscribers
25 photos
7 videos
5 files
28 links
کانال شخصی حامد منوچهری کوشا

ارتباط با من:
@hamedmk

کانال در پیام رسان های بله و ایتا نیز با همین نشانی فعال است:
@TheoCosmology
Download Telegram
Forwarded from Fanoos | فانوس
🔴 همراهان گرامی مدرسه بین‌المللی خداباوری دانشگاه صنعتی شریف
در این مدت تلاش کردیم تا کلیاتی از موضوعات مطرح در رویداد چهارم را به تفصیل توضیح دهیم. همه موارد را می‌توانید از لینک‌های زیر، مطالعه کنید:

🔸 رابطه بین طراحی و تکامل داروین

🔸 طبیعت‌گرایی و انواع آن

🔸 مبانی نظریه طراحی هوشمند و نقدها

🔸 مروری بر استدلال‌های مایکل بیهی (بیوشیمی‌دان امریکایی) در دفاع از نظریه طراحی هوشمند (وی سخنران چهارمین مدرسه بین‌المللی خداباوری شریف است)

🔸 آیا تکامل، نظریه‌ای بر اساس شانس است؟

🔸 با ایده‌های سارا واکر، اختر زیست‌شناس و فیزیکدان ناسا، سخنران چهارمین مدرسه بین‌المللی خداباوری شریف، آشنا شوید.

🔸 برخی از مهمترین آثار سارا واکر

🔸 چالش جهان اسلام درباره ارتباط بین علم و دین

🔸 قوانین احتمالاتی و تبیین خداباورانه از تکامل

🔸 چند سخنرانی معتبر فارسی درباره نسبت تکامل داروین و خداباوری

🔸 الهیات پویشی چیست و چرا مهم است؟

🔸 تفاوت ژنتیک کلاسیک و ژنتیک مدرن چیست و چه ارتباطی با تئوری تکامل داروین دارد؟

🔸 ناسازگاری‌های ژنتیک مدرن و تئوری داروین

🔸 خدای رخنه‌پوش کیست؟

🔸 تفاوت‌های تفکر دینی و تفکر علمی


#مدرسه‌بین‌المللی‌خداباوری‌شریف
#دانشگاه‌صنعتی‌شریف

🆔 @theismschool
🔰از «جهان‌های موازی» در فیزیک تا «جهان‌های ممکن» در فلسفه
From the "Parallel Universes" in Physics to the "Possible Worlds" in Philosophy

🔸«#جهان_های_ممکن» (Possible Worlds) ایده‌ای در فلسفه معاصر است که در حوزه‌های منطق، متافیزیک و زبان‌شناسی کاربرد وسیعی یافته است.

🔹هر «جهان ممکن»، همان‌طور که از نامش پیداست، جهانی است که از نظر منطقی و متافیزیکی وجود آن محال نباشد. به عبارت فنی تر، یک حالت سازگار و کامل از وضعیت امور (State of Affairs) است که صدق یا کذب هر گزاره‌ ممکنی را تعیین می‌کند.

🔸به عبارت ساده‌تر، هر حالت ممکنی از جهان هستی که بدون تناقض بتوانیم فرض کنیم، یک «جهان ممکن» است. یعنی، حتی تخیلی ترین و دور از ذهن ترین داستان ها، فیلم ها و انیمیشن ها نیز حاکی از یک جهان ممکن هستند.


🔹جهان های ممکن برای مثال در بیان وجهیت گزاره ها (ضروری، امکانی، محتمل و یا محال بودن) کاربرد دارد. برای مثال، یک گزاره ضروری گزاره ای است که در تمام جهان های ممکن صادق باشد و یک گزاره محتمل (possible) گزاره ای است که لااقل در یکی از جهان های ممکن صادق باشد و...

🔹فلاسفه غالباً مفهوم جهان ممکن را یک ابزار انتزاعی می دانند، اما برخی از آنان نیز، مانند #دیوید_لوییس، معتقدند که تمامی جهان های ممکن وجود دارند و از نظر هستی شناختی، جهان ما هیچ ارجحیتی نسبت به بقیه ندارد. البته هیچ ارتباط فضازمانی یا علّی بین این جهان ها برقرار نیست. این بزرگترین نظریه جهان های موازی است که میتوان تصور کرد.

🔹حتی اگر ما در یک چندجهانی تورّمی باشیم، کلّ این چندجهانی با همه وسعت آن، تنها یک جهان در بین جهان های ممکن خواهد بود.

🔺نسبت سایر نظریات چندجهانی با جهان های ممکن، بستگی به نوع تفسیر ما از این دو دارد. اما به هر حال همه نظریات چندجهانی در فیزیک، تنها زیرمجموعه کوچکی از جهان های ممکن فلسفی هستند.

🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍7
🚨«حیات هوشمند فرازمینی: مرور چند واقعیت درباره کیهان و طرح یک پرسش اساسی»

🔺ابعاد کیهان قابل مشاهده، حدود 100 میلیارد سال نوری است، یعنی چیزی حدود 10 به توان 24 کیلومتر! امّا از آنجایی که ذهن ما با چنین اعداد نجومی اُنس ندارد، دانستن این اعداد، شاید خیلی شهودبخش نباشد. به همین دلیل شاید بهتر باشد، کمی شهودی‌تر به این واقعیت بپردازیم:

🔹فرض کنیم ابعاد همه‌چیز را در عالم در ده میلیارد تقسیم کنیم. آنگاه خورشید به اندازه یک انار خواهد بود، و زمین به اندازه توپ نوک یک خودکار خواهد بود که در فاصلۀ 15 متری از آن انار (خورشید) قرار دارد. در چنین شرایطی، پلوتو 600 متر از انار (خورشید) فاصله خواهد داشت!

🔸حال اگر بخواهیم به نزدیک‌ترین ستاره پس از خورشید برسیم (پروکسیما قنطورس)، چقدر باید از آن انار فاصله بگیریم؟! تقریباً به اندازه فاصله ایران تا کشور ژاپن!

🔹حال، اگر دوباره اگر ابعاد همه‌چیز را تقسیم بر ده میلیارد کنیم، فاصله خورشید تا نزدیک‌ترین ستاره به اندازه عرض انگشت کوچک انسان خواهد بود و کهکشان راه شیری به اندازه یک زمین فوتبال!

🔸در هر کهکشان به طور میانگین صد میلیارد ستاره وجود دارد. در جهان قابل مشاهده نیز تقریباً صد میلیارد کهکشان وجود دارد. پس در جهان قابل مشاهده حدود 10 به توان 22 ستاره داریم، یعنی 10,000,000,000,000,000,000,000 عدد! که غالب آن‌ها یک یا چند سیاره به دور خود دارند.

🔹این عدد قابل مقایسه با تعداد تمامی دانه‌های شنی است که در تمامی سواحل کره زمین وجود دارد!!


⁉️آیا در این بین خورشید تنها ستاره‌ای است که یک سیاره شامل #حیات_هوشمند را به دور خود دارد؟ آیا ما در این وسعت عظیم تنها هستیم؟ به نظر شما دانستن این اعداد، کمکی به پاسخ به این پرسش می‌کند؟ دیدگاه خود را در بخش نظرات برای ما بنویسید!

🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍5👏2🤯2
🔰 «موجودات فرازمینی از منظر متون دینی»

🔺برخی از مفسرین، از آیات قرآن کریم اینطور برداشت کرده‌اند که در آسمان‌ها نیز موجوداتی مادی، نظیر آنچه که در زمین است، زندگی می‌کنند.

🔹مهم ترین آیه‌ای که از آن چنین برداشتی می‌شود، آیه 29 سوره مبارکه شوری است:
📖 «وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَابَّةٍ وَهُوَ عَلَىٰ جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَاءُ قَدِيرٌ»
«ﻭ ﺍﺯ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ [ﻗﺪﺭﺕِ ] ﺍﻭﺳﺖ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺁﺳﻤﺎﻧﻬﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ [ﺍﻧﻮﺍﻉ ] ﺟﻨﺒﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻥ ﺩﻭ ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺍﻭ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﺁﻭﺭﺩﻥِ ﺁﻧﺎﻥ ﺗﻮﺍﻧﺎﺳﺖ.»

🔸تعبیر «فِيهِمَا» نشان دهنده آن است که این جنبندگان، هم در زمین هستند و هم در آسمان‌ها.

🔹 برخی از مفسرین منظور از جنبندگان (دابّه) در آسمان‌ها را «پرندگان» یا «ملائکه» دانسته‌اند. اما این تفاسیر صحیح به نظر نمی‌رسد. زیرا آیات قرآن بین «دابّه» و «پرندگان» در آیه 38 سوره انعام، و بین «دابّه» و «ملائکه» در آیه 49 سوره نحل تفکیک قائل شده است. ضمن اینکه انتهای آیه که به حشر در قیامت دلالت دارد، نمی‌تواند شامل ملائکه شود.

🔸علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌گوید: «و از ظاهر آن (آیه) برمى‌آيد كه در آسمانها نيز جنبندگانى هست، و اينكه بعضى‌ جنبندگان آسمان را به ملائكه تفسير كرده‌اند، صحيح نيست» در تفسیر نمونه نیز می‌خوانیم: «از نكات قابل ملاحظه‌اى كه از اين آيه استفاده مى‌شود اين است كه دلالت بر وجود انواع موجودات زنده در آسمانها دارد».

🔹در اکثر تفاسیر قدیمی چنین برداشتی از آیه نشده است، که احتمالاً به دلیل آن بوده است که در نظام بطلمیوسی چنین چیزی قابل تصور نبوده است. با این وجود، برخی از مفسرین متقدم نیز چنین فرضی را منتفی ندانسته‌اند. فخر رازی (قرن ششم هجری) در تفسیر کبیر می‌نویسد:  «بعید نیست که گفته شود که در آسمان‌ها نیز حیواناتی وجود دارند که مانند انسان راه می‌روند»

🔻از حضرت علی (ع) نیز روایت شده است که  «این ستارگانی که در آسمان هستند شهرهایی هستند مانند شهرهای زمین» (سفینه البحار، ج 2، ص 574)

🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔 @TheoCosmology
👍11😁1🤔1🙏1🙉1
#سخنرانی

☑️مرکز علم و الهیات پژوهشکده مطالعات بنيادين علم و فناوری دانشگاه شهیدبهشتی برگزار می‌کند:

❇️ آغازمندی عالم از منظر قرآن کریم؛ یک رویکرد فرجام‌نگرانه

🎙سخنران: دکتر حامد منوچهری کوشا
(دانش آموخته دکتری کیهان‌شناسی از دانشگاه صنعتی شریف و پژوهشگر علم و دین)

🗓تاریخ برگزاری: دوشنبه ۲۳ مهرماه ۱۴۰۳
🕰ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷:۳۰

📍مکان برگزاري: دانشگاه شهید بهشتی، ساختمان شهدا.طبقه سوم.پژوهشکده مطالعات بنیادین علم وفناوری، سالن جلسات.

📢امکان حضور مجازی در این نشست از طرق لینک زیر نیز فراهم می باشد.
https://gharar.ir/r/55cc5c7b

☎️تلفن تماس:
۲۹۹۰۵۴۶۰
👍3😍2
🔰آیا «فضا» وجود دارد؟

🔺از ابتدایی‌ترین حقایقی که درباره عالم در می‌یابیم، این است که اشیائی که در پیرامون خود می‌بینیم همگی دارای مکانی هستند. (در اینجا مقصود ما از اشیاء هر چیزی است که دارای توزیع مکانی است و شامل مادّه، انرژی، میدان و... می‌شود.) در واقع اشیاء به نحو خاصی در عالم توزیع شده‌اند و هر یک نسبت به دیگر اشیاء موقعیت مکانی مشخّصی دارند. فواصل بین اشیاء نیز با یک متر مناسب قابل بیان کردن است.

♦️آیا به غیر از مجموعه تمام اشیاء، یک چیز دیگری نیز داریم به نام «فضا»؟ به عبارت دیگر، آیا به غیر از این اشیاء که هر یک دارای موقعیت مکانی مخصوصی هستند، یک موجود دیگری نیز در عالم تحت عنوان فضا هست که همه این‌ها را در در خود جای داده است؟ در پاسخ به این پرسش دو دیدگاه متفاوت وجود دارد:

🔹1- جوهری‌گرایی (Substantivalism): طبق این دیدگاه پاسخ پرسش فوق مثبت است. یعنی، موجودیتی به نام فضا در عالم هست که همه اشیاء را در بر گرفته است، و موقعیت مکانی همه اشیاء بستگی به جایگاهی دارد که در آن دارند. فضا در این دیدگاه، مانند ظرف همه چیز را در بر گرفته است، مشابه آب درون اقیانوس که همه ماهی‌ها در بر گرفته است. طبق این دیدگاه، اگر می‌گوییم شیء «الف» 10 متر از شیء «ب» فاصله دارد بدین معنی است که «الف» مکانی را در «فضا» اشغال کرده است که با مکانی که «ب» اشغال کرده است 10 متر فاصله دارد. مطابق جوهری‌گرایی، فضای خالی از اشیاء (خلأ محض) معنی‌دار است و می‌تواند موجود باشد. قائل بودن نیوتن به فضای مطلق مصداق مشهور یک دیدگاه جوهری‌گرایانه است.

🔸2- رابطه‌گرایی (Relationalism): این دیدگاه به پرسش مذکور پاسخ منفی می‌دهد. بنابراین، آنچه که وجود دارد، تنها اشیاء مادّی هستند که در موقعیت مکانی خاصی نسبت به یکدیگر قرار دارند. به عبارت دیگر، فضا چیزی فراتر و بیشتر از خود اشیاء نیست، و آنچه که اصطلاحاً فضا گفته می‌شود وابسته به خود اشیاء و نحوه رابطه بین آنهاست. طبق این دیدگاه، اگر می‌گوییم شیء «الف» 10 متر از شیء «ب» فاصله دارد، تنها در حال صحبت از نوع رابطه مکانی بین شیء الف و ب هستیم و نیازی نداریم تا موجود سومی را تحت عنوان فضا وارد کار کنیم. طبق این دیدگاه، صحبت از فضای مطلق، یا حرکت مطلق بی‌معنی است و فضای خالی از اشیاء نیز نمی‌تواند موجود باشد و اصولاً بی معنی است.

♦️این دو دیدگاه متفاوت از دوران باستان موجود بوده اند. امروزه نیز اگرچه با توجّه به تفسیر استاندارد از نسبیت عام، دیدگاه جوهری‌گرایی رایج است، امّا رابطه‌گرایی نیز در میان برخی از فیزیکدانان و فلاسفه فیزیک بزرگ، نظیر کارلو روولّی و جولیان باربور، مقبول است و استدلال‌هایی به نفع آن آورده می‌شود.

📚چند منبع خوب برای مطالعه بیشتر:
Absolute and Relational Space and Motion: Classical Theories
https://plato.stanford.edu/entries/spacetime-theories-classical/

Absolute and Relational Space and Motion: Post-Newtonian Theories
https://plato.stanford.edu/entries/spacetime-theories/

Substantivalism vs Relationalism About Space in Classical Physics
https://shamik.net/papers/dasgupta%20substantivalism%20vs%20relationalism.pdf

Substantivalist and Relationalist Approaches to Space
https://philsci-archive.pitt.edu/9055/1/srapproaches.pdf
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔 @TheoCosmology
👍7🔥2
🔰سمینار نجوم و کیهان شناسی
دانشکده فیزیک دانشگاه خواجه نصیر

«چندجهانی تورّمی و چالش آزمون‌پذیری تجربی»

👤حامد منوچهری کوشا

🕰۱۳ آبان ۱۴۰۳ - ساعت ۱۶ - ۱۷
حضور مجازی: meet.google.com/phx-pdzw-cwg

🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍7🔥21👎1
«اکنون، به نظر می‌رسد که علم هرگز نخواهد توانست پرده از روی راز آفرینش بردارد. برای دانشمند [خداناباوری] که [تمام عمر] با ایمان به قدرت استدلال زندگی کرده است، داستان مانند یک کابوس بد پایان می‌یابد. او از کوه‌های جهل بالا رفته است؛ او در آستانه فتح بلندترین قله است؛ وقتی خود را بر روی آخرین صخره بالا می‌کشد، توسط گروهی از الهی‌دانان که از قرن‌ها پیش آنجا نشسته‌اند، مورد استقبال قرار می‌گیرد!»
👤رابرت جسترو، اخترشناس آمریکایی در کتاب «خدا و اخترشناسان»

📚 God and the Astronomers(1992), p. 107

🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔 @TheoCosmology
11👍6👏2👎1🤔1
Forwarded from Theoretical_Physics
#آموزشی

طبیعی بودن در فیزیک ذرات
🙏1
🔰«مسئله پیکان ترمودینامیکی زمان»: چرا آب رفته به جوی بر نمیگردد؟
The problem of thermodynamic arrow of time


🔹ما در زندگی روزمرّه خود به کرّات با رخدادهایی مواجهیم که برگشت ناپذیرند: برای مثال بوی شیشه عطر در اتاق پخش می‌شود ولی هیچ‌گاه دوباره از اتاق به داخل شیشه عطر جمع نمی‌شود. بدین ترتیب ما یک عدم تقارن زمانی را شاهد هستیم، یعنی برخی فرآیندها در جهت آینده رخ می‌دهند امّا هرگز در جهت گذشته (یعنی با ترتیب رخ دادن معکوس) محقّق نمی‌شوند. به عبارت ساده، اگر فیلمی را به ما نشان دهند که رنگ موجود در یک شربت به مرور در یک ناحیه متمرکز می‌شود و کم‌کم یک قرص جوشان سالم پدیدار می‌شود، ما بی‌درنگ پی‌می‌بریم که این فیلم به صورت معکوس در حال پخش است.

🔸طبیعی است که از این مشاهدات کسی نتیجه بگیرد که برخی از قوانین فیزیک هستند که اجازه رخ دادن یک فرآیند را می‌دهند امّا معکوس آن را منع می‌کنند. در واقع یک قانون فیزیکی بسیار مشهور وجود دارد که این‌چنین است: قانون دوم ترمودینامیک. این قانون بیان می‌کند که آنتروپی کل (معیاری از بی‌نظمی یا تصادفی بودن) یک سیستم منزوی، تنها می‌تواند با گذشت زمان افزایش یابد یا در شرایط خاصی ثابت بماند، امّا هرگز کاهش نخواهد یافت. این بدان معناست که اشیا به طور طبیعی تمایل به بی‌نظمی بیشتر دارند: مولکول‌های عطر که با پخش شدن در اتاق بی‌نظم شده‌اند دوباره نمی‌توانند با جمع شدن در شیشه منظم شوند.

🔹امّا مسئله اینجاست که نظریه ترمودینامیک به عنوان یک نظریه بنیادی فیزیک شناخته نمی‌شود، بلکه تنها در سطوح کلان و بزرگ‌مقیاس (وقتی که تعداد بسیار زیادی ذره در کار باشند) قابل اعمال است. بنابراین، آن را باید بر اساس قوانین بنیادین فیزیک، که در سطوح پایه برقرارند، توضیح داد.

🔸امّا هرچقدر قوانین بنیادی فیزیک را بررسی کنیم، از مکانیک و الکترومغناطیس کلاسیک گرفته تا مکانیک نسبیتی و نظریه میدان‌های کوانتومی، اثری از قانونی که یک فرآیند را فقط در یک جهت (و نه معکوس آن) مجاز بشمارد نمی‌یابیم(به استثناء برخی موارد نادر). به عبارت دقیق‌تر، قوانین پایه فیزیک تقارن زمانی دارند. برای مثال، اگر فیلمی از برخورد توپ‌‌های بیلیارد را به ما نشان دهند(با صرف نظر از اصطکاک) قادر نیستیم تشخیص دهیم که فیلم در جهت واقعی در حال پخش است یا در جهت معکوس.

⁉️پس عدم تقارن (پیکان) ترمودینامیکی زمان از کجا ناشی شده‌است؟

✍🏻این مسئله، یک پرسش مهم و اساسی در فیزیک بنیادی محسوب می‌شود. با این وجود، برخی پاسخ‌ها به آن داده شده است که إن‌شاءالله در آینده به آن خواهیم پرداخت.

🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍13😱1🙏1
📌«دانشنامه فلسفی استنفورد»
Stanford Encyclopedia of Philosophy


🔷فرقی نمی‌کند که به عنوان یک شخص عادی علاقمند می‌خواهید برای اوّلین بار با یک موضوع در #فلسفه و فلسفه‌های مضاف (#فلسفه_علم، #فلسفه_فیزیک، #فلسفه_ذهن و...) آشنا شوید، یا یک محقّق برجسته هستید که می‌خواهید مطالعات خود را برای نگارش مقاله جدیدتان شروع کنید... در هر صورت یکی از بهترین راه‌ها برای شروع، مراجعه به #دانشنامه_فلسفی_استنفورد است.

🔺این دایرةالمعارف آنلاین، هم‌‌اکنون نزدیک به دو هزار مدخل (مقاله) در موضوعات مهم و متنوّع فلسفی دارد که هر کدام توسّط یکی از برجسته‌ترین و شناخته‌شده‌ترین متخصّصین آن موضوع نوشته شده است. این دانشنامه امروزه یک منبع بسیار مهم و معتبر پژوهشی در دنیا شمرده می‌شود که مستقیماً در مقالات علمی رسمی مورد ارجاع قرار می‌گیرند. این مقالات به صورت مروری نگاشته شده‌اند و در آن‌ها سعی شده یک دید جامع امّا دقیق نسبت به موضوع در اختیار مخاطب بگذارد و او را از جنبه‌های مختلف موضوع و دیدگاه‌های مختلف موجود باخبر کند. فهرست ارجاعات این مقالات نیز یک مجموعه متنوّع از کتاب‌ها و مقالات مختلف برای ادامه پژوهش در اختیار شما می‌گذارد.


🛑 در این آدرس می‌توانید فهرست کاملی از مقالات آن را بیابید:
https://plato.stanford.edu/contents.html

🚨برای شروع می‌توانید نگاهی به این مدخل‌ها بیندازید: دین و علم ♦️ فلسفه کیهان‌شناسی♦️مکانیک کوانتومی بوهمی ♦️ تفسیر چند‌جهانی از مکانیک کوانتومی♦️ واقع‌گرایی علمی♦️ علّیت در فیزیک♦️ اراده آزاد♦️ کیهان‌شناسی و الهیات ♦️ تنظیم ظریف♦️ براهین کیهان‌شناختی♦️ قوانین طبیعت♦️فلسفه مکانیک کوانتومی♦️ دیدگاه‌های پسانیوتنی درباره فضا و زمان و...

⁉️مطالعه یک متن انگلیسی، آن هم یک متن تخصّصی فلسفی، برایتان دشوار است؟

این دلیل خوبی برای محروم شدن از این دانشنامه نیست. زیرا:
1- امروزه با ابزارهای هوش مصنوعی همچون Gemini، دیگر بلد نبودن زبان مانعی برای یادگیری نیست. کافی است از آن بخواهید تا بند به بند آن را به صورت دقیق و حرفه‌ای ترجمه کند.
2- نشر ققنوس ترجمه فارسی بسیاری از مقالات آن را منتشر کرده است، می‌توانید از آن استفاده کنید.

🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🔥4🙏41👍1
🔰 «پارادوکس هتل بزرگ هیلبرت؛ و مسئله‌ آغازمندی عالم»
Hilbert's paradox of the Grand Hotel and the problem of temporal finitude of the universe

🔸ویلیام کریگ، در دفاع از آغازمندی زمانی عالم به عنوان یکی از مقدمات برهان کیهان‌شناختی کلام، استدلال می‌کند که وجود بی‌نهایت واقعی و بالفعل محال است (هرچند که در عالم ریاضیات ممکن است).

🔹او در دفاع از این ادعا بیان می‌کند که وجود بالفعل بی‌نهایت منجر به تناقض و شرایط نامعقول (Absurd) می‌شود. او در این مسیر، گاهی از تمثیل هایی بهره می‌برد که یکی از مشهورترین آنها  «#پارادوکس_هتل_بزرگ» است که اولین بار توسط ریاضی‌دان بزرگ، #دیوید_هیلبرت، مطرح شده است.

👈🔺فرض کنید که شما مدیر هتلی هستید که دارای بی‌نهایت اتاق است. اتاق‌های این هتل از یک تا بی‌نهایت شماره خورده‌اند. می‌توان به سادگی دید که این وضعیت منجر به شرایط تناقض آمیز می‌شود.

🔸 برای مثال، فرض کنید هتل شما کاملاً پر است و اتاق خالی ندارید. در این شرایط، برای شما مسافر جدیدی می‌رسد. جای نگرانی نیست! کافی است به ساکنین هر اتاق n بگویید که به اتاق n+1 نقل مکان کنند. در این صورت اتاق شماره 1 خالی و آماده پذیرش مسافر خواهد بود.
حتی اگر به طور همزمان بی‌نهایت مسافر جدید نیز برای شما برسد باز هم جای نگرانی نخواهد بود. کافی است به ساکنین اتاق‌های n بگویید که در اتاق‌های 2n ساکن شوند. آن‌گاه اتاق‌های با شماره فرد (که تعدادشان بی‌نهایت است) خالی خواهند شد. حال، شما میتوانید بی‌نهایت مسافر جدید را در هتلی که کاملاً پر بود جای دهید!

🔹اما اوضاع از این نیز عجیب‌تر است. فرض کنید که هتل شما کاملاً پر است. تعداد بی‌نهایت مسافر (ساکنین اتاق‌های فرد) هتل شما را ترک می‌کنند. با این وجود تعداد مسافرین هتل شما حتی ذره‌ای کم نشده است، چون مانند قبل بی‌نهایت مسافر دارید!

🔸نگران هستید که در هتل شما بی‌نهایت اتاق، یعنی اتاق‌های فرد، خالی هستند؟ مشکلی نیست. کافی است به ساکنین اتاق‌های 2n بگویید که به اتاق‌های n نقل مکان کنند. در این صورت شما بدون هیچ مسافر جدیدی، یک هتل نیمه پر را به هتلی پر تبدیل کرده‌ايد.

⁉️ گروهی از فلاسفه این آزمایش فکری را نمایانگر آن می‌دانند که عالم نمی‌تواند ازلی باشد. دیدگاه شما چیست؟

🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍4😁2🙏1
🔰استدلال تنظیم ظریف کیهان‌شناختی برای وجود طراح هوشمند (خدا)
The Cosmological Fine-Tuning Argument for the Existence of The Intelligent Designer (God)


🔹این استدلال که به عنوان صورت بندی مدرن از برهان نظم شناخته می‌شود، از دستاوردهای فیزیک‌دانان در قرن بیستم درباره مسئله‌ تنظیم ظریف استفاده می‌کند.

🔺مسئله تنظیم ظریف برای حیات: شواهد تجربی و محاسبات نظری نشان می‌دهند که اگر شرایط اوّلیه عالم، ثوابت و یا قوانین فیزیکی مقدار بسیار ناچیزی با آنچه که مشاهده می‌کنیم متفاوت بودند، امکان وجود حیات در جهان ما وجود نداشت. زیرا در این صورت عناصر سنگین لازم برای تشکیل ساختارهای پیچیده (نظیر کربن، اکسیژن و سیلیکون) در جهان به وجود نمی‌آمدند و از آنجایی که هرگونه حیاتی مستلزم وجود حدّاقلی از پیچیدگی است، هیچ حیاتی در جهان شکل نمی‌گرفت. چرا شرایط اوّلیه و ثوابت و قوانین فیزیکی با این ظرافت و دقّت محیّر العقول (که گاهی تا 10 به توان 120- مرتبه نیز می رسد) برای حیات تنظیم شده است؟ (نگاه کنید)

🔸برای این مسئله پاسخ‌هایی مطرح شده است:
1⃣ شانس: اینها حقایق خام (Brute Facts) جهان ما هستند و نیازی به توضیح ندارند. در واقع ما خوش شانس بوده‌ایم که چنین شرایطی در عالم واقع برقرار بوده است.
2⃣ یک نظریه بنیادین ناشناخته: تاریخ نشان می‌دهد که علم مسائل پیچیده بسیاری را حل کرده است. در آینده نیز حتماً یک نظریه بنیادین که اکنون برای ما ناشناخته است توضیح خواهد داد که چرا شرایط اوّلیه و... باید این چنین باشند. در واقع طبق قوانین بنیادین آنها انتخاب دیگری نداشته‌اند.
3⃣ چندجهانی: در هستی جهان‌های بیشماری وجود دارد که شرایط اوّلیه و... در آن‌ها با یکدیگر متفاوت است. در بین این بیشمار جهان حتماً لااقل یکی از آن‌ها نیز شرایط مناسب برای حیات را داشته است. جای تعجّب نیست که جهانی که ما می‌بینیم، جزء همین دسته است.
4⃣ طراح هوشمند: ایدۀ آفریده شدن جهان ما به صورت هدفمند توسّط خدایی دانا، حکیم و قدرتمند ایده ای بسیار ریشه دار و رایج است. جای تعجّب نیست که در جهانی که چنین خدایی آفریده است، همه چیز با دقّت برای پیدایش حیات تنظیم شده است.

🔺استدلال به نفع طراح هوشمند: این استدلال مدعی است که پاسخ‌های دیگر برای مسئله تنظیم ظریف دارای اشکالات جدی هستند:
1) شانس: این نوعی پاک کردن صورت مسئله است و اگر همه چیز به شانس ارجاع می‌شد معرفت و دانشی شکل نمی‌گرفت.
2)یک نظریه بنیادین ناشناخته: چرا در جهان این نظریه بنیادین خاص که منجر به شرایط اوّلیه و... مناسب برای حیات شده است برقرار است و نه نظریات ممکن دیگر؟ پس مسئله همچنان باقی است.
3)چندجهانی: بسیاری معتقدند که نظریات چندجهانی علمی و معتبر نیستند. گذشته از این، حتی به فرض برقراری چندجهانی، باز این مسئله باقی است که قانون‌هایی که منجر به ایجاد چنین چندجهانی شده‌اند (فراقانون ها)، چرا اینگونه تنظیم یافته اند؟؟

از سوی دیگر، ایده طراح هوشمند، می‌تواند مسائل دشوار دیگری نظیر آگاهی، بنیان اخلاق، آغاز عالم، معنای زندگی، تجربه دینی و... را نیز توضیح دهد و قدرت تبیینی زیادی دارد. بر این اساس، بهترین تبیین برای تنظیم ظریف، طراح هوشمند است. بنابراین، طبق روش استدلالی استنتاج به نفع بهترین تبیین (IBE) تنظیم ظریف‌ کیهان‌شناختی شاهد محکمی است برای وجود خدا.

🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍122🙏1
🔰آیا تنظیم ظریف در جهان ما شاهدی به نفع چندجهانی است؟: «مغالطه قمارباز معکوس»
Is the fine-tuning of our universe an evidence for the multiverse?: the inverse gambler's fallacy


🔺بسیاری بر این باورند که نظریات چندجهانی علمی نیستند، زیرا این نظریات از طریق تجربی آزمون‌پذیر نیستند. حتّی اگر این نظریات را علمی بدانیم، آنچه که روشن است این است که آن‌ها در حال حاضر مستند به شواهد تجربی نیستند. طرفداران چندجهانی پاسخ‌هایی به این انتقاد ارائه می‌دهند. یکی از این پاسخ‌ها آن است که مشاهده تنظیم ظریف برای حیات در جهان ما، یک شاهد تجربی است برای وجود چندجهانی.

🔹یکی از پاسخ‌هایی که منتقدین چندجهانی در جواب این استدلال می‌گویند این است که استدلال از طریق مشاهده تنظیم ظریف به نفع چندجهانی، دچار #مغالطه_قمارباز_معکوس است.

🔸مغالطۀ قمارباز: اگر پس از پنج بار تاس انداختن 6 نیاورده باشیم، در مرتبه ششم احتمال 6 آوردن خیلی زیاد است.
🔸مغالطۀ قمارباز معکوس: اگر ببینیم که کسی ده مرتبه تاس انداخت و هر بار 6 آورد، (با فرض سالم بودن تاس) نتیجه می‌گیریم که این فرد دست کم هزاران بار تاس انداخته است تا بلاخره این رویداد نادر رخ داده است.
❗️امّا این استنتاج‌ها مغالطه‌آمیزند، زیرا نتیجه تاس‌انداختن‌ها متغیّرهای آماری تصادفی و مستقلّی هستند و بر احتمال رخ دادن یکدیگر تأثیری ندارند.

🔺به همین ترتیب، اگر بگوییم که «مشاهده اینکه جهان ما تنظیم ظریف شده است، نتیجه می‌دهد که احتمالاً تعداد بسیار زیادی از جهان‌ها (چندجهانی) وجود دارد»، دچار مغالطه قمارباز معکوس شده‌ایم.

📗یک مقاله خوب از سایمون فردریش برای مطالعه بیشتر:
Friedrich (2019). Reconsidering the Inverse Gambler's Fallacy Charge Against the Fine-Tuning Argument for the Multiverse. The Journal for the general philosophy of science

🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍7🔥3👏2🙏21
🔰«تبیین فیزیکی پیدایش جهان از هیچ»- بخش اوّل: ادوارد ترایون و الکساندر ویلنکین
The Physical Explanation of the Creation from Nothing- First Part: Edward Tryon and Alexander Vilenkin


📌طبق مدل استاندارد مِهبانگ (Big Bang)، جهان از یک حالت بسیار داغ و چگال (تکینگی) اوّلیه شروع به کار کرده است. امّا خود آن حالت اوّلیه چرا به وجود آمده است؟
برخی نظریات فیزیکی وجود دارد که در تلاش است تا پیدایش جهان از هیچ را به صورت طبیعی و فیزیکی توضیح دهد:

1️⃣ مدل ترایون (#افت‌وخیز_کوانتومی): او در سال 1973 پیشنهاد کرد که جهان می‌تواند حاصل یک افت‌وخیز از یک میدان خلأ کوانتومی باشد. او استدلال کرد که برای یک جهان بسته، انرژی منفی پتانسیل گرانشی با انرژی مادّه-انرژی موجود در جهان یکدیگر را خنثی می‌کنند و در نتیجه مجموع انرژی جهان صفر است. به همین سبب، جهان به عنوان یک افت‌وخیز کوانتومی، بدون نقض قانون پایستگی انرژی، می‌تواند به مدّت طولانی پایدار بماند.

2️⃣ مدل ویلنکین (#تونل‌زنی_کوانتومی): او در سال 1982 مدلی را ارائه داد که طبق آن جهان می‌تواند از "#هیچ" تونل‌زنی کرده و به وجود بیاید. ویلنکین احتمال آن که کیهان از «یک حالت بسیار کوچک در حال رمبیدن»، به «یک حالت بزرگ در حال انبساط» تونل بزند را محاسبه کرد. او نشان داد که حتّی اگر حجم آن حالت اوّلیه به صفر میل کند، باز هم احتمال این تونل‌زنی صفر نیست. ویلنکین این کیهان اوّلیه با حجم صفر را "#هیچ" می‌نامد و این فرآیند را "#به_وجود_آمدن_جهان_از_هیچ" می‌داند.

❗️امّا این نظریات، فارغ از مشکلات فیزیکی که دارند، واقعاً یک نظریه پیدایش از هیچ نیستند، زیرا:

🔹1- میدان خلأ دارای انرژی است، در فضازمان قرار دارد و قوانین فیزیک برای آن برقرار است. بنابراین خلأ کوانتومی از منظر فیزیکی یک "چیز" است و موجودیت دارد؛ و آن را نباید با "هیچ محض"، یعنی عدم مطلق فلسفی، یکی دانست. با این اوصاف، نظریۀ ترایون را نباید "خلق جهان از عدم" دانست، بلکه آن "خلق جهان از میدان خلأ کوانتومی" است. به عبارت دیگر این نظریه پاسخی برای این پرسش ندارد که «خود آن خلأ کوانتومی چگونه خلق شده‌است؟»

🔸2- همان‌طور که خود ویلنکین نیز بعداً اذعان کرد، این "هیچ" به معنای "هیچ فلسفی" نیست، چرا که همچنان قوانین فیزیک در آن‌جا وجود دارند و برقرار هستند. از آن گذشته، خود این جهانِ با حجم صفر، همچنان یک موجود هندسی سه-بُعدی است که به عنوان یک حالت اوّلیه می‌تواند مطابق با قوانین فیزیک به یک حالت ثانویه تونل‌زنی کند. بنابراین، نظریۀ ویلنکین نیز به مانند نظریۀ ترایون، یک توضیح فیزیکی برای "پیدایش جهان از هیچ" نیست.

🔺در این زمینه، یک دیدگاه مشهور دیگر، نظریۀ هارتل-هاوکینگ است که در آینده به آن خواهیم پرداخت.

توضیحات بیشتر دربارۀ خلأ و تونل‌زنی کوانتومی:

دلیل آن‌که خلأ کوانتومی (Quantum Vacuum) را "خلأ" می‌نامند این است که از نظر فیزیکی هیچ ذرّه‌ای در آن نیست، به عبارت دیگر یک "فضای تهی از ذره" است. امّا در چهارچوب نظریۀ میدان کوانتومی، هویات بنیادی عالم ذرات نیستند، بلکه میدان‌ها هستند. خلأ کوانتومی نیز در واقع حالتی از میدان‌های کوانتومی است که دارای کمترین انرژی ممکن است. به سبب اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، چنین حالتی پایدار نیست و افت‌وخیزهای کوانتومی در آن منجر به تولید ذرات مختلفی می‌شود که غالباً ناپایدارند و سریعاً از بین می‌روند. مدّت زمان پایداری این ذرات تولید شده، با انرژی آن‌ها نسبت عکس دارد.

تونل‌زنی (Quantum Tunneling) نام پدیده‌ای کوانتومی است که در آن ذرّه‌ای از یک سدّ پتانسیل که از منظر کلاسیکی عبور از آن برایش ناممکن است، عبور می‌کند. به عبارت ساده، ذرّه تحوّلی را طی می‌کند که هرچند حضور ذره در حالت ابتدایی و انتهایی این تحوّل به‌خودی‌خود مجاز است، امّا انجام این تحوّل با مانعی روبروست که فیزیک کلاسیک اجازۀ آن را نمی‌دهد.


🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🙏9👍1
🔰«نظریه تکامل و داستان خلقت آدم (ع) در اسلام»
The Evolutionary Theory and the Story of Creation of Adam in Islam


👤
#شعیب_احمد_مالک، مدرس علم و دین در دانشگاه #ادینبورگ است. او از محقّقان جوان و برجسته مسلمان در حوزه علم و دین است که در سال 2021 کتاب  «Islam and Evolution» (اسلام و تکامل) را در انتشارات معتبر Routledge (راتلج) به چاپ رساند که بسیار مورد توجّه قرار گرفت. او در این کتاب، یک دسته‌بندی چهارگانه از دیدگاه‌های متفکّرین اسلامی درباره نسبت بین نظریه تکامل و داستان #خلقت_آدم (ع) در اسلام، ارائه می‌کند که برای داشتن یک تصویر کلی بسیار راهگشاست:

1️⃣خلقت‌گرایی (Creationism): در این دیدگاه، تکامل کلان (Macroevolution) به صورت کامل رد می‌شود. یعنی نه تنها برای انسان، بلکه برای سایر گونه‌های زیستی نیز تکامل رخ نداده است. بنابراین، تمامی گونه‌های زیستی به صورت جداگانه آفریده شده‌اند و هیچ یک ناشی از تکامل گونه‌های زیستی دیگر نیستند.

2️⃣استثناگرایی درباره انسان (Human Exceptionalism): طبق این نگاه همه گونه‌های زیستی همانطور که نظریه تکامل می‌گوید به صورت تدریجی از طریق انتخاب طبیعی به وجود آمده‌اند، اما به استثناء گونه انسان‌ها. چرا که خداوند انسان‌ها را به طریقی معجزه‌گون به طور مستقل آفریده است.

3️⃣ استثناگرایی درباره آدم (ع) (Adamic Exceptionalism): طبق این دیدگاه، همه گونه‌های زیستی، حتّی انسان‌ها، حاصل فرآیند تکاملی هستند. امّا در این میان، شخص حضرت آدم(ع) و همسرش حوا به طریقی معجزه‌گون به طور مستقل آفریده شده‌اند. بر این اساس، نسل آن‌ها با نسل سایر انسان‌هایی که فرزندان آدم(ع) نبوده‌اند ازدواج و تولید مثل کرده‌اند.

4️⃣ استثناناپذیری (No Exceptions): مطابق با این دیدگاه، هیچ استثنائی وجود ندارد و همه گونه‌های زیستی از جمله انسان، و حتّی شخص آدم(ع) و حوا، حاصل فرآیند طبیعی تکاملی بوده‌اند. بر این اساس، آیات قرآن باید به صورتی تأویل و تفسیر شوند که به طور کامل با روایت رایج در نظریه تکامل سازگار باشد. برای مثال، آیاتی که درباره خلقت حضرت آدم(ع) از خاک است، باید به صورت استعاری و ادبی تفسیر شود.

احمد مالک در مجموع از گزینه 3 دفاع می‌کند. دیدگاه من چیزی بین 2 و 3 است.

⁉️نظر شما چیست؟

🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🙏61👍1
♦️دسته بندی شعیب احمد مالک در کتاب «اسلام و تکامل» از دیدگاه‌های متفکّرین اسلامی درباره نسبت بین نظریه تکامل و داستان خلقت آدم (ع) در قرآن

🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
5